رفتار با ياران و ديگر مردم
آن بزرگوار، يارانش را به همدردى و برادرى و نيز يارى مسلمانان سفارش مى كرد و مى فرمود:
«دوست داشتنى ترين كارها نزد خدا اين است كه مسلمانى، شكم مسلمانى را سير كند، غمش را بزدايد و دينش را ادا كند».
با همه مهربان بود. حتى با كسانى كه نسبت به او رفتار بدى داشتند، از بد كاران در مى گذشت، اگر نيمه شب مهمانى مى رسيد با مهربانى در به رويش باز مى كرد و در باز كردن بار و بنه اش به او كمك مى كرد، در تشييع جنازه مردم عادى شركت مى كرد.
لغزش هاى ياران را ناديده مى گرفت و مى فرمود:«اصلاح امور زندگى و روش برخورد با مردم چون پيمانه پرى است كه دو سوم آن زيركى و يك سوم آن گذشت است».
از تحقير مسلمانان نهى مى كرد و به غلامان و كنيزانش مى فرمود: «گدايان را گدا نناميد و آنها را با اين نام نخوانيد، بلكه آنان را به بهترين نامهايشان صدا بزنيد».
در امر اصلاح جامعه و جلوگيرى از فساد و تنبيه بدكاران، تلاش مى كرد آنگاه كه از دزدى افرادى آگاه شد، به غلامانش دستور داد. آن ها را گرفتند و به والى مدينه تحويل دادند و اموال دزديده شده را خود به صاحبان آنها برگرداند.
ياران و همراهان را غذا مى داد و چون كمى از آنان فاصله مى گرفت در برخورد مجدد با آنان چنان احوال پرسى مى كرد كه گويا مدت ها است آنها را نديده است.
آراستگى ظاهر
موى سرش تميز و مرتب بود و مى فرمود:«هركس موى نگه مى دارد، آن را مرتب كند و فرق بگذارد» و به دو طرف سرشانه كند، ريش خود را كوتاه مى كرد و خط مى گرفت و موهاى دو طرف صورت و زير چانه اش را مى سترد، حجامت مى كرد. دست ها و ناخن هايش را حنا مى گرفت. دندان هايش را كه سست شده بود، با طلا محكم كرده بود. انگشترى در دست مى كرد، نقش انگشترى اش «العزه لله» بود.
غذا خوردن
غذا را با «بسم الله» آغاز و با «الحمد لله» ختم مى كرد، و آنچه را در اطراف سفره ريخته بود، اگر در خانه بود، بر مى داشت و اگر در بيابان بود براى پرندگان وا مى نهاد.
























