8- دفع ظلم از شیعه:
حسین علیه السلام از مشاهده ظلمهائی که از ناحیه معاویه بر شیعیانش می گذشت در رنج بود که ستم بر آنان را به حد اعلا رسانیدند، خونهایشان را بدون دلیل می ریختند، حتی بزرگانی را که نمی توانستند مستقیما با آنها مواجه کردند وعلنا آنها را بکشند ترور میکردند، و در این زمینه بی شرمی را بجائی رسانیدند که معاویه به کشتن یاران علی افتخار می کرد، چنانکه به حسین علیه السلام اظهار داشت: یا اباعبدالله میدانی که یاران پدرت را کشتیم و آنان را حنوط کردیم و کفن نمودیم و بر آنها نماز خواندیم و دفن کردیم حسین علیه السلام در جواب معاویه فرمود: لیکن، اگر دوستان شما را بکشیم نه آنها را غسل میدهیم و نه کفن می کنیم و نه دفن خواهیم کرد (حسین علیه السلام با این جمله معاویه را محکوم کرد یعنی معاویه دوستان على را مومن و مسلمان میداند که احکام اسلامی در باره شان اجرا می کند و با این عقیده آنها را بدون جرم بقتل می رساند) معاویه منتهی درجه کوشش خود را در دشمنی با دوستان على علیه السلام بکار برد و بهر نحو ممکن با آنها تصفیه حساب کرد که ما به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم:
1- بزرگان آنان را مانند حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی و صیفی بن فسیل را اعدام کرد.
2- عده ای را مانند میثم تمار به دار آویخت و مثله کرد.
3- عده ای را زنده بگور کرد.
4- خانه افرادی از شیعیان علی علیه السلام را خراب کرد.
5-برای زنان شیعه ایجاد ترس و رعب می نمود مخصوصا زنانیکه در جنگ صفین با علی علیه السلام بودند مانند: زرقاء دختر عدی بن حاتم وام الخير با رقیه و سوده بنت عماره و ام البراء و بکاره هلالیه، اروی بنت حارث و دار میه حجونیه، به فرماندارانش نوشت این زنان را جلب کرده به شام بفرستد، معلوم است برای یک زن چقدر سخت میگذرد که او را از شهری به شهری آنهم با وسائل آنروز جلب کنند بویژه آنکه به وسیله مأمورین مرد
ص: 18
انجام گیرد.
6-به استانداران و فرمانداران اعلان کرد: گواهی دوستان علی را در محاکم نپذیرند.
7- همچنین طی بخشنامه ای دستور داد حقوق یاران علی را از بیت المال قطع کنند.
8- حدود پنجاه هزار نفر از شیعیان را به خراسان یعنی ایران امروز تبعید نمود.
9- و بالاخره بهر شکل ممکن برای شیعیان علی ایجاد ترس و رعب می نمود.
چون حسین علیه السلام از رفتار معاویه احساس خطر بیش از حد را نمود آن نامه تاریخی را برای معاویه نگاشت که در آن اعمال زشت معاویه و خلافکاریهایش را یاد آور شد و او را به اعمالش توبیخ کرد(1).