امام حسن عسكري فرمودند : لَیسَ مِنَالاَدَبِ اِظهارِ الفَرَح عِندَ المَحزونِ
اظهار شادی نزد غمدیده، از بی ادبی است.
(تحف العقول، ص489)
امام حسن عسكري فرمودند : لَیسَ مِنَالاَدَبِ اِظهارِ الفَرَح عِندَ المَحزونِ
اظهار شادی نزد غمدیده، از بی ادبی است.
(تحف العقول، ص489)
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (11-03-2011), نرگس منتظر (11-03-2011), ال الرسول (11-03-2011), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (11-03-2011), عهد آسمانى (11-03-2011)



اشك شوق و محبّت
ابو هاشم گوید: از حضرت امام حسن عسكرى صلوات الله علیه دربارهی آیه:
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِیرُ(1)
سپس کتاب را به کسانی از بندگانمان که برگزیده بودیم به میراث دادیم بعضی بر خود ستم کردند و بعضی راه میانه را برگزیدند و بعضی به فرمان خدا در کارهای نیک پیشی گرفتند و این است بخشایش بزرگ»
سؤال كردم. حضرت فرموند:
هر سه گروه از آل محمداند (صلوات الله علیهم)، "ظالم به نفس" از آنها كسى است كه به امام معتقد نیست، "مقتصد" كسى است كه عارف به امام باشد، و "سابق به خیرات" خود امام است.
در این بین من پیش خود درباره كرامتی كه به آل محمد (ص) داده شده فكر مىكردم كه بی اختیار گریه ام گرفت.
امام به من نگاه كرد و فرمود: عظمت شأن آل محمد بزرگتر از آن است كه به نظرت آمده، خدا را حمد كن كه تو را به ولایت آنها معتقد و متمسك كرده است. روز قیامت وقتى كه هر جمعیت با امامش خوانده مى شود با آنها خوانده خواهى شد ؛ تو بر خیرى.(2)
________________________
1- سوره مباركه فاطر ، آیه شریفه 32
2- بحار الانوار ، ج 50 ، ص 254
************************************************** *******
۩*♥*۩ معماهای قرآنی« معماي قبلی رو جواب بده و بعدی رو طرح کن» ۩*♥*۩
*~|♥|♥|♥~* معما ((چيستان هاي مذهبي)) معما *~|♥|♥|♥~*
*~|♥|♥|♥~* معماهاي احکام شرعي *~|♥|♥|♥~*
*~|♥|♥|♥~* معما...(( معماهاي مربوط به پيامبران))...معما *~|♥|♥|♥~*
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (11-03-2011), نرگس منتظر (11-03-2011), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (11-03-2011)



اسوه پارسایی
امام حسن عسكری علیه السلام
ابومحمد، حسن بن علی العسكری علیهم السلام در ماه ربیع الاخر سال 231 (و به نقلی 232 ق) در مدینه به دنیا آمد. پدر بزرگوارش امام علی هادی علیه السلام و مادرش بانویی صالح و عارف به نام سوسن (یا حدیثه یا سلیل) بود. آن حضرت 22 یا 23 سال داشت كه پس از شهادت پدر بزرگوارش (در سال 254 ق) به امامت رسید و در هشتم ربیع الاول سال 260 ق كه حدود 28 یا 29 سال داشت، شربت شهادت نوشید و در خانه خود، در جوار تربت شریف پدر در سامرا به خاك سپرده شد.
در شمایل آن حضرت آوردهاند كه رنگش گندمگون، چشمانش درشت و سیاه، رویش زیبا، قامتش معتدل و اندامش متناسب بود و با وجود جوانی، مشایخ قریش و رجال و علمای زمان را تحت تاثیر خود قرار میداد. دوست و دشمن به برتری او در علم و حلم و جود و زهد و تقوا و سایر مكارم اخلاق اذعان داشتند. چون او و پدر بزرگوارش امام هادی علیه السلام در محله عسكر (قرارگاه سپاه) در شهر سامرا زندگی می كردند، به «عسكری» لقب یافتند و نیز این دو امام مانند امام جوادعلیه السلام به احترام جد بزرگوارشان حضرت رضا علیه السلام به «ابن الرضا» مشهور بودند.
