![]()
بند یازدهم
از شرق نیزه، مهر درخشان بر آمدهست
وز حلق تشنه، سورهی قرآن بر آمدهست
موج تنور پیرزنی نیست این خروش
طوفانی از سماع شهیدان بر آمدهست
این کاروان تشنه، ز هرجا گذشتهاست
صد جویبار، چشمه ی حیوان بر آمدهست
باور نمیکنی اگر از خیزران بپرس
کآیات نور، از لب و دندان بر آمدهست
انگشت ما گواه شهادت که روز مرگ
انگشتری ز دست شهیدان در آمدهست
راه حجاز میگذرد از دل عراق
از دشت نیزه، خار مغیلان بر آمدهست
چون شب رسید، سر به بیابان گذاشتیم
جان را کنار شام غریبان گذاشتیم
![]()






نقل قول















