صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 43

موضوع: آشنایی با تاریخ حدیث اهل سنت

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,385
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بسیاری از عالمان اهل سنت خود به ضعف سندی این روایات اذعان کرده اند. گروهی روایات ابو سعید را موقوف یا مرفوع می دانند و گروهی در وثاقت برخی از راویان آن؛ هم چون زیدبن اسلم، یا فرزند او عبدالرحمن، یا کثیربن زید تردید روا داشته اند.
    افزون بر ضعف سندی در دلالت این روایات نیز تشکیک شده است. مثلا گفته شده که جمله فأبی أن یأذن لی، یا فأبی أن یأذن لنا شاید ناظر به خصوص ابو سعید خدری، یا خصوص مخاطبان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است.(283)
    به علاوه از ظاهر برخی از روایات پیشین چنین بر می آید که مقصود پیامبر اکرم، نگاشتن حدیث در کنار قرآن و در یک صفحه است که ممکن است باعث اشتباه قرآن با حدیث گردد.(284)
    از سوی دیگر در متن برخی از این روایات همچون روایت اول و سوم ابو هریره بر کتابت حدیث از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تاکید شده است. و نهی آن حضرت ناظر بر روایات مجعول است.
    گذشته از مناقشات سندی و دلالی فوق، توجه به مضامین روایات مورد ادعا، بویژه روایت نخست ابو هریره نشان گر آن است که آنها در دفاع از سیاست خلفاء در ممانعت از تدوین حدیث بر ساخته شده اند؛ زیرا دلایلی که در آنها به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت داده شده، همان دلایل طرح شده از سوی خلفاست. این که امت های گذشته با رویکرد به سایر کتاب ها از کتاب آسمانی خود بازماندند، عین استدلالی است که از خلیفه دوم نقل شد. و ابراز این نکته که من بشری بیش نیستم، عین توجیهی است که قریش برای جلگوگیری از عبدالله بن عمرو بن عاص برای گردآوری روایات ارائه کردند. او می گوید:
    من هر آنچه را از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می شنیدم، می نوشتم و با این کار، می خواستم از تباهی آنها جلوگیری کنم. قریش مرا از این کار باز داشتند و گفتند: آیا هر آنچه را از پیامبر می شنوی می نویسی، در حالی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بشری است که در حال خشنودی، یا ناخشنودی سخن می گوید. من از نوشتن بازایستادم، و سخن قریشیان را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگو کردم. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بنویس. به خدا سوگند از این (اشاره به دهان مبارک) به جز حق خارج نمی شود.(285)
    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,385
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آیا می توان پذیرفت ادای بشری بودن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که برای بی اعتبار ساختن گفتار ایشان در عتاب، یا ستایش افراد از سوی دشمنان ایشان عنوان شده است، و طبق روایت پیشین از سوی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مردود اعلام شده، از زبان خود آن حضرت برای توجیه مشروعیت اجتناب از نگارش مطرح گردد؟!
    با صرف نظر از این اشکالها، از نگاه عالمان اهل سنت بالاخره آیا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با کتابت حدیث مخالفت کرده است، یا نه؟ در این صورت پدید آورندگان جوامع روایی و صاحبان صحاح سته بر اساس چه مجوزی اقدام به کتابت و تدوین حدیث کرده اند؟! اگر سند و دلالت این روایات صحیح باشد، پس با انبوهی از روایات و شواهد که دلالت بر جواز کتابت دارد چه باید کرد؟ بخاطر چنین تعارض شگفت آوری آنان کوشیده اند به شیوه های مختلف تعارض میان روایات نهی و اذن را برطرف کنند.
    راه حل های ارائه شده برای جمع میان روایات نهی و اذن
    امضاء

  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,385
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    الف.اختصاص روایات اذن به افراد کم حافظه

    مدافعان این نظریه به دسته ای از روایات استناد می کنند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای افراد کم حافظه اجازه کتابت داده است. به عنوان نمونه ابو هریره نقل می کند: پس از فتح مکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خطبه ای ایراد کرد. در پایان آن یکی از مسلمانان به نام ابو شاة یمنی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: این خطبه را برای من بنویسید. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آن را برای ابو شاة بنویسید.(286)
    عبدالله بن حنبل معتقد است: در باب کتابت حدیث، روایتی صحیح تر از این حدیث وارد نشده است.(287)
    رشید رضا نیز بر این باور است که: صحیح ترین روایتی که در مورد اذن به کتابت حدیث وارد شده، روایت ابو هریره درباره ابو شاة یمنی است که بخاری و مسلم آن را روایت کرده اند.(288)
    همچنین ابو هریره در روایتی دیگر آورده است: مردی از انصار در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر شد و گفتار آن حضرت را استماع کرد. او بخاطر ضعف حافظه قادر به حفظ آن سخنان نبود. او روزی از ضعف حافظه خود نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شکایت برد، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: استعن بیمینک؛ از دستت یاری بجوی و با دستش به خط اشاره کرد.(289)
    چنان که مشهود است در هر دو روایت، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای کمک به حافظه ضعیف شخاص برای ثبت روایات به آنان اجازه کتابت داده است.
    وقتی روایات نهی را کنار این دست از روایات می گذاریم به این نتیجه می رسیم که روایات نهی عام و روایات اذن خاص است.
    این استدلال مردود است؛ زیرا درست است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای صاحبان حافظه کم کتابت را اجازه داده و به آن فرمان داده است، اما این به معنای انحصار اجازه به چنین اشخاصی نیست، بلکه نشان گر ضرورت بیشتر نگارش نسبت به آنان است.
    در غیر این صورت باید پرسید: آیا موافقت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با کتابت حدیث از سوی عبد الله بن عمرو بن عاص حتی پس از مخالفت قریش بخاطر سوء حافظه او بوده است؟! آیا پانصد روایتی که بنا به نقل عائشه، ابوبکر در دوران حیات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نگاشته و سپس سوزانده، بخاطر ضعف حافظه مجاز به نگارش آنها بوده است؟ آیا گفتار رسول اکرم در آخرین لحظات حیات مبنی بر نگارش حدیثی که مانع گمراهی امت می شود، خطاب به همه اصحاب و یاران نبوده است؟ آیا می توان همه حاضران در جلسه را که از بزرگان مهاجران و انصار بوده اند، کم حافظه دانست؟ آیا حضرت امیر (علیه السلام) که بنا به تصریح خود پس از دعای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از چنان حافظه ای برخوردار شد که حتی یک حرف را پس از شنیدن فراموش نمی کرد،(290) روایات آن حضرت را در قالب صحیفه هایی که بعدها به نام کتاب علی معروف شد، گردآوری نکرد؟!
    امضاء

  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,385
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ب. اختصاص روایات اذن به افراد آشنا به کتابت

    دکتر عجاج خطیب در تبیین این راه حل چنین آورده است:
    نهی از کتابت حدیث به صورت عام وارد شد، اما روایات اذن به صورت خاص رسیده است؛ به این معنا که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به کسانی که با خواندن و نوشتن آشنا بوده و بیمی از خطا و اشتباه آنان نمی رفت؛ همچون عبدالله بن عمرو بن عاص اجازه کتابت داد، اما نسبت به عموم مردم از کتابت نهی کرد.(291)
    او معتقد است که سیاست عمومی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نهی از کتابت بوده است، اما درباره اشخاصی که بیم آمیختن قرآن با حدیث درباره آنان نمی رفت، اجازه داده شده است.(292)
    این نظریه نیز بخاطر اشکال های پیش گفته درباره نظریه نخست مردود است. از سوی دیگر باید پرسید: اگر مقصود از خطا و اشتباه، اشتباه در نقل است، پس می بایست به آنان که بیم اشتباه در آنان وجود داشته اجازه کتابت به طریق اولی صادر شده باشد. به عبارت روشن تر اگر به امثال عبدالله بن عمرو بن عاص بخاطر دور بودن از احتمال خطا و اشتباه اجازه نگارش داده شده باشد، این امر درباره سایر اشخاصی که چنین احتمالی درباره شان داده می شود، ضرورت بیشتری پیدا می کند؛ زیرا طبیعی است که کتابت بهترین ابزار برای پرهیز از خطا و اشتباه است. و اگر مقصود از اشتباه، احتمال آمیختن حدیث با قرآن است، چنین احتمالی در جایی وجود دارد که قرآن با حدیث در یک جا نگاشته شود و تفاوتی ندارد که نگارنده عبدالله بن عمرو بن عاص باشد، یا شخص دیگر.
    امضاء

  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,385
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ج. ناسخ بودن روایات نهی

    بر این اساس نهی از کتابت در پایان حیات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) صادر شده و ناسخ روایات اذن پیشین است، بنابراین پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کتابت حدیث ممنوع است.
    محمد رشید رضا می نویسد:
    اگر فرض کنیم که بین روایات اذن و نهی، تعارض وجود دارد، صحیح آن است که یکی از آنها را ناسخ دیگری بدانیم و به دو دلیل می توان روایات نهی را ناسخ روایات اذن دانست:
    1. گروهی اجتناب از کتابت حدیث را به سیره صحابه آن هم پس از وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مستند کرده اند.
    2. صحابه به تدوین و انتشار حدیث اقدام نکرده اند و اگر چنین می کردند، نگاشته های حدیثی آنان در اختیار طبقات بعد قرار می گرفت.(293)
    او از بی رغبتی صحابه به نگارش و تدوین حدیث چنین استنتاج می کند که آنان دریافته بودند که نظر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کتابت و تدوین نبوده است.
    امضاء

  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,385
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    این نظریه نیز مردود است؛ زیرا اولا: درخواست پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به کتابت حدیث - آن هم در آستانه رحلت که با مخالفت عمر روبرو شد - آخرین گفتار از ایشان است که درباره کتابت حدیث صادر شده است. و شماری از محققان اهل سنت تصریح کرده اند که این گفتار و اقدام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مهم ترین سندی است که گواه بر جواز کتابت است. و پس از این مرحله گفتاری از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) صادر نشد تا ناسخ روایات اذن تلقی گردد.
    ثانیا: اگر روایات نهی ناسخ باشد، کسانی که از کتابت و تدوین حدیث، یا حتی نقل آن ممانعت به عمل آورده اند، نیازی به تاملی یک ماه و مشورت با اصحاب - چنان که از عمر نقل شد - یا آوردن بهانه هایی، همچون اختلاف با قرآن، روی گردانی از قرآن و... نداشته اند. و این استناد برای جلوگیری از اقدامات اشخاصی؛ همچون عبدالله بن مسعود به مراتب راحت تر و ساده تر بود.
    ثالثا: اگر این مدعا صحیح باشد، کار تدوین حدیث که از آغاز سده دوم تا کنون دنبال شده، می بایست کاری خلاف شرع و حرام و بدعت تلقی گردد؛ زیرا همگان اذعان دارند که حلال و حرام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تا روز قیامت پابرجاست.
    و اگر قرار باشد اذن کتابت به دست پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نسخ شده باشد، دیگر جایی برای گشودن این نهی و منع نمی ماند.
    امضاء

  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,385
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    د. ناسخ بودن روایات اذن

    دکتر صبحی صالح می نویسد:
    نهی از کتابت حدیث ناظر به اوائل بعثت آن حضرت است؛ زیرا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از آمیختن قرآن با گفتار تفسیری و سیره خود بیم داشت، بویژه آن هنگام که تمام اینها با قرآن در یک صحیفه نگاشته می شد. از اینرو پس از نزول اکثر سوره های قرآن و حفظ آن توسط بسیاری از مسلمانان نگرانی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از آمیختن مرتفع شده و به نگارش حدیث فرمان داد و فرمود: علم را با نگارش به بند کشید.(294)
    بر اساس این نظریه دیگر نمی توان برای توجیه ممانعت خلفاء با کتابت و تدوین حدیث به روایات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) استناد کرد. چنان که پیداست هیچ یک از راه حل های گفته شده قانع کننده نیست.
    امضاء

  9. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,385
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    2. جلوگیری از اختلاف مردم

    ابوبکر در پاسخ به دختر خود عایشه که پرسید: چرا احادیث پیامبر اکرم را می سوزانی، گفت: در هراسم که بمیرم و احادیثی از کسی که بدو اطمینان کرده ام در پیش من باشد و به واقع بدان گونه که نقل کرده نباشد.(295) همو در خطابی دیگر به مردم گفت: در آن چه از پیامبر اکرم نقل می کنید اختلاف دارید و مردم پس از شما بیش تر اختلاف خواهند کرد، پس هرگز از رسول خدا حدیث نقل نکنید.(296)
    به نظر می رسد که این استدلال تنها از زبان ابوبکر شنیده شده و خلفای دیگر، یا صاحب نظران اهل سنت چندان دفاعی از آن ارائه نکرده اند. بدون تردید خود این امر نشان گر ضعف و بی اعتباری چنین استدلالی است؛ زیرا اولا: پذیرش دامنه اختلاف مسلمانان در زمان حیات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، یا یکی دو سالی پس از رحلت ایشان - که باعث این حد از نگرانی ابوبکر باشد - از نگاه عموم دانشوران اهل سنت پذیرفتنی نیست؛ زیرا آنان همیشه در نگاشته های خود می کوشند وفاق و همگرایی مسلمانان در ایمان و عقیده را تا سال چهلم هجری امری مسلم قلمداد کنند.(297)
    ثانیا: بر فرض که چنین اختلافی راه یافته و منشأ آن اختلاف در نقل روایات باشد، اما آیا راه مقابله با چنین مشکلی نابود کردن و سوزاندن تمام روایات مکتوب و جلوگیری از کتابت و تدوین حدیث است؟ از خلیفه اول باید پرسید آیا بالاخره مسلمانان برای پاسخ یابی به بسیاری از پرسش های خود در عرصه دین و شریعت نیازمند سنت هستند، یا نه؟ و اگر نیاز دارند، آیا می توان با سوزاندن متون مکتوب حدیثی بر نیاز آنها خط بطلان کشید؟ اگر قرار باشد متون مکتوب حدیثی بخاطر راهیافت خطا در نقل از اعتبار ساقط شود، آیا در نقل شفاهی سنت که تنها متکی بر حافظه است، چنین خطری مضاعف نمی شود؟!
    ثالثا: اگر قرار باشد روایات مکتوب در نزدیک ترین دوران به عصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بخاطر وجود احتمال خطا در نقل، فاقد اعتبار بوده و می بایست نابود شوند، آیا می توان، به اعتبار ده ها نگاشته های روایی که حداقل پس از یک سده از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فراهم آمده تن داد؟!
    امضاء

  10. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,385
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    خطیب بغدادی در توجیه مخالفت شدید عمر با کتابت حدیث می نویسد:
    ... عمر این کار را بخاطر احتیاط در دین انجام داد؛ زیرا از آن هراس داشت که مردم به ظاهر احادیث روی آورند و معانی آن را در نیابند... و حدیث وارونه معنا شود... افزون بر آن شدت عمل عمر در برابر نقل حدیث، تلاشی بود برای حفظ حدیث و تهدیدی برای کسانی که از صحابه نیستند و گفتاری جز سنت را وارد سنت می کردند.(298) پیداست آنچه خطیب بغدادی به عنان دلیل ارائه کرده به جای آن که دلیل بر ممانعت کتابت حدیث باشد، برهان بر ضرورت آن است.
    امضاء

  11. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,385
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    3. بیم آمیختن قرآن با حدیث

    یکی از مهم ترین و شایع ترین دلیل برای توجیه ممانعت از کتابت و تدوین حدیث، بیم آمیختن قرآن با حدیث است. مدافعان این نظریه می گویند: اگر حدیث نیز بسان قرآن نگاشته می شد، احتمال داشت این کار در یک صفحه، یا صحیفه انجام گیرد و مردم در کنار خواندن قرآن، احادیث مکتوب را نیز می خواندند و کم کم گمان می کردند که این احادیث نیز آیات قرآن است. در روایتی که ابو هریره از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده آمده است: أمحضوا کتاب الله و أخلصوه؛ کتاب خدا را یکدست سازید و آن را با چیزی نیامیزید.(299)
    عمر نیامیختن قرآن با حدیث را یکی از دلایل خود برای ممانعت اعلام کرد و گفت:... و انی و الله لا ألبس کتاب الله بشی ء ابدا؛ قسم به خدا من هرگز کتاب الهی را با چیزی نمی آمیزم.(300) و ابو سعید خدری طبق روایاتی که به او نسبت داده اند، در پاسخ کسانی که از او خواستند تا حدیثی برای آنان بنویسد، گفت: احادیث را نمی نویسیم و آن را قرآن قرار نمی دهیم.(301)
    ابن صلاح معتقد است: نهی از کتابت حدیث بخاطر بیم اختلاط حدیث با قرآن بوده است و وقتی این بیم مرتفع شد، نهی پایان گرفت.(302)
    امضاء

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 03-04-2010, 15:42

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi