در این مرحله از مراقبه تنها علم استوار و معرفت حقیقی به اسرار اعمال و اغوار (22) نفس و مکاید شیطان می تواند انسان را از آن بگذراند. نفس وقتی خود و پروردگار خود را و دشمن خود، شیطان را نشناسد و میان آنچه موافق هوای اوست و آنچه خداوند، عزوجل دوست دارد تفاوتی قایل نشود و تشخیص ندهد، در همت و نیت و فکر و حرکت و سکون خود از سلامت برخوردار نیست.
مرحله ی دیگر مراقبه آن است که سالک در امور خود به شارع و اصل شرع، مراجعه کند و چگونگی انجام آن را از آنان بپرسد تا حق خود را به درستی به جا بیاورد و صورت کار را با نیکویی و ادب و درستی تمام مراعات کند و این توجه و دقت همواره باید مد نظر او باشد.
در نظر اول در مراقبه، اگر سالک در موقعیتی قرار بگیرد که در کشف خواطر ناتوان باشد، یعنی بعد از آنکه به نور علم در آن تفکر کرد و به خداوند استعاذه نمود، به نتیجه ای نرسید، باید از نور علما دین بهره گیرد. مرید باید یا خود به علم دست یابد و یا در طلب عالمی روی گردان از دنیا یا دست کم بی رغبت به دنیا باشد. (23)




نقل قول

