از سخنان منصور بن حازم بر مى آيد كه او شخصى است عالم و آگاه و گفته هايش متكى به دليل و برهان ، او از سخنان پيمبر
گرامى اسلام ، درباره على (ع) آگاهى كامل داشت ، ولى به آن روايات استدلال نكرد، زيرا مخالفين هر جا ببينند كه حديثى به ضرر آنان و به نفع شيعيان است آن را نفى مى كنند و مى گويند: رسول گرامى چنين سخنى را نفرموده است . از هم اكنون مدتى است در تجديد چاپ بعضى از كتب علماى عامه احاديثى را كه به نفع على (ع ) است از آن كتب حذف مى نمايد كه نسل بعد، از آن اخبار بى خبر باشد. منصور بن حازم به همين جهت در مقام استدلال ، به روايات پيغمبر تكيه نكرد و كلام خود را متكى به احاطه دانش و سلطه علمى على (ع) بر قرآن شريف قرار داد و اين مطلبى نبود كه آنان بتوانند تكذيب كنند، لذا كلام منصور بن حازم بى جواب ماند و آنان با سكوت خود در واقع اعتراف كردند كه قيم لايق و شايسته كه جامع جميع جهات و واقف به كليه نكات قرآن باشد و بتواند نيازهاى مسلسمين را در هر موقع و مقام پاسخ دهد و حوايج آنان را از نظر دينى برآورده سازد شخص على بن ابيطالب (ع) است . منصور بن حازم با اين بحث علمى و استدلالى خود اثبات نمود كه داراى نيت رشيد است و آنقدر در عقيده خود قوى است و آنقدر نيتش مسبوق به علم و آگاهى است كه وقتى به على (ع) اقتدا مى كند و از گفتار و رفتار آن حضرت پيروى مى نمايد كمترين شك و ترديدى در خلال عملش پيدا نمى شود و اطمينان دارد راهى را كه مى پيمايد راه حق و حقيقت و بر وفق رضاى حضرت بارى تعالى است . زمانى كه مردم در امر خلافت با على (ع) بيعت نمودند و زمام امور كشور را به آن حضرت سپردند، افرادى در گوشه و كنار وجود داشتند كه نمى خواستند على (ع) در راس كشور قرار گيرد، زيرا آگاه بودند كه عمل آن جناب براساس عدل و دادگرى خواهد بود و اين كار بر وفق رضاى حضرت بارى تعالى است . زمانى كه مردم در امر خلافت با على (ع) بيعت نمودند و زمام امور كشور را به آن حضرت سپردند، افرادى در گوشه و كنار وجود داشتند كه نمى خواستند على (ع) در راس كشور قرار گيرد، زيرا آگاه بودند كه عمل آن جناب براساس عدل و دادگرى خواهد بود و اين كار بر وفق ميل آنان نبود، چون مى خواستند از شرايط محيط به نفع خود استفاده كنند و مقاماتى را به دست بگيرند و به منويات نارواى خود جامه عمل بپوشانند و على (ع) فردى نبود كه به اين كارها تن در دهد و اعمال نارواى آنان را بپذيرد. لذا بر ضد آن حضرت دسته بندى آغاز شد و در پس پرده توطيه هاى خائنانه شروع گرديد و اولين اثر سوئى كه از آن خيانتها پديد آمد اين بود كه جنگ بصره را براى على (ع) ايجاد كردند و آن صحنه دردناك را به وجود آوردند و عده زيادى از مسلمانان اغفال شده را گردهم آوردند و بر اثر آن جنگ خونهاى بسيارى ريخته شد و عده زيادى از مسلمانان به قتل رسيدند.