مدت كوتاه حیات این امام همام به سه دوره تقسیم می گردد: تا چهار سال و چند ماهگی (و به قولی تا 13 سالگی) از عمر شریفش را در مدینه به سر برد، تا 23 سالگی به اتفاق پدر بزرگوارش در سامرا می زیست (254 ق) و تا 29 سالگی یعنی شش سال و اندی پس از شهادت امام دهم علیه السلام در سامرا ولایت بر امور و پیشوایی شیعیان را به عهده داشت. امام هادی علیه السلام پسری به نام ابوجعفر محمد داشت كه در زمان حیات حضرت از دنیا رفت. همچنین پسر دیگری به نام جعفر داشت كه نزد شیعیان به لقب «كذاب» معروف شد؛ زیرا بعد از آنكه امام عسكری علیه السلام به امامت رسید، وی مدعی امامت گردید و شروع به كارشكنی و توطئهگری و فتنه انگیزی بسیار نمود و بعد از رحلت حضرت امام حسن عسكری علیه السلام هم دعوی امامت كرد و منكر وجود امام غایب (عج) شد. در حوادث رجب سال 255 قمری گفتهاند كه دو تن از سادات حسنی در كوفه خروج كردند و در نتیجه به دستور حكومت عدهای گرفتار و زندانی شدند. یكی از این اشخاص ابوهاشم جعفری است كه روایت میكند شبی امام حسن عسكری علیه السلام و برادرش جعفر را به زندان آوردند و جعفر زاری و بیقراری میكرد؛ ولی حضرت عسكری علیه السلام او را ساكت مینمود.
آن حضرت مدتی از ایام حبس خود را نزد شخصی به نام علی بن اوتامیش گذراند و این مرد با همه شدت بغض و عداوت به آل محمد(كه درود خداوند بر او خاندانش باد) پس از یك روز از مشاهده احوال امام، از پیروان و معتقدان ایشان گشت. می گویند عباسیان و منحرفان از آل محمد(كه درود خداوند بر او خاندانش باد) بر صالح بن وصیف، متصدی زندانی كردن امام، فشار آوردند كه بر حضرت در زندان سخت بگیرد، وی گفت: «دو تن از شرورترین افراد را مامور این كار كردهام، اما با دیدن حسن بن علی تحول یافته و روی به عبادت و نماز آوردهاند و وقتی علت این تغییر حالت را از ایشان پرسیدم، گفتند از فیض دیدار امام به این سعادت رسیدهایم. او تمام روزها را روزه میگیرد و هر شب تا بامداد به نماز ایستاده است، با هیچ كس سخن نمیگوید و جز عبادت به كاری دیگر نمیپردازد، مهابت او بدان حد است كه وقتی به ما نگاه میكند، به لرزه می افتیم و خود را به كلی میبازیم» . در آن زمان خلافت عباسی بر اثر ضعف شدید خلفا و ناشایستگی ایشان سخت در معرض خطر بود و غلامان ترك و دیگر غلامان بر دربار خلافت مسلط بودند و امر و نهی به دست ایشان بود. از سوی دیگر در همان سالها شورش «صاحب الزنج» در بصره و قیام یعقوب ابن لیث صفار در ایران رویداد و خلافت سخت در معرض تهدید قرار گرفت. بنابراین وجود شخص بسیار محترم و بزرگواری مانند امام حسن عسكری علیه السلام و فرزند او برای عباسیان بسیار ناگوار بود میترسیدند كه اگر حادثهای پیش آید و در آن جمعی از عباسیان از میان بروند، هیچ كس شایستهتر ازعلویان و در میان ایشان شایستهتر از امام و خاندانش برای خلافت نخواهد بود. ابو الادیان میگوید: من خادم امام عسكری بودم و نامههایش را به شهرهای دیگر می بردم و جواب میآوردم. در بیماری منتهی به رحلت وی هم نزد او رفتم نامههایی را كه نوشته بود، به من داد و فرمود به مداین ببرم. من رفتم و بعد از پانزده روز برگشتم، اما دیدم بانگ زاری و شیون ازخانه