توضیح این كه:
به طور كلی همه اجزای عالم، مانند اعضای بدن، به یكدیگر متصل و مربوط است، به طوری كه صحت و سقم و استقامت و انحراف یك عضو، در صدور افعال از سایر اعضا تأثیر داشته و این تفاعل در خواص و آثار در همه اجزا و اطراف آن جریان دارد و این اجزا ـ به طوری كه قرآن شریف بیان كرده ـ همه به سوی خدای سبحان و آن هدفی كه خداوند برای آن ها مقدّر نموده در حركت اند و انحراف و اختلال حركت یك جزء از اجزای آن، مخصوصاً اگر از اجزای برجسته باشد در سایر اجزا به طور نمایان اثر سوء باقی می گذارد.
این خود یكی از سنت هایی است كه خدای تعالی در جمیع اجزای عالم كه انسان یكی از آن هاست جاری ساخته است، و این سنت نه تخلف بر دار است و نه انسان، از آن مستثنا است و او نیز مانند سایر انواع موجودات، وجودش مربوط و بسته به سایر اجزای عالم است و اعمالی كه از او سر می زند و حركاتی كه در مسیر زندگی اش و در سیر به سوی سرمنزل سعادت از خود نشان می دهد با سایر اجزای عالم كه محیط به اوست ارتباط كامل دارد، به طوری كه اگر حركاتش صالح و سازگار با آن اجزا و موجودات باشد آن موجودات نیز با او سازگار خواهند بود و بركات آسمان به سویش سرازیر خواهد شد و اگر امتی از امت ها، از راه فطرت، منحرف گردد و درنتیجه، از راه سعادت انسانی كه خداوند برایش مقرر كرده باز بماند، اسباب طبیعی هم كه محیط به آن و مربوط به اوست اختلال یافته و آثار سوء این اختلال به خود آن امت برمی گردد. و معلوم است كه در بازگشت آن آثار چه اختلال ها و چه محنت هایی متوجه اجتماعش می شود. فساد اخلاق و قساوت قلب و از بین رفتن عواطف رقیقه، روابط عمومی را از بین برده و هجوم بلیات آسمانی (مثل باریدن باران غیر فصلی، سیل، طوفان و صاعقه) و تهدید به انقراضش می كند (سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان، ج ۸، ص۲۴۷ ـ ۲۴۸)