صفحه 16 از 19 نخستنخست ... 61213141516171819 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 189

موضوع: مباحثی از تاریخ ، علوم و معارف قرآن

  1. Top | #151

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    واژه تفسير فقط یک بار در قرآن آمده است: (وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا)
    (2) ومشرکان هیچ مثلی برای تو نیاوردند مگر این که ما پاسخ درستی برای تو بیاوریم با بهترین تفسیر) کلمه تفسیر در این آیه به معنای ایضاح و توضیح و تبیین استعمال شده است. تفسیر یعنی توضیح مراد خداوند از آن چه در کتابش نوشته شده است. به عبارت دیگر تفسیر بیان معانی آیات قرآن و کشف مقاصد آن و مدلولهای آن است به قدر طاقت بشری و این نوع تفسیر از عصر نزول قرآن مجید آغاز شد. در تفسیر حکم به ظن و استحسان و بر چیزی که به دلیل عقلی و یا از طریق شرع ثابت نشده باشد جایز نیست و حرام است چیزی را به خدا اسناد داد مگر با اجازه خود او. روایات بسیاری در نهی به حکم کردن در مورد چیزی که درباره آن علم نداریم وجود دارد و نیز در مورد تفسیر به رأی که از طریق یهود و نصاریگرفته شده است. بنابراین تفسیر هیچیک از مفسرین ولو مذهب او مورد قبول باشد اگر رأی خود مفسر است معتبر نیست زیرا ممکن است در تفسیر تبعیت از ظن نموده باشد. مفسر بایدیا از ظواهری که از متن عربی صحيح فهمیده می شود تبعیت نماید و یا از آن چه عقل فطری صحیح حکم می کند استفاده نماید که به آن برهان داخلی گویند و یا به گفتار پیغمبر و آن چه ثابت شده است که مأثور از معصومین است استناد کند که به آن حجت و دلیل خارجی برای قرآن گویند زیرا آنان در دین از مراجع هستند و پیغمبر (صلی الله علیه و آله) وصیت نموده است به آنان تمسک کنیم. تفسیر با ظواهر قرآن صحیح است و ظواهر آن حجت می باشد. خداوند در قرآن در آیات زیادی از جمله: (27 زمر، 1920195 شعراء 137 آل عمران و 58 دخان)
    مردم را به تفکر و تدبیر در آیات قرآن امر فرموده است.
    (3)
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .





  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #152

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تفسیر به رأی بر اعتقاد و اجتهاد و قیاس اطلاق می شود و مراد به رأی در این جا اجتهاد است. پس تفسیر به رأي عبارت است از تفسیر قرآن بر پایه اجتهاد پس از شناختن کلام عرب و حدود آن و شناخت
    ص: 117


    1- مبانی و روش های تفسیر قرآن، ص 61
    2- فرقان /33
    3- نخستین مفسران پارسی نویس، ص39. 36
    الفاظ عرب و وجوه دلالت آن بر معنی و استعانت برای آن از شعر زمان جاهلی و وقوف بر اسباب نزول و شناخت ناسخ و منسوخ آیات قرآن و سایر علوم و ادواتی که مفسر باید بداند.
    (1)
    پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: هر کس قرآن را به رأی خودش تفسیر کند خدا مجلسی از آتش برایش فراهم کند. و نیز می فرماید: هر کس درباره قرآن بدون علم چیزی بگوید خدا جایگاه او را آتش قرار دهد. مجموعا حدود ده نظر درباره تفسیر به رأی وجود دارد.
    1. منظور از تفسیر به رأی، تفسیر کسی است که اطلاعی از علوم مقدماتی ندارد.
    2. پرداختن به تفسیر آیات متشابه است، چون تفسير آن آیات را جز خدا کسی نمیداند.
    3. تفسیری است که یک مطلب فاسد زیر بنای آن باشد. با این که مذهبی فاسد را اصل و تفسیر قرآن را تابع آن قرار داده، به هر طریقی که باشد هر چند نادرست و ضعیف، آیاترا بر آن مذهب حمل کند.
    4. بطور قطع بگوید مراد خدای تعالی از فلان آیه این است، بدون اینکه دلیل در دست داشته باشد.
    5. تفسیر به هر معنای دلخواهی است که سلیقه و هوای نفس خود مفسر آن را بپسندد.
    6. درباره آیات مشکل قرآن چیزی بگوئیم و معنایی بکنیم که در مذاهب صحابه و تابعین سابقه نداشته باشد. چنین عملی متعرض خشم خدا شدن است.
    7. در معنای آیه ای از قرآن چیزی بگوئیم که بدانیم حق بر خلاف آن است.
    8 بدون علم درباره قرآن سخن گفتن، بدون این که یقین و اطمینان داشته باشیم به این که این معنا حق است یا خلاف آن.
    9. تمسک به ظاهر قرآن، صاحبان این قول کسانی هستند که معتقدند آیات قرآن ظهور ندارد، بلکه در مورد هر آیه باید روایاتی را پیروی کرد که از معصوم رسیده و در مدلول خود صریح باشد. بنابراین در حقیقت از قول قرآن کریم پیروی نشده، بلکه از احادیث پیروی شده است و در حقیقت تنها معصومین (علیهم السلام) هستند که حق تفسير قرآن را دارند.
    10. تفسیر به رأی عبارت است از تمسک به ظاهر قرآن، صاحبان این مسلک معتقدند به این که آیاتقرآن ظهور دارد و ليكن ظهور آن را ما نمی فهمیم، بلکه تنها معصوم (علیه السلام) می فهمد.
    ص: 118


    1- همان، ص 69

    ویرایش توسط ملکوت* گامی تارهایی * : 20-09-2025 در ساعت 15:57
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  4. Top | #153

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: مفسر نباید در تفسیر آیات قرآنی به اسبابی که برای فهم کلام عربی در دست دارد اکتفا نموده، کلام خدا را با کلام مردم مقایسه کند، برای این که کلام خدا با کلام بشری فرق دارد. نباید به مدلول یک آیه و آن چه از بکار بردن قواعد عربیت می فهمیم اکتفا نموده، بدون این که سایر آیات مناسب با آن را مورد دقت و اجتهاد قرار دهیم به معنایی که از آن یک آیه به دست می آید تمسک کنیم. همچنان که آیه شریفه: (أفلا يتدبرون القرآن و لوكان من عند غيراالله لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً) (1)چرا در قرآن تدبر نمی کنند؟ که اگر از ناحيه غير خدا بود اختلاف های زیادی در آن مییافتند. به همین معنا اشاره نموده است. پس تفسیر به رأی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از آن نهی فرموده عبارت است از طریقهای که بخواهند با آن طریقه رموز قرآن را کشف کنند و بخواهند کلام خدا را مانند کلام غير خدا بفهمند.(2)


    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  5. Top | #154

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    مراحل تفسیر

    تاریخ تحول تفسیر و مراحل آن یکی از زیباترین مباحث علوم قرآنی و تفسیر شناسی است، به طور کلی دانشمندان تاریخ تحول تفسیر را به 3 مرحله تقسیم کرده اند، مرحله نخست شامل تفسير قرآن در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اصحاب او می باشد. مرحله دوم مربوط به تفسیر قرآن در عهد تابعین است و مرحله سوم در بر گیرنده تاریخ تحول تفسیر قرآن در اعصار تدوین تفسیر است که از زمان بنی عباس شروع شده و تا کنون ادامه دارد. البته این سه مرحله هر کدام دارای اوصاف، خصوصیات و ویژگی هایی است که برای پرهیز از طولانی شدن کلام از شرح کامل آنها پرهیز می کنیم. مآخذ تفسیر در عهد صحابه عبارتند از:
    1. قرآن یا تفسیر قرآن به قرآن که علی (علیه السلام) در یکی از خطبه هایشان فرموده است:یَنطِقُ بِعضُهُ بِبَعضٍ ويَشهَدُ بَعضُهُ عَلي بَعضٍ.
    2. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و احادیث و سنت او.
    ص: 119


    1- نساء /82
    2- فروغ هدایت، ص 14.11
    3. اجتهاد و قوه استنباط.
    4. منابع اهل کتاب از یهود و نصاری.
    مآخذ تفسیر در عهد تابعین عبارتند از :
    1. قرآن مجيد.
    2. روایات صحابه از پیامبر (صلی الله علیه و آله).
    3. روایات صحابه در تفسیر خود صحابه.
    4. روایات اهل کتاب که در کتب تورات و انجیل آمده.
    5. اجتهاد و نظر در قرآن که از سوی خود تابعیت بیان می شده است.
    از مرحله سوم به بعد تقریبا تفسیر جنبه تخصصی و جزئی و خاص به خود گرفت و در این راستا به تدریج تکامل پیدا کرد. به عنوان نمونه می توان به این موارد اشاره کرد:
    1. تفسير ادبی و لغوی قرآن.
    2. تفسير مأثور و نقلی قرآن ،
    3. تفسیر کلامی و اعتقادی قرآن،
    4. تفسیر فقهی قرآن،
    5. تفسیر مذهبی قرآن مانند تفاسیر شیعی، تفاسیر زیدیه، تفاسیر معتزله، تفاسیر اشاعره، تفاسیر خوارج و .
    6. تفسیر فلسفی قرآن مانند تفاسير ابن سینا و ملاصدرا،
    7. تفسیر باطنی قرآن مانند تفاسير صوفيه و باطنیه همچون تفسير ابن عربی، تفسیر اخوان الصفاء
    8. تفسیر علمی قرآن،
    9. تفسير الحادی قرآن،
    10. تفسير اجتماعی و سیاسی قرآن.
    بدیهی است که شرح هر یک از موارد نام برده در بالا هر چند بسیار مفید و ارزنده است لیکن از هدف اصلی ما که نگارشی مجمل و مختصر از علوم قرآنی است خارج می باشد.
    ص: 120
    مهمترین روش های تفسیری قرآن
    1. تفسير نقلی: تفسیر نقلی عبارت است از تفسیر قرآن به مدد روایاتی که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و یاران و اصحابشان در مورد تفسیر نقل شده است. تفسير نقلی را تفسیر روایی، تفسیر با اخبار و تفسیر با مأثور می گویند.
    تفسیر نقلی را می توان به عنوان اصلی ترین شکل تفسیر و ریشه دار ترین طریق درک معانی و معارف آیات قرآنی، در میان دانشمندان اولیه علوم اسلامی به شما آورد.
    2. تفسير رمزی: صوفیه و باطنیه، که دین را از قید و بند، ظواهر شرع و جهات خشک و تقيدات مذهبی آزاد می دانستند، جهت استحکام تشکیلات مذهبی خود، دو مطلب را بیش از هر چیز دیگر مورد توجه قرار می دادند، یکی مربوط به اشتمال قرآن بر بطون عمیق و معانی دقیق بود که احیانا از حدود فهم و درک عادی بیرون و ادراک آن خالی از صعوبت نبود. و دیگری عبارت از امثال و کنایات و اشارات موجود در آیات قرآن بود که حقایق دقیق و نکات عمیقی را در بر داشت. و اینان برای تأیید مبانی اعتقادی و زیربنای فکری خاص مذهب خود، می بایست تحت عنوان تفسیرمعارف دقیق و حقایق عميق آیات، با تکیه بر آن دو اصل و بهانه قرار دادن آنها، شالوده ای اسلامی و اساسی قرآنی برای مذهب خویش بسازند. آنان حفظ ظواهر و تقیدات لفظی را به کلی لغو کردند و اساس و مبنای درک و استخراج مقاصد قرآن را بر پایه رمز و اشاره و راز گویی قرار دادند.
    3. تفسیر عقلی و اجتهادی: مشهورترین روش و مبنای تفسیری که در طی قرون اسلامی همواره در میان دانشمندان اسلامی و مفسران قرآن معمول بوده، تفسير اجتهادی است. این نوع تفسیر را می توان حد وسط بین دو نوع تفسیر دیگر،یعنی تفسیر به رأى (طبقه افراطی و تفسیر نقلی (طبقه تفریطی) دانست. روش تفسير اجتهادی، اعتماد به تدبر و عقل را توأم با تقید به روایات تفسیری ، مورد استفاده قرار می دهد و به همین جهت است که با روش تفسیر به رأی و همچنین با تفسیر نقلی فرق اصولی دارد.
    4. جامعترین روش تفسیر: صحیحترین و جامعترین روشی که هر مفسر می تواند با پیروی از آن به درک حداکثر معارف و علوم قرآنی نایل گردد، روشی است که براساس استفاده هر چه بیشتر از امکانات سه گانه (قدرت تفکر و تدبیر، مقدمات علمی تفسیر و ارتباط با مجاری وحی) استوار باشد و هر
    ص: 121
    چه این امکانات بیشتر و بهره برداری از آنها افزونتر باشد، میزان درک حقایق و معارف قرآن نیز، به همان اندازه بیشتر و پربارتر خواهد بود. زیرا تردیدی نیست که فهم قرآن وظیفه هر فرد مسلمان است، ولی این وظیفه عمومی برای همه یکسان نیست. وظیفه تدبر و تأمل در قرآن، به تناسب امکانات فکری و علمی و قدرت درک افراد، متفاوت است. امام صادق(علیه السلام) در این مورد فرموده است: (كِتاب اللهِ علي اربعهِ أشياءَ :العبارهُ و الاشارهُ و اللَّطائفُ و الحقايقُ . فَلعباره لِلعوامَّ و الاشارهُ لِلخواصّ و اللَّطائفُ لِلأو لياءِ و الحقايقُ لِلأنبياءِ) کتاب خدا(قرآن) بر چهار گونه است: عبارات، اشاره، لطایف و حقایق. عبارت قرآنی برای عامه مردم است، اشاره برای خواص، لطایف برای اولیا و حقایق برای انبياء. بنابراین فهم و درک از قرآن و نیز تفسیر قرآن دارای مراتب و درجات مختلفی است.
    به طوری که در همین مورد از ابن عباس نقل شده است که:وجوه تفسیر قرآن، هر چهار نوع است:
    1. تفسیری که هیچ کس نسبت به ندانستن آن معذور نیست.
    2. تفسیری که اعراب (اهل زبان قرآن) به مقتضای طبیعت و شعور خود آن را درک می کنند.
    3. تفسیری که دانشمندان از آن آگاهی دارند.
    4. تفسیری که جز خداوند کس دیگری از آن اطلاع ندارد.
    اما تفسیری که هیچ کس نسبت به ندانستن آن معذور نیست، آن مقدار از معارف قرآن است که مربوط به شرایع و احکامی است که به عهده مردم واگذار شده است و نیز آن قسمت از معارف که به دلایل اثبات توحید ارتباط دارد.
    اما تفسیری که اهل زبان (اعراب) می فهمند، عبارت از حقیقت معانی لغوی و مناسبات كلام عرب است.
    و اما تفسیری که علما و دانشمندان می دانند، عبارت از تأویل آیات متشابه و آیات مربوط به احکام است.
    و اما تفسیری که جز خداوند، دیگر کسان را از آن آگاهی نیست، عبارت از اموری است چون غيب، قیام قیامت و)
    (1)
    ص: 122


    1- مبانی و روش های تفسیر قرآن، ص 199. 198
    اهل لغت، اول را «رجوع» معنی کرده اند و تأويل را برگشت دادن و برگشتن. تأويل، واقع و خارج یک عمل و یک خبر است که گاهی به صورت علت غایی و نتیجه وگاهی به صورت وقوع خارجی متجلی شده و به عمل وخبر بر می گردد. حضرت یوسف (علیه السلام) در خواب دید: یازده ستاره و خورشید و ماه براوسجده می کنند، بعد ازسال رنج وزحمت که در مصر به مقام بزرگ رسد: چونخانوادهاش به مصر منتقل شدند یازده برادر و پدر و مادرش بر او خضوع کردند گفت: (يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ):
    (1)
    پدرم این تأویل، خواب گذشته ی من است. در این جای خواب دیدن به صورت یک خبر و تأویل وقوع خارجی آن است.
    در داستان موسی(علیه السلام) و آن عالم که کشتی را سوراخ کرد. طفلی را کشت و دیواری را مرمت نمود، موسی (علیه السلام) به هر سه عمل اعتراض کرد، عالم بعد از توضیح علل آن سه عمل گفت: (ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا):
    (2) این است تأویل آن چه نتوانستی تحمل کنی!
    در این جا وقوعخارجی اول رخ داده است و بعد خبر و توضیح علل، در این جا تأویل به معنی علت غایی و غرض است.
    در آیه35 سوره اسراء، تأویل به معنی نتیجه و عاقبت امراست. پس تأویل آن یک واقعیت خارجی است که به اصل خود بر می گردد، خواه به صورت نتیجه باشد یا علت و یا وقوع خارجی.
    تأويل قرآن، وقوع خارجی وعده های آن است و از آن جمله وقوع قیامت می باشد، مانند آیه53 سوره اعراف. سخنان قرآن اکنون به صورت خبر است، وقوع آخرت و حسرت خوردن مردم تأویل آن می باشد ومیان خبرووقوع ارتباط بخصوصی است و دومی به اولی برمی گردد. در آیه39 سوره یونس می فرماید: بلکه آن ها چیزیراتکذیب کردند که آگاهی ودانشی از آن نداشتند وهنوز واقعیتش بر آنان روشن نشده است. یعنی هنوز وقوع خارجی پیدا نکرده و این معنی کلمه تأویل است.
    (3)
    ص: 123


    1- يوسف/100
    2- کهف /82
    3- قاموس قرآن، ج 1 ص 142. 141
    مفسران متقدم، معمولاًتأويل را به جای تفسیر و به معنای مترادف با آن به کار بردهاند، اما مفسران متأخر، در بیان معنای اصطلاحی تأويل، نظریات مختلفی ذکر نموده اند از جمله:
    1. انصراف دادن (برگرداندن) لفظ از معنای راجع به معنای مرجوح، به جهت اقتران کلام به قراین وشواهدی که دلالت بر این انصراف دارد.
    2. تعیین یکی از محتملات لفظ با استفاده از قراین.
    3. بیان معنای مشکل لفظ بنابراین معنا، تأویل به متشابهات اختصاص پیدا می کند.]
    4. بیان مقصود ثانوی آیه به استناد دلیلی غیر از خود لفظ
    5. مقصودهای نهایی که از آیات استنباط می شود.
    6. بیان معانی و مقاصدی که از راه اشاره، استفاده می شوند.
    7. تفسیر باطن لفظ.
    (1)
    معمولاً كلمه تأویل در مورد آیات قرآن، بیش از موارد دیگر استعمال شده است تا آنجا که در اصطلاح مفسران وقتی این کلمه به طور مطلق گفته می شود، چیزی جز تأويل قرآن در ذهنشان تداعی نمی گردد، به همین جهت،کلمه تأویل با وجود گسترش معنای لغوی آن، استعمالش در خصوص قرآن کریم جنبه اصطلاحی به خود گرفته است که به برخی از معانی اصطلاحی تأویل قرآن از نظر مفسران اشاره شد. آنچه بیشتر سبب رونق این اصطلاح در میان مفسران و توجه شدید آنان به این مسأله شده است، استعمال کلمه تأویل در سوره آل عمران و در خصوص آیات قرآنی می باشد. در آیه7 سوره آل عمران می خوانیم: (پس اما کسانی که در دلهاشان کجی وجود دارد، به جهت فتنه جویی و یافتن تأویلی ساختگی برای آن آیات متشابه به پیروی از آیه های متشابه آن می پردازند، در حالی که جز خدا و راسخان و استواران، در علم و دانش تأویل آن را نمی دانند). هرگاه انسان، سخنی بگوید که مفاهیم خاص و اسراری در آن نهفته باشد که هدف نهایی آن سخن را تشکیل می دهد به آن تأویل می گویند. در این آیه نیز، منظور از تأويل همین معنی است، یعنی در قرآن آیاتی است که اسرار و معانی عمیق دارد منتها افرادی که افکارشان منحرف است واغراض
    ص: 124


    1- مبانی و روش های تفسیر قرآن، ص 70
    فاسدی دارند، پیش خود، تفسیر و معنی نادرستی برای آنان ساخته و برای اغفال خود یا دیگران، روی آن تکیه می کنند.
    (1)
    آیا همه قرآن تأویل دارد؟
    در میان گفته های مفسران، دو نظریه بیش از نظریات دیگر مطرح است:
    1. تأويل به معنای نوعی تفسیر است که محصل معنای کلام است که بنابر این نظریه، تأويل متشابهات اختصاص به خدا دارد.
    2. تأویل به معنای امری خلاف ظاهر لفظ است که آن مقصود کلام است، مانند آیاتی که در زمینه تجسم خدا و لغزش انبیاء، نازل شده است.
    بنابر معنای اول، تمام آیات قرآن تأویل دارد و بنابر معنای دوم، فقط بعضی از آیات(متشابهات) دارای تأویل می باشد. صرف نظر از تفسیر مفهوم تأويل قرآن که هیچیک از دو تفسیر فوق با حقیقت آن سازگار نیست؛ اصولا مفاد آیاتی که تأویل در آنها به کار رفته است، می رساند که تأویل اختصاص به آیات خاصی ندارد و همه آیات قرآن را شامل می شود.
    از سوی دیگر، اختصاص آیاتی مشخص تحت عنوان متشابه، به داشتن تأویل، به آن معناست که این آیات به دلیل آن که جز خدا کسی بر آنها علم و آگاهی ندارد، مجمل و نامفهوم بوده، چنین کلامی را نمی توان بليغ شمرد تا چه رسد به کلامی که با بلاغت خود در برابر جهان سخنوری، تحدی و اعلام برتری می نماید.
    (2)





    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  6. Top | #155

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بدیهی است که شرح هر یک از موارد نام برده در بالا هر چند بسیار مفید و ارزنده است لیکن از هدف اصلی ما که نگارشی مجمل و مختصر از علوم قرآنی است خارج می باشد.
    ص: 120
    مهمترین روش های تفسیری قرآن
    1. تفسير نقلی: تفسیر نقلی عبارت است از تفسیر قرآن به مدد روایاتی که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) و یاران و اصحابشان در مورد تفسیر نقل شده است. تفسير نقلی را تفسیر روایی، تفسیر با اخبار و تفسیر با مأثور می گویند.
    تفسیر نقلی را می توان به عنوان اصلی ترین شکل تفسیر و ریشه دار ترین طریق درک معانی و معارف آیات قرآنی، در میان دانشمندان اولیه علوم اسلامی به شما آورد.
    2. تفسير رمزی: صوفیه و باطنیه، که دین را از قید و بند، ظواهر شرع و جهات خشک و تقيدات مذهبی آزاد می دانستند، جهت استحکام تشکیلات مذهبی خود، دو مطلب را بیش از هر چیز دیگر مورد توجه قرار می دادند، یکی مربوط به اشتمال قرآن بر بطون عمیق و معانی دقیق بود که احیانا از حدود فهم و درک عادی بیرون و ادراک آن خالی از صعوبت نبود. و دیگری عبارت از امثال و کنایات و اشارات موجود در آیات قرآن بود که حقایق دقیق و نکات عمیقی را در بر داشت. و اینان برای تأیید مبانی اعتقادی و زیربنای فکری خاص مذهب خود، می بایست تحت عنوان تفسیرمعارف دقیق و حقایق عميق آیات، با تکیه بر آن دو اصل و بهانه قرار دادن آنها، شالوده ای اسلامی و اساسی قرآنی برای مذهب خویش بسازند. آنان حفظ ظواهر و تقیدات لفظی را به کلی لغو کردند و اساس و مبنای درک و استخراج مقاصد قرآن را بر پایه رمز و اشاره و راز گویی قرار دادند.

    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  7. Top | #156

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    مقایسه تفسیر و تأویل

    اول این که تفسیر عمومی تر از تأویل است و استعمال کلمه تفسیر بیشتر در الفاظ و مفردات آن و کلمه تأویل بیشتر در معانی و جمله ها به کار می رود و نیز کلمه تأویل بیشتر در مورد
    ص: 125


    1- مبانی و روش های تفسیر قرآن، ص 69 و تفسیر نمونه ج 2ص325
    2- مبانی و روش های تفسیر قرآن، ص 76
    کتاب های آسمانی استعمال می شود ولی کلمه تفسیر هم در آن مورد و هم در سایر موارد استعمال می شود.
    دوم این که گفته اند تفسیر به معنای بیان معنای لفظی است که بیشتر از یک وجه در آن محتمل نباشد وتأویل به معنای تشخیصیک معنا از چند معنایی است که در لفظ با همه آنها می سازد و استنباط آن به وسیله دلیل است.
    سوم این که گفته اند تفسير عبارت است از بین معنای قطعییک عبارت و یایک لفظ و تأويل ترجیح یکی از چند معنایی است که در آن محتمل است.
    چهارم این که تفسیر بیان دليل مراد و تأويل بیان حقیقت مراد است. پنجم این که تفسیر بیان معنای ظاهر از لفظ است و تأويل بيان معنای مشکل است.
    ششم این که تفسیر به دست آوردن معنای آیه است به وسیله روایت و تأویل به دست آوردن آن است از راه تدبر و درایت.
    هفتم این که تفسير جنبه عمل وپیروی دارد و تأويل تنها به درد استنباط و نظر میخورد
    .(1)

    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  8. Top | #157

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تنزیل قرآن

    تنزیل، معمولا به مفهوم خصوصیات زمانی آیات و مناسبات تاریخی نزول قرآن است. از این رو، مفسران تحت عنوان تنزیل به نقل و بررسی شأن نزول آیات می پردازند. تأويل نه تنها از نظر مفهوم با تنزيل تفاوت دارد؛ بلکه از این نظر نیز متمایز است که تنزیل به هیچ وجه مفهوم آیه محسوب نمی شود، ولی تأويل به گونه ای خاص و نه به دلالت لفظی، مفهوم آیه می باشد. گاهی کلمه تنزیل به معنی تفسیر و علم به ظواهر قرآن و معانی روشن و تحت اللفظی آیات، نیز به کار می رود و از مصادیق تفسير تلقی می گردد. تنزيل ظاهر قرآن و اموری است که قرآن درباره آن نازل شده است. راغب می گوید: تنزيل در آن جاست که نازل کردن تدریجی و دفعهای بعد از دفعه دیگر باشد. به قولی تنزیل، تدریجی و مرهّ بَعد اُخرى است. نزول قرآن به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به تدریج و در عرض بیست و سه سال بوده است.
    ص: 126


    1- ترجمه تفسیر المیزان، ج 5 ص 89 88
    تطبیق که در اصطلاح به معنای حمل آیه بر مصداق آن می باشد، آنجا که در محدوده دلالت لفظی به کار رود، به معنای تفسیر بوده و آن جا که مصداق، قابل انطباق بر مدلول لفظی نباشد. هم معنای تأویل می گردد
    .(1)
    مراد از تأويل آن چیزی است که آیه به سوی آن بر می گردد و مراد از تنزیل در مقابل تأويل معنی روشن و تحت اللفظ آیه می باشد.


    ویرایش توسط ملکوت* گامی تارهایی * : 21-10-2025 در ساعت 15:28
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  9. Top | #158

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    وحی و معانی گوناگون آن

    واژه وحی و مشتقات آن، چنان که از آراء ارباب لغت و واژه پردازان زبان عربی به دست می آید دارای معانی مختلف و کاربردهای متنوعی است؛ همچون اشاره، الهام و در دل افکندن، نوشتن، رسالت و پیام، تفهیم و القای پنهانی مطلبی به دیگری، نوشتار، امر، خط، بزرگی در بین مردان و آتش.
    کلمه وحی گاه مصدر وی،یحی و حیا و گاه اسم مصدر از اوحییوحی، ایحاء شمرده می شود. گرچه در بیشتر فرهنگ ها به نقل معنای مصدری آن توجه شده، ليكن با این همه از معنای اسمی آن هم غفلت نشده است. با آن که معنای اسمی واژه وحی معادل کلام نهان، و کتاب و نبشته و گاه به صورت مفعولی یعنی مکتوب است، اما گویا اتفاق بر این است که وحی و ایحاء هر دو به یک صورت معنا می باشند که عبارت است از: «اعلام و تفهیم سریع و نهانی» درست همانند عطاء و اعطاء.
    به اعتقاد محققان لغت شناس، جامع تمام معانی و استعمالات واژه مورد بحث «تفهیم و القای سریع و نهانی» است که متوجه مخاطب خاص خود بوده و بر دیگران پوشیده است. این معانی مشترک، در تمام مصادیق وحی صدق می کند. خواه القای امر تکوینی بر جمادات باشد و یا القای امر غریزی برحیوانات، تفهیم خطورات فطری و قبلی بر انسان های عادی و معمولی باشد یا تفهیم شریعت بر پیامبران برگزیده، خواه با اشاره باشد یا آواز نهانی و یا نبشتاری سری، در تمام این موارد آن تفهیم و القای سرّی و سریع نهفته است.
    ص: 127


    1- قاموس قرآن ج ص 46 - مبانی و روش های تفسیر قرآن ص 85


    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  10. Top | #159

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    کاربردهای واژه وحی در قرآن

    کلمه وحی و مشتقات آن بیش از هفتاد و چند مرتبه در قرآن کریم ذکر شد است که غالبا درباره ارتباط ویژه خداوند با پیامبران در زمینه هدایت انسانها است. اما مواردی چند از استعمال این عنوان در قرآن نشانگر آن است که لغت وحی در نظر قرآنچه از لحاظ گیرنده و مقصد آن، و چه از لحاظ فرستنده و مبدأ آن دارای گسترده ای وسیع است. هر چند در تمام موارد،استعمال مفهوم مشترک و کلی لغوی آن یعنی «تفهیم خصوصی و نهانی» ملحوظ گردیده است، خواه به صورت حقیقت و خواه به طور مجاز و ادعا چنان چه گیرنده، طبیعت جمادی و یا حیوان باشد که به اصطلاح غیر عاقل اند.
    مروری بر موارد استفاده کلمه وحی در قرآن کریم:
    1. تقدیر و تدبیر عام نظام هستی
    در آیات12. 9 سوره فصلت پس از اشاره به آفرینش آسمانها و زمین و توحید در خالقیت و ربوبیت
    که از هم تفکیک ناپذیرند می فرماید:
    (وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ):
    (ودر هر آسمانی کار مربوط به آن را وحی فرمودیم و آسمان این دنیا را به چراغها آذین کردیم و آن را نیک نگاه داشتیم، این است اندازه گیری آن نیرومند دانا).
    ایجاد سنن و نظامات مکنون در کل جهان آفرینش، که آسمانها و زمین در قرآن اشاره به آن است، آن سان که هر یک تا زمان خاص و مقرر خود نقشی ویژه را ایفا کند، از طریق آفریدگار عالم در سرشت هستی آنانها نهاده شده است چنان که گویا آن را به صورت تفهیم نهانی القا کرده است که همان وحی است.
    البته در شرح و تفسیر آیه شریفهیاد شده احتمالاتی ارائه شده است.
    استاد علامه طباطبایی (ره): « اوحى في كل سماء امرها» را به این معنا می گیرند که چون غیراز آسماناولیعنی آسمان افلاک، آسمانهای دیگر جایگاه فرشتگان مدبر است
    .(1)
    ص: 128


    1- نجم /26
    پس منظور از وحی به آسمانها، وحی به اهل و ساکنان آنها است
    .(1)
    ظاهرا درآیه شریفه«إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا.يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا
    »(2) نیز وحی به همین معنا است که بیان شد.
    ویرایش توسط ملکوت* گامی تارهایی * : 31-10-2025 در ساعت 14:43
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




  11. Top | #160

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    2. تدبیر غریزی حیوان

    در آیات68.69 سوره نحل در مورد کار زنبور عسل تعبیر وحی آورده شده است: (وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ. ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا): (و پروردگار تو به تو زنبور عسل وحی الهام غریزی کرد که از پاره ای کوه ها و از برخی درختان و از آن چه دار بست می کنند، خانه هایی برای خود درست کن. سپس از همه میوه ها بخور و راه های پروردگارت را فرمانبردارانه بپوی).
    همان غریزهای که در وجود این حیوان کوچک تعبیه شده است تا بدون هیچ آموزش و مدرسه ای بداند در کجا و به چه شکل خانه بسازد و آن را با نظم اداره کند و چگونه از شهد گل ها شیره کشی نموده و آنها را به عسل مصفا تبدیل کند، این همه به تفهیم خاص الهی است و چون این القای غریزی نوعی از پیام رسانی پنهانی از ناحیه خداوند است، عنوان وحی بر آن اطلاق شده است.


    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .




صفحه 16 از 19 نخستنخست ... 61213141516171819 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi