صفحه 17 از 23 نخستنخست ... 7131415161718192021 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 170 , از مجموع 222

موضوع: حایگاه و معنی واسه فیض

  1. Top | #161

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    همان طور که ملاحظه می فرمایید در مورد اثبات وجود انسان کامل در هستی، بحثْ خیلی سریع به نتیجه می رسد؛ بدین صورت که همه انسان ها یک چیزی به نام انسانیت را کم و زیاد دارند، مثلاً در نظر بگیرید که همه آب هایی که در ظروف مختلف در جلو شما هستند، یک کمی شیرینی دارند، یکی بیشتر، یکی کمتر. پس نتیجه می گیریم؛ چیزی که «شیرینی
    ص: 264
    محض» است به نام شکر، در همه آب های شیرین یک نحوه حضور دارد، که به اصطلاح به آن شیرینی کامل یعنی شکر، «صورت تامّه» شیرینی می گویند.
    ظهور حقیقت انسانیت در افراد مختلف
    بالأخره انسانیت موجود در هر انسان، غیر از چشم و گوش و جسم اوست، مردبودن و زن بودن یک چیز است، انسانیت چیز دیگری است، حتی باسواد و بی سوادبودن یک چیز است، ولی انسانیت چیز دیگری است.
    همچنان که منصف بودن با باسوادبودن فرق می کند، منصف بودن یکی از ابعاد انسانیت انسان ها است، ولی با سوادبودن یک نحوه آگاهی است به اعتباراتی که بشر برای خود گذارده و لذا می شود با سواد نبود ولی انسان بود. انسانیت یک حقیقتی است که «انکشاف مطلق»ش برای انسان بسیار سخت است، امّا ظهورش در سایر انسان ها چیز قابل درک و پذیرفتنی است.
    لطیفه روح هر زن و مرد ریشه در یک حقیقت دارد. مولوی در وصف انسان کامل که حقیقت انسانیتِ آن ها به او ختم می شود می گوید:
    ای
    رهیده جان تو از ما و من
    ای
    لطیفه روح، اندر مرد و زن
    مرد
    و زن چون یک شود،آن یک تویی
    چون که یک جامحو شد،آنَک
    تویی
    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #162

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و هر چه انسان ها الهی تر باشند، به آن حقیقت و آن لطیفه روح انسانی بیشتر متصل اند و به اعتبار دیگر انسان تر ند، و به آن حقیقت الانسان نزدیک ترند و از او بهره بیشتری برده اند و لذا حضرت حجّت عجل الله تعالی فرجه در آخر
    ص: 265
    توقیع شریف می فرمایند: «...وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا»؛(1) ما امامان - به عنوان عین الانسان - ساخته و پرداخته پروردگارمان هستیم؛ و خلق، در مرتبه بعد، ساخته و پرداخته ما هستند.
    شما ممکن است بگویید: «فلانی به واقع انسانیت دارد»، امّا می دانید که آن انسانیت قابل اشاره نیست. یعنی یک کشفی است که شما در شخصیت فلانی کردید. حقایق قدسی عموماً این گونه اند؛ همه جا هستند، ولی محدود به هیچ جا هم نیستند، از طرفی ظاهرند و از طرفی، در حجابند. ظاهرند، چون «پری رو، تاب مستوری ندارد»، از طرفی همین که می خواهی به آن اشاره کنی، می بینی در حجاب رفت، به طوری که نمی توانی به افراد اشاره کنی و انسانیتشان را نشان دهی. گفت:
    زد
    خنده که من به عکس خوبان جهان
    با
    پرده، عیان باشم و بی پرده نهان
    امضاء



  4. Top | #163

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حقیقت انسانیت مثل سایر حقایق قدسی همین طور است، هم در مظاهرش که انسان ها باشند، ظاهر است و هم همان مظاهر، حجاب آن حقیقت هستند، هر چند بالأخره حقیقت انسانیت یک ظهور تامّ و کامل دارد که در وجود مقدّس حضرت حجّت عجل الله تعالی فرجه ظاهر است، امّا از طرف دیگر وجود مقدّس حضرت، ظهورش به جمال مؤمنینی است که انسانیت خود را حفظ کرده اند. یعنی واقعاً این طور نیست که شما اگر علمای بزرگِ اهلِ سلوک را ببینید، هیچ بهره ای از وجود مقدّس انسان کامل را ندیده اید. امّا باز همین که می خواهید آن حقیقت را در چهره آن عالم ببینید، در حجاب می رود.
    ص: 266
    ________________________________________
    1- بحار الانوار، ج53، ص 178.
    دوباره عرض می کنم که «هَل هُوَ؟» را که همان اثبات وجود مقدّس حضرت حجّت عجل الله تعالی فرجه باشد، ما اینجا خیلی بحث نمی کنیم، ولی اساسی ترین قسمت بحث همین است؛ که تا انسان نداند آن حقیقت هست، به طرف آن، جهت نمی گیرد. یعنی تازه وقتی فهمید که او هست، حالا همواره به او نظر می کند تا حجاب ها عقب برود و ارتباط برقرار بشود و وقتی درست فهمید که آن حضرت هست، به چگونگی بودن آن حضرت هم تا حدّی پی می برد و لذا جایگاه ملاقات با آن حضرت و معنی ملاقات با آن ذات مقدس برایش تا حدّی روشن می شود و دیگر به خطا نمی افتد.

    امضاء



  5. Top | #164

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اهمیت درک «چگونگی حضور حضرت حجت در هستی»

    بعد از این که انسان فهمید آن حقیقت، دارای وجود خارجی است، موضوع بعدی عبارت است از این که «چگونه هست؟» و به نظر بنده عمده مشکلات افراد در رابطه با همین نکته است؛ یعنی متوجّه مقام و چگونگی وجود حضرت در هستی نشده اند، لذا یا بسیار مسئله را سطحی می کنند! یا به کلی منکر می شوند!! شخص عالِمی به فرد جاهلی که بر خداشناسی خود در مقابل شخص منکر خدا اصرار داشت، گفته بود: «این خدایی که تو معتقدی، اصلاً وجود ندارد. آن خدایی هم که او منکر است، به واقع باید منکر بود، چون خدایی را منکر است که واقعاً وجود ندارد. ما به خدای محمّد صلی الله علیه و آله معتقدیم که نه خدایی است که تو قبول داری و نه خدایی است که او منکر است.»؛ واقعاً خدایی را که بعضی ها منکرند، چون او را در زیر تیغ جراحی نمی یابند، ما هم منکریم. خدایی را هم که ما
    ص: 267
    می شناسیم، قول می دهیم که اگر کسی بیاید بنشیند بحث کند، می بیند که نمی توان منکر چنین خدایی شد. این قدر پیداست که جایی برای انکار باقی نمی گذارد. گاهی یک خدایی می سازند، و بعد هم این خدایی را که ساخته اند قبول می کنند. حالا این ها ساخته ذهنشان را قبول کرده اند! یک عده ای هم آن را رد می کنند، آن ها هم ساخته ذهن خودشان را رد می کنند، چه فرقی می کند؟! قبول و ردّ چنین خدایی مساوی است. اعتقاد و انکار امام زمان عجل الله تعالی فرجه بعضاً همین طور است؛ آن کسی که وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه را قبول دارد ولی نمی داند چطور عالَم در دست قدرت آن حضرت است و معنی وجود و جایگاه آن حضرت را در هستی نمی داند، مثل همان کسی است که می گوید: «اصلاً «امام زمان» وجود ندارد.». این چنین «امام زمان» را که وجود خارجی ندارد، چه قبول کنید و چه رد کنید، هیچ فرقی ندارد.
    امضاء



  6. Top | #165

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    چگونه بودنِ وجود مقدّس حضرت به آسانی قابل درک نیست. هیچ وقت از این فکرها نکنید که به راحتی و در ابتدای امر می توانید بفهمید وجود آن حضرت در هستی «چگونه هست؟». اصلاً موضوعی است که در واقع سرِّ سرّ است و ملک مقرّب یا نبیّ مرسل یا بنده ای که خداوند قلب او را به ایمان آزموده، متوجه آن می شود!!(1) دائماً باید اندیشه
    ص: 268
    ________________________________________
    1- امیر المؤمنین علیه السلام می فرمایند: «... اِنَّ اَمْرَنا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ، لایَحْتَمِلُهُ اِلّا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ اَوْ نَبِیٌّ مُرْسَلٌ اَوْ عَبْدٌ اِمْتَحَنَ اللهُ قَلْبَهُ لِلْایمان» یعنی امر و مقام ما سختِ پیچیده به سختی است که آن را نمی تواند درک و حمل کند مگر ملک مقرّب و یا نبی مرسل و یا بنده ای که خداوند قلب او را به جهت ایمان آزموده باشد.(بحار الانوار، ج2، ص183)
    و قلب را اصلاح کرد تا إن شاء الله به لطف خدا تا حدّی «نحوه وجود مقدّس حضرت» روشن بشود. باید با تمام وجود از حضرت پروردگار تقاضا کرد: «اَلّلهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَک، فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنی حُجَّتَک، ضَلَلْتُ عَنْ دینی»؛(1) خدایا! حجّت خود را بر من بشناسان، چراکه اگر حجّت خودت را بر من نشناسانی، در دین و دینداری گمراه می شوم. پس معلوم است موضوع چگونگی وجود حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه یک حقیقت بزرگی است که نشناختن آن مساوی است با گمراهی در دینداری و برای شناسایی آن هم باید از خدا کمک گرفت تا استعداد شناخت آن حضرت را به ما مرحمت فرماید.
    عالِم به موضوعی و جاهل به موضوعی
    در ضمن از این نکته نباید غفلت کرد که ممکن است کسی در موضوعی دانشمند باشد ولی در شناخت مقام امام علیه السلام عوام محسوب شود. غفلت از این نکته موجب می شود که تصوّر کنید هر کسی که از جهتی در دین عالم است در مسئله امام شناسی و امام زمان شناسی هم حتماً علم دارد. در حالی که ممکن است آن فرد در مسئله «امام زمان»شناسی عامیِ عامی باشد! «امام زمان»ی که ما در متونی مثل دعای عزیز «ندبه» داریم، یک مقامی است که در رابطه با آن مقام می گوییم: خدایا! «وَاجْعَلْ اَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَه» به وجود ایشان رزق ما را بسط بده و جاری کن، «وَاجْعَلْ
    ص: 269
    ________________________________________
    1- «کافی»، ج1، ص337، باب فی الغیبه، ح5. بحار الانوار، ج52، ص147.
    صَلاتَنا بِهِ مَقْبُولَه» به وجود مقدّس ایشان نماز ما را قبول کن، این یک مقامی است که برای فهم آن، معارف بلندی را باید به دست آورد. اصطلاحی که شیعه به کار می برد تحت عنوان «واسطه فیض»، یا «قطب عالَم امکان» فوق العاده ارزشمند و قابل توجه است و لازم است روی آن فکر کنید. امام صادق علیه السلام می فرماید: «نَحْنُ السَّبَبُ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الله عَزَّ وَ جَلَّ»؛(1) ماییم سبب بین شما و خدایu. یا در دعای عزیز ندبه می گویید: «اَیْنَ السَّبَبُ المُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاء»؛ کجاست آن سبب و واسطه بین زمین و آسمان؟ تمام این جملات، از پشتوانه معرفتی عمیقی برخوردار است. بحث واسطه فیض بودن امامان به این معنی است که آن ها بالاترین مخلوق اند و از ملائکه هم بالاترند، حالا در نظر بگیرید باید چه تصوری از وجود آن ها داشت. بزرگان؛ تعبیر دقیقی از مقام حضرت علیه السلام دارند؛ می گویند: امام زمان عجل الله تعالی فرجه «کُلِّ ما سِوَی الله» است؛ یعنی هر چه مقام و کمال در هستی هست به غیر از مقام خود خدا، یک جا و به صورت واحد، در حضرت جمع است. این تعبیر را شما در نظر بگیرید، بعد می بینید عده ای می آیند مسئله را آن قدر ساده می کنند که گویا حضرت یک آدم خوبی است که ما باید صرفاً برای آن حضرت دل بسوزانیم.(2)
    ص: 270
    ________________________________________
    1- بحارالانوار، ج23، ص101.
    2- برای بررسی بیشترمقام امام ، به قسمت واسطه فیض از کتاب «دعای ندبه؛ زندگی در فردایی نورانی» رجوع شود.
    امضاء



  7. Top | #166

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    امام زمان عجل الله تعالی فرجه؛ ظهور نهایی اسرار غیب
    سومین قسمت بحث که شاید خیلی مشکل نباشد ولی اثر و فایده اش زیاد است، این است که: چرا چنین وجود مقدّسی در عالم هست؟ گفت:
    چو
    آدم را فرستادیم بیرون
    جمال
    خویش بر صحرا نهادیم
    یعنی آدمِ مطلق، که همه جنبه های کمالی را دارد، جلوه جمال حضرت حق در موطن جامعیت است؛ خداوند خواست خودش را به نحو جامعیت بنمایاند، لذا انسان کامل را آفرید. انسان کامل همان است که درباره اش فرمود: «عَلَّمَ آدَمَ الأسماءَ کُلَّها».(1) یعنی خداوند همه اسماء را به آدم تعلیم فرموده است و قلب و جان او محل تجلی جمیع اسماء الهی گشت، از طرفی نور رحمانی حق بر قلب آن حضرت تجلی کرد و از طرف دیگر نور رحیمی و صمدی و سایر اسماء، همه و همه به نحو تامّ و کامل بر آن قلب تجلی نمود. آن وقت عنایت داشته باشید که مظهر تامِّ تمام آن مقام، مقامِ پیامبر و آل او علیهم السلام است که قلب آن ها ظرف قرآن است که کامل ترین کتاب الهی است و لذا مقامشان هم مقام تامّ و تمام «عَلَّمَ آدَمَ الأسماءَ کُلَّها» است. و در مباحث گذشته بحث شد که «اَلنّهایات، تَرْجَعُ إلَی البدایات»؛(2) یعنی آن چیزی که در آخر، در «عالم عین» ظاهرمی شود، در «عالم غیب» در ابتدا محقق شده و به اوّلی ترین حقیقت در عالم غیب وصل است. وقتی وجود مقدّس حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند: «اَوَّلُ ما
    ص: 271
    ________________________________________
    1- سوره بقره، آیه31.
    2- به بحث «آخرالزمان، ظهور باطنی ترین بعد هستی» رجوع فرمایید.
    خَلَقَ اللهُ، نوری».(1) پس در عالم غیب، آن چیزی که اول خلق می شود، نور وجود مقدّس پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است. در همان راستا آخرین پیامبر نیز همان حضرت هستند، یعنی همان کسی که اول است در غیب، آخر است در عین، و لذا سرّی ترین اسرار عالم غیب را با خود دارد و جامع ترین حقیقتِ در عالَم است، آن حقیقت یک ظهور به اعتبار «نبوّت» دارد که همان آخرین پیامبر بودن آن مقام است و یک ظهور به اعتبار «امامت و ولایت» دارد و لذا در عین این که خود آخرین پیامبر است، در باطن خود حامل امامت و ولایت نیز هست، امامت و ولایت، ظهور باطن نبوت می شود که در حال حاضر امام زمان اند. در روایت داریم که حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند: «یَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِینَ! اِنَّمَا بُعِثْتُ اَنَا وَ السَّاعَهُ کَهَاتَیْنِ. قَالَ: ثُمَّ ضَمَّ السّبَّاحَتَیْنَ»(2) ای مسلمانان! من مبعوث شدم در حالی که بعثت من و آخرالزمان همانند این دو است و سپس دو انگشتشان را پهلوی هم گذاشتند و فرمودند: «کَهَاتَیْن»؛ من با آخرالزمان این چنین نزدیکم! در واقع پیامبر صلی الله علیه و آله می خواهند بفرمایند: وقتی من آمدم، دیگر آخرالزمان شروع می شود. چون ظهور آن سرّ اوّلین مخلوق که در غیب اوّل بود، با وجود مقدّس پیامبر صلی الله علیه و آله شروع شد، نه این که به انتها رسید. تا قبل از ظهور پیامبر آخر الزمان یعنی رسول الله صلی الله علیه و آله وجود نهایی عالَم غیب اصلاً ظهور نکرده بود - سایر پیامبران جلوه ای از آن حقیقت اوّلیه بودند- حالا آن حقیقت اوّل ما خلق الله در عالم غیب، در انتها و در عالم عین، ظهور کرد، این ظهور،
    ص: 272
    ________________________________________
    1- بحارالانوار، ج 1، ص 97.
    2- بحارالانوار، ج2، ص263.
    شروع ظهورِ نهایی است؛ پس با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آخرالزمان شروع شد. و آخرالزمان که مورد بحث ما است در مورد ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه - یعنی آخر دورانِ آخرالزمان- و آن ظهورِ تامّ آن چیزی است که با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله شروع شده است. برای همین هم در روایت داریم که امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: «یا کُمِیْل! ما مِنْ عِلْمٍ اِلّا وَ اَنَا اَفْتَحُهُ وَ ما مِنْ سِرٍّ اِلاّ وَ الْقائِمُ یخْتِمُهُ»؛(1) ای کمیل! هیچ علمی نیست مگر این که من باب آن را باز می کنم و هیچ سرّی نیست مگر این که «قائم» آن را به انتها می رساند.
    امضاء



  8. Top | #167

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    این حرف ها، حرف های عمیق و مبنایی است! حتی اگر ائمه علیهم السلام هم چنین سخنانی نگفته بودند، ما باید دنبال یک مکتبی باشیم که این ها را گفته باشد. شما وقتی رسیدید به این که «سه زاویه مثلث، مساوی دو زاویه قائمه است.» حالا اگر کسی هم نگفته بود، بالأخره باید گفته بشود. این که می گویند: «امامت، جزء اصول دین است»، یعنی این که اندیشه انسان ها این حقیقت را می طلبد، پس باید مکتبی که این اندیشه را جواب می دهد، موجود باشد. چون این حرف، حرف حقّی است.
    موضوع این که نبی الله صلی الله علیه و آله ظاهر حقیقت را تحت عنوان شریعت مطرح می فرماید و علاوه بر این ظاهر، باطن آن شریعت در جان آن پیامبر هست، یک موضوع علمی و منطقی است، چراکه وقتی حقیقت دین بر قلب رسول الهی وَحی می شود، تمام آن حقیقت بر آن قلب مبارک تجلی می کند - اَعم از حقیقت آن وَحی و معنای آن و وَجه خیالی آن و لفظ مناسب آن
    ص: 273
    ________________________________________
    1- «تحف العقول»، ص271، «بحار الانوار»، ج74، ص 269.
    معنی و آن حقیقت- ولی همه افراد نمی توانند با جان پیامبر ارتباط پیدا کنند و از حقیقت و اسرار وَحی بهره گیرند، مگر افراد خاص، و لذا پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد علی علیه السلام می فرمایند: «عَلِیٌّ نَفْسِی»؛(1)
    علی علیه السلام در مقام جان و باطن من است و یا فرمودند: «یَا عَلِی! کُنْتَ مَعَ الْاَنْبِیَاءِ سِرّاً وَ مَعِیَ جَهْراً»؛(2)
    ای علی! تو با بقیه انبیاء در باطن و سرّ آن ها بودی و برای من در ظاهر هستی و در کنار من، و یا می فرمایند: «لِکُلِّ نَبِیٍّ صَاحِبُ سِرٍّ وَ صَاحِبُ سِرّی عَلِیِّ بْنِ اَبیطالِب»؛(3) برای هر پیامبری صاحب سرّی است و صاحب سرّ من علی بن ابی طالب است. این روایات همه حکایت از این دارد که اگر نبی الله صلی الله علیه و آله مأمور به اظهار شریعت هستند و پس از خود آن شریعت را برای مردم باقی گذاردند، علی علیه السلام و ائمه معصومین علیهم السلام نیز صاحب سرّ و باطن آن شریعت می باشند که به مرور و بر اساس ظرفیت زمانه باید اسرار آن شریعت را ظاهر نمایند و از فرمایش حضرت علی علیه السلام به کمیل روشن می شود که با ظهور حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه اسرار شریعت تماماً ظاهر می شود و در واقع اسلام عزیز در همه ابعاد خود - اعم از ظاهر و باطن- در بلوغ حقیقی خود ظهور می یابد و در واقع آنچه در ابتدا به عنوان «اَوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ، نوری» غیب کامل بود، در انتها با ظهور ابعاد باطنی شریعت
    ص: 274
    ________________________________________
    1- کتاب «امامت و ولایت»، تربیت معلم، ص24، نقل از ابن نجار. علی علیه السلام در قضیه شورا به همین فضیلت اشاره فرمودند و حاضران به آن اعتراف کردند.
    2- القطره من بحار مناقب النبی و العتره، ج1 ص188.
    3- ینابیع الموده، ص235.
    محمّدی«صلوات الله علیه»، ظهور و تعیّن خود را می نمایاند و آن باید توسط کسی باشد که حامل همه ابعاد ظاهری و باطنی شریعت می باشد.
    امضاء



  9. Top | #168

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    امام زمان عجل الله تعالی فرجه؛ تنها راه تکمیل همه ابعاد انسانی

    در قسمت سومِ بحث که موضوع برکات و اثرات وجود مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه است، متوجّه می شویم برای تدبیر همه ابعاد انسانیمان، نیاز به مدبّر جامعی داریم که همه مبادی باطنی جان ما را به شکوفایی و کمال برساند، لذا می گوییم:
    «حقیقت جامع یعنی انسان کامل - که مدبّر روح انسان است- با توجّه و به تناسبی که انسان ها باید در خود ایجاد کنند، با ما ارتباط برقرار می کند و ما را به جامعیت می رساند.»
    اگر شما رسیدید به این که یک حقیقت غیبیِ جامعِ معنوی در عالَم هست که قلب او حامل جمیع اسماء الهی است، می رسید به این که برای پرورش دادن همه ابعاد خود باید زمینه تدبیر آن حقیقت غیبیِ معنوی را در جان خود به وجود بیاورید و یا به تعبیری، جان خود را در اختیار تدبیر و دستورات او قرار دهید تا در کمال انسانی به جامعیت برسید. مثلاً شما ملاحظه کنید: غضب، صفت اصلی گرگ است و می توان گفت او عین غضب است و شهوت، صفت خوک است. امّا همین شهوت و غضب در انسان غضب و شهوت انسانی می شود و در انسان کامل به اوج انسانی خود می رسد. غضب محمّدی صلی الله علیه و آله عین انسانیت است؛ یعنی این غضب، بهترین غضب دنیاست. نه تنها بهترین غضب دنیا، بلکه آن حضرت صلی الله علیه و آله در عین داشتن آن غضب، بهترین نحوه بودنِ انسان در دنیاست.
    ص: 275
    این که شما گاهی دل سرد و افسرده اید و نمی توانید با زندگی دنیا کناربیایید، به جهت آن است که بُعدی از ابعاد وجودی تان را رشد داده اید، ولی بقیه ابعادتان معطّل مانده است و دل را به «امیر در میخانه عالم وجود» نسپرده اید. باید او را پیدا کنیم و بگوییم: «امروز امیر در میخانه تویی، تو!» یعنی انسانی در این دنیا هست که امیر و رئیس انسانیت انسان ها است. اگر نشود با او ارتباط پیدا کرد، دنیا در همه ابعادش با ما هماهنگی ندارد، چون فقط انسان کامل است که واسطه فیض است و به واقع به مدد الهی، مدبّر عالم است. بر این اساس می گویند: راه ارتباط با انسان کامل را باید پیدا کرد. راه که پیدا شد، خود انسان کامل مقامش، مقام «یَهْدُونَ بِاَمْرِنَا»(1) است و به جهت مقام جامعیتش هدایتِ جامعیت ما را به عهده می گیرد و معنی به ثمر رسیدن زندگی برای ما مشخص می شود.
    امضاء



  10. Top | #169

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    امام زمان عجل الله تعالی فرجه؛ تنها راه رسیدن به خدا

    در بحث های قبل مطرح شده است که تنها و تنها از طریق انسان کامل که «عین الانسان» است می توانید ابعاد انسانی تان را رشد دهید و به ثمر برسانید. همان طوری که شما اگر آب بخواهید، فقط از «عین تری» می توانید آب بگیرید، اگر بخواهید در انسانیت کامل شوید، فقط از طریق انسان کامل، می توانید به چنین کمالی دست یابید. و لذا این نکته ظریفی است که شما در دعای ندبه خدا را واسطه می کنید و می گویید: «خدایا!
    ص: 276
    ________________________________________
    1- سوره انبیاء، آیه 73.
    «وَامْنُنْ عَلَیْنا بِرِضاه»؛(1) خدایا! با ایجاد رضایت قلب امام زمان عجل الله تعالی فرجه از ما، بر ما منّت بگذار، که بر قلب ما نظر کند، تا با تجلی نظر مبارک او، تمام ابعاد وجود ما به تعادل لازمه برسد. اگر کسی این علم را نداشته باشد که فقط از طریق انسان کامل می توان به رشد انسانی رسید، تعجّب می کند و می پرسد چگونه وقتی خود خدا امام زمان عجل الله تعالی فرجه را آفریده است، ما از خدا می خواهیم که قلب امام زمان عجل الله تعالی فرجه را از ما راضی گرداند، تا از طریق رضایت قلب آن حضرت به مقام قرب الهی نایل شویم. چرا نمی گوییم خدایا خودت از ما راضی باش؟! جوابش این است که خداوند از یک وَجه، از همه چیز به ما نزدیک تر است و از یک وجه آن قدر مقامش بالاست که سال ها باید عبادت کرد و ریاضت کشید تا به آن مقام نزدیک شد، لذا از آن وجهی که او از همه چیز به ما نزدیک تر است، از او کمک می گیریم و تقاضا می کنیم تا قلب امام زمان عجل الله تعالی فرجه را از ما راضی گرداند، تا از طریق رضایت قلب مبارک آن حضرت، قرب نهایی ما به حضرت رب، برای ما ممکن شود. از طرفی شما در سلوک کامل خود نمی خواهید فقط به سمیع مطلق یا بصیر مطلق برسید، می خواهید به «الله»، یعنی «جامع همه کمالات» نزدیک شوید و فقط امام زمان - که مقامشان مقام جامعیت اسماء است- مقام ارتباط با «الله» را داراست.
    در قرآن هر وقت پای اهل البیت علیهم السلام در میان است، عموماً موضوع را به صورت حصر مطرح می کند و می گوید «فقط» آن ها را در کمالات منحصر کردیم، مثلاً می فرماید: «إنّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ
    ص: 277
    ________________________________________
    1- دعای ندبه.
    البَیْت»؛(1) یعنی، خداوند اراده کرد فقط شما خانواده را از هر گونه رجس و آلودگی پاک کند. یا می فرماید: «إنَّهُ لَقُرآنٌ کَریمٌ، فی کِتابٍ مَکْنُونٍ، لایَمَسُّهُ إلَّا الْمُطَهَّرُون»؛(2) یعنی با آن قرآن باطنی، هیچ کس نمی تواند تماس داشته باشد مگر مطهرون -که همان اهل البیت باشند- پس این منحصر کردن کمالات در ذوات خاص، یک دقت قرآنی است و لذا امروز هم صِرفاً رئیس میکده ارتباط با قرآن، وجود مقدّس حضرت حجّت عجل الله تعالی فرجه است. بنابراین هیچ راه دیگری نیست.
    امضاء



  11. Top | #170

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    این عاقلانه ترین برخورد است که می گویید: «خدایا! کمک کن قلب امام زمان علیه السلام از ما راضی بشود»، برای این که جامعیت پیدا کنی و شهوت و خشمت، شهوت و خشم مقدّس شود و بر تو نشورد و لذا باید تمام ابعاد خود را در معرض تدبیر انسان کامل قرار دهی. متأسفانه بعضاً ما وقتی می خواهیم مقدّس شویم، فکرمی کنیم باید غضب و شهوتمان را بازنشسته کنیم، در حالی که باید این دو قوا در حیطه مقام انسانی وارد شود تا نه تنها مزاحم کمالات ما نشود، بلکه منشأ کمالات ما بگردد، همچنان که عبادت هم باید در حیطه مقام انسانی بیاید، وگرنه شش هزارسال عبادت می کنیم و شیطانیم! عبادت شیطان هم منشأ مقاماتی بوده که او را تا مقام ملائکه بالا برده است، ولی عبادت او یک بُعدی بوده است، عبادتی بوده که نهایتش در کنار ملائکه است، ولی خودش را به ولایت انسان کاملی که جامع همه اسماء است نسپرد و بر آن کمالات سجده نکرد.
    ص: 278
    ________________________________________
    1- سوره احزاب، آیه 33.
    2- سوره واقعه، آیات 79-77.
    امضاء



صفحه 17 از 23 نخستنخست ... 7131415161718192021 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi