علامه طباطبایی«رحمه الله علیه» در همین رابطه می فرمایند:
«غرض که گمان نویسنده این است که به جهت جلوگیری از این دعاوی باطله و دکان شیاطین مجسمه، حضرت نوشتند از برای سفیری که سفیر چهارم بود که دیگر نایبی برای خود نصب نکن... و هر کس بعد از این، ادعای رؤیت نماید، او را تکذیب نماید... و حضرت به لفظ ادعا تعبیر فرموده:«مَنِ ادَّعَی الرّؤیَه»؛ یعنی، کسی که ادعا نمود که خدمت امام می رسم، او را تکذیب کنید که خود این ادعا، دلالت بر کذبش می باشد، زیرا اگر خدمت امام می رسید و او را مشاهده می نمود و اخذ فیوضات می کرد، هرگز ادعایی نداشت و اظهار چنین موهبت و سرّی را نمی کرد، پس آن کسانی که خدمت حضرت رسیده اند، ابداً ادعایی نداشته اند، بلکه همین قدر می گویند در فلان مرحله یا فلان گرفتاری، شخصی نمایان شد و ما را نجات داد، یا این که به ایماء و اشاره می رسانند که دعا و کلامی از ناحیه ای به ما
ص: 290
________________________________________
1- همان، ص195، نقل از حجت الاسلام و المسلمین آقای ناصری.
رسیده، یا آن که رفقا از حالات و حرکات و کلماتش گمان برند که او خدمت حضرت رسیده»(1)



نقل قول
