صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 44

موضوع: حسين عليه السلام نفس مطمئنه : از مدینه تا کربلا

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    7- ریشه کن کردن مظالم حکومت اموی:


    یکی از بزرگترین فلسفه قیام حسینی ایستادگی در برابر ظلم و ستم بی حساب حکومت اموی مخصوصا نسبت به شیعیان و تصفیه حساب حکومت با شیعه بود چنانکه شاعر در این مقام گفته است:
    بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است***که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است
    نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو***که این مرام حسین علیه السلام است و منطق دین است
    ص: 16
    مظالم حکومت اموی بی حد و حصر و در شمار نمی آید که ما فقط به چند نمونه آن اشاره می کنیم:
    الف - سلب امنیت:
    حکام اموی برای آنکه بیشتر بر مردم مسلط گردند و حق نفس کشیدن را حتی از مردم سلب کنند در سراسر کشور اسلامی چنان ترس و وحشتی بوجود آورده بودند که فوق آن متصور نبود، افراد بی گناه را به جای گناهکار و مطیع را بجای مخالف مجازات میکردند، با ظن و گمان و تهمت افراد را تحت فشار قرار می دادند، نیکان و خوبان را بدون محاکمه به زندان می انداختند، در زمان ولایت زیاد بن ابیه پدر عبیدالله در عراق مثلی رایج گشت با این بیان: « اُّنجُ سَعدٌ فَقَد هَلَكَ سَعيدٌ» یعنی به سعد میگفتند مواظب خودت باش که سعید را کشتند. هیچکس بر مال و جان خود ایمن نبود ولذا حسین علیه السلام قیام کرد تا این ستمها و ظلم ها را ریشه کن نماید.
    ب - تحقير امت اسلامی:
    یکی از کارهای خطرناک حکومت اموی تحقیر و اذلال و خوار ساختن مؤمنان مخصوصا شیعیان امير المومنین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بوده است، و یکی از نشانه های این تحقیر داغ نهادن بر صورت و گردن برخی از شیعیان یعنی همانطوری که دامها را به منظور شناسائی بر گونه و سر و گوش آنها داغ می نهند و یا غلامان زرخرید حبشی را به علامت بردگی با داغی نشان می گذاشتند، با شیعیان و مؤمنين راستین و دوستان على علیه السلام چنین می کردند حسین علیه السلام قيام کرد و خون شریف خود و یارانش را در این زمینه فدا کرد تا باب عزت و آزادی را بر روی آنان بگشاید و از این کابوس خطرناکی که حیات و زندگی آنانرا در گرداب عمیقی قرار داده است نجات بخشد، چنانکه در تاریخ ثبت است حجاج بن یوسف ثقفی گردن انس بن مالک و سهل بن سعد و دست جابر بن عبدالله انصاری را به جرم دوستی با علی علیه السلام داغ نهاد
    (1).
    ص: 17

    1- پیغمبر و یاران ج 2 ص 135، الغدير ج 9 ص 129.

    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    8- دفع ظلم از شیعه:


    حسین علیه السلام از مشاهده ظلمهائی که از ناحیه معاویه بر شیعیانش می گذشت در رنج بود که ستم بر آنان را به حد اعلا رسانیدند، خونهایشان را بدون دلیل می ریختند، حتی بزرگانی را که نمی توانستند مستقیما با آنها مواجه کردند وعلنا آنها را بکشند ترور میکردند، و در این زمینه بی شرمی را بجائی رسانیدند که معاویه به کشتن یاران علی افتخار می کرد، چنانکه به حسین علیه السلام اظهار داشت: یا اباعبدالله میدانی که یاران پدرت را کشتیم و آنان را حنوط کردیم و کفن نمودیم و بر آنها نماز خواندیم و دفن کردیم حسین علیه السلام در جواب معاویه فرمود: لیکن، اگر دوستان شما را بکشیم نه آنها را غسل میدهیم و نه کفن می کنیم و نه دفن خواهیم کرد (حسین علیه السلام با این جمله معاویه را محکوم کرد یعنی معاویه دوستان على را مومن و مسلمان میداند که احکام اسلامی در باره شان اجرا می کند و با این عقیده آنها را بدون جرم بقتل می رساند) معاویه منتهی درجه کوشش خود را در دشمنی با دوستان على علیه السلام بکار برد و بهر نحو ممکن با آنها تصفیه حساب کرد که ما به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم:
    1- بزرگان آنان را مانند حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی و صیفی بن فسیل را اعدام کرد.
    2- عده ای را مانند میثم تمار به دار آویخت و مثله کرد.
    3- عده ای را زنده بگور کرد.
    4- خانه افرادی از شیعیان علی علیه السلام را خراب کرد.
    5-برای زنان شیعه ایجاد ترس و رعب می نمود مخصوصا زنانیکه در جنگ صفین با علی علیه السلام بودند مانند: زرقاء دختر عدی بن حاتم وام الخير با رقیه و سوده بنت عماره و ام البراء و بکاره هلالیه، اروی بنت حارث و دار میه حجونیه، به فرماندارانش نوشت این زنان را جلب کرده به شام بفرستد، معلوم است برای یک زن چقدر سخت میگذرد که او را از شهری به شهری آنهم با وسائل آنروز جلب کنند بویژه آنکه به وسیله مأمورین مرد
    ص: 18
    انجام گیرد.
    6-به استانداران و فرمانداران اعلان کرد: گواهی دوستان علی را در محاکم نپذیرند.
    7- همچنین طی بخشنامه ای دستور داد حقوق یاران علی را از بیت المال قطع کنند.
    8- حدود پنجاه هزار نفر از شیعیان را به خراسان یعنی ایران امروز تبعید نمود.
    9- و بالاخره بهر شکل ممکن برای شیعیان علی ایجاد ترس و رعب می نمود.
    چون حسین علیه السلام از رفتار معاویه احساس خطر بیش از حد را نمود آن نامه تاریخی را برای معاویه نگاشت که در آن اعمال زشت معاویه و خلافکاریهایش را یاد آور شد و او را به اعمالش توبیخ کرد
    (1).

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 21-08-2024 در ساعت 17:10
    امضاء


  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    9- احیای اهل بیت:

    یکی از کارهای معاویه این بود که بهر طریق ممکن می کوشید تا نام و یاد اهل بیت رسول الله را محو و نابود کند و آثار و فضائل و مناقب آنانرا ریشه کن نماید، از جمله راههائی که معاویه برای رسیدن باین هدف در پیش گرفته بود اینهاست:
    1- وضع و جعل اخبار و احادیث از زبان رسولخدا صلی الله علیه و آله در پائین نشان دادن مقام آنان.
    2- می کوشید تا جامعه مخصوصا نسل نو را دشمن خاندان پیغمبر تربیت کند.
    3- هرکه فضائل على علیه السلام و خاندانش را ذکر می کرد با سخت ترین عقوبات کیفر میداد!
    4- به استانداران و فرمانداران دستور داده بود تا بر منابر و خطبه های نماز جمعه اهل بیت را لعن و سب (دشنام) نمایند؛
    حسين علیه السلام در کنفرانس سیاسی بزرگی که در مکه مکرمه تشکیل داد و مسلمانان
    ص: 19

    1- تاریخ یعقوبی ج 2 ص 206 - حياه الحسین علیه السلام ج 2 ص 176 و 178 - شرح ابن ابی الحدید ج 11 ص 44.
    سراسر کشور اسلامی آنروز شرکت داشتند مردم را از هدف شوم معاویه که میخواهد موقعیت اسلامی اهل بیت را ساقط نماید آگاه ساخت.
    حسین علیه السلام که شنیدن ست پدر بزرگوارش در منابر از هزار بار مردن برایش دشوارتر بود برای رسیدن به میدان جهاد و شهادت در راه خدا پر می کشید و لحظه شماری می کرد، پس حسين علیه السلام قیام کرد تا آثار نبوت و خاندان پیامبر را احیاء کند و موقعیت اسلامی آنانرا باز گرداند
    (1) .


    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 14-09-2024 در ساعت 20:54
    امضاء


  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    10- امر به معروف و نهی از منکر:


    بزرگترین انگیزه قیام امام ابی عبدالله الحسین علیه السلام مسئله امر به معروف و نهی از منکر است که این دو از مهمترین ارکان دین است و امام علیه السلام در درجه اول مسئول اجراء این امر مهم اسلامی است.
    چنانکه در وصیت به برادرش محمد بن حنفیه اعلان فرمود: أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا ظَالِماً وَ لَا مُفْسِداً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَر
    (2).
    «قیام من بر مبنای تمایلات نفسانی نیست، من بمنظور طغیان و فساد و تباهی و ستم خروج نمیکنم بلکه انگیزه ام اصلاح امت جدم رسولخدا صلی الله علیه و آله است و مقصود و منظورم امر به معروف و نهی از منکر است».
    چون بنی امیه این دور کن بزرگ و مهم اسلامی را متزلزل ساخته بودند که نه تنها امر به معروف و نهی از منکر متروک گشته بود بلکه معروف منکر و منکر معروف تلقى میشد و امام علیه السلام در این مسیر مکرر به این حقیقت اشاره فرمود که اولین بار در سخنرانی حضرت در منزل ذي حسم و بر خورد با حُر وسپاهیانش فرمود
    ص: 20

    1- ابن ابی الحدید ج 11 ص 43.
    2- حیات الحسین علیه السلام ج 2 ص 264 - بلاغة الحسين ص 64
    أَ لَا تَرَوْنَ اَنَّ الْحَقَّ لَا يُعْمَلُ بِهِ وَ اَنَّ الْبَاطِلَ لَا يُتَنَاهَى عَنْهُ لِيَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِي لِقَاءِ ربِّهِ مُحِقّاً
    (1)
    «مگر نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی شود مؤمن باید برای اجراء این مهم مشتاق دیدار پروردگارش باشد».
    ولذا حسین علیه السلام به میدان جهاد قدم نهاد تا این اساس و پایه مهم اسلامی را استوار سازد و اسلام محكم و مستحکم بماند.


    امضاء


  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    11- زنده کردن ارزشهای اسلامی:


    حکومت اموی سعی بلیغ می نمود که ارزشهای اسلامی را که کرامت انسانها بدان بستگی دارد محو و نابود ساخته و ضد ارزشها را که در جاهلیت بدان افتخار میکردند و ارج می نهادند جایگزین ارزشهای اسلامی نماید!
    از جمله ارزشهائی که اسلام روی آن زیاد سرمایه گذاری کرده و حکومت بنی امیه با تمام قدرت در محو واضمحلال آن ایستادگی می کرد این امور است:
    الف - وحدت اسلامی:
    پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله که برای ایجاد وحدت و برادری اسلامی سعی و کوشش وافی مبذول می فرمود ولی معاویه از طرق مختلف مخصوصا از طریق احیای تعصبات قبیلهای و وادار کردن شعرای قبایل بر هجو قبیله رقیب و خانواده های آنان وحدت اسلامی را ریشه کن می کرد تا جائیکه یزید اخطل یکی از شعرای زمان بنی امیه انصار و مردمی که رسولخدا صلی الله علیه وآله را در مدینه جای دادند و حمایت کردند هجو می کند.
    اگر در اشعار شعرای اموی دقت شود روشن ترین اثرات آن همان قذف و هجو قبایل و خانواده های رقیب آنان است. در اشعار شعرای معاصر اموی کمترین اثری از فضائل انسانی در آثار خوب اجتماعی و اخلاق اسلامی دیده نمی شود.
    حسین علیه السلام برای احیای آثار و اخلاق اسلامی قیام کرد.
    ص: 21

    1- حیات الحسين ج 3 ص 98 - نفس المهموم ص ص 191- بلاغة الحسين ص 25.
    و نیز اختلافاتی که بین اعراب اصیل و موالی بوجود آوردند که عرب کتابهائی در انتقاد بر موالی یعنی اقوامی که از ایران و سایر کشورهای غیر عربی در عراق و کشورهای عربی زندگی می کردند تصنیف و تالیف کردند و برعکس موالی کتابهائی عليه اعراب نوشتند که این حرکت برخلاف مقررات و موازین اسلامی بوده و وحدت اسلامی را مختل می کرد.
    ب - حریت:
    چنانکه می دانیم و در تواریخ مذکور است در دوران حکومت اموی، سفره قتل و شمشیر یگانه حاکم در این دستگاه مستبد بود که بدون رسیدگی به حق و حقیقت، سفره قتل گسترده می شد و جلاد به دستور حاکم بیگناهی را به قتل می رسانید، چنانکه حجاج بن یوسف ثقفی یکی از حکام زمان عبدالملک می گفت: از غذا و طعام وقتی لذت میبرم که انسانی را ببینم در خون خود دست و پا می زند و من مشغول طعام باشم در چنین محیطی هیچ کس را قدرت و جرئت آن نبود که به نحوه کردار و رفتار ناشایست حکام انتقاد نماید و یا به دفاع از حقوق از دست رفته خود پردازد.
    حسین علیه السلام قيام کرد تا به انسانهای زیر بار ظلم و ستم بیاموزد که چگونه می توانند به حقوق خود برسند و حریت و آزادی از دست رفته را باز یابند، و تاریخ گویای این
    مطلب است که هنوز چند ماهی از شهادت حسین علیه السلام بیش نگذشته بود که قیامها یکی پس از دیگری شروع شد تا حکومت اموی را ریشه کن نمود.
    آری مردم باشهادت حسین علیه السلام درس آزادی و آزادگی را از دانشگاه خون و شهادت کربلا آموختند و برای بدست آوردن حریت بپا خاستند.
    ج - اخلاق اسلامی و انسانی
    از زمان رحلت رسولخدا صلی الله علیه و آله هیچیک از خلفاء همانند علی علیه السلام به فکر تربیت روحی و اخلاقی جامعه نبودند اما آنقدر مشکلات برای حضرت علی علیه السلام ایجاد کردند که نتوانست راهی را که برای تنویر افکار عمومی و اخلاق اسلامی و هدایت روحی
    ص: 22
    جامعه پیش گرفته بود به مقصد برساند.
    و در زمان حکومت اموی نه تنها در مسیر تربیت جامعه قدمی بر نداشتند بلکه می کوشیدند تا جامعه را به فساد بکشانند زیرا حکومتهای فاسد با جامعه صالحه نمی توانند کنار بیایند چه که مردم صالح و شایسته همواره مخالف حکومتهای ضد خدائی هستند از اینرو کوشیدند تا مردم را همانند خود بسازند و لذا مردم در این دوران بحكم «الناس على دين ملوكهم» نه تنها پای بند به صلاح نبودند بلکه رادعی هم از ارتکاب فساد در آنها نبود و مظاهر فساد اخلاق از قبیل دروغ، نقض عهد، لهو ولعب در همه جا بچشم می خورد، چنانکه رئیس حکومت اموی معاوية بن ابی سفیان پس از پیمان با حضرت حسن بن على علیهما السلام اظهار داشت که به هیچیک از شرایطی که در قرارداد بنفع حسن بن على علیهما السلام قرار داده عمل نخواهد کرد و حاکم کوفه نیز به امانی که به مسلم بن عقیل داده بود وفا نکرد.
    و مردم کوفه که با همین سیره نشو ونما کرده بودند به سادگی پشت پا به همه وعده هائیکه به حسین علیه السلام داده بودند و منکر همه نامه های خود شدند و چه ننگی بالاتر از این که فرزند پیغمبر و سید جوانان اهل بهشت را برای قبول مسؤلیت پیشوائی خود دعوت نمایند و اصرار ورزند که اگر نیائی در پیشگاه خدا با تو احتجاج خواهیم کرد و چون دعوت آنان را پذیرفت در مقابلش صف آرائی نموده و خونش را بریزند.
    امام علیه السلام در روز عاشورا خطاب به مردم کوفه فرمود: ای شبث بن ربعی و ای حجاربن ابجر و ای قيس بن اشعث و ای زیدبن حارث آیا شما به من ننوشتید که میوه های ما رسیده و باغات ما سر سبز است اگر بسوی ما بیائی بر سپاه مجهزی وارد خواهی شد؟
    این تیره بختان با کمال وقاحت و بدون هیچ شرم و حیا گفتند: ما چنین نامه هائی ننوشتیم !!
    امام متعجبانه فرمود: آری به خدا قسم نوشتید و لذا تن به شهادت داد تا اخلاق اسلامی و انسانی را که در جامعه آن روز مرده بود زنده کند.
    ص: 23



    امضاء


  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    12- از بین بردن بدعت

    یکی دیگر از کارهای حکومت اموی در برابر اسلام ایجاد بدعت و نشر آن بود تا بدین وسیله اسلام را تحریف و از مسیر صحیح منحرف نماید و روش حکومت اموی در این مسیر بدعتهای جاهلی را زنده می کرد تا در مقابل، سنت های اسلام را از بین ببرد چنانکه امام الان در نامه ای که برای مردم بصره نگاشت به این حقیقت اشاره کرد:
    فَانَّ السُّنَّةَ قَدْ امِيتَتْ وَ انَّ الْبِدْعَةَ قَدْ احْيِيَتْ، همانا سنت رسولخدا صلی الله علیه و آله را بدست فراموشی سپردند و بدعتها را زنده کردند، یا در نقل دیگری است، فَانَّی أَدْعُوكُمْ إِلى إِحْياءِ مَعالِمِ الْحَقِّ وَ اماتَةِ الْبِدَع شما را به زنده کردن معارف اسلامی و از بین بردن بدعتها دعوت می کنم(1). و بهمین دلیل حسين علیه السلام قيام کرد تا رسوم جاهلیت را ریشه کن ساخته و سنّت جدّش رسولخدا صلی الله علیه و آله را احیا نموده و در میان جامعه اسلامی رواج دهد.


    امضاء


  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    13- پیشگیری از ترور:


    حسین علیه السلام احساس کرده بود که یزید قصد نابودی او را دارد چنانکه خواهد آمد حتی اگر با امویان کنار می آمد باز هم او را رها نمی کردند تا آنکه خونش را بریزند زیرا:
    1- حسین علیه السلام بزرگترین شخصیت اسلامی بود که در دلهای مردم قرار داشت و از اعماق قلب وی را دوست می داشتند و مسلم است که وجود چنین شخصیتی بر امویان گران است که حکومت و قدرت در دست آنان باشد لیکن حسین علیه السلام در دل مردم جای داشته باشد و این موقعیت حقد و حسادت امویان را بر می انگیخت تا حسین علیه السلام را بهرشکل ممکن از میان بردارند.
    2- اصولاً بنی امیه نه تنها با حسین علیه السلام یا پدرش علی و برادرش حسن دشمن بودند بلکه با رسولخدا صلی الله علیه و آله و اسلام دشمنی ریشه دار داشتند که در جنگ بدر عده زیادی از آنان را کشته و آنها را شکست داد و این سابقه فراموش نشده بود، بلکه یزید انتظار
    ص: 24


    1- بلاغة الحسين ص 65- طبری ج 7 ص 24.
    می کشید تا انتقام اقوام و بستگان خود را از ذریه رسولخدا صلی الله علیه و آله بگیرد و در تاریخ ثبت شده است که یزید گفته است:
    لَسْتُ مِنْ خِنْدِفٍ إِنْ لَمْ أَنْتَقِمْ *** مِنْ بَنِي أَحْمَدَ ما كانَ فَعَل
    «از خندف نیستم اگر از فرزندان احمد (پیامبر) انتقام آنچه را که او انجام داد نگیرم».
    و بعد از آنکه انتقام خود را گرفت چنین می سراید:
    قَدْ قَتَلْنَا الْقَوْمَ مِنْ سَادَاتِهِمْ *** وَ عَدَلْنَاهُ بِبَدْرٍ فَاعْتَدَل
    «سادات و بزرگان قوم را کشتیم و کشتار بدر را جبران کردیم».
    و به همین دلیل حسین علیه السلام اعلان کرد: بنی امیه از او دست نمیکشند تا او را به
    شهادت برسانند چنانکه به برادرش محمد بن الحنفيه فرمود:
    لَوْ رحلتُ فِي جُحْرِ هَامَّةٍ مِنْ هَوَامِّ لَاسْتَخْرَجُونِي حَتَّى يَقْتُلُونِّي.(1).
    اگر در سوراخ جانوری پناه ببرم هر آینه مرا بیرون خواهند آورد تا بقتل برسانند».
    و نیز به جعفر بن سليمان صنبعی فرمود:
    وَ اللَّهِ لَا يَدَعُونِّي حَتَّى يَسْتَخْرِجُوا هَذِهِ الْعُلقَةَ مِنْ جَوْفِي.
    بخدا قسم دست از من بر نمیدارند تا آنکه قلب مرا از درونم خارج کنند».

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 16-10-2024 در ساعت 17:57
    امضاء


  9. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    با این مقدمات حسین علیه السلام یقین داشت بالأخره بهر شکلی شده او را خواهند کشت منتهی ممکن است به گونه ای کشته شود که قاتلش معلوم نگردد و خونش هدر برود لذا قیام کرد تا با کشته شدن در میدان جنگ و اختیار کردن مرگ با عزت پایه های حکومت ستم پیشه بنی امیه را بلرزه در آورد و به اهداف مقدس اسلامی برسد.
    ولادت و شهادت حسین بن علی علیهما السلام :
    حسین بن علی بن ابیطالب علیهما السلام مکنی به ابی عبد الله و ملقب به شهید و سید شباب
    ص: 25


    1- اعيان الشيعة ج 1 ص 593.
    اهل الجنّه وزكى وطيب و وفي وتابع لمرضات الله، سبط: حسين سبط من الاسباط می باشد.
    حسین علیه السلام روز سه شنبه تا پنجشنبه پنجم شعبان سال چهارم هجری سالی که غزوه خندق بوقوع پیوست متولّد گردید، و بروایتی تولد آنحضرت در سال سوم هجری، و روز ولادتش هم سوم شعبان بوده است و فاصله بین ولادت سبط اکبر امام مجتبی با سیدالشهدا ده ماه و بیست روز بوده است.

    امضاء


  10. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شهادت آنحضرت روز جمعه دهم محرم سال 61 هجری و برخی سال 60 گفته اند و همچنین روز شهادت امام حسین علیه السلام را بعضی شنبه ذکر کرده اند و مرحوم مجلسی هم قول ابو الفرج را در مقاتل اختیار کرده که شهادت حضرت روز جمعه بوده است و سپس فرموده: من از زیج هندی استخراج کرده ام که روز اول محرمی که حسین علیه السلام در آن ماه شهید شد چهارشنبه بوده است پس آنچه را که عامه گفته اند حسین علیه السلام در روز دوشنبه شهید شده باطل است و روایت تاریخی به این نحو نقل نشده است.
    در باره فاصله بین آن حضرت و امام حسن علیه السلام نیز به اختلاف سخن رفته و در روایت عبد الرحمن عزرمی از امام صادق علیه السلام آمده:
    كَانَ بَيْنَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ ع طُهْرٌ وَ كَانَ بَيْنَهُمَا فِي الْمِيلَادِ سِتَّةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً.
    میان تولد امام حسن و انعقاد نطفه امام حسین علیه السلام یک طهر فاصله بوده و اختلاف سن آنها شش ماه و ده روز بوده است».
    و نیز در روایات آمده که فرزندی به جز حسین بن على علیهما السلام و یحیی بن زکریا علیه السلام ششماهه به دنیا نیامده است(1).

    امضاء


  11. Top | #20

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    1069
    نوشته
    11,160
    صلوات
    434
    دلنوشته
    4
    تقدیم به روح پاک و ملکوتی خانم فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها
    تشکر
    11,164
    مورد تشکر
    11,265 در 3,030
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    مراسم ولادت حسین علیه السلام :

    همین که رسول خدا از ولادت حسین علیه السلام آگاه شد شتابان به خانه علی آمد و از اسماء، فرزند خود را خواست حسین علیه السلام در آغوش پیامبر قرار گرفت، و رسولخدا
    ص: 26


    1- مقاتل الطالبین ص 78 - عمده الطالب ص 191 - ارشاد مفید ص 198 - حديقة الشيعه ص 497 - کافی کتاب الحجه مولد حسین بن على علیهما السلام حديث 2- بحار 44/ ص 202 - اسد الغابه ج 2/ ص 18.
    حسین علیه السلام را غرق بوسه ساخت و این مراسم را درباره حسین علیه السلام انجام داد:
    1- اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ حسین علیه السلام خواند. | پس اولین صدائی که گوش حسین علیه السلام را نوازش می دهد صدای رسولخداست و اولینآوائی را که حسین علیه السلام می شنود آوای الله اكبر - لااله الاالله است.
    وه که چه صدای دلنشین و چه آوای جان بخش و روح افزائی در روایت است که این عمل فرزند را از شر شیطان حفظ می کند.
    2- برای او نامگذاری می کند و در روایات آمده: اولین کسی که به نام حسن و حسین علیه السلام نامگذاری شدند فرزندان علی و زهرا سلام الله عليها هستند که خدا این نامها را از مردم پوشیده نگه داشته تا نونهالان علی و زهرا به این دو نامگذاری شدند.
    اَلحَسَنُ و اَلحُسَينُ اسمانِ مِن أَسماء أهل الجَنَّة، ما سُمّیَت اَلعَرَبُ بِهما فِي الجاهِليَّةُ(1).
    «حسن و حسین علیه السلام دو نام از نامهای اهل بهشت است که در جاهلیت هیچکس به این نامها نامیده نشده است».
    3- در روز هفتم ولادت پیامبر دستور داد قوچ بزرگی را خریداری و برای حسین عقیقه کردند و گوشت آنرا میان فقرا تقسیم نمودند.
    4- سر حسین علیه السلام را تراشید و به وزن موی سر نقره صدقه داد که با این مراسم کمک شایسته ای به فقرا انجام می گیرد.
    5- روز هفتم ولادت حسین علیه السلام را ختنه کردند که رسول خدا صلی الله علیه و آله اصرار داشت روز هفتم ولادت، مولود را ختنه نمایند و از آن حضرت رسیده است: طَهِّرُوا أَوْلَادَكُمْ يَوْمَ السَّابِعِ فَإِنَّهُ أَطْيَبُ وَ أَطْهَرُ وَ أَسْرَعُ لِنَبَاتِ اللَّحْمِ فَإِنَّ الْأَرْضَ تَنْجَسُ مِنْ بَوْلِ الْأَغْلَفِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً.
    روز هفتم فرزندان خود را ختنه کنید که برای خوش بوئی و پاکی او موثر است و گوشت بهتر می روید و زمین از بول طفل ختنه نشده تا چهل روز نجس می ماند».

    ویرایش توسط اشک مهتاب*خادمه فاطمه زهرا(س)تا ابدالدهر* : 29-10-2024 در ساعت 17:48
    امضاء


صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi