بارالها صاحب عصر و زمان کي خواهد آمد
آنکه بنمايد جهان امن و امان کي خواهد آمد
پهلوي زهرا و قلب همسر او را شکستند
آنکه گيرد انتقام از ظالمان کي خواهد آمد



| ❤ |
بارالها صاحب عصر و زمان کي خواهد آمد
آنکه بنمايد جهان امن و امان کي خواهد آمد
پهلوي زهرا و قلب همسر او را شکستند
آنکه گيرد انتقام از ظالمان کي خواهد آمد



| ❤ |
مثل مردم در دو چشمي، غايبي اما زچشم
زان فروغ چشم هايم مي دهد از تو خبر
با تو از تو من جدايم مثل سايه از بدن
سايه از جان جدايم مي دهد از تو خبر



| ❤ |
باز هم آدینه ای شد بازگو مهدی کجاست؟
یکنفر میگفت مهدی جمعه ها در کربلاست
رو به سوی کربلا کردم که فریادش زنم
باز هم با ندبه ای از هجر مولا دم زنم
آمد ار سویی ندایی آی اهل انتظار
اندکی دیگر صبوری، میرسد دیدار یار



| ❤ |
با تو از خاطره ها سرشارم
عصر جمعه، تو را کم دارم
بي تو هر لحظه دلم می گیرد
با تو تا آخر خط بیدارم



| ❤ |
مثل مردم در دو چشمي، غايبي اما زچشم
زان فروغ چشم هايم مي دهد از تو خبر
با تو از تو من جدايم مثل سايه از بدن
سايه از جان جدايم مي دهد از تو خبر



| ❤ |
الا یا ایها المهدی مدام الوصل ناولها
که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکلها
اگر دانستمی کویت به سر می آمدم سویت
خوشا گر بودمی آگه ز راه و رسم منزلها



| ❤ |
باز هم آدینه ای شد بازگو مهدی کجاست؟
یکنفر میگفت مهدی جمعه ها در کربلاست
رو به سوی کربلا کردم که فریادش زنم
باز هم با ندبه ای از هجر مولا دم زنم
آمد ار سویی ندایی آی اهل انتظار
اندکی دیگر صبوری، میرسد دیدار یار



| ❤ |
عمریست که این عطش به لب ها مانده
از هجـــر حبیب ، تاب و تـب ها مانـده
چون حائل ماســــــت این گنـاهان،آری
خورشیـــد به پشت ابر و شب ها مانده



| ❤ |
یا این دل شکسته ما را صبور کن
یا لااقل به خاطر زینب ظهور کن
دیگر بتاب از افق مکه ماه من
این جاده های شب زده را غرق نور کن



| ❤ |
باز هم آدینه ای شد بازگو مهدی کجاست؟
یکنفر میگفت مهدی جمعه ها در کربلاست
رو به سوی کربلا کردم که فریادش زنم
باز هم با ندبه ای از هجر مولا دم زنم
آمد ار سویی ندایی آی اهل انتظار
اندکی دیگر صبوری، میرسد دیدار یار
در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)