صفحه 16 از 18 نخستنخست ... 612131415161718 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 177

موضوع: پرتوی از عظمت امام حسین علیه السلام

  1. Top | #151

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    مكارم اخلاق سيّدالشهدا(علیه السلام)
    اشاره
    گرچه فداكاري بي مانند، استقامت، حق پرستي، توكل، قدرت اراده، چشم پوشي از مظاهر و جلوه هاي فريبنده دنيا و قطع علائق در واقعه جانسوز كربلا به قدري از وجود حسين(علیه السلام) تجلّي كرده، و دل ها را مجذوب او نموده كه به عظمتهاي ديگر آن حضرت كمتر توجّه ميشود.
    مثل اينكه افكار جامعه و عقول بشر كسي را كه در راه ياري حقّ، فداكاري و از خودگذشتگي نشان دهد مالك تمام عظمت ها و فضايل ميدانند و هرچه درجه فداكاري عالي تر و خالصتر باشد، عظمت شخصيت او در دل ها بيشتر ميشود.
    فداكاري بي مانند حسين(علیه السلام) به قدري پايه او را بالا برده كه در هر ميدان مقايسه و مسابقه ميتواند با همين يك صفت با صاحب هر خُلق كريم مسابقه دهد.
    حقیقت هم همين است ظهور آن استقامت و شجاعت و پايداري و مناعت از هيچ كس قابل تحقّق نيست مگر آنكه در نواحي ديگر اخلاق نيز عظيم و برجسته و ممتاز باشد. ايمان و معرفت، يقين، بصيرت، توكل و اعتماد بر خدا، زهد و صبر بايد به حدِّ اعلا و وفور در شخص وجود داشته باشد تا بتواند مظهر آن آيات عظيمه و عجيبه و خويشتن داري و صبر و استقامت گردد.
    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #152

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    علايلي ميگويد: در آنچه از اخبار و تاريخ حسين نزد ماست ميبينيم كه حسين كمال مواظبت را در تأسّي به جدّش داشت، به طوري كه از همه جهات و نواحي نمونه كامل پيغمبر بود، و آن چنان از دنيا و نعمت هاي آن دل كنده بود كه وقتي به امام زين العابدين(علیه السلام) گفته شد چه كم اند فرزندان پدرت؟ در
    ص: 144
    پاسخ فرمود:
    «عجب دارم چگونه صاحب فرزند شد و حال اينكه از نماز و عبادت در شب و روز فارغ نبود پس كسي كه چنين باشد كجا فرصت آن دارد كه به زنان بپردازد
    ».(1)
    كسي كه همه حالات، سكون، حركت، فكر و تأمّلاتش الهي بود ميبينيم كه در جهاد فداكارانه شمشير ميزد، و ازخودگذشته بود، هيچ كار و تكليفي او را از وظيفه و تكليف ديگر باز نميداشت
    .(2)
    و باز هم علايلي ميگويد: مردي كه براي خدا، و به نام خدا قيام كند، و به نام خدا دنبال هدف برود و به نام خدا بميرد، چگونه هدفش عالي و مقصدش بلند است؟ هدف چنين كسي، هدف است اما نه هدفي كه شهوات نفساني آن را معيّن كرده باشد، و مقصد چنين كسي، مقصد است اما مقاصد ديگران مانند آن نيست. اين مقصدي است كه مقاصد دنيايي و مادي در كنار آن حقير است، به جز ملكوت اعلي به جايي نظر ندارد و به غير از آسمان حقیقت قرارگاهي نميطلبد.
    پس شگفت نيست اگر به آن عالم، مشتاق، و طالب رفتن به آن قرارگاه باشد. مردم به وطن ها و مقاصد و هدف هاي شان مشغول و مشتاق هستند، و اين شخصيت با قرارگاه خود، و ملكوتِ اعلي مأنوس است، تا اينكه ميگويد:
    ما اگر حسين را در بين بزرگان و صاحبان شخصيت و عظمت مقدم بداريم فقط اين نيست كه مرد عظيمي را مقدّم داشته باشيم بلكه عظيمي را مقدّم داشتهايم كه هر باعظمتي در عظمت، فرود اوست و شخصي را برتري ميدهيم كه از هر شخصيت بالاتر است، و مردي را مقدّم ميداريم كه فوق تمام رجال
    ص: 145


