7-پرورش ايمان:مباني تربيتي و اخلاقي نوجوان، تعيين کننده ي جهتگيري او در برخوردها و ارتباطهاي انساني است و اين خود برخاسته از کيفيت شرايط منظومه ي خانوادگي است.مقاومت نوجوان در قبال گرايشها و کششهاي غرايز،بستگي تام به بنيه ي اخلاقي و ايمان وي دارد و در شيوه هاي برخورد نيز ازهمين نيروي مؤثر و بازدارنده مي توان بهره جست.
توصيه هاي سازنده ي اخلاقي، ايجاد فضاي معنوي در محيط کلاس و مدرسه و آکنده نمودن انديشه و باور نوجوان از لذت ايمان و نشئه ي عرفان و معنويت، همچون سدي استوار در برابر انحرافات محسوب مي شود.چنانچه يکي از مربيان و يا اعضاي ستاد تربيتي مدرسه و يا هر فرد ديگري به تشخيص ستاد تربيتي که رابطه نزديک و مطلوبي با نوجوان دارد، از اين فرصت بهره گيرد و ضمن جلب اعتماد بيشتر و تفاهم عميقتر، يک رشته گفتگوهاي اخلاقي با نوجوان برقرار نمايد، در جهت تضعيف گرايشهاي افراطي و نامطلوب مؤثر خواهد بود.
8-تهديد روابط:بعضاً اين سؤال در مجامع تربيتي مطرح مي شود که وقتي روابط تا اين حد نزديک وصميمانه و بعضاً عاشقانه شد، چه بايد کرد؟
ـ آيا بايد روابط را به طورناگهاني با دانش آموز قطع کرد؟
ـ آيا بايد روابط را توسعه و تعميق بخشيد؟
ـ آيا بايد روابط را کنترل و محدود نمود؟
به طور دقيق بايد گفت که راههاي اول و دوم، به هيچ وجه توصيه نمي شود. زيرا در صورت اول يعني قطع نمودن روابط، تعادل عاطفي و روحي نوجوان بر هم مي خورد و او را دچار آشفتگي و اضطراب مي نمايد و در وضعيت دشواري قرار مي دهد که احتمالاً نوجوان در چنين حالتي تهديد به خودکشي ويا اقدام به خودکشي مي نمايد.
راه دوم هم کاملاً روشن است که به جاي حل مشکل، آن را توسعه و گسترش مي دهد.لکن راه سوم منطقي و معقول به نظر مي رسد.و در اين حالت دوست بزرگتر با کنترل نمودن ارتباطهايش با نوجوان، او را به حالت تعادل سوق مي دهد ونوعي محدوديت در روابط فيمابين برقرار مي کند.دوست بزرگتر (مربي يا معلم يا دانش آموز بزرگتر)با اين روش مي فهماند که او فقط هدف توجه نيست، بلکه ديگران نيز در اين مجموعه، به لحاظ روابط انساني، سهمي دارند.ولي اين مهم را به تدريج و با ظرافت و ملايمت انجام مي دهد تا از فروريختن تعادل نوجوان پيشگيري کند و به صورتي گام به گام او را با واقعيتي که چندان مطلوب و جالب نيست، آشنا سازد.
نوجوان در اين رابطه به کسي مي ماند که از جاي تاريک و بي نوري که مدتها در آن ساکن بوده، خارج مي شود تا روشنايي و روز را نظاره کند.مواجه نمودن چنين فردي به طورناگهاني با نورخورشيد، شديداً به چشمانش آسيب مي رساند ولي اگر به تدريج نور ضعيفي را به او نشان دهيم و مرحله به مرحله نور بيشترشود، امکان آشنايي فرد با روشنايي خورشيد فراهم مي شود. ضمن آن که سلامت چشمانش را نيزحفظ نموده ايم.



نقل قول





