صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 26

موضوع: ▐ ◄* ♥ *►▐ زندگي و حيات پس از مرگ ▐ ◄* ♥ *►▐

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    واژه برزخ

    براى آشنايى بيشتر با معنا و مفهوم اين واژه، كاربرد آن را در كتاب و سنّت پى مى ‏گيريم:

    الف - اين واژه سه بار در قرآن آمده است:

    (مَرجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لايَبْغيانِ)(6)
    خداوند، دو دريا را به هم آميخت و ميان آن دو، فاصله‏اى قرار داد تا از مرز خود خارج نشوند.

    (وَجَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً وَ حِجْراً مَحْجوراً)(7)
    بين آب اين دو دريا حائلى قرار داد تا هميشه از هم جدا باشند.

    (وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرزَخٌ اِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ)(8)
    از لحظه مرگ تا روز برانگيختن، فاصله است.

    اين سه آيه به خوبى معناى برزخ را آشكار مى‏ كند؛ ولى اين لفظ به گونه‏اى كه در آيه سوم استعمال شده است، به كار مى‏رود و در همان معنا، ويژگى يافته است.
    برخى از كلمات داراى دو معنا هستند: 1-معناى لغوى؛ 2-معناى اصطلاحى؛ مانند: «صلات، زكات، حج و جهاد» كه در لغت به معانى «دعا، رشد، قصد و كوشش» مى‏باشند؛ اما در معانى مصطلح كنونى ويژگى يافته ‏اند.
    لفظ «برزخ» نيز اينگونه است: در لغت به معناى واسطه و فاصله بين دو چيز است؛ اما در اصطلاح به معناى عالم قبر (حيات برزخى) استعمال مى ‏شود.

    از اين رو، هنگامى كه پرسيده مى ‏شود: برزخ چيست؟
    امام صادق(ع) در پاسخ مى ‏فرمايند:
    «از لحظه مرگ تا وقتى كه از قبر خارج مى ‏شويم».(9)

    امام نيز لفظ برزخ را در معناى ويژه و اختصاصى آن به كار مى‏ برند؛ نه در معناى لغوى آن.
    بنابراين، از اين پس، هر جا لفظ «برزخ» را استعمال مى ‏كنيم، مراد همين معناى اصطلاحى است.


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  2. تشكرها 3



  3. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  4. Top | #12

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    ب - در «نهج البلاغه» اين واژه دو بار ذكر شده است:

    «سَلَكُوا في بُطُونِ الْبَرزَخِ سَبيلاً؛ سُلِّطَتِ الارْضُ عَلَيْهِمْ فيه، فَاَكَلَتْ مِنْ لُحُومِهم وَ شَرِبَتْ مِنْ دِمائِهم...».(10)
    در درون برزخ راهى را پيمودند كه در آن راه، زمين بر آنها چيره شده؛ گوشتهايشان را خورده و از خونهايشان آشاميده است.
    «فكَانَّما قَطَعُوا الدُّنْيا اِلى‏ الْآخِرَةِ وَ هُمْ فيها؛ فَشاهَدُوا ما وَراءَ ذلك؛ فَكَانَّما اطّلَعُوا غُيُوبَ اَهْلِ البَرزخِ في طُولِ الإِقامَةِ فيه...».(11)
    (بندگان شايسته) گويا دنيا را به پايان رسانيده فراسوى آن را مى ‏نگرند و امور اخروى را مشاهده مى ‏كنند؛ و گويى بر احوال پنهانى برزخيان و مدت اقامت آن سامان آگاهند.


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  5. تشكرها 2


  6. Top | #13

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    ج - اين واژه در روايات نيز به صورت متعدد به كار رفته است؛

    از جمله:قالَ الصّادق(ع):
    «اَلْبرزَخُ، اَلْقَبْر؛ وَ هُوَالثَّوابُ وَالعِقابُ بَيْنَ الدُّنيا وَالآخِرَة».(12)

    امام صادق(ع) فرمود:
    «برزخ، عالم قبر است كه عبارت از ثواب و عقاب بين دنيا و آخرت است».

