مراقبه، میراندن نفس از عوالمی و زنده کردن آن به عوالم دیگر است ؛ که این میراندن، همان قطع الفت نفس از همه ی عوالم قبل از فناء فی ا... و بقا به اوست و معنی غریب بودن و مراقبت همین است یعنی همه ی الفت ها برای او وحشت گشته و در دنیا و عقبی، وطنی ندارد، زیرا می داند که: «السکون الی مألوفات الطبایع یقطع صاحب ها عن بلوغ درجات الحقایق» (22)
پس همچنان که با ولادت اول به عالم ملک و با ولادت دوم به ملکوت و با ولادت سوم به جبروت می رسد، با ولادت چهارم در حقیقت احدیت فانی می گردد«کم اهلکنا قبلهم من قرن» (23)
مراقبه راه نفس و باطن است، راه خدا نه در زمین است و نه در آسمان، نه در بهشت و نه در عرش، بلکه در درون سالک است«و فی انفسکم ». (24)




نقل قول