امام بلند است و جعفر بن علی بر در خانه ایستاده به تعزیت شیعیان پاسخ میدهد. با خود گفتم: «اگر این مرد امام شده باشد، كار امامت دگرگون خواهدشد.» در این هنگام خادمی آمده و به جعفر گفت: «كار تكفین تمام شد. بیا بر پیكر برادرت نماز بگزار.» جعفر و همه حاضران به داخل خانه رفتند. من هم رفتم و امام را كفن شده دیدم. جعفر پیش رفت تا در نماز امامت كند. وقتی خواست تكبیر بگوید، ناگهان كودكی با چهرهای گندمگون و مویی كوتاه و مجعد و دندانهایی كه بینشان گشادگی بود، پیش آمد و ردای جعفر را كشیده، گفت: «عمو، عقب برو. من برای نماز بر پدرم از تو شایسته ترم» . جعفر درحالی كه رنگش از خشم تیره شد، عقب رفت و آن كودك بر جنازه امام نماز گزارد. او حضرت مهدی موعود، امام دوازدهم (كه خداوند ظهورش را نزدیك گرداند) بود.
تفسیر قرآنی در دست است كه به این امام همام منسوب است و عده ایاز جمله علمای شیعه این تفسیر را تایید نمودهاند.
دیگر از آثار امام علیه السلام نامهای است كه به اسحاق ابن اسماعیل نیشابوری نوشتهاند. دیگر مجموعه حكم و مواعظ و كلمات قصار امام است كه در كتب تاریخ و حدیث ثبت است. اثر دیگر منسوب به امام «رساله المنقبه» در مسائل حلال و حرام است كه ابن شهر آشوب در كتاب «مناقب» از آن سخن گفته است. در همین كتاب قطعهای از احكام دین منسوب به امام هادی علیه السلام و امام عسكری علیه السلام منقول است. به علاوه احادیث و ادعیه بسیار از آن حضرت روایت شده است.
************************************************** *******
۩*♥*۩ معماهای قرآنی« معماي قبلی رو جواب بده و بعدی رو طرح کن» ۩*♥*۩
*~|♥|♥|♥~* معما ((چيستان هاي مذهبي)) معما *~|♥|♥|♥~*
*~|♥|♥|♥~* معماهاي احکام شرعي *~|♥|♥|♥~*
*~|♥|♥|♥~* معما...(( معماهاي مربوط به پيامبران))...معما *~|♥|♥|♥~*
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (11-03-2011), نرگس منتظر (11-03-2011), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (11-03-2011)
با نام «حَسَن»،
باب یازدهم کتاب امامت نگاشته می شود و این،
مژده ای است برای ما که چیزی به
کلیّت روشنی نمانده است.
چیزی نمانده به سرزدنِ یگانه گوهر عشق و اتمام حجت.
از هم اکنون،
دنیا چشمان پرفروغش را به انتظار می نشیند.
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد.
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد.
![]()
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد.
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد.
جهان در حسرت آيينه مانده ست
گرفتار غمي ديرينه مانده ست
شب سردي ست بي تو بودن ما
بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (11-03-2011), نرگس منتظر (11-03-2011), خادمه زینب کبری(س) (11-03-2011), عهد آسمانى (11-03-2011)



رفتن دلیل نبودن نیست
من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم
که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .
نرگس منتظر (11-03-2011), خادمه زینب کبری(س) (11-03-2011), عهد آسمانى (11-03-2011)

ولادت باسعادت پدر بزرگوار امام زمان(عج)
را به شما دوستان عزیز تبریک وتهنیت عرض می کنم.
آسمان دیده بر زمین گشوده بود و مدینه، شب انتظارش را به دست صبح
امید می سپرد که ناگاه در صبح دمی حیات بخش آفرینش، تولدی دوباره
کرد و یازدهمین روشنگرش را به هستی بخشید. عرش به برکت میلاد جهان
افروز امام عسکری (ع) بزم شادی گستراند. تولد او موعودی را بشارت
دهنده است که ظهورش، سپیده دمی است به سوی روشنایی و مرهمی
برتمامی رنج ها و مقصد تمام رفتن ها و رسیدن ها.به امید ظهورش
نرگس منتظر (11-03-2011), خادمه زینب کبری(س) (11-03-2011), عهد آسمانى (11-03-2011)

«... و عشق، امروز زیباترین تصویر خلقت را به نمایش می گذارد»
شمیم گل های «ربیع الثانی»، فضای «مدینه» را فرا می گیرد و لحظه ها آکنده از عطرِ
«صلوات» می شود.
خانه «امامت» را اینک پایان انتظار است؛ انتظاری که آمدنش را با «انتظاری»
شگفت و گسترده، پیوند خواهد زد.
کسی می آید از آن سوی کهکشان ها، ـ عطر شکوفه بر لب ـ تا غربت سرایِ مدینه را
غرق شادی و شور نماید؛ غرق عطر حضور!
کسی می آید که ادامه «طلوع» در تاریکستان قهقرایی زمان است.
کسی می آید تا «انسان»، به حق راستین خویش برسد؛ حقی که روزی در تمام نگاه ها
متجلّی خواهد شد.
کسی می آید که نقطه عطفی در پیوندِ باورهای «نخستین» و «واپسین» خواهد بود و در
دامان حق نمایِ ولایتش، نجات دهنده حقیقی و موعود ازلی «عج» را پرورش خواهد داد!
کسی می آید که ادامه «خیر» است؛ از «آدم» علیه السلام تا «خاتم» صلی الله علیه و آله و
از حضرت خاتم صلی الله علیه و آله ، تا وارث حقیقیِ خیر؛ «حضرت بقیة اللّه الاعظم،
مهدی (عج)»!
کسی می آید که روح «حقیقت»، در کالبد زمان است و چلچراغ ولایت علوی علیه السلام
را در تاریکنای جهالت «عباسیان» روشن خواهد کرد.
کسی می آید که بهارانه ربیع الثانی را علت طراوت و درون مایه شگفت زیبایی ست.
بهار تازه و گل تازه و چمن تازه
ستاره یار و فلک یار و دورگردون
یار هر آن که بر گل رخسار تو گشاید چشم
بهار را چه کند؟ ای به «چهر» رشکِ بهار
درخت اگر گل سوری، به باغ آورده
نهال قامت تو، آفتاب دارد بار
نرگس منتظر (11-03-2011), عهد آسمانى (11-03-2011)

مولا جان، یا ابا محمّد، ای آیینه جمال الهی!
ای منظری که معرّف زیبایی و شکوه خداوندی! امروز دریاب دل های شیفته ای
را که مفتون اجابت نگاهت شده اند.
دریاب در اجابت سبز دعایت، قنوتِ دست هایی را که دخیل به «سامّرای»
یادت بسته اند و تو را به عظمتِ «موعود واپسین» قسم می دهند.
برآور حاجت هایمان را مولا!
مولا! امروز، نام و یادت آسمان و زمین را مفتون خویش کرده است و دل ها،
پر از شادمانه های «ولایت» توست!
چه غرورانگیز است یادمانه های امروز و چه مبارک است طلوع خورشیدی
که مولودش، بشارت رسان «موعود» است!
مولاجان، یا ابامحمد، یا حسن بن علی علیهماالسلام !
درود خداوند بر تمام لحظه های آسمانی زندگی ات؛ چه در مدینه، چه در سامّرا!
چه آنگاه که «عطر ولادتت»، مشام مدینه را نواخت؛ چه آنگاه که «سوز شهادتت»،
سینه سامّرا را گداخت!
درود خداوند بر تو و بهاری ترین لحظاتِ خاندانت؛ که سرشار از شادی و شور است!
درود خداوند بر تو و شادمانی های امام هدایت ـ امام علی بن محمّد علیهماالسلام ـ
درود خداوند بر تو و بهاری که در راه است!
مولاجان، دردمندانیم، بسته به آستانت نظر! عطایمان کن در دنیا زیارتت را و در
آخرت شفاعتت را.
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (12-03-2011), نرگس منتظر (11-03-2011), عهد آسمانى (11-03-2011)

آسمان از آواز بال ملایک سرشار است. فوج فوج فرشته، از عرش به فرش نازل
می شوند: مدینه یکپارچه شوق است و نور...، شمیم لبخند محمّد صلی الله علیه و آله
است که در گستره افلاک پیچیده است، تبسّم فاطمه علیهاالسلام است که بهشت را به
رقص وامی دارد... طنین خنده علی علیه السلام است که عالم را به شوق آورده
است.
حُدیث، درد شیرینی را به شوق نشسته است؛ دردی با شکوه تر از تمام خوشی های
دنیا، این درد، سرآغاز تمام شادی هاست.
آرام باش، بانوی بزرگوار، که تو برگزیده خداوندی. به خود ببال، حُدیث... میان این
همه زن، تنها تو شایسته این انتخاب بودی... که انیس امامت باشی و مادر امامت!...
به خود ببال! این افتخار بزرگ از آن توست... وجود تو آسمانی شد، تا عاشقانه در
آغوش بگیرد، ستاره دنباله دار ولایت را این درد، ضرباهنگ یک تولّد است که در
وسعت تو قد کشیده! این درد، آغاز یک مکتب است...، یک مکتب آسمانی! حُدیث!
خوشحال نیستی که این سعادت بزرگ نصیب تو شده است؟
صدف وار، گوهر ولایت را پروراندی.
وجود تو، مشرق یازدهمین آفتاب امامت شد.
زمان، بی تابانه، پشت در خانه امام هادی علیه السلام ، قدم می زند...
باد، بی صبرانه، منتظر شنیدن صدای خوش گریه ای است...
پرنده ها، گوش خوابانده اند، ماهیان، سر از آب بیرون آورده اند.
از خاک تا افلاک، از عرش تا فرش، همه و همه، لحظه موعود را لحظه شماری
می کنند...، چیزیی نمانده...
آن لحظه مقدّس بسیار نزدیک است...
و گریست، مطلع قصیده بلند امامت!
و گریست، الفبای کتاب ظهور!
و گریست، امتداد باشکوه عترت و عصمت.
باد، صدای گریه اش را مشتاق شد و خبر، شکفتنش را، دیار به دیار وزیدن گرفت
و عالم، ورود باشکوه امام را به شوق نشست.
آمد؛ با اصالتی بی نظیر و شاخه ای از شجره طیبه که ریشه در عترت
و طهارت دارد.
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
آمد؛ همان که حسن علیه السلام است در حُسن، بی نظیر.
خوش آمدی، ای خاک پایت توتیای چشم ما!
نرگس منتظر (11-03-2011), عهد آسمانى (11-03-2011)



| ❤ |
شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند
و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
امام خمینی (ره)
╬♥╬╬♥╬-زندگينامه شهدا╬♥╬╬♥╬-
╬♥╬╬♥╬-وصيت نامه شهدا╬♥╬╬♥╬-
شهدا شرمنده ایم
http://www.ayehayeentezar.com/galler...6595422563.gif
م.رستمیان (11-03-2011), خادمه زینب کبری(س) (11-03-2011)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)