صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18

موضوع: فلسفه دین

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    با توجه به این که تغییر ماهوی میان کلام قدیم و جدید را نمی پذیریم و وصف جدید برای توجه دادن به ویژگی های خاص کلامی در دوران حاضر با اعتراف به وجود ویژگی های مشترک است، اشکالات رای پیشین نیز اشکار می شود و در این زمینه می توان چنین گفت:


    اولا ما در فقه شاهد تحول گسترده ای مانند کلام قدیم و جدید نیستیم؛ به همین دلیل، همیشه بر فقه سنتی تاکید می شود تا تحولات اجتهادی مستلزم خروج از مرز احکام ثابت الاهی نشود.


    ثانیا تحولات فقهی در طول تاریخ تدریجی بوده است و اختلاف نظر درباره جایگاه عقل یا نقل به صورت منبع اجتهاد دارای نوسانات متعددی بوده و هر کس مطابق نحله و مکتب خاص خود بدان ها می نگریسته است. تردید در مورد نقش منبعی قران طیف گسترده ای از فقیهان را در بر نمی گیرد و قول نادری تلقی می شود؛ درحالی که تحولات جدید کلامی در زمانی کوتاه و با شتابی فزاینده انجام گرفته و کمتر باوری از آموزه های دینی را از دم تیغ خود نگذرانده است. تحولات کلامی تابعی از تحولات فکری فرهنگی مدرنیزم بوده و همان گونه که جریان های نوگرایی در غرب گسترده و باشتاب صورت گرفته و نقطه عطفی در تاریخ فرهنگ غرب پدید آورده، دین پژوهی و دانش کلام را نیز دچار دگرگونی ساخته است.


    ثالثا استنباط های فقهی اغلب بر اساس ظاهر آیات و روایات که منابع ثابتی هستند انجام می شود؛ در حالی که دانش کلام، بر خلاف فقه، بیشتر بر روش عقلی مبتنی، و اندیشه بشری در حال تحول است؛ در نتیجه گزاره های کلامی بیش از فقه تحت تاثیر تحولات عقلی بشر به چالش کشیده می شود.


    رابعا فقه سنتی پویا و تا حد بسیاری پاسخگوی نیازهای زمان است و فقیهان معاصر نیز در مقام طرح فقه جدیدی نیستند؛ اما کلام قدیم پاسخگوی مشکلات جدید کلامی نیست.


    خامسا گرچه واژه ”جدید“ به معنای لغوی آن مفهومی نسبی است و در هر زمان می توان چیزی را درمقایسه با گذشته جدید، و درمقایسه با آینده قدیم دانست، در این جا به معنای اصطلاحی خاصی به کار رفته که ما را از این مشکل می رهاند. وصف جدید ناظر به تحولاتی در کلام است که در پی تحولات فکری، فرهنگی و فلسفی دوران تاریخی خاصی در غرب شکل گرفته است و به دوران های قبل و بعد آن چندان ارتباطی ندارد؛ البته باید توجه داشت که ”جدید“ بار ارزشی ندارد و هر جدیدی، چه به معنای لغوی یا اصطلاحی، مستلزم بهتر بودن از قدیم نیست.


    کلام گرچه در طول تاریخ، شاهد تحولات تدریجی بوده، تحولات اخیر آن چنان پرشتاب و گسترده بوده که از سایر تغییرات آن ممتاز است؛ افزون بر آن که توجه به این تحولات و تفاوت های کلام جدید و قدیم سبب می شود که ما در تحلیل های خود توجه ویژه ای به آن ها داشته باشیم و گام های موثری در به روزسازی کلام برداریم.


    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نظر برگزیده


    کلام جدید دانشی جدید و کاملا متمایز از کلام قدیم نیست. وصف جدید مستلزم تغییر ماهیت کلام نیست؛ چرا که هر دو در ناحیه موضوع (آموزه های دینی) و غایت (دفاع از آن ها) مشترکند؛ اما به رغم وحدت غرض می توان از کلام جدید و قدیم سخن گفت؛ همان گونه که می توان از طب قدیم و جدید سخن راند. با آن که هر دو نوع طب در موضوع و غایت اشتراک دارند. این جا نیز به دلیل تحولات چشمگیر در بخش هایی از جمله مسائل و مبانی، وصف قدیم و جدید به آن داده شده است؛ بنابراین، وصف جدید به لحاظ نقطه عطفی است که در تاریخ تحولات دین پژوهی در قرون اخیر حاصل شده و در طول تاریخ بی سابقه یا کم سابقه بوده است.


