![]()
پیام برِ عاشورا
صحیفه های رحمت، از آستان دست های تو، تا سفره های بی نان
و طعام شبانه، به لطف گسترده می شود؛ بی آنکه ماه،
به مهرورزی های پنهانی تو حسادت کند.
تو از تبار دریایی شکیبایان آمده ای، همان ها که دوست دارِ آن
جرعه های غضبند که با صبوری و فروتنی فرو می نشیند.
کاش دست های تو بودم به وقت آن عطایا و صدقه ها که
اراده می کردی نثار کنی؛ پس آن گاه با بوسه هایت بر آن دست ها که
می گفتی دست های خداست، نوازشم می کردی!
لباس سرخ و پریشان کربلا را بر قامت آسمانی روحت کشیده بودی
که تا بیست سال پس از عروج عارفانه حسین علیه السلام، اشک روان
بر امیر کاروان می ریختی و این خود جلوه ای دیگر بود از تو: پیام برِ عاشورا!
سیمایت، پیکر افراشته و سترگ کوه ها را به ابهت فرا
می خوانْد و ملکوت را در همین طرح و ترکیب صورت
چشم نوازت ترسیم می کرد.
اینک ما و آیه های خوشرنگ مناجات های تو.
اکنون ما و زبور آل محمد صلی الله علیه و آله تو که معجزه
فصاحت، زبان تو را به ظهور می رسانَد و نیایش، خاطره معطّرِ
پیشانی سجده هایی است که هنوز از فرشِ خاک برنخاسته، روح ما
و همه را تا تو هستی به بلندای اهتزاز روانه می سازد.
مصطفی پورنجاتی






نقل قول



















