نسبت "درمان درونی" با "انسان شناسی"
انسان از نگاه اسلام، ترکیبی از روح و بدن و جسم و جان است. جسم از عالم طبیعت و ماده و روح از نشئه ملکوتیه مجرده است که دو مرتبه از مراتب وجود و هستی هستند؛ بنابراین لازمه شناخت او معرفت به این دو مرتبه از وجود و هستی است؛ پس شناخت عوالم هستی، مقدم بر انسان شناسی، و لازمه هستی شناسی، شناخت مبدأ است.
در بینش اسلامی، میان این سه، پیوند و ارتباط وثیقی وجود دارد و شناخت هر یک، بدون دیگری امری دشوار می نماید. اگر انسان مطالعات خود را به صورت افقی و بدون هیچ گونه ارتباطی با مبدأ هستی در علوم تجربی ادامه دهد، شاید همچون جوامع بشری معاصر، به پیشرفت هایی ظاهری دست یابد، اما آثار مخرّب آن به سبب عدم درک جایگاه انسان، بسیار زیاد خواهد بود.
براین اساس، اگر کسی برپایه هستی شناسی توحیدی، حقیقت انسان را جان ملکوتی او بداند، در معالجه او هرگز وی را با حیوان یکسان نمیپندارد و دائماً از بیماری های مشترک انسان و دام سخن نمیگوید و برای شناسایی درمان انسان، فقط به حیوانات آزمایشگاهی رو نمیآورد و هر دارویی، اعم از حلال و حرام را تجویز نمیکند؛23زیرا توجه دارد که امور حرام، در قوس نزول، تنزّل کرده، در نسل او اثر می گذارد و فرزندانی ناصالح به وجود خواهد آورد.
بر همین اساس امام صادق(ع) مال حرام را در نسل های آینده انسان مؤثّر میدانند و میفرمایند: "کسب الحرام یبین فی الذّرّیة".24
در قوس صعود نیز همین خوردنی ها و نوشیدنی های حرام و نامشروع، به اندیشه تبدیل میگردد، اما نه برهان عقلی و عرفان نظری، بلکه مغالطات، شبهات، موهومات، رسومات و رسوبات جاهلی را به بار خواهد آورد. ازاین رو بزرگانی چون "بوعلی سینا" تعهّد سپردند که هرگز برای درمانِ بیماری، از شراب استفاده نکنند.25




نقل قول
