صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 27

موضوع: اشعار شهادت مظلومانه امام موسی کاظم علیه السلام

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    کنج زندان می کشم این سو و آن سو پیکرم
    جرمم این بوده که فرزند نبی و حیدرم

    بس که دشمن داده آزارم در این زندان غم
    می چکد خون جگر از نوک مژگان ترم

    استخوان هایم شکسته، از جفای دشمنم
    سلسله در سلسله سر تا به پا، پا تا سرم

    رد پای تازیانه بر تنم افتاده و ...
    پیرهن گردیده عضوی از تمام پیکرم

    سلسله سنگین و تن زار و فراوان زخم من
    خون چکد از جسم زارم تا تکانی می خورم

    تا شکسته استخوان ها را نظاره می کنم
    یاد آن پهلو شکسته، یاد دیوار و درم


    من اسیرم لیک مردم، از جسارت ها چه باک
    دل غمین زینب و بازار و سنگ و معجرم



    شاعر : ناصر شهریاری


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    سر شب تا به سحر گوشه زندان چه کنم
    دل آشفته چو گیسوی پریشان چه کنم

    گاه پروانه صفت سوختم از هجر رضا
    گاه چون شمع مرا سینه سوزان چه کنم

    آرزویم به جهان دیدن روی پسر است
    سوختم،سوختم از آتش هجران چه کنم؟

    کنج زندان،بلا گشته ز هجران رضا
    تیره روز من از شام غریبان چه کنم

    نه رفیقی به جز از دانه زنجیر مرا
    نه انیسی به جز از ناله و افغان چه کنم

    به خدا دوری معصومه و هجران رضا
    می کشد عاقبتم گوشه زندان چه کنم

    از وطن کرده مرا دور،جفای هارون
    من دل خسته سر گشته و حیران چه کنم

    گلی از خار ندید،این همه آزار که من
    دیدم از طعنه این مردم نادان چه کنم

    سرنگو کاش شود خانه هارون پلید
    که چنین کرد مرا بی سرو سامان چه کنم؟




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    ای به زندان کرده خلوت با خدا موسی‌ ابن ‌جعفر
    ای همه آزادگان را مقتدا موسی‌ ابن‌ جعفر

    ای که در حبس بلا بودی به فرمان الهی
    هم قدر را هم قضا را رهنما موسی ابن جعفر

    با نگاه نافذت ای موسی آل محمد
    شد عصا در دست موسی اژدها موسی ابن جعفر

    در دل مطموره‌ها داری به فرمان الهی
    حکمرانی بر سماوات العلی موسی ابن جعفر

    کاظمینت از برای شیعیان و دوستانت
    هم مدینه، هم نجف، هم کربلا موسی ابن جعفر

    شب که تاریک است و تنهایی چراغ تو است با تو
    حلقۀ زنجیر می‌خواند دعا موسی ابن جعفر

    این عجب نبود که کوه و دشت و صحرا و بیابان
    با تو گردد هم‌نوا و هم‌صدا موسی ابن جعفر

    تا بود جانم به تن دست از ولایت بر ندارم
    کز ولادت با تو بودم آشنا موسی ابن جعفر

    ناز بر فیض مسیحا می‌کنم جایی که باشد
    خاک درگاه تو بر دردم شفا موسی ابن جعفر

    عضو عضوم گر ز هم گردد جدا صد بار بهتر
    کز تو یک لحظه دلم گردد جدا موسی ابن جعفر


    تربت و صحن و سرای تو است در شهر دل من
    هر دلی بر تو است یک صحن و سرا موسی ابن جعفر

    شُهرت باب‌الحوائج در امامان را تو داری
    انس و جان آرند در کویت رجا موسی ابن جعفر


    کل خلقت را دهی حاجت اگر آرند خلقت
    بر درت پیوسته روی التجا موسی ابن جعفر

    تو همان چشم خدای ذوالجلالی کز نگاهی
    خلق عالم را کنی حاجت روا موسی ابن جعفر


    دوست دارم کز دو چشم خویش در پای ضریحت
    اشک ریزم بر تو هر صبح و مسا موسی ابن جعفر

