*خادمه رقیه خاتون(س)* (09-06-2015), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (07-06-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (08-06-2015), شهاب منتظر (08-06-2015), صبور (02-06-2015)

*خادمه رقیه خاتون(س)* (09-06-2015), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (08-06-2015), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (07-06-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (08-06-2015), شهاب منتظر (08-06-2015)
*خادمه رقیه خاتون(س)* (09-06-2015), مصطفی*شیعه ال طاها* (08-06-2015), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (07-06-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (08-06-2015), شهاب منتظر (08-06-2015), صبور (08-06-2015)

تصاویرِ پیکر مطهرِ «یکی از 175 شهیدِ غواص و خط شکنِ تفحص شده»
*خادمه رقیه خاتون(س)* (09-06-2015), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (08-06-2015), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (08-06-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (08-06-2015)



| ❤ |
پس از واکنشهای متعدد نسبت به بازگشت پیکرهای مطهر ١٧٥ غواص شهید در عملیات کربلای ۴ رضا صیادی سردبیر هفته نامه همشهری آیه در این ماهنامه نوشت :
نمیدانم دستانتان را از پشت بسته بودند یا از روبهرو ولی حتما خیلی وقت گذاشتند كه یكی یكی دستانتان را به هم ببندند و دورش طناب بكشند. نمیدانم آنها چند نفر بودند كه شما ١٧٥ نفر را به دام انداختند.
نمیدانم چه گودال عظیمی حفر كردند تا ١٧٥ سرباز را داخلش بیندازند. نمیدانم نشسته بودید یا ایستاده، نمیدانم یكی یكی داخل گودال پرتتان كردند یا گروهی اصلا چه میدانم كه در آن روز، شاید هم شب چه آمد بر سر شما.
نمیدانم در آن روزهای زمستانی سال ۶۵ با چه نقشهای غافلگیرتان کردند.
نمیدانم آن فرمانده سنگدل، چطور دلش آمد به چشمهای معصوم شما نگاه کند و چنین برنامهای برای کشتنتان بریزد.
نمیدانم لحظههای آخر که نمیتوانستید دستهای هم را بگیرید و خداحافظی کنید، چه حرفهایی بینتان رد و بدل شد. چه قرارهایی با هم گذاشتید. اصلا چه شوخیهایی با هم کردید....ولی کاش دستانتان باز بود تا قبل از آن مرگ گروهی، سیر یکدیگر را در آغوش میکشیدید.
نمیدانم وقتی داخل گودال روی هم افتاده و منتظر بودید تا سیل خاک رویتان آوار شود، زیر لب چه ذکری میگفتید. حتما به تأسی از اربابتان در گودال قتلگاه «لا معبود سواک، یا غیاث المستغیثین» روی لبهایتان بود.
یا شاید هم سادهتر، احتمالا یکی از شما ۱۷۵ نفر فریاد زده: «برادرها! وعده ما کربلا» و بعد همه با هم فریاد زدهاید: یا حسین...
حتم دارم دل آن سرباز بعثی که پشت لودر نشسته بود تا خاک رویتان بریزد، با شنیدن این یا حسینها لرزید اما به روی خودش نیاورد.
حتم دارم وقتی چشم آن سرباز عراقی به چشم آن نوجوان افتاد که گوشه گودال سرش را بهسوی آسمان گرفته بود و یا زهرا میگفت، دلش لرزید اما به روی خودش نیاورد.
حتم دارم وقتی آن گودال بزرگ پرشد و صدای فریادهایتان خاموش شد، دل آن فرمانده لعنتی لرزید اما به روی خودش نیاورد.
حتی سیگارهای مکرر هم نتوانست تصویر چهرههای معصوم شما در آن لحظههای پایانی را از خاطرهاش محو کند.
حتم دارم اگر آن فرمانده زنده باشد، هنوز هم چهرههای شما را خوب بهخاطر دارد، با جزئیات. حتم دارم هنوز هم از شما میترسد؛ حتی با همان دستهای بسته.
حتم دارم هنوز صلابت نگاه شما کابوس روز و شبش باشد.چشمان نگرانتان از روزی كه این خبر را شنیدم مقابل چشمانم ایستاده و خیره خیره نگاهم میكند.
دوست دارم زندگینامه یك یك شما را بخوانم. تعدادتان آنقدر زیاد است كه بینتان از هر گروه و دستهای وجود داشته باشد؛ از مجرد و عاشق گرفته تا کاسب و هنرمند و زن و بچهدار.
فقط با خودم آرزو میکنم ای کاش دستانتان باز بود که قبل از آن مرگ گروهی، با دو انگشتتان علامت پیروزی نشان میدادید.
راستش را بخواهید این روزها دلم عجیب شور غرور شما را میزند. برای تكاوران سخت است كه دستانشان را مقابل دشمن بگیرند كه طنابپیچش كنند.
بارها شنیدهایم که غواصها از آمادهترین نیروهای رزمی هستند. بازوان و سینههای ستبر شما از همین لباسهایهای چسبیده غواصی پیداست. بعثیها همین غرور را نشانه گرفته بودند وگرنه در چند دقیقه همه شما را تیرباران میكردند و خلاص.
غرور شما اما زیر آن خاکها دفن نشد. مثل یک نامه پستی از همان گودال ارسال شد برای ما. برای ما که درس مقاومت را از شما آموختیم و قسم خوردهایم که مثل خودتان تا لحظه آخر مقابل دشمن کرنش نکنیم.
غرور شما به ما رسیده تا دلمان از عربدههای توخالی این و آن نلرزد. شما با دستهای بسته مقاومت کردید. حتم داشته باشید که ما دستان بازمان را مقابل دشمن دراز نخواهیم کرد. شما هم دعا کنید برایمان.
دعای شما ۱۷۵ نفر برگشت نمیخورد؛ این را هم مطمئنم
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 08-06-2015 در ساعت 16:35
*خادمه رقیه خاتون(س)* (09-06-2015), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (08-06-2015), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (08-06-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (16-06-2015), صبور (09-06-2015)

*خادمه رقیه خاتون(س)* (09-06-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (16-06-2015), شهاب منتظر (14-06-2015)



| ❤ |
تــــقـــدیم بـــه 175شــهید غــــواص..
تـــمام غــــــوره ها را تــــاک کــــردنـــد
تــــو را هـــمسفـــره ی افـــلاک کـردند
جـــواهـــر بــودی و مـــثل عــتـیقه
تــو را بــستـند و زیــر خــاک کــردنـد
*خادمه رقیه خاتون(س)* (09-06-2015), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (09-06-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (16-06-2015), شهاب منتظر (14-06-2015), صبور (09-06-2015)

*خادمه رقیه خاتون(س)* (09-06-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (16-06-2015), شهاب منتظر (14-06-2015)

*خادمه رقیه خاتون(س)* (09-06-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (10-06-2015), شهاب منتظر (14-06-2015)

دستهای بسته؛ بالهای گشوده/ به یاد 175 غواص شهید دست بستهی نهر ابوفلوس
میشود بدون جراحت هم شهید شد. شاید این را بگویند «زندهبهگور»؛ اما مگر کدام شهید، «مرده» به «گور» میرود؟
آنطرفتر از خرمشهر، درست در چندقدمی بصره، کنار نهر «ابوفلوس». شاید تا دیروز اسمش را هم نشنیده بودی؛ اما از امروز زیارتگاه است. همانجا که هزاران جوان ایرانی به آب زده بودند، یا شاید هم به آتش؛ نه به سودای مروارید، که برای عزت. ١٧٥تایشان را دیروز یافتهاند؛ پس از ٢٩سال، با دستانی بسته، بدون جراحت...
میشود بدون جراحت هم شهید شد. شاید این را بگویند «زندهبهگور»؛ اما مگر کدام شهید، «مرده» به «گور» میرود؟ زیباتر از این که در کربلا، فرض کن کربلای چهار، زنده در میانه میدان، بزم عندربک را به نظاره بنشینی؟
*خادمه رقیه خاتون(س)* (09-06-2015), حدیث*خادمه مهدی فاطمه(س)* (10-06-2015), شهاب منتظر (14-06-2015)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)