نمونه ديگرى از تأثير قرآن
نمونه ديگر از تأثير فصاحت و بلاغت قرآن، داستان اسعد بن زُراره است. چون قبيله «اسعد» با قبيله اى ديگر مدّتها در جنگ و ستيز بود، اسعد براى تهيه اسلحه از مدينه به سوى مكه حركت كرد. وقتى وارد مكه شد، ابتدا به قصد زيارت خانه خدا به طرف مسجد الحرام ـ كه كعبه در زمان جاهليّت على رغم وجود بتها از احترام خاصّى برخوردار بود - حركت كرد. جلوى در مسجد الحرام شخصى جلوى اسعد را گرفت و گفت: كجا مىروى؟ اسعد گفت: به زيارت مىروم. مرد گفت: عيبى ندارد؛ ولى مواظب باش! چون در كنار حِجر اسماعيل، مردى ساحر نشسته است؛ با كلامش مردم را سحر و جادو مىكند! اين پنبه را در گوشهايت فرو كن تا صدايش به گوش تو نرسد! اسعد اين كار را انجام داد و به طواف مشغول شد. در اين هنگام چهره زيباى پيامبر(صلى الله عليه وآله) توجه او را جلب كرد؛ ولى سخنان آن حضرت را نمىشنيد. با خود انديشيد كه: عجب آدم نادانى هستم! بهتر است حرفهاى او را بشنوم؛ اگر خوب بود بپذيرم و گرنه قبول نكنم. پنبه ها را از گوش درآورد و آياتى از قرآن به گوشش رسيد.) جذبه قرآن قلبش را تكان داد و در اعماق روحش روشنايى و درخشش عجيبى ايجاد كرد. آن گاه جلو آمد و در مقابل پيامبر زانو زد و از حضرت تلاوت چند آيه ديگر تقاضا كرد. اسعد با شنيدن اين آيات، شيفته گشت و سرانجام مسلمان شد و خود، موضوع اختلاف و ستيز قبايل خود را براى حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) بيان كرد و از پيامبر(صلى الله عليه وآله) دعوت كرد كه جهت رفع اين اختلاف به مدينه بيايند.)


نقل قول






