فرزندان آدم
واتل عليهم نبا ابنى ادم بالحق اذقربا قربانا فتقبل من احدهما و لم يتقبل من الاخر...
(سوره مائده: 26)
آدم و همسرش، زندگانى عادى خود را در خانه جديد، كره خاكى، آغاز كردند.
گاهى در نقاط پيرامون خود گردش مىكردند. از كوهها و تپه ها بالا مىرفتند و از دشتها و صحراها عبور مىكردند و گاهى در سايه درختان به استراحت مىپرداختند. آنها نيازمند غذا بودند و براى تاءمين آن، نهال برخى درختهاى بهشتى مانند درخت خرما و انگور و انار و زيتون را در اختيار آنها قرار داد كه بكارند و از ميوه هاى آنها، براى ادامه زندگى استفاده كنند.
گاهى به ياد آن دوران خوب و خوش بهشت مىافتادند و به خاطر از دست دادن آنهمه نعمت و آسايش و رفاه، اشك تاءسف و حسرت از ديده روان ميساختند و همواده شيطان را كه عامل اصلى محروميت آنها از بهشت و گرفتار شدن در زندگى پر مشقت دنيا بود، لعنت و نفرين ميدادند.
روزها يكى پس از ديگرى ميگذشت و رفته رفته، آدم و حوا با زندگى جديد خود خو مىگرفتند و خود را با رنجها و سختيهايش تطبيق ميدادند.
قلم و قضاى پروردگار چنين مقدر فرمود كه نسل بشر در روى زمين فزونى گيرد و باقى بماند و هدف اصلى خلقت را كه شناخت خداوند و بندگى او و سير تكاملى و آباد كردن زمين بود، تحقق يابد.
حوا چند نوبت باردار شد و فرزندانى بدنيا آورد كه موجب خوشنودى و دلگرمى آنان گرديد.
از تنهائى بدر آمدند و چشمان آن دو، به ديدار فرزندانشان روشن شد و خداوند را به خاطر آنهمه احسان و انعام شكر گذارى كردند.
از سر گذشت فرزندان آدم، در قرآن كريم، تنها ماجراى هابيل و قابيل، بدون ذكر نام آن دو به عنوان پسران آدم ذكر شده است (35).
با اينكه هابيل و قابيل برادر و از يك پدر و مادر بودند، شخصيتهاى متفاوتى داشتند و داراى خلق ها و خصلتهاى متفاوتى بودند.
هابيل روحى پاك، تقوئى قوى و ايمانى محكم داشت، در حاليكه برادرش تند خو و شيطان صفت بود.
بدليل صلاحيتهاى اعتقادى و اخلاقى،هابيل نامزد جانشينى پدر گرديد، در حاليكه قابيل از نظر سن و سال از او بزرگتر بود.
آتش حسد در درون قابيل شعله ور شد و كينه برادر در دل گرفت.


نقل قول
