و در واقع پاداش پاكي و تقوي چيزي جز اين نيست كه فرشتگان الهي با سلام و درود از آنها استقبال كنند و از آنها به بهشت دعوت نمايند، دعوتي آميخته با لطف و محبت و احترام!
در اينجا نيز ممكن است بهشت اشاره به بهشت برزخ بوده باشد يا بهشت قيامت كه بهشت برزخي درهاي آن محسوب ميشود.
به هر حال اين يكي از ابعاد مرگ است كه كيفيت آن نسبت به صالحان و بدكاران كاملاً متفاوت ميباشد.
6ـ فلسفه مرگ و حيات
زندگي انسان به هر حال محدود است، و هر حياتي با مرگ همراه خواهد شد، در اينجا نخستين سؤالي كه پيش ميآيد اين است كه هدف از اين حيات و مرگ چيست؟ قرآن مجيد در ششمين آيه مورد بحث به اين مطلب پرداخته، چنين ميگويد: «زوال ناپذير و پر بركت است كسي كه حكومت جهان هستي به دست او است، و بر همه چيز قادر است ـ همان كسي كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك بهتر عمل ميكنيد و او عزيز و غفور است» (تَبارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ـ الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ).
در اينجا نخست آفرينش مرگ و حيات را به عنوان نشانهاي از قدرت بي پايانش معرفي ميكند، سپس ميفرمايد:
هدف از اين آفرينش آزمايش حسن عمل است، آزمايشي كه به معني پرورش انسانها و هدايت آنها به سوي مسير قرب پروردگار است.
از اين آيه چند امر استفاده ميشود:
اولاً مرگ و حيات هر دو مخلوقند، اگر مرگ به معني فنا و نيستي مطلق بود مخلوق بودن آن معني نداشت، اين به خاطر آن است كه مرگ انتقالي است از جهاني به جهان ديگر، و لذا يك امر وجودي است و قابل آفرينش.




نقل قول