    قالَ الصّادق(ع):
    «وَاللَّهِ ما اَخافُ عَلَيْكُمْ اِلّا الْبرزخ».(13)

    امام صادق(ع) فرمود:
    «سوگند خداى را كه جز از عالم برزخ بر شما بيم ندارم».


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  7. تشكرها 2


  8. Top | #14

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    آراى انديشمندان

    حتمى بودن پاداش و كيفر در فاصله ميان دنيا و آخرت - كه از آن به عالم برزخ، حيات برزخى، جهان برزخى، زندگى قبر، عالم مثال‏(14) و تعابيرى از اين قبيل ياد مى‏شود - مورد اتفاق تمام انديشمندان و فرهيختگان اسلامى است.

    از باب نمونه، به آراى برخى از بزرگان در اين باره اشاره مى‏شود:
    الف - «شيخ صدوق» در كتاب «اعتقادات» مى‏ نويسد:
    «به عقيده ما، پرسش قبر، حق است».(15)

    در «امالى» نيز با ذكر حديثى از امام صادق(ع) مى‏نويسد:
    «هر كه پرسش قبر را انكار كند؛ شيعه ما نيست».(16)

    ب - «محقق طوسى» در «تجريد» چنين مى ‏نويسد:
    «عذاب قبر، به جهت امكان وقوع و تواتر اخبارى كه دلالت بر آن دارد؛ حتمى است».(17)

    ج - «علامه حلّى» در «شرح تجريد» چنين مى ‏نگارد:
    «عذاب قبر، موردِ اجماع تمام مذاهب اسلامى است».(18)

    د - «علامه مجلسى» در «بحار الانوار» از قول «شيخ مفيد» چنين بيان مى ‏دارد:
    «عذاب قبر به دليل اخبار و روايات ثابت است؛ و دليل اثبات آن، عقلى نيست».(19)

    اخبار و روايات وارد شده در اين باب، به گونه‏اى صراحت و دلالت دارد كه تمام مذاهب اسلامى، راجع به بودن چنين عالمى سخن گفته اند؛ حتى «گروه وَهّابيّه» كه منكر بسيارى از انديشه ‏هاى مسلّم اسلامى است و از نظر اكثر مذاهب اسلامى، مطرود مى ‏باشند؛ در اين زمينه، كتابى به نام «الرّوح» توسط يكى از سردمداران خود نگاشته‏ اند كه در اين كتاب، روايات زيادى پيرامون «مسأله برزخ» به چشم مى ‏خورد.(20)



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. تشكرها 2


  10. Top | #15

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    منشأ ايمان

    از آراى انديشمندان نامبرده كه برگرفته از روح اسلام است پى مى ‏بريم كه منشأ ايمان و اعتقاد به «حيات برزخى» آيات، روايات و اخبار متواتر از معصومان(ع) است.

    از اين روى، در گفتارهاى سوم و چهارم كتاب به تفصيل در اين باره بحث مى ‏كنيم به گونه‏اى كه براى رهروان مكتب وحى و پيروان راستين خط امامت و ولايت، اطمينان‏ آور باشد؛ بنابراين، ديگر نيازى به اثبات چنين عالمى از طريق دلايل عقلى نيست.

    امّا برخى از دانشمندان اسلامى، از نظر عقل نيز دلايلى بر بودن «عالم برزخ» بيان كرده ‏اند كه ذكر برخى از آنها خالى از فايده نمى ‏باشد و كمترين فايده ‏اش اين است كه بگوييم: عقل با نقل در اين موضوع نه تنها منافاتى ندارد؛ بلكه دلايل نقلى را نيز تأييد مى‏ كند؛ لذا محكم‏ترين دليل عقلى را در اين رابطه بيان داشته و چون بنابر اختصار است به همين مختصر بسنده مى ‏شود:

    انديشمندوحكيم ‏الهى ‏صدرالمتألهين ‏شيرازى(1050-979ه.ق) معروف به «ملاصدرا» درباره نفس انسان، مى‏ گويد:

    «نفس انسان، جسْمانيّةُ الحُدُوث و رُوحانيّة البَقاء است».(21)
    و اين همان معناى دقيق حديث نبوى است كه فرمود:
    «ما خُلِقْتُم لِلْفَناء؛ بَلْ خُلِقْتُم لِلْبَقاء، وَ إنَّما تَنْقلُونَ مِنْ دارٍ اِلى‏ دارٍ».(22)
    اى انسان! تو براى فنا آفريده نشدى؛ بلكه همواره بقا خواهى داشت (و مرگ پايان راهت نيست؛ بلكه با مرگ) از خانه‏اى به خانه‏اى ديگر كوچ مى ‏كنى.

    مراد اين است كه پس از گسستن حيات از جسم انسان، روح او از عالم ماده فراتر مى‏رود و به جهانى ديگر سير مى‏ كندو در آن جهان نيز همواره باقى است و هرگز فانى نمى ‏شود.

    نويسنده «درسهايى از نهج البلاغه» در توضيح اين مطلب، چنين مى‏ نويسد:
    «روح، محصول عالى ماده است؛ ولى در اثر تكامل، پا را از عالم ماديت فراتر مى ‏نهد و پس از مرگ، جسم دنيوى در صورتى كه هيچ نشانى از ماده اعم از جسم، مكان و زمان ندارد؛ وارد عالم تَجرُّد و مجردات مى ‏شود.

    اين روح، چيزى جداى از ماده نيست؛ همان روحى است كه از هنگام زادن در بچه پيدا شده و در حالى كه متصل به ماده است تا آخر باقى مى‏ماند و تكامل پيدا مى ‏كند؛ مانند آب گل آلودى كه به مرور زمان، گِلهاى آن، ته نشين شده و زلال و مجرد مى ‏گردد.



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  11. تشكرها 2


  12. Top | #16

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    بعضى از فلاسفه و حكما، آن را به زغالى كه پهلوى آتش گذارند، مثال مى‏زنند؛ و در توضيح آن مى ‏گويند:
    زغال در ابتدا از آتش كسب حرارت مى ‏كند و حرارت در باطنِ خود زغال پيدا مى‏ شود؛ بعد، اين حرارت مرتب زياد مى‏ شود تا زغال مشتعل گردد و به سرخى گرايد؛ اين سرخى رو به ازدياد است تا كم كم خود زغال، نور پيدا كرده و فضا را روشن سازد.

    نخستين مرحله تجرد براى روح، مثل آن حرارتى است كه در آغاز پيدا مى‏ شود و مرحله تجرد كامل براى روح، مثل آن حالت اشتعال و روشنايى زغال است كه در آخر ايجاد مى ‏شود.

    بنا به قول مرحوم صدرالمتألهين، معناى مرگ، فنا نيست؛ بلكه انتقال از حالتى به حالتى و از جهانى به سوى جهانى ديگر است؛ يعنى، اينكه روح، مانند مرغى كه از فقس بيرون بيايد، بدن را كنار مى‏ گذارد و همانگونه كه پرنده هنگام رهايى از قفس، در عالمى بزرگ‏تر به پرواز در مى‏ آيد؛ روح، پس از اينكه بدن دنيوى را كنار گذاشت، بدنى كامل‏تر از آن جايگزينش مى ‏شود.

    اگر بخواهيم اين بدن را تشريح كنيم آن را به بدن شما در عالم خواب مثال مى‏ زنيم؛ شما در هنگام خواب، بدن ماديتان كه از عناصر، تشكيل شده خوابيده است؛ ولى شما (در عالم رؤيا) مى ‏بينى كه وارد باغ شدى و با چشم، (مناظر باغ را) مى ‏بينى و با گوش (صداها را) مى ‏شنوى (و با بينى، بوها را مى ‏بويى)؛ چيدن و خوردن ميوه از درختان را نيز حس مى ‏كنى.
    آيا مى‏ توان گفت: اين بدن، معدوم محض است؟ مسلماً معدوم نيست؛ زيرا :«المَعْدُومُ لايُشارُاِلَيْهِ: لابِاشارَةٍ حسّيِّةٍ و لابِاشارَةٍ عَقْليَّةٍ».
    به معدوم محض، نه اشاره حسى مى‏ توان كرد و نه اشاره عقلى.

    بنابراين، بدن عالم خواب، واقعاً بدن است و آن را به «بدن مثالى» تعبير مى ‏كنند؛ يعنى، در واقع يك چيزى هست؛ يك واقعيتى هست.

    شما وقتى كه به خواب مى ‏روى، بدن طبيعى را مى ‏گذارى و با بدن مثالى در عالم مثال و برزخ، سير مى ‏كنى. مرگ نيز همانند خواب است (با اين تفاوت كه) آن، برزخى ناقص و مرگ برزخى كامل‏تر است.

    در خواب، علاقه از بدن طبيعى، به طور كلى قطع نشده؛ اما در حال مرگ، علاقه از بدن طبيعى به كلى قطع مى‏شود».(23)
    «مرحوم مجلسى»(ره)، در «بحار الانوار» اصالتِ بقاى روح را چنين بيان مى‏ دارد:
    «هنگام خواب، جسم ضعيف مى ‏گردد؛ اما ضعف جسم، موجب ضعف نفس (يعنى، روح) نمى ‏باشد؛ بلكه، نفس نيرومندتر مى ‏شود؛ به گونه ‏اى كه بر مشاهده احوال و اطلاع از امور غيبى نيز تواناست. بنابراين، مرگ جسم موجب مرگ روح نمى ‏شود».(24)

    توضيح: اگر مرگِ جسم سبب مرگ روح باشد، بايستى در هنگام خواب كه آن هم مرگ كوچكى است ضعف جسم، باعث ضعف روح گردد و حال آنكه در عالم رؤيا كه پيوند با جسم مادى كمتر مى ‏شود، روح انسان از حالت بيدارى نيز چنان قوى‏تر مى ‏گردد كه بر امور پنهانى هم آگاهى مى ‏يابد.

    بنابراين، چون در هنگام خواب، ضعف جسم موجب ضعف روح نمى ‏شود، نتيجه مى ‏گيريم كه مرگ جسم، موجب مرگ روح نمى ‏شود.
    از اين رو است كه مى ‏گوييم:
    «روح، همواره باقى است و هرگز فانى نمى‏شود».(25)


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  13. تشكرها 2


  14. Top | #17

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    پى ‏نوشتها:‌

    1 . «معجم مفردات الفاظ القرآن»، الراغب الاصفهانى، ص‏41، المكتبة المرتضوية:
    «البرزخ، الحاجز والحد بين الشيئين، و قيل: اصله برزه، فعرب... و قيل: البرزخ ما بين الموت الى القيامة».
    2 . «مجمع البحرين»، الشيخ فخرالدين الطريحى، ص‏430، المكتبة المرتضوية.
    «هو ما بين الدنيا و الاخرة من وقت الموت الى البعث، فمن مات فقد دخل البرزخ».
    3 . «مجمع البيان»، الشيخ الطبرسى، ج‏7، ص‏118، مكتبة العلمية الاسلامية:
    «اى حاجز بين الموت و البعث في يوم القيامة من القبور (عن ابن زيد)؛ و قيل: حاجز بينهم و بين الرجوع الى الدنيا و هم فيه الى يوم يبعثون (عن ابن عباس و مجاهد)؛ و قيل: البرزخ، الامهال الى يوم القيامة و هو القبر و كل فصل بين شيئين هو برزخ (عن على بن عيسى).
    4 . «تفسير القمى»، على‏بن ابراهيم قمى، ج‏2، ص‏94، انتشارات علامه. بحارالانوار، ج‏6، ص‏214:
    «البرزخ، هوامر بين امرين؛ و هو الثواب و العقاب بين الدنيا و الآخرة».
    5 . «قاموس قرآن»، ج‏1، ص 118.
    6 . رحمان (55) آيه 19 - 20.
    7 . فرقان (25) آيه 53.
    8 . مؤمنون (23) آيه 100.
    9 . «تفسير نور الثقلين»، العروسى الحويزى، ج‏3، ص‏554، مطبعة الحكمة. «بحارالانوار»، ج‏6، ص‏267.
    10 . «نهج البلاغه»، خ 212 ص 695 (مطابق شرح و ترجمه فيض الاسلام).
    11 . «نهج البلاغه»، خ 213، ص 704.
    12 . «تفسير نورالثقلين»، ج‏3، ص 553. «بحار»، ج‏6، ص 218.
    13 . «تفسير نورالثقلين»، ج‏3، ص 553. «بحار»، ج‏6، ص 214.
    14 . يكى از نامهاى برزخ، «عالم مثال» است و اين نامگذارى بدين جهت است كه ثواب و عذاب برزخى، نمونه و مثل پاداش و كيفر آخرت است.
    15 . «عقائد الصدوق»، ابن بابويه قمى، ص 16، چاپ قديم. گفتار صدوق، ترجمه صدر رضوانى، ص‏35، انتشارات مصطفوى.
    16 . «امالى الصدوق»، الشيخ الصدوق، ص‏301، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات. «بحار»، ج‏6، ص‏223.
    17 . «تجريد» خواجه نصيرالدين طوسى (به نقلِ «كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد»، العلامة الحلى، ص‏296، انتشارات الجعفرى). «بحار»، ج‏6، ص‏272.
    18 . «كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد»، ص‏296. بحار، ج‏6، ص‏272.
    19 . «بحار»، ج‏6، ص‏272.
    20 . اين كتاب (الروح)، تأليف «ابو عبداللَّه شمس الدين ابن قيّم» شاگرد «ابن تيميّه»(مؤسس گروه عقايد وهابيه) است و وهابيان امروز حجاز (عربستان)، از او به احترام ياد مى‏كنند و او را پس از «ابن تيميّه» استاد مذهب خود مى‏شمارند. فهرست فصول كتاب «الروح» به شرح زير است:
    1 - اموات، احيا را مى‏شناسند(ص‏5).
    2 - ميت، با مشايعان انس مى‏گيرد(ص‏9).
    3 - ارواح موتى از احيا سؤال مى‏كنند(ص‏12).
    4 - ميت، تلقين را مى‏فهمد(ص‏13).
    5 - ارواح با يكديگر ملاقات و مذاكره مى‏كنند(ص‏17).
    6 - ارواح با يكديگر تلاقى دارند(ص‏20).
    7 - بدن مى‏ميرد؛ روح نمى‏ميرد(ص‏34).
    8 - روح، هنگام سؤال به جسم باز مى‏گردد(ص‏41).
    9 - پيامبر، در شب معراج با ارواح پيامبران سخن گفت(ص‏44).
    10 - كيفيت عذاب قبر(ص‏51)
    (به نقلِ: اصالت روح از نظر قرآن، جعفر سبحانى، ص‏170 - 171، نشر وحى).
    21 . «الاسفار»، صدرالمتألهين شيرازى، ج‏8، ص‏347، دارالاحياء التراث العربى:
    «فالحق ان النفس الانسانية: جسمانية الحدوث و التصرف، روحانية البقاء و التعقل».
    22 . «بحار»، ج‏6، ص 249.
    23 . «درسهايى از نهج البلاغه»، آيةاللَّه منتظرى، درس ششم، ص‏59 - 61، دفتر انتشارات اسلامى.
    24 . «بحارالانوار»، ج‏6، ص‏207:
    «ان وقت النوم يضعف البدن؛ وضعفه لايقتضي ضعف النفس؛ بل النفس تقوى عند النوم، فتشاهد الاحوال و تطلع على المغيبات؛ فهذا يقوى الظن في ان موت البدن، لايستعقب موت النفس».
    25 . خوانندگان عزيز جهت آگاهى بيشتر در اين باره، مى ‏توانند به كتاب «اصالت روح»، استاد جعفر سبحانى -كه در اين زمينه كتاب ارزشمندى است- مراجعه كنند.

    ادامه دارد ....


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  15. Top | #18

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    توجه



    فصل سوم ‏برزخ در آيينه وحى

    آيات برزخ:

    (حَتى‏ اِذا جاءَ اَحَدَهُم الْمَوتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلّى‏ اَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلّا اِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهم بَرزخٌ اِلى‏ يَومِ يُبْعَثُونَ)(1)
    (كافران در فراموشى و غفلتند) تا آنگاه كه يكى از آنها را مرگ فرارسد(آگاه و پشيمان گشته) گويد: پروردگارا! مرا به دنيا بازگردان! شايد گذشته‏ام را جبران كرده و كارهاى نيك انجام دهم!(به او خطاب شود) هرگز! آنچه مى‏گويى، اينك بى‏فايده است و از لحظه مرگ تا روزى كه برانگيخته شوند، «برزخ» و فاصله است.

    اين آيه، تنها آيه ‏اى است كه از نظر لفظ و معنى، كاملاً تصريح دارد به اينكه انسان پس از مرگ و قبل از فرا رسيدن قيامت داراى نوعى زندگى است و در آن عالم به خاطر جبران گناهانش درخواست بازگشت مى‏ كند و از كرده خويش اظهار ندامت مى ‏نمايد؛ اما دست رد به سينه‏ اش زده مى ‏شود و او را در همان عالم (برزخ) محبوس مى ‏دارند.(2)

    امام سجاد(ع) برزخ را در آيه بالا چنين تفسير مى‏ فرمايند:
    «(الْبَرزخ) هُوَ الْقَبْر؛ وَ إِنَّ لَهُم فيه لَمَعيشةً ضَنْكا؛ و اللَّهِ إنَّ الْقَبْرَ، لَرَوضَةٌ مِنْ رِياضِ الْجَنَّةِ؛ اَوْحُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِالنّيرانِ».(3)
    برزخ، همان عالم قبر است كه در آن جهان (براى كفار و گنهكاران) زندگى بسى سخت و دشوار است. سوگند به ذات هستى بخش كه همانا قبر (براى نيكوكاران) همچون باغى است از باغستانهاى بهشت و (براى بدكاران) همچون گودالى از گودالهاى آتشين جهنم است.

    امام صادق(ع) در اين باره مى ‏فرمايند:

    «البَرزخُ: الْقَبْرُ؛ وَ هُوَ الثَّوابُ وَالْعِقابُ بَيْنَ الدُّنيا و الآخِرةِ».(4)
    برزخ، عالم قبر است كه عبارت از ثواب و عقاب بين دنيا و آخرت مى ‏باشد.

    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  16. Top | #19

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    توجه




    حدود بيست آيه ديگر از آيات قرآن، بدون دربرداشتن لفظ برزخ، از نظر معنى، بر جهان برزخى دلالت دارد.
    اينك، به سراغ تعدادى از اين آيات مى ‏رويم:
    (وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في سبيلِ اللَّهِ اَمْواتٌ بَلْ اَحْياءٌ وَلكِنْ لاتَشْعُرُون)(5)
    كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند، مرده مپنداريد؛ بلكه زنده ‏اند و شما نمى ‏دانيد.

    (وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِم يُرْزَقُونَ فَرِحيِنَ بِما اتيهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرونَ بِالَّذين لَمْ يَلْحَقُوا بِهِم مِنْ خَلْفِهِم اَلّا خَوْفٌ عَلَيْهم وَلاهُم يَحْزَنون)(6)
    كشته شدگان راه خدا را گمان مبر كه مرده ‏اند؛ بلكه زنده ‏اند و نزد پروردگار خويش رزق و روزى داده مى ‏شوند. آنان بدانچه كه خداوند از فضل و رحمت خويش نصيبشان كرده است، شادمانند.( و به دوستان دنياشان كه رهرو آن راهند) و هنوز بديشان نپيوسته‏اند، مژده و بشارت دهند كه هيچ ترس و اندوهى نداشته باشيد.

    (اَلَّذينَ تَتَوفّاهُمُ الْمَلائكةُ طَيِّبينَ يَقولونَ سَلامٌ عَليْكُمُ ادْخُلوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُم تَعْمَلوُن)(7)
    آنان در حالى كه (از ستم، شرك و ديگر گناهان) پاكند، فرشتگان درمى ‏يابندشان و بديشان گويند: «درود بر شما! به سبب كردار نيكتان به بهشت درآييد».

    (لايَسْمَعونَ فيها لَغْواً إلّا سَلاماً وَلَهُم رِزْقُهُم فيها بُكْرةً وَعَشيّاً)(8)
    در آن بهشت، هرگز سخن بيهوده و عبث نشنوند؛ بلكه همه گفتارشان، سلام و درود به يكديگر است و روزى آنها در صبح و شب بديشان مى‏رسد.
    (قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يالَيْتَ قَومي يَعْلَمونَ بِما غَفَرلي رَبّي وَجَعَلَني مِنَ الْمُكرَمينَ)(9)
    پس از مرگ، به مؤمن آل يس(ياسين) گفته شد: «داخل بهشت شو!».
    گفت: «اى كاش! خويشانم (كه سخن مرا نشنيدند) اكنون، آگاه مى ‏شدند كه خدا چگونه مرا آمرزيد و مورد مهربانى و بخشش قرار داد».

    (وَ مَنْ أعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَاِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَنَحْشُرهُ يَوْمَ القِيامَةِ اَعْمى)(10)
    هر كس از ياد من روبگرداند؛ زندگى ‏اش (در قبر) به سختى و تنگى خواهد گذشت و در روز قيامت نيز نابينا محشورش كنيم.

    (قالوا رَبَّنا اَمتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَاَحْيَيْتَنا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنوبِنا فَهَل اِلى‏ خُروجٍ مِنْ سَبيلٍ)(11)
    گويند: «پروردگارا! ما را دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى تا به گناهان خود معترف شديم؛ آيا راهى هست كه از اين عذاب به درآييم؟».

    (فَوَقيهُ اللَّهُ سَيّئاتِ مامَكَرُوا وَحاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ العَذابِ النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوّاً وَعَشِيّاً وَ يَوْمَ تَقُومُ السّاعةُ اَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ اَشَدَّ العَذابِ)(12)
    پس، خدا، موسى (و قومش) را از مكر و شرّ فرعونيان نگه داشت و (بعد از غرق شدن) عذاب ناراحت كننده آتش بر فرعونيان فرا رسيد (كه آن عذاب عبارت است از اينكه) هر بامداد و شامگاه بر آتش نمايانده شوند تا قيامت كه خطاب رسد: «فرعونيان را در سخت‏ترين عذاب بيفكنيد».
    (اِذِ الْاَغْلالُ في اَعْناقِهِم وَالسَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ فِي الْحَميمِ ثُمَّ فِي النّارِ يُسْجَرونَ)(13)
    (بدكاران، به زودى كيفركردارشان را خواهند يافت) آنگاه كه گردنهايشان با غُل و زنجيرهاى آتشين كشيده شود و در آب جوشان انداخته شوند تا قيامت كه درآتش، افروخته خواهند گشت.
    (مِمّا خَطيئاتِهِم اُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ اَنْصاراً)(14)
    (قوم گنهكار نوح) به سبب زيادى كفر و خطا در دريا غرق شدند و پس از آن به آتش درافتادند؛ و جز خدا بر خود هيچ يار و ياورى نيافتند.


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  17. Top | #20

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,454
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,226 در 64,518
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    توجه




    توضيح و تفسير آيات

    آيه اول:

    (وَلا تَقُولوا لِمَنْ يُقْتَل في سَبيلِ اللَّه اَمْواتٌ بَلْ اَحْياءٌ وَلكِنْ لاتَشْعُرون)(15)
    پس از جنگ بدر كه چهارده نفر از اصحاب رسول خدا(ص) به شهادت رسيدند، مشركان به تمسخر گفتند: «ياران محمّد، بيهوده خود را در ميدان جنگ به كشتن دادند» و برخى از دوستان آن شهيدان نيز چنين پنداشتند كه آنان، اينك مرده‏اند؛ تا اينكه اين آيه بر پيامبر اكرم(ص) نازل شد و خدا فرمود:
    (وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في سَبيلِ اللَّهِ اَمْوات)
    پيكارگران كشته شده در راه خدا را مرده نپنداريد. (اينان از جهان مادى به جهانى بس برتر كوچ نمودند).
    (بَلْ اَحْياءٌ وَلكِنْ لاتَشْعُرون)
    شهداى راه حق(در جهان برزخى) برخوردار از حيات همراه با سعادت هستند و شما از درك اين حقيقت و آگاهى از آن ناتوانيد.

    آيه دوم:

    (وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيل اللَّه أمواتاً بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرحينَ بِمااتيهُمُ‏اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرونَ بِالَّذين لَمْ‏يَلْحَقوا بِهِم مِنْ خَلْفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَيْهِمْ وَلاهُمْ يَحْزَنُونَ)(16)
    اين آيه، درباره هفتاد تن از شهداى جنگ احد نازل شده و آيه پيش را كامل مى‏نمايد. خداوند در اين آيه مى ‏فرمايد:
    (وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيل اللَّه أمواتاً بَلْ اَحْياءٌ)
    شهداى راه خدا را مرده مپندار؛ بلكه آنها زنده ‏اند.
    خداوند در دنباله آيه از چگونگى حيات آنان، چنين سخن مى ‏گويد:
    (عِنْدَ رَبّهم يُرْزَقونَ)
    آنان در جوار پروردگار خويش زندگى مى‏كنند و از نعمتهاى آن سامان، رزق و روزى داده مى ‏شوند.
    (فَرِحينَ بِما اتيهُم اللَّه مِنْ فَضْلِه)
    شهدا، به جهت فضل و بخشش الهى كه نصيبشان گشته، شادمانند و از موفقيت در امتحان الهى و رسيدن به وعده‏هايى كه بديشان داده شده بود، بسيار مسرورند.

    (وَ يَسْتَبْشِرونَ بِالَّذين لَمْ يَلْحَقوا بِهم مِنْ خَلْفِهم)
    اينان چون شهيدند، شاهد بر كردار امت خويشند؛ بنابراين، دوستان دنياشان را كه رهرو اين راهند، بدين سرور و شادمانى مژده دهند.
    (اَلّا خَوفٌ عَليْهم وَلاهُم يَحزَنونَ)
    و به آنان گويند: از مردن در راه خدا، هيچ مهراسيد و هيچ ترس و اندوهى به خود راه ندهيد كه جهانى نيك و زيبا در پيش رو داريد.

    از اين دو آيه، نكات زير فهميده مى ‏شود:
    1 - شهداى راه حق و حقيقت از زندگى و حيات برخوردارند.
    2 - در جوار رحمت پروردگار خويش، از رزق و روزى بهره ‏مندند.
    3 - از لطف و محبت الهى درباره خود، احساس شادى و مسرت مى ‏كنند.
    4 - از حال رهروان راه شهادت آگاهند و آنها را به حركت در مسير خويش مژده مى ‏دهند.


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi