صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 26

موضوع: اشعار شهادت جانسوز امام باقر علیه السلام{بار دگر مدینه غمی تازه دیده است }

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    شام مدینه




    بار دگر مدینه غمی تازه دیده است


    داغی دگر به جان و دل او رسیده است



    تنها مدینه نیست که در سوگ و ماتم است


    ماتم نشین و غم زده هر آفریده است

    از بس به خاک اوست نهان چلچراغ نور


    شام مدینه آینه دار سپیده است

    بر محنت و غریبی گلهای باغ عشق


    گریان شده است دیده هر کس شنیده است

    از بس که داغ بر دل زهرا نهاده اند


    خون جگر ز چشم پیمبر چکیده است

    گلچین روزگار که دستش شکسته باد


    از باغ اهل بیت گلی تازه چیده است

    سوزد دلم ز داغ غم باقر العلوم


    آن کس که کشته ره و عشق و عقیده است

    از غربت و مصیبت آن حجت خدا


    نخل بلند قامت هستی خمیده است

    آن نازنین که در سفر کربلا و شام


    خونین جگر به سینه صحرا دویده است

    همراه کاروان اسیران دشت خون


    بر جان بلا و محنت جانان خریده است


    ای تربت بقیع به عرش افتخار کن


    اینجا سرور قلب نبی آرمیده است

    از سوز سینه گفت «وفائی» به اهل دل


    خار غمش به پای دل ما خلیده است



    سید هاشم وفائی








    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    باز از دل ندای غم آمد
    باز بر شماره دم آمد

    باز یاسی ز شاخه اش بشکست
    باز روحی ز جسم پاکش جَست

    باز گویا زدیده خون آمد
    بهر این غم به دل جنون آمد

    یادگار غَمین کرب و بلا
    خورده باده ز باده های بلا

    او که از کودکی بلا دیده
    روی نی شاه کربلا دیده

    او که سیلی به صورتش خورده
    رنگ نیلی به صورتش خورده

    در تمامیِ راه کوفه و شام
    زهر سیلی چشید، او در کام

    بوده او چون کبوتری در دام
    مردم کوفه دیده او بر بام

    ذهن او پر ز خاطره هاست
    او همان یادگار کرب و بلاست

    همچو پیچک به دور خود پیچد
    اشک نم نم ز چشم خود ریزد

    گوید او چون به ناله ای جانسوز
    این جگر شد ز سوز سَم پر سوز

    بر تنم این شرر شده کاری
    کار من گشته ناله و زاری

    شده ام من شبیه مادر خویش
    گشته جسمم شبیه او کم و بیش

    مادرم در مدینه لاغر گشت
    جسم من هم شبیه مادر گشت


    مادرم سینه اش کبود از میخ
    انتظاری جز این نبود از میخ

    مادرم بین کوچه ای افتاد
    دشمن از گریه های او شد شاد

    حال من هم به حجره افتادم
    زهر کینه بداده بر بادم


    شاعر : جعفر ابوالفتحی



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    شام مدینه




    بار دگر مدینه غمی تازه دیده است


    داغی دگر به جان و دل او رسیده است



    تنها مدینه نیست که در سوگ و ماتم است


    ماتم نشین و غم زده هر آفریده است

    از بس به خاک اوست نهان چلچراغ نور


    شام مدینه آینه دار سپیده است

    بر محنت و غریبی گلهای باغ عشق


    گریان شده است دیده هر کس شنیده است

    از بس که داغ بر دل زهرا نهاده اند


    خون جگر ز چشم پیمبر چکیده است

    گلچین روزگار که دستش شکسته باد


    از باغ اهل بیت گلی تازه چیده است

    سوزد دلم ز داغ غم باقر العلوم


    آن کس که کشته ره و عشق و عقیده است

    از غربت و مصیبت آن حجت خدا


    نخل بلند قامت هستی خمیده است

    آن نازنین که در سفر کربلا و شام


    خونین جگر به سینه صحرا دویده است

    همراه کاروان اسیران دشت خون


    بر جان بلا و محنت جانان خریده است


    ای تربت بقیع به عرش افتخار کن


    اینجا سرور قلب نبی آرمیده است

    از سوز سینه گفت «وفائی» به اهل دل


    خار غمش به پای دل ما خلیده است


    سید هاشم وفائی






    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    شروع زندگی اش طعم قتل و غارت داشت

    هزار خاطره از تلخی اسارت داشت


    تنور داغ دلش را کسی نمی فهمید

    اگر چه مجلس درسش بسی حرارت داشت

    به حکم صبر و تقیه خموش و ساکت بود

    ولی به جای خودش جرات و جسارت داشت


    هم از غریبه هم از آشنا دلش پر بود

    همیشه شکوه از این شیوه ی صدارت داشت

    برای گفتن یک یا حسین در ذهنش

    هزار و نهصد و پنجاه و یک عبارت داشت


    به وقت دیدن تیر و کمان دلش می ریخت

    اگر چه در زدن طعمه اش مهارت داشت

    به یاد یک سفر اربعین کودکی اش

    همیشه مرغ دلش حسرت زیارت داشت



    شاعر : محمد موحدی مهرآبادی




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    آسمان اشک غم از دیده ما بیرون کرد

    دل ما را ز غم و غصّه لبالب خون کرد

    هر دلی رسته ز غم بود، به غم کرد دچار

    هر سری لاف زد از عقل و خرد مجنون کرد


    هر که در دایره عشق و وفا گام نهاد

    چرخش از دایره عشق و وفا بیرون کرد

    پنچمین حجت حق حضرت باقر که خدا

    بهر او خلقت این دایره گردون کرد

    گشت مسموم جفا از اثر زهر ولید

    شیعیان را به جهان غمزده و محزون کرد

    چه دهم شرح غمش را که ندانم به خدا

    با دل خسته او زهر هلاهل چون کرد


    گویم آن قدر که تا بر سر زین جای گرفت

    آسمان زین فلک از غم او وارون کرد

    قدر این گوهر یکدانه ندانست فلک

    که غریبانه به زیر لحدش مدفون کرد


    می رود اشگ غم از چشم ملایک «خسرو»

    شعر جانسوز تو چون چشم ملک جیحون کرد

    (محمّد خسرو نژاد)







    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    زمين و آسمان اى شيعه در حزن و غم است امشب
    همــه اوضاع عالم زين مصيبت در هم است امشب


    امـــام پنجــــمين شــــد كشـــته از زهر هشـام دون
    مديــــنه غم سرا از اين غم و زين ماتم است امشب


    يتيــــم و بى پدر گـــــــــرديد اكنون حضرت صادق
    ببـــــــر او را ز مـــرگ باب زانوى غم است امشب


    ولى راحت شد از رنج و مشـــــقت حضـــرت باقر
    بـه جنت ميـــهمان نزد رسول اكرم است امشــــــب

    به روى زين چـــــه بنشــــستى ز دل نــاليــد يا جدّا
    به فـــريادم برس مســــموم جانم از سم است امشب


    عزيزانــش چو بلبـــل زيـــن مصيبت وا ابا گويان
    به اندوه و غم محنت ســــراســــر عالم است امشب


    هر آنــــچه اشــك ريزى اين زمان از ديدگان (تابع)
    ز بهـــر حجت حق گر چه خونبارى كم است امشب


    محمدعلي تابع


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    اى زمین و آسمان سوگوار غربتت
    آفتاب صبحدم، سنگ مزارغربتت

    بر جبین فصل‏ها هر یک نشان داغ توست
    اى گریبان خزان، چاک از بهارغربتت

    یک بقیع اندوه و ماتم یک مدینه اشک وخون
    سینه‏‎هامان یک به یک آیینه دار غربتت

    پاک شد آیینه از زنگ، اى تماشایى‏‎ترین
    شستشو دادیم دل را، باغبار غربتت

    شب سیه پوش از غم و اندوه بى‎پایان توست
    شرمگین خورشید، ازشب‎هاى تارغربتت

    اى بقیعت عاشقان را کعبه عشق وامید
    سینه چاکیم از غم تو، بى قرارغربتت

    شهر یثرب داغدار خاطرات رنج توست
    خم شده پشت مدینه زیربار غربتت

    مى‎‏تپددل‎هاى عاشق در هواى نامتو
    با غمى خو کرده هر یک در کنارغربتت

    کاش مى‎‏شد روشناىتربت پاک تو بود
    چلچراغ اشک ما در شام تارغربتت

    دایره در دایره پژواکى از اندوه توست
    هیچ داغى نیست بیرون از مدارغربتت

    دامن اشکى فراهم داشتم یک سینه آه
    ریختم در پاى تو کردم نثارغربتت

    آشناى زخم دل‎ها،غربت معصوم توست
    من دلى دارم پریشان، از تبارغربتت



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. Top | #18

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    سلام من به مدینه ، به غربت باقر
    سلام من به بقیع و به تربت باقر

    سلام من به مدینه ، به آستان بقیع
    سلام من به بقیع و کبوتران بقیع


    سلام من به مزار مطهر باقر
    که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع

    سلام من به تو ای ماه فاطمی بقیع
    سلام من به تو ای یاس هاشمی بقیع


    شهادت امام محمد باقر (ع) بر همه مسلمین تسلیت باد



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  10. Top | #19

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    لاله را هست بهاری دل من را نبود
    هر گره راست رهی مشکل من را نبود

    گردباد ستم از چار طرف غرقم کرد
    زورقی لجه بی ساحل من را نبود


    هر سیه چال بلا را به فضای بیرون
    روزنی هست ولی محفل من را نبود

    آتش افکنده به جان من و آبم ندهد
    سنگ را هست دلی قاتل من را نبود


    من و او همسفرانیم ولی مهر و وفا
    دل هم غافله غافل من را نبود

    او زشادی و من از سوز عطش بی تابیم
    بجز از دو دو شرر حاصل من را نبود


    هر چه من ناله کنم او به عوض خنده کند
    طاقت زخم زبانش دل من را نبود

    همه امید مؤید به من و جود من است
    چشم بر جای دگر سائل من را نبود


    تو زرحمت نظری کن به غلامت ورنه
    ارزشی گفته ناقابل من را نبود



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  11. Top | #20

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    من باقر علم اله ‏العالمينم
    من زيب دامان حسين و عابدينم

    با نهضت علمى كه من ايجاد كردم
    دين را ز معلومات خود آباد كردم

    با اينكه آثار بزرگى مانده از من
    با اينكه در اعجاز علمم مانده دشمن

    اما تمام عمر ياد كربلايم
    با صبر و ايثار و شهادت آشنايم

    من از طفوليت ميان جبهه بودم
    از كودكى همدرد اهل خيمه بودم

    من در سه ساله رنج صد ساله كشيدم
    من داغ هفتادو دو آلاله چشيدم

    من با نواى سوز سينه انس دارم
    با روضه حتى در مدينه انس دارم

    من ديده ‏ام در يك سفر هول قيامت
    اعجاز حق ديدم ز يمن استقامت

    كى ديده دستان سه ساله بسته باشد
    مويش سپيد و قامتش بشكسته باشد

    من ديده ‏ام آتش به دامان رقيه
    بشنيده ‏ام صوت پريشان رقيه

    آن دم كه من شاهد بحال عمه بودم
    دست قضا هم سن و سال عمه بودم

    با اينكه من دائم كنار عمه بودم
    در محمل و در خيمه يار عمه بودم

    آن دم شهودم اشك همچون ژاله‏ ام بود
    دستم به دست عمّه نُه ساله‏ ام بود

    آنگاه ديدم نيزه در دست مهاجم
    از دور سوى خيمه ما بود عازم

    او حمله ور شد معجر زنها بگيرد
    مى‏خواست خلخال از همه پاها بگيرد

    همبازى خود را دگر گم كرده بودم
    تن را كمين بوسه سُم كرده بودم

    چون ديده بودم اسبها در قتلگاهى
    دهها سواره حمله مى‏كردند گاهى

    ناگاه ديدم نيزه‏ها مى‏رفت بالا
    سرها نمايان شد به نوكّ نيزه حالا

    از دور ديدم ابروى جدم شكسته
    آنسو نماز عمه را ديدم نشسته

    در علقمه ديدم دو دستى كه قلم بود
    روى زمين غرقابِ خون، مشك و علم بود

    ديدم پس از آن، عصر روز يازده را
    اشك ستاره در كنار مِهر و مَه را

    زان پس به كوفه با دو صد آلام رفتم
    همراه هجده سر، سفر تا شام رفتم




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi