دنيا در نگاه حضرت على(ع)
(يكى از امورى كه در اسلام از آن بسيار به بدى ياد شده، محبت دنيا براى خود دنيا است، اما اگر محبت دنيا براى محبت خدا و طلب رضاى او يا براى محبت عالم آخرت و طلب ثواب هاى اخروى و مصونيت از عذاب هاى الهى باشد، در واقع محبت دنيا و دنياخواهى نيست; بلكه م حبت خدا و محبت عالم آخرت و خداخواهى و آخرت خواهى است.)12
امام على(ع) مى فرمايد: اى مردم! سفارش من به شما اين است كه مرگ را از ياد نبريد و كمتر از آن غفلت ورزيد. چگونه غفلت مى كنيد از چيزى كه هرگز از شما غفلت نمى كند؟ مگر همه روزه مرده ها را نمى بينيد كه برخلاف ميلشان به سوى گورهاشان مى برند و در حفره هاى تنگ و تاريك فرود مى آورند؟ گويى هرگز در دنيا نزيسته و در آباديش نكوشيده اند و يا گويى هميشه ساكن خانه آخرت بوده اند. از سرايى كه در آن به سر مى برند، مى روند و اسير توده هاى خاك كه از آن وحشت دارند، مى شوند. سرگرم دنيايى بودند كه از آن دست كشيدند و آخرتى را ك ه به سوى آن كوچ كردند، تباه ساختند. ديگر نمى توانند از بدى هايى كه كرده اند برگردند و نه ياراى اين را دارند كه به خوبى هايى كه از دستشان برمى آيد بيفزايند. به دنيا مهر ورزيدند ولى دنيا فريبشان داد. به آن اعتماد كردند و او بر زمينشان زد و تباهشان ساخت.13
حضرت على(ع) شنيد مردى دنيا را نكوهش مى كند، فرمود: دني، سراى توان گرى است براى كسى كه از آن توشه آخرت بردارد، و سراى موعظه است براى كسى كه از آن پند گيرد، جاى عبادت و سجده دوستان خدا است و جاى صلوات فرشتگان خدا و جاى فرود آوردن وحى خدا و جاى تجارت دوست داران خدا است كه در آن رحمت خدا را كسب كردند و بهشت را به سود بردند.14
حضرت على(ع) فرمود: دنيا و آخرت دو دشمن روبرو و دو راه مختلفند; هركس به دنيا محبت ورزيد و با آن دوستى كرد، با آخرت دشمنى مى كند و آن دو به منزله مشرق و مغربند و رونده بين اين دو به هركدام نزديك شد از ديگرى دور مى گردد و آن دو مانند دو هوو هستند.15
ايشان هم چنين در مذمت دنيا مى فرمايد: به خدا سوگند، اين دنياى شما در چشم من خوارتر و پست تر از استخوان بى گوشت خوكى است كه در دست گرفتار به بيمارى خوره باشد.16
آن حضرت در جاى ديگر مى فرمايد: شما را از اين دنيا مى پرهيزانم كه منزلگاهى است ناپايدار; نه خانه ماندن و نه جايگاه قرار. خود را آراسته و به آرايش خويش شيفته است و ديگران را به زينت خويشتن فريفته. خانه اى نزدِ خداوند آن خوار ـ و متاعى بى مقدار ـ حلال آن را به حرامش معجون داشته است و خوبى آن را به بدى اش مقرون و زندگانى اش را به مرگ آميخته است و در كاسه شهدش، شرنگ ريخته است.
خداوند تعالى آن را براى دوستانش نگزيد و در دادن آن به دشمنانش بخل نورزيد. خير آن اندك است و شرّ آن آماده. فراهم آن پريشان و مُلك آن ر بوده و آبادان آن رو به ويرانى نهاده.)





نقل قول