    1- . ابن طاووس، اللهوف، 57؛ همو، فلاح السائل، ص269؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج4، ص100؛ ابن دمشقی، جواهر المطالب، ج2، ص275.
    2- . علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص102.
    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 26-03-2026 در ساعت 20:25
    امضاء

  4. Top | #153

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    تاريخ در حال اجتماع آنهاست؛ و اين تقديم، هيچ كار تازه و بديعي نيست؛ زيرا تمام رجال تاريخ را كه ميشناسيم عمر خود را در تحصيل مجد و بزرگواري زمين به پايان رساندند، اما حسين جان خود را در راه تحصيل مجد آسمان فدا كرد و چنين كسي بالاتر و برتر است.
    ما عظمايي را كه ميشناسيم هركدام از جهتي باعظمت بودهاند؛ يكي از جهت شجاعت و يكي از ناحيه مردانگي، و ديگري براي زهد، و يكي از جهت خودگذشتگي و فداكاري، و يكي از ناحيه علم و دانايي؛ اما عظمت در هر لباس و ازهرجهت و در هر نمايش انساني به قسمي كه سرچشمه هر عظمت و نمونه بزرگواري در هر شكل و قيافه باشد كه مردم او را ببينند منحصر به شخص حسين است.
    ما همه انواع بزرگي را در نفسيات و در نسب عالي او لمس ميكنيم. آري پدرش مثل او بود ولي او پدري مانند خودش براي خود نيافت.
    پس مردي كه از هر نظر به او نگاه كني، و به هر جهت كه او را ببيني عظمت و بزرگي ببيني و او را به عظيمي منتهي ببيني، مردي است كه مجمع عظمت ها و مركز اقتران بزرگيهاست.
    مردي كه از عظمت نبوت محمد و عظمت مردانگي علي و عظمت فضيلت فاطمه به وجود آمده، نمونه عظمت انساني و نشان نشانههاي آشكار بزرگي است.
    پس ياد او و ذكر حالات او فقط ياد و ذكر يك مرد بزرگ نيست بلكه ياد و تذكار انسانيت جاويدان است؛ اخبار و تاريخ او تاريخ يك قهرمان فضيلت بشري نيست، بلكه تاريخ قهرمان بي مانند است.
    ما بايد هميشه از حسين ياد كنيم و از او پند بگيريم و او را مصدر الهامات نفسي خود قرار دهيم، زيرا او مصدر الهام الهي است كه انوار آن زمان و مكان را گرفته و هر لحظه در سطوع و درخشندگي، و در آسمان و زمين نفوذ مي كند، و در حدّ و اندازهاي وقوف ندارد؛ زيرا نور خدا محدود و موقوف نيست
    .(1)
    ص: 146


    1- . علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص104 - 106.
    عقاد ميگويد: بني اميه بعد از شهادت حسين(علیه السلام) شصت سال حسين و پدرش(علیهما السلام) را بر فراز منابر سبّ ميكردند ولي يك نفر از آنها نتوانست نسبت به مقام ورع و پارسايي و پرهيزكاري و مراعات او از احكام دين جسارتي بنمايد و او را به كوچك ترين صغيرهاي كه از آدمي در آشكار يا پنهان ممكن است صادر شود متّهم سازد.
    آنها ميخواستند كه دربارة حسين(علیه السلام) غير از خروج بر حكومتشان چيزي گفته شود يا عيبي بجويند اما زبان خودشان و زبان مزدورانشان را از اينكه بتوانند به حسين(علیه السلام) عيبي نسبت بدهند كوتاه ديدند
    .(1)
    و هم او گفته است: كربلا امروز حرمي است كه مسلمانان آن را براي عبرت و يادبود و غيرمسلمين براي مشاهده و تماشا، زيارت ميكنند ولي حقّ اين است كه كربلا بايد زيارتگاه هركسي باشد كه براي نوع بشر نصيبي از قدس و فضيلت ميشناسد؛ زيرا ما هيچ بقعهاي از بقاع زمين را نميشناسيم كه نام آن بقعه با فضايل و مناقبي توأم باشد كه آن فضايل و مناقب لازم تر از فضايلي باشد كه با اسم كربلا بعد از شهادت حسين(علیه السلام) مقرون گرديد.
    و در نوع انسان صفاتي عالي تر و شريف تر از ايمان، فداء و ايثار، بيداري ضمير، تعظيم حقّ، رعايت تكليف، خودداري از پستي و ذلت، شجاعت نسبت به مرگ و صفات ديگر از اين قبيل، نيست مگر آنكه تمام آن صفات در كربلا بعد از آنكه كاروان حسيني در آنجا نزول كرد تجلي نمود
    .(2)
    سپس ميگويد: در استقامت اخلاق آن نفوس جليله، همين كافي است كه: در ميان كساني كه در ركاب حسين(علیه السلام) كشته شدند كسي نبود كه نتواند از كشته شدن به كلمهاي يا قدمي بپرهيزد و خود را از آن ميدان مرگبار نجات دهد
    ص: 147


    1- . عقّاد، ابوالشّهداء، ص206 - 207.
    2- . عقّاد، ابوالشّهداء، ص222.
    مع ذلك همه، مرگ در زير شمشير و با لب تشنه را در ركاب حسين اختيار كردند و از اينكه كلمهاي بگويند يا قدمي بردارند كه سبب نجات آنها از قتل باشد خودداري كردند. براي اينكه آنها جمال اخلاق را بر متاع زندگي دنيا برگزيدند
    ...(1) (عقّاد پس از اينكه شرحي از فضايل اصحاب، و وفا و شجاعت و مناقب آنها ذكر ميكند ميگويد):
    تمام اين مناقب به طور اكمل و اعلا در وجود پيشواي بزرگوارشان حسين(علیه السلام) جمع بود كه هركس به اعمال او در كربلا نگاه كند گمان ميكند ميان اخلاق شريفه او مسابقهاي برقرار شده، پس نميتوان دانست حسين در شجاعتش شجاع تر يا در صبرش شكيباتر يا در كرمش كريم تر يا در ايمان و غيرتش بر حقّ بيشتر بود
    .(2)
    بااينكه وصف عظمت هاي وجود حسين(علیه السلام) از عهده ما خارج است و نبايد توقع داشت كسي بتواند آن همه عظمت را تشريح و توصيف نمايد؛ بااين حال برخي از نواحي كمال اخلاقي و علمي حسين(علیه السلام) را جداگانه به طور اختصار ياد ميكنيم تا معلوم شود آن وجودي كه مظهر كامل عظمت، استقامت، و صبر و فداكاري در راه حقّ شد، صاحب تمام عظمت هاي انساني و مركز همه بزرگواري ها بود:




    امضاء

  5. Top | #154

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    1- علم امام حسين(علیه السلام)

    تاريخ زندگاني پيغمبر اعظم و ائمه طاهرين(علیهم السلام) بر آن دلالت دارد که علم و دانش اين بزرگواران موهبت الهي بوده است. پيغمبر(صلی الله علیه وآله) رنج دبستان نديد و تعليم از معلم و استادي نگرفت و به واسطة علم الهي مصدر اين همه علوم عاليه و معارف حقيقيّه و شرايع محكمه گرديد.
    ص: 148


    1- . عقّاد، ابوالشّهداء، ص223.
    2- . عقّاد، ابوالشّهداء، ص226. (نقل به معنا و مضمون).
    نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت *** به غمزه مسئله آموز صد مدرّس
    شدمكتبي باز كرد كه نزديك چهارده قرن است، فلاسفه و علماي عالي مقام در آن مكتب افتخار شاگردي دارند و از خرمن معارف و علوم آن خوشه چيني مينمايند و از درياي دانش هاي آن جرعهنوشي ميكنند.
    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 04-04-2026 در ساعت 19:37
    امضاء

  6. Top | #155

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    همين گونه، علوم امام علي(علیه السلام) و ساير ائمه(علیهم السلام) نيز به افاضة ربّاني و بخشش الهي و تعليم خاص شخص پيغمبر اعظم(صلی الله علیه وآله) بود وگرنه كدام مدرسه در آن دنياي پر از جهل و ناداني ميتوانست چنين فارغ التحصيلاني را به دنيا تحويل دهد كه در علوم و فنون متعدده متشعّبه، استاد و از زمان صباوت و كودكي مرجع مردم و علما در مسائل علمي باشند و تا امروز كلماتشان براي رجال علم و فلسفه حلال مشكلات گردد.
    احاديث معتبره دلالت دارد بر اينكه پيغمبر(صلی الله علیه وآله)، علي و فرزندانش(علیهم السلام) را به دانش هايي مخصوص گردانيد و كتابي كه به خط علي(علیه السلام) و املاي پيغمبر(صلی الله علیه وآله) بود، همواره در اين خاندان مورد استناد و مراجعه بوده است و درحقیقت، تبليغات و تعليمات امامان(علیهم السلام) و سيره و روش آنها تكميل و اتمام هدف پيغمبر(صلی الله علیه وآله) در تربيت جامعه و هدايت بشر بوده است.
    از مثل حديث ثقلين متواتر و مشهور كه پيغمبر(صلی الله علیه وآله) جميع امّت را ارجاع به اين بزرگواران داده است، صلاحيت تامّه علمي ايشان ظاهر و آشكار ميگردد.
    علاوه بر اينها روايات بسيار ديگر از طرق اهل سنّت دلالت دارند بر آنكه علي(علیه السلام) در بين تربيت شدگان مكتب نبوت بيشتر از همه صحابه، از تابش انوار نبوّت مستفيض بود و بعد از پيغمبر(صلی الله علیه وآله) مرجع عموم در مسائل مشكله علمي بود و علوم شرعيه همه منتهي به آن سرور ميشود.
    علي(علیه السلام) اعلم صحابه بود؛ علم تمام صحابه پيش علم او چيزي شمرده نميشد و همه به علم او محتاج بودند. او علاوه بر آنكه آمادگي خاص و استعداد
    ص: 149
    خدادادي داشت كه كسي از صحابه در اين فضيلت با او برابر نبود، و به اين جهت در فهم ودرك احكام و معارف و علوم غامضه و مسائل مشكله و حقايق وحي و كليات قواعد ديني ممتاز و يگانه بود؛ به واسطة اختصاص فراوان و طول معاشرتي كه با پيغمبر(صلی الله علیه وآله) داشت و اينكه پيغمبر(صلی الله علیه وآله) اهتمام خاص در افاضه علوم به او داشت؛ همواره از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) اخذ علم ميكرد و خداوند به او شرح صدري بخشيده بود كه از يك راهنمايي پيغمبر(صلی الله علیه وآله) هزار باب علم به روي او باز ميشد.
    او در خدمت پيغمبر(صلی الله علیه وآله) و شاگردي او، بيمانند و نسخهاي مطابق اصل گرديد.
    توحيد اسلام، عدالت اسلام، شكل حكومت و نظام اسلام همه از وجود علي(علیه السلام) و از كردار و گفتارش نمايان شد.
    امضاء

  7. Top | #156

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بعد از علي(علیه السلام) اين منصب الهي و رهبري علمي و ديني با فرزندانش حضرت امام حسن مجتبي و حضرت امام حسين سيدالشهدا(علیهما السلام) بود. آنها ملجأ و پناه مردم در مسائل اسلامي و علوم تفسير و احكام شرعي بودند، سخنشان قاطع و مقبول و روششان سرمشق و ميزان بود.
    در حالات سيدالشهدا(علیه السلام) هرچه انسان دقيق تر شود بيشتر به اين رمز ميرسد كه يك بصيرت خارق العاده و بينش غيبي در امر دين راهنماي آن حضرت بوده است.
    علم و دانش آن حضرت از احتجاجات او با دشمنان اهل بيت(علیهم السلام) به خصوص معاويه و مروان، و نامههايي كه به معاويه مرقوم فرموده و خطبههايي كه به مناسباتي انشا نموده و از دعاي عرفه، و دعاهاي ديگر كه از آن حضرت در كتاب هاي شيعه و اهل سنّت نقل شده ظاهر و آشكار است.
    چنانچه ميدانيم ابوذر يكي از كبار صحابه و فضلا و از سابقين است كه بنا به نقل ابن اثير در اسدالغابه پنجمين كسي است كه اسلام آورد و فضايل و مناقبش بسيار است.
    (1)
    ص: 150


    1- . ابن اثیر جزری، اسدالغابه، ج1، ص301.
    هنگامي كه به خاطر اعتراض به اعمال ناهنجار حكومت، و دعوت مردم به روش پيغمبر(صلی الله علیه وآله)، عثمان او را به ربذه تبعيد كرد، علي و حسن و حسين(علیهم السلام) به اتّفاق عقيل و عمّار براي مشايعت و وداع او آمدند، حسين(علیه السلام) در وقت وداع به او فرمود:
    «يَا عَمَّاهُ! إِنَّ اللهَ قَادِرٌ عَلَی أَنْ يُغَيِّرَ مَا قَدْ تَرَی، وَاللهُ كُلُّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ، وَقَدْ مَنَعَكَ الْقَوْمُ دُنْيَاهُمْ، وَمَنَعْتَهُمْ دِينَكَ، فَماَ أَغْنَاكَ عَمَّا مَنَعُوكَ، وَأَحْوَجَهُمْ إِلَی مَا مَنَعْتَهُمْ فَاسْأَلِ اللهَ الصَّبْرَ وَالنَّصْرَ، وَاسْتَعِذْ بِهِ مِنَ الْجَشَعِ وَالْجَزَعِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الدِّينِ وَالْكَرَمِ، وَإِنَّ الْجَشَعَ لَا يُقَدِّمُ رِزْقاً، وَالْجَزَعَ لَا يُؤَخِّرُ أَجَلاً»؛
    (1)
    «اي عمو! خداوند قدرت دارد وضعي را كه مشاهده ميكني تغيير دهد و خداوند هر روز در شأني است و اين قوم تو را از دنياشان محروم ساختند، تو هم دينت را از آنها حفظ كردي، تو از آنچه كه آنها تو را از آن محرومت ساختند چقدر بينيازي! ولي آنان به دين تو چقدر محتاجند! پس از خدا صبر و پيروزي بطلب و از حرص و بيقراری به او پناه ببر، پس به درستي كه صبر از اركان دين و بزرگواري است و به راستي حرص نه روزي را جلو مي اندازد و نه اجلي را تأخیر می اندازد»!.
    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 12-04-2026 در ساعت 18:52
    امضاء

  8. Top | #157

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اين كلمات حكمت آميز و رسا، مرتجلاً و بالبداهه در وقتي كه سن مباركش از سي تجاوز نكرده، خطاب به يك پيرمرد عالي مقام و باسابقه و جليل القدري كه پيغمبر(صلی الله علیه وآله) او را ستوده، درعين حالي كه به گفته عقاد، شعار زندگي حسين و برنامه كارو زندگي خودش بود؛ قدس مقام و روحانيت فوق العاده و علم و دانش و روح غني و بينياز و كمال معرفت و بصيرت حسين(علیه السلام) را اعلام ميدارد.
    ص: 151


    1- . ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج8، ص253 - 254؛ مجلسی، بحارالانوار، ج22، ص412 - 413؛ امینی، الغدیر، ج8، ص301 - 302؛ عقّاد، ابوالشّهداء، ص136.
    ابن عساكر
    (1) روايت كرده كه نافع بن ازرق رهبر فرقه ازارقه خوارج به حسين(علیه السلام) عرض كرد: خدايي را كه ميپرستي براي من توصيف كن!

    امضاء

  9. Top | #158

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حسين(علیه السلام) فرمود:

    «يَا نَافِعُ! مَنْ وَضَعَ دِينَهُ عَلَی الْقِيَاسِ لَمْ يَزَلِ الدَّهْرَ فِي الْإِلْتِبَاسِ، مَائِلاً نَاكِباً عَنِ الْمِنْهَاجِ ظَاعِناً بِالْإِعْوِجَاجِ، ضَالًّا عَنِ السَّبِيلِ، قَائِلاً غَيْرَ الْجَمِيلِ يَا ابْنَ الْأَزْرَقِ أَصِفُ إِلَهِي بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ،... لَا يُدْرَكُ بِالْحَوَاسِّ، وَلَا يُقَاسُ بِالنَّاسِ، قَرِيبٌ غَيْرُ مُلْتَصِقٍ، وَبَعِيدٌ غَيْرُ مُسْتَقْصٍ، يُوَحَّدُ وَلَا يُبَعَّضُ، مَعْرُوفٌ بِالْآيَاتِ، مَوْصُوفٌ بِالْعَلَاماتِ، لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالُ».
    «اي نافع هركس دين خود را بر پاية قياس بگذارد همواره در عمرش در اشتباه خواهد بود و به بيراهه رفته و به رو خواهد افتاد و به اعوجاج و كژي كوچ كرده و گمراه گردد و سخنان نازيبا گويد. اي پسر ازرق! من خدايم را وصف ميكنم به آنچه او خود را وصف فرموده است. او به حواس ادراك نشود و به مردم قياس نگردد. نزديك است ولي به چيزي چسبيده نيست، دور است اما دوري نجسته (يعني قرب و نزديكي او به ملامسه و به مكان، و مانند قرب ممكنات به يكديگر نيست و دوري او دوري به مكان، و مثل دوري كسي كه دوري جستهباشد نيست، بلكه مقصود از قرب و نزديكي او، احاطة علم و دانايي او به همه است، و مقصود از دوري او از اشيا، تنّزه او بالذات از صفات ممكنات است، اين بعد بالذّات حاصل، و به استقصا نيست، پس در عين آنكه به اشيا نزديك است قرب مكاني و زماني با آنها بالذّات ندارد؛ زيرا منزّه از مكان و زمان است و در عين آنكه از همه چيز دور است دوري او مثل
    ص: 152


    1- .[1] ابن عساکر، تاريخ مدینة دمشق، ج14، ص183 - 184.
    دوري ممكنات از يكديگر كه معرض قرب و بعد هر دو هستند نيست بلكه اين دوري بالذّات است و توهّم قرب در آن نميشود) او يگانه است و تبعيض و تجزيه و تركيب در او راه ندارند، و به نشان ها شناخته شده و به علاما ت وصف شده است غير از خداوند بزرگ و بلندمرتبه، خدايي نيست».
    ابن ازرق گريست و گفت:
    مَا أَحْسَنَ كَلَامَكَ؛
    چقدر نيكوست كلام تو!.
    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 15-04-2026 در ساعت 14:57
    امضاء

  10. Top | #159

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    حسين(علیه السلام) فرمود:
    «به من رسيده كه تو بر پدر و برادرم و بر من گواهي به كفر ميدهي».
    ابن ازرق گفت:
    أَمَا وَاللهِ يَا حُسَيْنُ لَئِنْ كَانَ ذَلِكَ لَقَدْ كُنْتُمْ مَنَارَ الْإِسْلَامِ وَنُجُومَ الْأَحْكَامِ.
    (1)
    سوگند به خدا ای حسين! اگر اين ناسزا از من صادر شده، به يقين كه شما چراغ اسلام و ستارگان احكام خداييد (يعني مردم بايد از انوار علوم و معارف شما روشني بجويند و در تاريكي ها به ستارههاي وجود شما هدايت گردند).سپس حسين(علیه السلام) به آيه شريفه:
    ﴿وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَيْنِ يَتِيمَيْنِ﴾
    (2)
    استشهاد فرمود، و حجّت را بر او تمام كرد.
    معاويه وقتي ميخواست حلقه علم و تدريس حسين(علیه السلام) و مجمع مردم را در گرد شمع وجود آن حضرت در مسجد پيغمبر(صلی الله علیه وآله) معرفي كند به مردي از قريش ميگويد:
    ص: 153


    1- . علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص148.
    2- . كهف، 82.
    إِذَا دَخَلْتَ مَسْجِدَ رَسُولِ اللهِ فَرَأَيْتَ حَلْقَةً فِيهَا قَوْمٌ كَأَنَّ عَلَی رُؤُوسِهِمُ الطَّيْرُ فَتِلْكَ حَلْقَةُ أَبِي عَبْدِ اللهِ مُؤْتَزِراً إِلَی أَنْصَافِ سَاقَيْهِ.
    (1)
    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 26-04-2026 در ساعت 18:12
    امضاء

  11. Top | #160

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,388
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض


    علايلي ميگويد: حقیقت زنده در محل قدسي مثل حسين(علیه السلام) اين گونه بر مؤمنين ظهور ميكند كه اشعه سيمايشان در دل نگاه كننده خشيت و بيمي با اطمينان و سكون و وقار پديد ميآورد. مثل آنكه كسي كه به آن سيما و منظر نگاه ميكند تماشاي ابديت مينمايد يا در آفاق لانهايت سير ميكند يا مثل آن است كه لانهايت در خانه و مجلس آنها جمع شده است.
    سپس ميگويد: افق فكر معاويه از درك اين سرّ الهي و غيبي دور بود، بعد ميگويد: مقصود معاويه از اين كلام اين است كه: دنيا با همه اسباب عظمت هايش در درگاه حسين جمع شده و تمام افتخارات براي حسين فراهم آمده مثل آنكه تمام دنيا در يك مكان جمع شده باشد.
    معاويه خود را ميبيند با آنچه او را احاطه كرده از زخارف و زيورها و حكومت و پادشاهي دنيا، و حسين را ميبيند با آنچه او را احاطه كرده ازحقیقت عظمي، پس نسبتي مثل عدم و وجود ميبيند؛ نگاه ميكند طرف عظمت حسين را مطلع انوار و مشرق خورشيد هدايت ميبيند و ناحيه خودش را تاريكي هاي روي هم انباشته شده مشاهده ميكند.
    محضر حسين حلقهاي بود كه صفوف مردم تا آنجا كه چشم ميديد نشسته بودند و در نهايت آرامش بدن و سكوت و خاموشي كه حاكي از خضوع بي مانندشان نسبت به عظمت حسيني بود، چشم خود را به حسين دوخته و گوششان را به او سپرده بودند. گويي ميخواستند از اسارت شهوات و پرستش
    ص: 154


    1- . علایلی، سموالمعني في سموالذات، ص98، به نقل از: ابن عساكر، تاريخ مدینة دمشق، ج14، ص179. «وقتي به مسجد رسول خدا وارد شوي جمعي را مي بيني که حلقه زده اند گويا بر بالاي سر آنها پرندگان هستند (يعني واله و مبهوت اند) آن گروه شاگردان ابوعبدالله هستند که آن حضرت ازارش (لنگ) تا نصف ساق های پایش می باشد».
    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 04-05-2026 در ساعت 17:49
    امضاء

صفحه 16 از 18 نخستنخست ... 612131415161718 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi