صفحه 19 از 20 نخستنخست ... 9151617181920 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 191

موضوع: مهر محبوب

  1. Top | #181

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    در پايان، توجه به اين لطيفه جالب است که در اين حديث امام عليه السلام دو صيغه امر به کار مى برد: يکى فجدوا وديگرى وانتظروا، يعنى کوشش کنيد وچشم براه باشيد. پس سر بکشيد وبنگريد وکوچه بازار وراه مسجد وکعبه وهر مجلس وهر جمعيت را در نظر بگيريد بلکه يار دلبر ودلدار پيدا شود. نباشد که در غفلت بگذرانيد واو جلوه اى کند وبدرخشد وشما به غير اشتغال بورزيد! نکند که بگوئى:
    پروانه سوخت، شمع فرو مرد، شب گذشت اى واى من که قصه دل ناتمام ماند...

    امضاء




  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #182

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حشر با محبوب

    از ديگر خواص جالب توجه محبت، حشر با محبوب در برزخ وقيامت است که اين مسئله جاودانگى محبتهاى حقيقى را نويد مى دهد.

    امضاء



  4. Top | #183

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    معناى وفات

    در بينش الهى وتوحيدى اسلام مرگ معناى نابودى وفنا ندارد بلکه انتقال از منزلى به منزل ديگر است که در نهايت رسيدن به جهانى ديگر وسفر به عالم آخرت مى باشد. کتاب آسمانى ما رقان در مورد مرگ غالبا واژه توفى را که مشتق از وفى است، به کار مى برد. وفى يعنى تمام کرد ووفى يعنى به او عطا کرد، عطاى تام. وتوفى يعنى آن را به تمام گرفت. بنابر اين، توفى يعنى گرفتن جان به تمام وکمال. به آيات زير دقت مى کنيم: (حتى اذا جاء احدکم الموت توفته رسلنا وهم لا يفرطون).(7)

    هنگامى که مرگ يکى از شما فرا رسد فرستادگان ما او را به نحو کامل تحويل مى گيرند وافراط نمى ورزند.

    (الله يتوفى الانفس حين موتها والتى لم تمت فى منامها).(8)

    خداوند در هنگام مردن جانها را به طور کامل مى گيرد وآنان که نمرده اند جانشان را در خواب مى گيرد. در فرهنگ قرآن واسلام با استفاده از همين واژه وفات، معاد وجنبه غير جسمانى انسان (نفس ناطقه مجرد) اثبات مى گردد، زيرا آنچه خداوند وفرستادگان او تحويل مى گيرند وبه عوالم ديگر انتقال مى دهند جنبه جسمانى وبدن انسان نيست. وحقيقت ديگر اينکه براى جهان آخرت، مرگ ونابودى مفهوم ندارد ومانند اين نشئه که حيات وممات آميخته به هم هستند نيست بلکه يکسره حيات وشعور است.

    (ان الدار الاخره لهى الحيوان).(9)

    همانا خانه آخرت خانه حيات است.

    آنچه در عالم آخرت است، کشته دنياست

    امضاء



  5. Top | #184

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آنچه براى انسان در عالم آخرت از نعيم وعذاب، خوشى والم، خانه وکاشانه وجود دارد، حاصل وکشته اين دنياست. زيرا رابطه دنيا وآخرت رابطه زراعت وکشت ودرو مى باشد. على عليه السلام مى فرمودند: وان اليوم عمل ولا حساب وغدا حساب ولا عمل.(10)

    امروز عمل است وحساب در کار نيست ودر فرداى قيامت حساب است وعمل وجود ندارد. واين قانون شامل افکار وعقايد واعمال وهمه جنبه هاى فکرى وعملى انسان مى شود. بنابر اين، محبت در اين دنيا ودر آخرت نتيجه مى دهد ونتيجه وثمره آن در آخرت حشر با محبتها ومحبوبهاست. محبت که از خواص وآثار روان وجان آدمى است، در عوالم گوناگون با او همراه مى باشد وعاشق، خواه داراى محبت حقيقى ويا مجازى باشد، عشق خود را با خود به عوالم بعد منتقل مى سازد ودر نتيجه اينکه عرض ارادت وعشق به ائمه اطهار سلام الله عليهم اجمعين وآستان مقدس فرشته پاسبان حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه ثمره اخروى اش التزام رکاب آن سرور، در عوالم آخرت است.
    امضاء



  6. Top | #185

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در آرزوى حشر با محبوب

    در سرود اميد وعشق، زيارت عاشورا، آرزو مى کنيم که در مقام محمود با آن سروران باشيم واين درخواست از طبيعت وجوهره محبت بر مى خيزد: واسئله ان يبلغنى المقام المحمود لکم عند الله. واز خداوند مى خواهم که مرا به مقام محمود که جايگاه شما در نزد خداست برساند. در مقدمه اين عبارت نيز چنين عرضه مى داريم: فاسئل الله الذى اکرمنى بمعرفتکم ومعرفه اوليائکم ورزقنى البرائه من اعدائکم ان يجعلنى معکم فى الدنيا والاخره. از خداوند که به من شناخت شما واولياى شما را کرامت نموده وتوفيق بيزارى از دشمنان شما را عطا فرموده مى خواهم که مرا در دنيا وآخرت نيز با شما قرار دهد. بنابر اين، در جايگاه آنان بودن در نزد خدا دنباله معرفت است ومعرفت، لازمه محبت وولايت. اين خواستن نيز که از عمق وجود عاشق بر مى خيزد از ثمرات شيرين معرفت است وبه خاطر جاودانگى جهان وانسان، محبت ومعرفت نيز همواره با او خواهد بود وهمراه او در عوالم بعد حشر ونشر خواهد داشت. ودر آخرين بخش سرود عاشقان قهرمان کربلا، در خاضعانه ترين حالات هنگامى که پيشانى بر خاک مى سايند، چنين مناجات مى کنند: اللهم لک الحمد حمد الشاکرين لک على مصابهم.... اللهم ارزقنى شفاعه الحسين يوم الورود وثبت لى قدم صدق عندک مع الحسين واصحاب الحسين الذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه السلام. خدايا! سپاس تو را، سپاس شاکران بر مصيبتشان.... خداوندا! شفاعت امام حسين (عليه السلام) را در روز قيامت نصيبم فرما ونزد خودت به من گام استوار عطا کن که با حسين (عليه السلام) واصحاب او باشم، آنان که از جان خود در رکاب او گذاشتند.

    امضاء



  7. Top | #186

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    لازمه صدق قدم (گام استوار) وفاى به اوست ومفهوم جمله چنين مى نمايد که: مى خواهم در دنيا وآخرت عاشق ودلباخته حسين عليه السلام باشم که از اين عشق ومحبت وفداکارى هرگز دست بر ندارم. منتظران قدوم امام غايب از نظر، در سوز فراق او، با خداوندشان در دعاى مربوط به او (عجل الله تعالى فرجه) که ابتداى آن با جمله اللهم ادفع عن وليک شروع مى شود چنين نجوا مى کنند: حتى تحشرنا يوم القيمه فى انصاره واعوانه ومقويه سلطانه... تجعلنا فى الجنه معه. خداوندا ما را در روز قيامت در زمره انصار ومددکاران وتقويت کنندگان پيروزى وسلطنت قرار ده... ودر بهشت همراه او محشور کن. ودر نيايش جمعى وگروهى محبوبهاى جهان - يعنى زيارت جامعه - مى گوئيم: اسئلک ان تدخلنى فى جمله العارفين بهم وبحقهم وفى زمره المرحومين بشفاعتهم انک ارحم الراحمين. از تو مى خواهم مرا از کسانى که به مقام امامان (عليهم السلام) معرفت حاصل کرده اند قرار دهى ودر روز حشر نيز در زمره آنان که به خاطر شفاعت آنان مورد رحمت قرار گرفته اند. ودر فراز ديگر مى خوانيم: وجعلنى ممن يقتص آثارکم ويسلک سبيلکم ويهتدى بهديکم ويحشر فى زمرتکم. خداوند مرا از کسانى قرار دهد که در پى شما بوده، به راه شما سلوک مى نمايند وبه هدايت شما مهتدى ودر جمع وگروه شما محشور مى گردند. ادعيه وآثار اسلامى از اين مضمون مملو است که شيعيان خواستار حشر با محبوبهاى خود، ائمه عليهم السلام، هستند واين آرزو ومحبت در هم تاثير متقابل دارند.

    امضاء



  8. Top | #187

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حشر با آل محمد ثمره دوستى آنهاست

    جابر بن عبد الله انصارى، محب ودوستدار ديرينه خاندان رسالت سلام الله عليهم اجمعين در زيارت قبر مطهر امام حسين عليه السلام سخنانى مى گويد که آن را از زبان عطيه مى شنويم: عن عطيه العوفى قال: خرجت مع جابر بن عبد الله الانصارى رحمه الله زائرين قبر الحسين بن على بن ابى طالب عليه السلام فلما وردنا کربلاء، دنا جابر من شاطى ء الفرات فاغتسل ثم ائتزر بازار، وارتدى باخر، ثم فتح صره فيها سعد، فنثرها على بدنه ثم لم يخط خطوه الا ذکر الله حتى اذا دنا من القبر قال: المسنيه، فالمسته فخر على القبر مغشيا عليه فرششت عليه شيئا من الماء فافاق ثم قال: يا حسين - ثلاثا - ثم قال: حبيب لا يجيب حبيبه، وانى لک بالجواب؟ وقد شحطت اوداجک على اثباجک وفرق بين بدنک وراسک. فاشهد انک ابن النبيين وابن سيد المؤمنين وابن حليف التقوى وسليل الهدى وخامس اصحاب الکساء وابن سيد النقباء وابن فاطمه سيده النساء وما لک لا تکون هکذا؟ وقد غدتک کف سيد المرسلين وربيت فى حجر المتقين ورضعت من ثدى الايمان وفطمت بالاسلام، فطبت حيا وطبت ميتا غير ان قلوب المؤمنين غير طيبه لفراقک ولا شاکه فى الخيره لک. فعليک سلام الله ورضوانه واشهد انک مضيت على ما مضى عليه اخوک يحيى بن زکريا. ثم جال ببصره حول القبر وقال: السلام عليکم ايتها الارواح التى حلت بفناء الحسين واناخت برحله اشهد انکم اقمتم الصلاه وآتيتم الزکاه وامرتم بالمعروف ونهيتم عن المنکر وجاهدتم الملحدين وعبدتم الله حتى اتاکم اليقين والذى بعث محمدا بالحق لقد شارکناکم فيما دخلتم فيه. قال عطيه: فقلت يا جابر! وکيف ولم نهبط واديا ولم نغل جبلا ولم نضرب بسيف والقوم قد فرق بين روسهم وابدانهم واوتمت اولادهم وارملت الازواج؟ فقال لى: يا عطيه سمعت حبيبى رسول الله صلى الله عليه وآله يقول: من احب قوما حشر معهم ومن احب عمل قوم اشرک فى عملهم، والذى بعث محمدا بالحق نبيا ان نيتى ونيه اصحابى على ما مضى عليه الحسين واصحابه. خذوا بى نحو ابيات کوفان. فلما صرنا فى بعض الطريق فقال لى: يا عطيه! هل اوصيک؟ وما اظن اننى بعد هذه السفره ملاقيک. احب محب آل محمد ما احبهم، وابغض مبغض آل محمد ما ابغضهم، وان کان صواما قواما، وارفق بمحب آل محمد فانه ان تزل (لهم) قدم بکثره ذنوبهم ثبتت لهم اخرى بمحبتهم، فان محبهم يعود الى الجنه ومبغضهم يعود الى النار.(11)

    امضاء



  9. Top | #188

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    عطيه عوفى گويد: با جابر بن عبد الله انصارى براى زيارت قبر امام حسين عليه السلام بيرون رفتيم. هنگامى که به کربلا وارد شديم جابر نزديک شط فرات شد، غسل نموده، دو بارچه به خود پوشيده (يکى به صورت ازار وديگرى رداء)، سپس کيسه اى را گشود واز ان گياه خوشبوى سعد بيرون آورد وبر بدن خود پاشيد. او قدم بر نمى داشت مگر با ذکر خدا، تا نزديک قبر شد. به من گفت: دست مرا روى قبر بگذار. دست او را بر قبر نهادم. بر روى قبر افتاد وغش کرد. آنگاه مقدارى آب بر او پاشيدم، به حال آمد. سپس سه مرتبه صدا زد: يا حسين! سپس گفت: دوست جواب حبيب خود را نمى دهد. سپس افزود: چگونه جواب دهى در حالى که رگهاى گردنت بريده وپر خون شده وبه پشت ريخته وميان بدون وسر تو جدائى افتاده است؟ پس گواهى مى دهم که تو فرزند پيامبران وفرزند آقاى مؤمنان وهم قسم تقوا ونسل هدايت وپنجمين اصحاب کساء وفرزند سيد برگزيدگان وفرزند فاطمه بانوى زنان هستى. وچگونه چنين نباشى که از دست سيد مرسلين تغذيه نمودى ودر دامن پارسايان تربيت شدى واز پستان ايمان شير نوشيدى وبا اسلام از شير گرفته شدى. پس، در حال حيات ومرگ پاگ بودى اما دل مؤمنان در فراق تو شاداب نيست ودر انتخاب تو شک وترديد ندارد. پس، بر تو باد سلام خدا وخشنودى او. گواهى مى دهم که راه تو راه برادرت يحيى بن زکريا بود. آنگاه ديده خود را در پيرامون قبر مطهر جولان داده، گفت: درود بر شما اى ارواحى که در آستانه حسين عليه السلام حلول کرده ودر حضورش سکونت نموده ايد! گواهى مى دهم که شما اقامه نماز کرده وزکات پرداخته ايد وامر به معروف ونهى از منکر کرده وبا ملحدان جهاد نموده وعبادت خدا کرديده ايد، تا به يقين رسيده ايد. قسم به آن که محمد صلى الله عليه وآله را بحق مبعوث فرمود که با شما در آنچه وارد شده ايد مشارکت کرده ايم. عطيه گويد: به جابر گفتم: چگونه مشارکت نموده ايم در حالى که نه بيابانى را طى کرده ايم ونه از کوهى بالا رفته ايم ونه با شمشيرى جنگيده ايم واينها ميان سرها وبدنهايشان جدائى افتاده است وفرزندانشان يتيم وهمسرانشان بيوه شده اند؟! پس جابر به من گفت: اى عطيه! از حبيبم رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيدم که فرمود: کسى که قومى را دوست بدارد با آنان محشور خواهد شد وکسى که عمل قومى را دوست بدارد با آنان در کارشان شريک خواهد بود. قسم به آن که محمد صلى الله عليه وآله را بحق مبعوث فرمود نيت من ويارانم بر همان کارى است که امام حسين عليه السلام وياران او انجام داده اند. اکنون مرا به طرف خانه هاى کوفه ببريد. پس هنگامى که در قسمتى از راه قرار گرفتيم گفت: اى عطيه! آيا تو را وصيتى بکنم؟ زيرا گمان ندارم که ديگر پس از اين سفر تو را ببينم. اى عطيه! دوستدار آل محمد (سلام الله عليهم اجمعين) را مادام که او دوستدار است دوست بدار ودشمن آنان را مادام که دشمنى مى کند دشمن بدار، اگر چه اهل روزه ونماز باشد وبا دوستان آل محمد (صلى الله عليه وآله) به رفق ومدارا باش، زيرا اگر قدمى از آنان به خاطر گناهان زياد بلغزد، قدم ديگرشان به خاطر محبت آل محمد (صلى الله عليه وآله) ثابت خواهد بود، چرا که دوستدار آنان بالاخره به بهشت بر مى گردد ودشمن آنان به جهنم بر مى گردد. جمله من احب قوما حشر معهم: کسى که قومى را دوست بدارد با آنان محشور مى شود در گفتار جابر نشان مى دهد که انديشه تربيت يافتگان آستانه اهل بيت عليهم السلام نيز اين چنين بوده است.

    در حشر، هر کس با امام ومحبوب خود خوانده مى شود

    (يوم ندعو کل اناس بامامهم فمن اوتى کتابه بيمينه...).(12)

    روزى که هر کس با نام امام وپيشوايش خوانده مى شود، پس کسانى که نامه اعمال در دست راست دارند...
    امضاء



  10. Top | #189

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    کتاب که نامه اعمال انسان است، واعمال او را ثبت مى کند وهمو که رهبر آدمى است، نشان دهنده اعمال وافکار دنيوى اوست. بنابر اين، وقتى محبت وعشق به پاکان، عمل وکردار کسى بود، همان هم رهبر وامام او خواهد بود. قرآن کريم نيز دو نوع امام وپيشوا عنوان فرموده است: امام نور وامام نار: (وجعلناهم ائمه يدعون الى النار).(13)

    وآنان را امامانى قرار داديم که به سوى آتش دعوت مى کنند ومى خوانند.

    (وجعلنا منهم ائمه يهدون بامرنا صبروا).(14)

    وآنان را امامانى قرار داديم که به فرمان ما هدايت مى کنند واهل صبر هستند.

    پس، با محبت حقيقى نسبت به اولياى کرام وائمه نور، امامهاى نور ونامه هاى عمل در دست راست، رهبر وراهنماى انسان مى شوند، يعنى که قرار گرفتن نامه عمل در طرف راست نشانه حقانيت وصحت اعمال اوست:

    (واصحاب اليمين ما اصحاب اليمين).(15)

    امضاء



  11. Top | #190

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    14008
    نوشته
    5,832
    تشکر
    1,193
    مورد تشکر
    1,317 در 375
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ودر روز قيامت هر کس با تابلوى خود که امام اوست خوانده مى شود: يوم ندعو کل اناس بامامهم. روزى که هر قومى با اسم امامشان خوانده مى شوند. چرا که رهبرى ومحبوبيت دنيا، امامت در آخرت خواهد بود. اکنون در اين زمينه به چند حديث تبرک مى جوئيم:

    1- ريان بن شبيب عن الرضا عليه السلام انه قال له: يابن شبيب ان کنت باکيا لشيء فابک للحسين بن على عليه السلام. فانه ذبح کما يذبح الکبش. وقتل معه من اهل بيته ثمانيه عشر رجلا مالهم فى الارض شبيهون. ولقد بکت السماوات السبع والارضون لقتله (الى ان قال) يابن شبيب! ان بکيت على الحسين عليه السلام حتى تصير دموعک على خديک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغيرا کان او کبيرا قليلا کان او کثيرا. يابن شبيب ان سرک ان تلقى الله عز وجل ولا ذنب عليک فزر الحسين عليه السلام. يابن شبيب ان سرک ان تسکن الغرف المبنيه فى الجنه مع النبى صلى الله عليه وآله فالعن قتله الحسين. يابن شبيب ان سرک ان يکون لک من الثواب مثل ما لمن استشهد مع الحسين فقل متى ما ذکرته: يا ليتنى کنت معهم فافور فوزا عظيما. يابن شبيب ان سرک ان تکون معنا فى الدرجات العلى من الجنان فاحزن لحزننا وافرح لفرحنا وعليک بولايتنا، فلو ان رجلا احب حجرا لحشره الله معه يوم القيامه...(16)

    امضاء



صفحه 19 از 20 نخستنخست ... 9151617181920 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi