تصوير زن در قرآن
پيش از ورود به اين بحث, ناگزيريم به طور مستقيم بر نقطه با اهميتى تأكيد كنيم و آن اين است كه ما در پى رويكرد تأويلى به انگيزه تأويل متن قرآن و احاديث به سود چنين نتيجه گيرى نظرى در مطالعه واقعيت, برپايه هماهنگ كردن تجربه بشرى با محتواى اين متون نيستيم, همانند پاره اى ديدگاه ها كه در پى سازگار نشان دادن ديدگاه هاى اسلامى در قانون گذارى و تحولات علم در روند بيرونى اش هستند… زيرا ما به اين شيوه هماهنگ سازى باور نداريم كه از ابتدا گرايش به ايده عصرى كردن اسلام دارد, بدين گونه كه آن را پيرو متغيرهاى ناشى از سلطه انديشه اى معين يا نيرويى مشخص نسبت به حركت انسان در روزگارى دور از حقايق و اصالتهاى واقعى آن مى داند.
مسئله ـ از نظر ما ـ راه يافتن به حقايق اسلامى است كه متون قرآن و نبوى ثابت دربردارند از خلال عناصر روشنِ پنهان در ظواهر متون, و اين چيزى است كه باورهاى اسلامى در ارتباط با انديشه اى كه به آن پايبنديم و شريعتى كه در دايره آن حركت مى كنيم تأكيد مى ورزند… آن گاه كه به مطالعه عناصر بنيادين زندگى مى نشينيم در واقع اين كار را از طريق باور به اينكه اسلام از حقايق روى نمى گرداند, بلكه بر آنها تأكيد مى نهد و در قانونگذارى خود بر بنياد هماهنگى با آن حركت مى كند, بدين گونه كه ما را وا مى دارد تا متونى را كه ظاهرى بر خلاف اين مسئله دارند مورد مطالعه مجدّد قرار دهيم تا تلاش كنيم پرده از پاره اى از عناصر پنهانى برداريم كه به فهم اين مطلب به صورت ديگرى مى انجامد, بدين منظور كه به مثابه نشانه اى درون متنى باشند بر اراده خلاف ظاهر. اين همان چيزى است كه ما مى خواهيم در سخن از كشف نظريه حقيقى اسلام درباره زن از جهت انسانيت كمال يافته اش و در مقام مسؤوليتش در برابر خداوند مطرح كنيم.
اينك پرسش اين است: آيا درقرآن چيزى هست كه با نگرش به عناصر مشترك موجود در شخصيت زن و مرد به عنوان عنـاصر شخصيت اصيل انسـانى مخـالف باشد؟




نقل قول
