ابوهريره از خاندان پستى بود كه عاشق گربه بود و اين حيوان را بسيار دوست مى داشت به همين جهت هرجا گربه بود از دست او امان نداشت و وجه تسميه او هم به همين جهت ابوهريره ناميدند او مردى فقير و خدمتگزار خانه ها بود
چون اسلام ظهور كرد مردم مسلمان شدند او هم مسلمان گرديد و در صف فقرا، صفه قرار گرفت چون هيچ نداشت به نان خشك اطراف خانه ها و مساجد ادامه معيشت مى داد در اواخر ملازمت مسجد پيغمبر هر روز يا هر شب مهمان يك نفرى بود تا دوره خلافت عمر رسيد
خدماتى به تمايلات خليفه نمود او هم به جبران كارش خواست از اين فقر و درويشى ابوهريره را برهاند در سال 21 او را والى بحرين نمود تا در سال 23 او را به سبب تعديات و خيانت به صندوق بيت المال عزل كرد تا اموال مسلمين را گرفت و دشنام داد و گفت آن روزى كه بى نعلين را به امارت بحرين منسوب كردم مى شناختم و اكنون شنيدم اسب هائى را هر يك به قيمت هزار دينار و ششصد دينار خرده اى
ابوهريره ترسيد گفت آن ها را براى نتاج آن گرفته ام عمر خشمناك شد با چوب دستى بر سرش زد و گفت تو بايد به همان فقر بمانى .
ابوهريره به همان حال برگشت تا زمان عثمان در صف ياران او قرار گرفت به او گفتند اگر مى خواهى كارت بالا بگيرد در فضل عثمان احاديثى نقل كن او هم شروع به وضع و جعل حديث كرد گفت :
يكل نبى خليلا من امته و ان خليلى عثمان
گفت هر پيامبرى دوستى از امت دارد دوست من عثمان است هر پيغمبرى رفيقى است در بهشت رفيق من در بهشت عثمان است و صدها از اين احاديث كه جعل كرده است و اجرت آن را گرفت .
((زندگانى امام مجتبى (عليه السلام )، ص 252)).



نقل قول
