كارل ياسپرس (1883- 1948)، فيلسوف آلماني، معتقد است كه ملكوت معنايي دو پهلو دارد. هم آمدني است و هم در ميان ماست. چيزي كه در آينده بايد واقع شود، اكنون جريان دارد.
بنابراين، نمي توان پذيرفت كه ملكوت خدا در آينده رخ خواهد داد.
اسكوفيلد درباره ي اين جهاني نبودن پادشاهي عيسي عليه السلام ، مي گويد:
«به اشتباه تصور مي شود كه پايه گذاري پادشاهي مسيح در اين جهان، مورد انكار واقع شده است».
پاسخ اين است كه افسسيان 1 :19-23 اين آموزه ي اسكوفيلد را مطلقاً نادرست مي داند. اسكوفيلد مي گويد:
اگر مسيح، پادشاهي خود را از اين جهان نمي داند، در حقيقت، او از يهوديان شكايت مي كند و با ناراحتي اين جمله را بيان مي كند كه چرا زمينه ي پادشاهي را براي او فراهم نكردند؛ ولي بيشتر مسيحيان مي گويند كه مسيح دو پهلو سخن گفته است و معناي اين سخن اين نيست كه او هيچ گونه پادشاهي ندارد؛ بلكه عيسي عليه السلام درصدد بيان اين مطلب است كه پادشاهي دارد، ولي پادشاهي او اين جهاني نيست.
پادشاهي عيسي عليه السلام و قدرت او در فيليپيان 2 :9-10؛ اول تيموتاوس 6 : 15-17 و متي 28 : 18 نيز بيان شده است و اين گونه نيست كه ايشان پادشاهي اش را رد كرده باشد.
در انجيل متي آمده است كه عيسي عليه السلام انسان كر و كور و كسي را كه داراي شيطان بود، شفا مي داد و تمام فريسيان در حيرت افتاده، گفتند: آيا اين شخص پسر داوود نيست؛ «اما فريسيان شنيده، گفتند:
اين شخص، ديوها را بيرون نمي كند؛ مگر به ياري بعلزبول ، رئيس ديوها.
چيزي كه فريسيان را برآشفته بود، اين بود كه عيسي عليه السلام پادشاه واقعي و معنوي بود، نه پادشاه زميني و آنها چنين چيزي را دوست نداشتند. بنابراين، نام عيسي عليه السلام را لكه دار كردند و گفتند كه او داراي شيطان است؛ حضرت عيسي عليه السلام در رد اين گفته و تفاوت ميان سلطنت شيطان و ملكوت خدا فرمود:
هر مملكتي كه بر خود منقسم گردد، ويران شود و هر شهري يا خانه كه بر خود منقسم گردد، برقرار نماند؛ لهذا اگر شيطان، شيطان را بيرون كند، هر آينه به خلاف خود منقسم گردد. پس چگونه سلطنتش پايدار ماند؟ و اگر من به وساطت بعلزبول، ديوها را بيرون مي كنم، پسران شما آنها را به ياري كه بيرون مي كنند؟ از اين جهت، ايشان بر شما داوري خواهند كرد. ليكن هر گاه من به روح خدا ديوها را اخراج مي كنم، هر آينه ملكوت خدا بر شما رسيده است.
بيرون كردن شياطين، توانايي فراتر از سلطنت شيطان را براي عيسي عليه السلام آشكار ساخت. افراد گمان كردند كه بايد به راستي مسيحا باشد و گفتند كه «آيا اين شخص پسر داود نيست»؟ چون فريسيان نمي خواستند اين گونه باشد و به پادشاه جنگجو عقيده داشتند، به شدت ناراحت شدند.




نقل قول