    همان گونه که پس از تحولات رنسانس و مدرنیزم از انسان مدرن، عصر نو و فلسفه جدید سخن می رود می توان از کلام جدید سخن گفت؛ چرا که معطوف به اوضاع فکری جدید حاکم بر انسان، عصر حاضر و نگرش های فلسفی جدید است؛ البته در هر یک از این موارد اشتراکاتی نیز وجود دارد. قید جدید به ما کمک می کند تا به تفاوت شرایط فعلی و سابق توجه تام داشته، به بیان مطالب مناسب آن بیندیشیم.
    امضاء

  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    پاره ای امور که به تازگی کلام انجامیده، عبارتند از:


    1. مسائل جدید: کلام جدید مسائل تازه ای مانند معناداری و بی معنایی گزاره های دینی، تفاوت های متصور میان زبان دین و زبان سایر دانش ها، تکثرگرایی، حق و تکلیف، وحی و تجربه دینی، رابطه دین و اخلاق، روان شناسی دین، جامعه شناسی دین، دین و لیبرالیسم، دین و دموکراسی، دین و علوم انسانی، معرفت دینی و رابطه ان با سایر معارف، هرمنوتیک، فمینیسم، ذاتی و عرضی در دین، دین و هنر، و غیره را مطرح می کند.


    2. پرسش های تازه در برابر مسائل کهن: در طول تاریخ جدال وحی و خرد مطرح بوده است؛ اما امروزه ابهام های تازه ای در باب خرد گریزی یا خردستیزی باورهای دینی گشوده شده است. برخی بر ایمان گرایی و فیدئیسم تاکید دارند. آثار و کارکردهای دین در گذشته نیز مطرح بوده است؛ اما امروزه سعه و ضیق دایره کارکردها و نقش بی بدیل دین محل پرسش های تازه ای است. پیش تر چون فن آوری، علوم تجربی و انسانی رشد چندانی نداشته، این سوالات مطرح نبوده است. امروزه که این رشد حاصل شده، گفته می شود با توجه به این رشدهای جدید چه نیازی به مراجعه به دین است؟ بدین جهت در صدد محدود کردن قلمرو دین برمی آیند. پرسش های نو نیازمند پاسخ ها و تحلیل های جدید به مسائل کهن است. امروزه به دلیل وضعیت ویژه فکری بشر نمی توان تمام پاسخ های گذشته را به سوالات سنتی داد؛ برای مثال، نفی و اثبات قلمرو اجتماعی دین در گذشته نیز مطرح بوده است؛ اما امروزه با تحلیل های تازه ای آن را نفی می کنند. با طرح انتظار بشر از دین یا رشد علوم انسانی (علوم سیاسی، مدیریت و ...) نیاز به بعد اجتماعی دین نفی می شود.


    3. به روز بودن مباحث کلامی: کلام جدید ناظر به نیازهای تازه فکری و اجتماعی است؛ به همین جهت طرح مباحث آن برای جوانان بیان به روز دین تلقی می شود؛ در حالی که گاه طرح مباحث کلام قدیم بوی کهنگی می دهد.


    4. مبانی جدید: ظهور مسائل جدید مرهون پیشرفت و تحول در علوم انسانی و نگرش های فلسفی جدید است. بدون شک، دانش های بشری با یک دیگر پیوند و داد و ستد دارند و دانش کلام از این امر مستثنا نیست. این علم که از هستی شناسی، انسان شناسی، حیات و جامعه دینی سخن می گوید، با هستی شناسی فلسفی و نتایج علوم انسانی در باب انسان، و اجتماع داد و ستد و تاثیر و تاثر دارد و تحولات علوم انسانی، مبانی جدید و در پی آن مسائل جدیدی را فراروی متکلم مطرح می کند. از طرفی بی تردید دانش های بشری اعم از علوم انسانی و تجربی تحولات شگرفی را در پی داشته است.


    5. روش جدید: کلام قدیم از روش عقلی (اعم از برهانی و جدلی)، و نقلی سود میجست و شهود را در این میدان معتبر نمی دانست؛ اما کلام جدید بیش از گذشته از خرد بهره می گیرد؛ به نقل کمتر تکیه می کند؛ پرچم روش شهودی را گاه چنان بر می افرازد که دین را یکسره به آن محدود می کند و از روش تجربی نیز به وفور و بیش از گذشته بهره می گیرد.
    امضاء

  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    مرز فلسفه دین و کلام جدید


    می توان تفاوت هایی را میان فلسفه دین و کلام جدید برشمرد که بدان ها اشاره می شود. از طرفی به رغم وجود تعاریف متعدد و ناهماهنگ دانشمندان غربی در باره فلسفه دین، آنان نیز کما بیش به ویژگی هایی اشاره کرده اند که خود به خود آن را از کلام جدید جدا می سازد.:


    1. تفاوت روش شناختی: فلسفه دین از ابزارهای بشری، عقلی، تجربی، شهودی، تاریخی بهره می گیرد و در این میان، خرد جایگاه برتری دارد؛ ولی کلام جدید افزون بر آن ها به شیوه وحیانی و جدلی نیز تکیه می کند. هوبلینگ در تعریف خود از فلسفه دین به این نکته اشاره دارد (هوبلینگ، قبسات، ش2 ص68).


    2. تفاوت نگرشی: تفاوت روش شناختی در تفاوت نگرشی ریشه دارد. فلسفه دین اغلب نگاه برونی به دین دارد؛ اما کلام جدید هم نگرشی برونی و هم درونی دارد (رک: هیک، 1372: ص21). نگاه برونی فلسفه دین سبب می شود که آموزه های دینی معرفت درجه اول و فلسفه دین معرفت درجه دوم تلقی می شود. همین تفاوت نگرشی است که به تمایز روش شناختی می انجامد.


    از آن جا که فلسفه دین با نگاهی بیرونی، به ارزیابی باورهای دینی می نشیند، در تحلیل خود جز از ابزارهای بشری بهره نمی گیرد؛ اما از آن جا که کلام جدید نگاه خود را به بیرون محدود نمی سازد به داده های وحیانی نیز تکیه می کند؛ البته دانش فرانگر در قلمرو دین پژوهی به فلسفه دین محصور نمی شود؛ بلکه جامعه شناسی و روان شناسی دین نیز این گونه است.


    3. اغلب فلسفه دین را از نظر رشته علمی زیر مجموعه فلسفه و در ردیف سایر فلسفه های مضاف مانند فلسفه علم، فلسفه هنر، فلسفه سیاست و فلسفه اخلاق قرار می دهند و آن را نگاهی فلسفی به دین می شمارند. برخی نیز فلسفه دین را زیرمجموعه دین پژوهی تلقی کرده اند؛ اما در باب کلام جدید چنین اختلافی مشاهده نمی شود و کسی آن را از فروعات فلسفه نمی داند (ر. ک: هیک، 1372: ص21،.(Flew, 1955, p.x


    4. فلسفه دین مانند فلسفه علم، فلسفه اخلاق و ... اغلب در مقام کشف اصول و مبانی نظری یا مبادی تصوری و تصدیقی باورهای دینی است و در مواردی می تواند نقش مبنایی برای مسائل کلامی داشته باشد و پیش فرض های آن را به چالش فراخواند


    5. فلسفه دین اغلب رویکرد عام به ادیان دارد و به مباحث مشترک میان همه یا جمعی از ادیان می پردازد و به دین خاصی محدود نمی شود؛ اما کلام جدید اغلب چنین نیست؛ بلکه به صورت کلام اسلامی، مسیحی و ... مطرح است. کلام در هر دینی از باورهای خاص همان دین دفاع می کند. هرچند افرادی همچون C.W. Smithاز کلام جهانی سخن به میان آورده اند، این طرح چندان مقبول نیفتاده و به ثمر ننشسته است. هوبلینگ در تعریف خود بر شمول فلسفه دین در ادیان مختلف و عدم محدودیت آن به دین خاص تاکید دارد (هوبلینگ، قبسات، ش2، ص68).


    6. فلسفه دین در مقام کشف حقیقت است؛ اما کلام در صدد اثبات باورهای دینی است و خود را به دفاع از آن ها متعهد می داند (ریکور، نقد و نظر ش2: ص142 و 143 و خرمشاهی، 1370: ص171 و 172)؛ البته این که انگیزه متکلم دفاع از آموزه های اعتقادی است، به ارزش کار وی ضربه نمی زند مادام که از روش منطق و استدلال به طور صحیح بهره گیرد. از طرفی گرچه فلسفه دین در ظاهر دعوی کشف حقیقت دارد، نه انچه با این عنوان در غرب ظهور کرد، بیشتر در مقام پرسشگری از باورهای دینی برآمد. تا پیش از عصر روشنگری فلسفه غرب در خدمت الاهیات بود. پس از این دوران فیلسوفان با این امر مخالفت کردند و به رهایی فلسفه از دین فتوا دادند؛ اما نتیجه به سمت دیگری رخ نمود.


    به جای این که فلسفه ازاد شود، در خدمت فرزندان خود (علوم طبیعی و انسانی) قرار گرفت. این امر پس از فراز و فرود مکتب پوزیتیویسم و اعلام این که فلسفه به حل و فصل مسائل ته مانده می پردازد، آشکارتر می شود. در این دوران، فلسفه با جامه جدید فلسفه دین، به عرصه پای می نهد و زیرکانه پرسش هایش را به الاهیات عرضه می کند. انتظارها و پیش فرض هایی که فلسفه دین را رقم زده اند، عمیقا با اندیشه جدید غرب پیوند دارند (لگنهاوزن، 1384: ص418 و 419).
    امضاء

  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    مسائل فلسفه دین و امکان طرح رویکرد اسلامی


    در تعیین مسائل فلسفه دین دو گزینه پیش رو داریم: یکی معیار قرار دادن فصول کتاب هایی که با این عنوان در غرب به نگارش درآمده است و دیگری توجه به اقتضای تعریف برگزیده از فلسفه دین. گزینه دوم منطقی تر به نظر می رسد؛ زیرا عوامل گوناگونی می تواند سبب تغییر در کم و کیف حجم و عناوین کتاب باشد. بر این اساس، به نظر می رسد گرچه اغلب کتاب هایی که در غرب عنوان فلسفه دین دارند شامل مباحث فلسفی نظریات اساسی مسیحیت است، این امر مستلزم مساوی تلقی کردن فلسفه دین با فلسفه مسیحیت یا حتی فلسفه ادیان ابراهیمی نیست؛ به همین جهت می بینیم جان هیک که خود در کتاب فلسفه دین فقط از مفهوم یهودی-مسیحی خدا سخن می گوید، در تعیین مسائل مورد بحث در این دانش، برهمن و نیروانا را نیز وارد می کند (هیک، 1372: ص22).


    بنا به تعریف برگزیده، فلسفه دین دانشی است که اغلب با ابزارهای معرفت بشری (عقل و تجریه درونی و برونی) به تبیین و بررسی مبادی تصوری و تصدیقی دین و آموزه های بنیادین آن می پردازد. از جمله ویژگی های آن که پیش تر بیان شد، رویکرد عام به ادیان و طرح مباحث کمابیش مشترک میان همه یا جمعی از ادیان است. وجه عمومیت فلسفه دین به ادیان این است که چون نگاه فلسفه دین به ادیان، نگاه برون دینی است، و ادیان عناصر مشترکی نیز دارند، همین امر سبب می شود که بخشی از مسائل مورد بحث در فلسفه دین قابل تعمیم به جمعی از ادیان یا همه ان ها باشد؛ اما این امر مستلزم عدم امکان سخن گفتن از فلسفه دین خاص برای مثال فلسفه دین اسلامی نیست؛ بلکه هر پژوهشی درباره دین خاص که با روش عقلانی و ابزارهای شناختی بشری، با نگرش برونی به دین و به هدف ارزیابی حقیقت جویانه، باورهای دین خاصی را بررسی کند و به بیان مبادی تصوری و تصدیقی آن بپردازد، فلسفه ان دین خاص تلقی می شود.


    چنین پژوهشی در مورد اسلام فلسفه دین اسلامی را رقم می زند؛ بلکه به دلیل وجوه اشتراک و نیز تفاوت جزئی یا کلی ادیان در باورهای خود به خدا، قلمرو دین، حقیقت وحی، مرز رابطه دین با علوم تجربی، انسانی و عقلی، و غیره، بخشی از مباحث فلسفه دین، مشترک میان همه یا جمعی از ادیان و بخشی ناظر به به دین خاصی است.


    مسائل فلسفه دین را می توان بر اساس معیارهای متفاوتی از جمله نوع ادیان (ابراهیمی و غیر ابراهیمی)، روش تحقیق مسائل آن (عقلی، نقلی، تاریخی، تجربی) و طبقه بندی منطقی مسائل تقسیم کرد. به نظر می رسد شیوه سوم به دلیل پوشش بیشتر ادیان و مسائل آن، ترجیح داشته باشد. بر این اساس می توان مسائل آن را چنین برشمرد:
    امضاء

  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    چیستی دین


    چرایی، منشأ و وجه نیاز به دین، منطق پذیرش دین


    اهداف پذیرش و عمل به دین


    ارکان یا دعاوی اساسی دین (خداشناسی: اثبات وجود و صفات وی، رابطه شرور عالم و عدل و رحمت الاهی، رابطه علم الاهی و اختیار انسان؛ انسان شناسی: ابعاد مجرد و مادی انسان؛ راه شناسی، راهنماشناسی: وحی و نبوت، تجربه دینی؛ فرجام شناسی: سعادت و شقاوت ابدی، خلود نفس)


    شعایر و آداب و مناسک دینی: نماز، عبادات، زیارات، ادعیه و مراسم مذهبی


    ابعاد و قلمرو دین: گوهر و صدف دین، کمال و جامعیت دین، حداقلی یا حداکثری بودن ان، کارکرد دین، دین و اخلاق


    معرفت دینی: راهکارها و موانع فهم دین، زبان دین، هرمنوتیک، ساختارهای ذهن بشری، قرائت های مختلف دین، رابطه دین با سایر ابزارهای معرفت بشری، مانند عقل و تجربه


    حقانیت، رستگاری و تکثرگرایی دینی


    ارتباط دین با سایر دانش های بشری اعم از علوم تجربی و انسانی، مانند رابطه دین با علم، هنر، فلسفه، اخلاق، و امکان طرح دانش های مختلف با پسوند دینی مانند علم دینی، هنر دینی، روان شناسی دینی، جامعه شناسی دینی و ... .
    امضاء

  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    خاتمه


    در خلال این مقال آشکار شد که فلسفه دین به معنای جدید آن معادل ژرفکاوی فلسفی در مورد عقاید و آموزه های دینی و به عبارت دقیق تر دانشی است که با ابزارهای معرفت بشری (عقل و تجریه درونی و برونی) به بررسی یا تبیین مبادی تصوری و تصدیقی دین و آموزه های بنیادین آن می پردازد. بر این اساس، نباید فلسفه دین را با واژه هایی چون الاهیات طبیعی و فلسفی، دین پژوهی، کلام قدیم و جدید خلط کرد.


    می توان گفت کلام دانشی است که با شیوه های گوناگون عقلی، و نقلی به تبیین، توجیه و اثبات آموزه ها و باورهای دینی می پردازد و به پرسش های منتقدان پاسخ می دهد. بر این اساس، علم کلام از جهات مختلف، غایات متعددی دارد: فهم برای خود متکلم، تبیین و توجیه و اثبات برای دیگران، و دفاع از باورهای دینی در برابر شبهات.


    وصف جدید برای کلام، مستلزم تغییر ماهیت آن نیست؛ چرا که کلام قدیم و جدید در ناحیه موضوع (آموزه های دینی) و غایت (دفاع از آن ها) مشترکند؛ اما به رغم وحدت غرض می توان آن را به وصف جدید و قدیم متصف کرد


    پاره ای امور به تازگی کلام انجامیده و آن را شایسته نام جدید ساخته است که عبارتند از مسائل جدید، پرسش های تازه در برابر مسائل کهن، به روز بودن مباحث، مبانی و روش جدید.


    فلسفه دین از جهات گوناگونی مانند روش، غایت، نگرش، رشته علمی، نقش مبنایی، و رویکرد عمومی به ادیان، متمایز از کلام جدید است.


    امضاء

  9. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    منابع و مآخذ


    الوین پلانتینجا و دیگران، جستارهایی در فلسفه دین، مصطفی فتحی زاده، قم، اشراق، 1380 ش.


    الیاده، میرچا، دین پژوهی، بهاءالدین خرمشاهی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1373 ش.


    ابن خلدون، مقدمه ابن خلدون، بیروت، دارالقلم، 1978م.


    اسفندیاری، محمد، کتابشناسی توصیفی کلام جدید، نقد و نظر، ش2.


    آملی، جوادی، کلام جدید، در کلام جدید در گذر اندیشه ها، تهران، اندیشه معاصر، 1375ش.


    اوجبی، علی، کلام جدید در گذر اندیشه ها، تهران، اندیشه معاصر، 1375 ش.


    بحرانی، میثم بن علی، قواعد المرام فی علم الکلام، قم، مکتبه ایه الله مرعشی، 1398ق.


    (بی نام)، تفاوت فلسفه دین و کلام در چیست؟، فصلنامه حوزه و دانشگاه، ش3.


    پترسون و دیگران، عقل و اعتقادات دینی، ابراهیم سلطانی و احمد نراقی، تهران، طرح نو، 1376ش.


    تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، قم، شریف رضی، 1370ش.


    خرمشاهی، بهاء الدین، سیر بی سلوک، مباحثی در زمینه دین، فلسفه، زبان، نقد و نثر، تهران، معین، 1370ش.


    ربانی گلپایگانی، علی، آشنایی با کلام جدید و فلسفه دین، قم، واریان، 1378ش.


    رشاد، علی اکبر، ضرورت تاسیس فلسفه دین، منطق اکتشاف دین و فلسفه معرفت دینی و ترابط و تمایز آن ها با همدیگر، قبسات، ش 38: ص21-52.


    ، دین پژوهی معاصر، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1382ش.


    ریکور، پال، گرایش های عمده در فلسفه دین، مصطفی ملکیان، نقد و نظر، ش2.


    ساجدی، ابوالفضل، میزگرد فلسفه دین، معرفت، ش51.


    سبحانی، جعفر، مدخل مسائل جدید در علم کلام، قم، موسسه امام صادق*، 1375ش.


    سروش، عبدالکریم، قبض و بسط تئوریک شریعت، ششم، تهران، مؤسسه فرهنگی صراط، 1377ش.


    علی تبار فیروزجایی، رمضان، علم کلام، فلسفه دین و الاهیات، وجوه تشابه و تمایز"، قبسات، ش38: ص155-184.


    غزالی، محمد بن محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1986ق.


    فارابی، محمد بن محمد، احصاء العلوم، بیروت، دار و مکتبه الهلال، 1996م.


    فرامرز قراملکی، احد، موضع علم و دین در خلقت انسان، تهران، موسسه فرهنگی ارائه، 1373ش.


    ، هندسه معرفتی کلام جدید، تهران، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، 1378ش.


    فورد، دیوید اف، مقدمه ای بر کلام جدید مسیحی، سید ذبیخ الله جوادی، در کلام جدید در گذر اندیشه ها، به اهتمام علی اوجبی، تهران، موسسه فرهنگی اندیشه معاصر، 1375ش.


    قدردان قراملکی، محمد حسن، کلام فلسفی، قم، وثوق، 1383ش.


    لاریجانی: صادق، تاملی در کلام جدید، اندیشه حوزه ، ش 5.


    لاهیجی، عبدالرّزاق، شوارق الالهام فی شرح تجرید الکلام، تحقیق الشیخ اکبر اسد علی زاده، موسسه الامام الصادق، 1425 ق.


    لگنهاوزن، محمد، سیاحت اندیشه در سپهر دین، گروهی از مترجمان، قم، انتشارات موسسه اموزشی پژوهشی امام خمینی، 1384ش.


    لیث، ج. ه. و دیگران، مقدمه ای بر الاهیات معاصر، همایون همتی، تهران، نقش جهان، 1379ش.


    مجتهد شبستری، محمد، هرمنوتیک کتاب و سنّت، تهران، طرح نو، 1377ش.


    مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، قم: صدرا، 1358ش.


    ملکیان، مصطفی، نقد و نظر، شماره 2: ص 35 و 36.


    همتی، همایون، رشته دین پژوهی و شاخه های آن در هانس کلیم کیت و دیگران، شناخت دانش ادیان، همایون همتی: ص 181-199، تهران، نقش جهان، 1379ش.


    هوبلینگ، اچ. جی، مفاهیم و مسائل فلسفه دین، آیت اللهی، قبسات، ش2.


    هیک، جان، فلسفه دین، بهرام راد، تهران، انتشارات بین المللی الهدی، 1372ش.


    Flew, Antony, and Alasdair MacIntyre, eds., New Essays in Philosophical Theology, London: SCM Press, 1955.


    Legenhausen, Muhammad, Reflections on the Philosophy of Religion in Iran, non-published article.


    Basil, ed., The Philosophy of Religion, Oxford University Press, 1971.


    Mitchell,William P. Alston, “Religion, History of philosophy of” in Routledge Encyclopedia of Philosophy, Version 1, (London: Routledge, 1998.


    استادیار مؤسسة آموزشی پژوهشی امام خمینی*
    امضاء

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi