9. خروج جنبندهاى از زمين:
قرآن با رمز و ابهام از خروج جنبدهاى حكايت مىكند كه هنگام رويگردانى مردم از معنويّت ،از زمين خارج شده، با مردم سخن مىگويد. و إِذا وَقعَ القَولُ{ . الميزان، ج 15، ص 396. }
عَلَيهِم أَخرَجنا لَهُم دابَّةً مِنَ الأَرضِ تُكَلِّمُهُم أَنَّ النَّاسَ كَانوا بَِايتِنا لَايُوقِنون. (نمل/27، 82) در تفاسير، مطالب بسيارى درباره اين موجود شگفت بيان شده كه تا حدّ{ . جامعالبيان، مج11، ج20، ص20-18؛ كشفالأسرار، ج7، ص258-256؛ قرطبى، ج 13، ص 156 - 158. }
بسيارى غير واقعى و بىاساس به نظر مىرسد و در ظاهر برگرفته از منابع{ . الميزان، ج 15، ص 396. }
اسرائيلى است.
{ . كتاب مقدّس، مكاشفه يوحنا 13. }
10. هجوم يأجوج و مأجوج:
قومى وحشى و فاسد با تخريب سدّ ذوالقرنين، در اندك زمانى سرتاسر جهان را پر از ظلم و فساد خواهد كرد تا آن كه بنابر روايات، در عصر ظهور مهدى، به طور كلّى از بين خواهد رفت: حَتَّى إِذا فُتِحَت يَأجوجُ و مَأجوجُ و{ . جامعالبيان، مج 10، ج 17، ص 115 - 121؛ تاريخ مابعدالظهور، ص 146 - 150. }هُم مِن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلون. (انبياء(21)،96) برخى، يأجوج و مأجوج را يكى از نژادهاى انسانى، با صفات ظاهرى خاص يا موجوداتى خارقالعاده دانستهاند كه از پشت مانعى مادّى خارج شده، به كشتار مردم و تخريب منابع طبيعى خواهند پرداخت. برخى{ . كشفالاسرار، ج5، ص743- 746؛ الدرّالمنثور، ج 5، ص677-674؛ الميزان، ج 13، ص 336 - 398. }ديگر نيز آنان را نمادى از يك تمدّن مادّى مخرّب شمردهاند كه سدّ معنوىِ ساخته شده به دست پيامبران را منهدم و حيات طبيعى و معنوى را بر كره زمين تهديد خواهد كرد؛ در هر حال،{ . تاريخ ما بعد الظهور، ص 151؛ علائم آخرالزمان، ص200 - 202؛ الفرقان، ج 15 و 16، ص 213 - 223. }
بيشتر مفسّران با استناد به آيه وَ تَرَكنَا بَعضَهُم يومَئِذٍ يَموجُ فِى بَعضٍ و نُفِخَ فِىالصُّورِ فَجَمَعنهم جَمعًا (كهف(18)، 99) كه بنابر قول مشهور، به هجوم آنان اشاره داشته و بىدرنگ از قيامت سخن به ميان آورده، آن را از نشانههاى متّصل به قيامت شمردهاند و سخن از بازگشت برخى اقوام گذشته را هنگام خروج يأجوج و مأجوج مربوط به قيامت دانستهاند: و حَرَامٌ عَلى قَريَةٍ أَهلَكنها{ . مجمعالبيان، ج 7، ص 102؛ كشفالأسرار، ج 6، ص 306 و 307؛ الميزان، ج 14، ص 326. }
أَنَّهُم لَايَرجِعونَ حَتَّى إِذا فُتِحَت يَأجوجُ و... . (انبياء(21)، 95 و 96) برخى ديگر، اين حادثه را به استناد روايات بسيار، به دوران ظهور مربوط دانسته و اشاره{ . الفرقان، ج 16 و 17، ص 362 - 365. }
به بازگشت برخى اقوام را به مسأله رجعت ارتباط دادهاند.
{ . تاريخ ما بعدالظهور، ص 150؛ الفرقان، ج 16 و 17، ص 365-362. }



نقل قول