    شاعر:غلامرضا سازگار



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    طایر عرشم و عمریست اسیر قفسم
    خود به زندانم و در دل شده زندان نفسم

    شجر طور تجلاّیم و در آب و گلم
    لاله ی دامن زهرایم و در خار و خسم

    مرگ صد بار ملاقات کند هر روزم
    جز اجل در دل شب سر نزند هیچکسم

    تا که از باد صبا بوی رضا را شنوم
    کاش می بود خدا، روزنه ای در قفسم


    در دل حبس به دل حبس شده فریادم
    من که در هر دو جهان بر همه فریاد رسم

    تازیانه مزن ای سندی شاهک به تنم
    غم معصومه و هجران رضا هست بسم


    من که بودم بری از آز و مبرّا زهوی
    زیر زنجیر ستم کُشته ی اهل هوسم

    «میثم» آزادیم امضا شده خود می شنوم
    کآید از قافله ی مرگ صدای جرسم


    شاعر: غلامرضا سازگار



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    من کيستـم؟ فـرشته ي عرش آشيانه ام
    دردا که گشتـه قعر سيـه‌چال، لانه‌ام


    از حلقـه‌هاي سلسلـه بـاشد نشانه‌ها
    بر دست و پا و گردن و بر پشت و شانه‌ام

    مخفي است زخم‌ها به درون دلم، ولي
    پيــداست بــر بــدن، اثــرِ تازيانه‌ام


    مـن در کنـار قبـر نبـي خانه داشتم
    کردنـد بي‌گنــاه بــه زنـدان روانه‌ام

    گر شيعه‌اي به شهر مدينه کند عبور
    جرأت نمي‌کند که زند سـر به خانه‌ام


    هر شب بوَد چهار ملاقاتي‌ام به حبس
    زنجير و کند و قاتـل و اشک شبانه‌ام

    از بس که تيرگي نگهم را گرفته است
    روز و شبـم يکـي شـده در آشيانه‌ام


    ديدم بسي شکنجه و خواهند اگر شهود
    اين زخـم‌هاي سلسلـه باشـد نشانه‌ام

    نشنيده مانـد نالـه ي شب‌هـاي تـار من
    خامـوش در ميـان قفس شـد ترانه‌ام

    «ميثم» ز سوز سينه سرودي براي ما
    سـوز دلــت قبـولِ خــداي يگانه‌ام


    شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    نگاه خسته ی تان ماتمی به دل انداخت
    برای سینه ی ما روضه ی محرم ساخت

    دوباره پیرُهن مشکی عزای شما
    و باد می وزد از مشهد رضای شما

    بخواه تا که کمی روضه خوان شوم آقا
    فدای آن تن مجروحتان شوم آقا

    چقدر برف نشسته است روی گیسویت
    شبیه مادرتان گشته است پهلویت


    امام گوشه نشینم ، نگو تو را زده اند
    نه نه نذار ببینم ، نگو تو را زده اند

    تو را به جان رضایت نگو چه بد زده است
    نگو که پای پلیدی تو را لگد زده است


    چقدر رنگ کبودی گرفته بازویت!!!؟
    چقدر فاصله افتاده بیـن زانویت !؟

    تکان مخور ز پرت خون تازه می آید
    از این شکاف سرت...خون تازه می آید

    فدای آن همه زخم نشسته بر بدنت
    فدای ساق شکسته...فدای آن دهنت

    امام یکسره مظلوم ! امام زندانی
    امام گمشده در ازدحام زندانی


    خمیده...تشنه...شکسته...غریب گردیدی
    شبیه حضرت "شیب الخضیب" گردیدی

    دوباره حرف عطش ، حالمان پریشان شد
    دوباره نوبت یک روضه از "حسین جان" شد ؛


    نه سیدالاسرا تاب راه رفتن داشت
    نه این قلم جگر قتلگاه رفتن داشت...

    و باز بر جگرم آه ِ بی قرار آمد
    صدای ؛ عمه ! علیکن بالفرار آمد


    فدای صبر شما ، من کمی کم آوردم
    به قلب قائمتان باز هم غم آوردم


    شاعر : نیما نجاری


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    باب الحوائج هستی و عالم گدایتان
    امّید نا امیدها نوشته خدایتان

    ای ملجاء همیشگی بی پناه ها
    ای مستجاب لحظه به لحظه دعایتان

    میگفت مادرم که دخیل های بسته اش
    وا شد به روضه ها و به این سفره هایتان!

    آقا به کاظمین تو گر ره نداده اند
    پرواز کرده دل به کنار رضایتان

    بدکاره ای رسیده به آزارتان ولی
    در سجده ات فتاد و شده مبتلایتان

    گویا اسیر جذبه ی روحانی ات شدند
    جمع ِ محافظان ِ به زندان سرایتان

    ای آسمان نشین و امام فرشته ها
    مقتل چرا نوشته سیاهچال جایتان؟

    اصلا مگر سیاهچال برای شما کم است ؟
    زنجیر و قل زدند چرا دست و پایتان؟

    در زیر تازیانه ی این بی حیاترین
    تقطیع میشود نفس و ناله هایتان

    با این قواره های کفن بهر تو دلم
    رفته کنار بی کفن کربلایتان


    یاسر مسافر




    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. Top | #18

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    عطر یاس از گوشه زندان هارون می چکد
    سوی لیلا سوز نجواهای مجنون می چکد


    بند بند آسمان را سلسله در بند داشت
    زین جسارت اشک از چشمان گردون می چکد

    با نگاهی ذکر آن رقاصه "یا قدوس" شد
    بر همه ثابت شد از چشمانش افسون می چکد


    او که عالم رزق می گیرد ز گوشه چشم او
    حال از سوز صدایش آه محزون می چکد

    هر سحر با تازیانه روزه داری می کند
    موقع افطار از کنج لبش خون می چکد


    پشت در استاده سندی بی حیا و بی شرف
    ناروا و ناسزا از کام ملعون می چکد

    گوییا زهرا به دیدارش رسیده کاین چنین
    ... عطر یاس از گوشه زندان هارون می چکد


    تشنه لب در کنج زندان دم گرفته "یا حسین"
    یاد شاه تشنه لب از دیده اش خون می چکد

    شاعر:ناصر شهریاری


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  10. Top | #19

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    غنچه های باغ چشمم را که پرپر میکنم
    دامـن سبــز مصــلاّ را معطّــر میکنم

    درمیان موج غم، تا بیخود از خود می شوم
    هرچه گل دارم به باغ دیده ، پرپر میکنم

    درحصار غم شدم زندانی و با سوز جان
    گریه ها برغُربت موسی بن جعفر میکنم

    آن که عمری گفت با یزدان در آن خلوت سرا
    شب همه شب عمر را با یاد تو سر میکنم


    ای فروغ روی تو روشنگر شبهای تار
    ظلمت شب را به یاد تو منور میکنم

    مانع پرواز من این محبس تاریک نیست
    چون دل خود را به سوی تو کبوتر میکنم

    گرچه غمهای دلم از حد گذشته باز هم
    یادغم های دل غمگین مادر میکنم

    ازغل و زنجیر سنگین تر بود بار فراق
    شام رامن باامید وصل تو سر میکنم

    جان خود را در ره توحید مانند علی
    ای «وفائی» هدیه بر درگاه داور میکنم

    هاشم وفائی


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  11. Top | #20

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,458
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,230 در 64,522
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    بارالاها سير شد از زندگانى جانم امشب
    تنگ گرديده دلم از دورى طفلانم امشب

    چهارده سالست بى جرم و گنه زندانيم من
    كن خلاصم ديگر از اين گوشه ى زندانم امشب

    باز كن زنجير از پايم مسيب طى شد عمرم
    گوشه ى زندان من بى كس بتو مهمانم امشب

    رو صبا اندر مدينه خواهرم معصومه را گو
    جان بابا از فراق روى تو گريانم امشب


    من كه مى ‏ميرم رضا جان گر بيايى گر نيايى
    مى ‏كشد هجر توام آخر تو را ميدانم امشب

    اين چه زهرى بود هارون بر من دور از وطن داد
    كز شرارش بر سما شد ناله و افغانم امشب


    مى‏ شوم راحت ز رنج و محنت دنياى فانى
    گر روم(تابع) به جنت در بر جانانم امشب



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi