صفحه 2 از 7 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 68

موضوع: ویژه نامه ولادت فرخنده حضرت زینب(س) وگرامیداشت روز پرستار ❀ پرستار کبوتران مسلخ عشق ❀

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,719
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,122
    مورد تشکر
    4,210 در 1,911
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    زینت مولود کعبه در دامن میوه ی بهشت خدا
    در حال درخشش است .


    در دامن دو دریای به هم پیوسته ی نبوت و امامت دختری متولد می شود
    که گوهر امامت در حفظ خویش انتظارش را میکشد .

    در خانه ی علی و فاطمه دختری طلوع می کن
    د که از تلاقی لبخند و اشگ،
    شادی و حزن، تصویری شگفت می آفریند
    تصویری که 56 سال بعد کربلا آن را تفسیر می کند


    انتظار فراق به لبخند وصال چهره ی زهرا را زهرایی میکند
    پیامبر از سفر باز آمده است گویا تمام خستگی راه را
    با دیدن چهره ی نوزاد فاطمه فراموش می کند
    و خطاب به زهرا می فرماید نامش را زینب بگذارید

    یعنی درخت پر ثمری که خلق و خوی
    دو دریای وجود علی و فاطمه را در خود جمع کرده است


    پیامبر در آیینه ی علم لدنی صبری را در او می نگرد
    که تداعی کننده ی اعجاز و کرامت است

    زینب مگو حیدری کلام و فاطمی کمال .
    زینب مگو نگاه بان گوهر یکدانه ی امامت.
    زینب مگو کوه صبر و استقامت .


    تولد زینب ، تولد صبرهمه ی برگزیدگان خداست.
    تولد ذوالفقار دیگر علی در کربلا و کوفه و شام است.
    تولد زبان علی در حنجره ی خشمگین و غمبار زهرایی دیگر است

    آری تولد زینب است
    مقدمش مبارک باد



    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,719
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,122
    مورد تشکر
    4,210 در 1,911
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    شمیم فاطمه


    تمام هستی من خاک پایتان بانو!
    و جان عالم هستی فدایتان بانو!


    جهان خلاصه سبزی ز راز خلقت توست و
    صبر گوشه ای از جلوه هایتان بانو!

    کویر جسم زمین پر شکوفه می گردد که می وزد
    نفس دل گشایتان بانو فدک طلوع دل انگیز ظهر عاشوراست
    و شرح ساده ای از کربلایتان بانو!


    شکست خواب خدایان سنگیِ تاریخ به
    دست خطبه سبز و رسایتان بانو!

    به زهد مثل علی، در کمال همجو رسول صلی الله علیه و آله وسلم
    شمیم فاطمه دارد وفایتان بانو هزار مرتبه گفتم
    و باز می گویم تمام هستی من خاک پایتان بانو


    خدیجه پنجی

    امضاء

  4. Top | #13

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,719
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,122
    مورد تشکر
    4,210 در 1,911
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    بانوی سپید پوش



    در نگاه تو خورشیدی می درخشد که جز مهر و ایثار، تابشی ندارد.

    آفتابی که گرمای بی مثالش چونان دمی مسیحایی جان
    می بخشد و صبحی بی بدیل را ظاهر می کند.


    کدام ارزش مادی برابر با شکوه رنج توست؟
    کدام آینه تلاش و عشق، تو را می تواند متجلی کند؟
    کدام نام ملکوتی، بیانگر همت بی منت توست، مگر واژه پرستار؟

    چه نیکو تو را پیرو زینب کبری علیهاالسلام دانستند که پا
    در مسیری گذاشتی که بانوی حماسه آفرین اسلام گذاشت
    و زیر بیرقی ایستادی که به دست او بر افراشته شده است.


    با نگاهت، امید می رویانی، در دل هایی که به خزان یأس مبتلاست
    و با صدایت آهنگ عشق را زمزمه می کنی.


    کدام پنجره را نظاره کنم که طرحی از شکوه تو را قاب نگرفته باشد؟
    بر قله های تحمل ایستاده ای و رنج ها را خود به دوش می کشی
    تا آسایشی ابدی را میهمان لحظه ها کنی.


    سپیدتر از ردای بلندت نمی شناسم.
    پیراهنت تو را تا همیشه روسپید کرده است.

    لبخندت، صبحی است که تکاپوها را معنا می بخشد
    و احساس زندگی را منشور وار تکثیر می کند.


    پیراهن سپید مهربان!
    دردهای بی درمان را مرهم دستان مهربانت به فراموشی می سپارد
    و زخم های عمیق را لبخند تو درمان می بخشد.


    برتمام آینه ها عطر عشق می پراکنی.
    گویا بهار را در قلب مهربانت تکثیر می کنی،
    ای بانوی لحظه های تشویش!

    علی خالقی




    امضاء

  5. Top | #14

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,719
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,122
    مورد تشکر
    4,210 در 1,911
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض





    نازک خیالِ علی!


    تو نازنین گلی، که شهد وصال را از لعل انگبینی پیام آور
    عرش و از سفره رنگین کمانِ مادر توحید و از جاریِ همیشه مهتاب
    امیرالمؤمنین حیدر، در کشیدی و بر جا نماز بانوی ذوالفقار، «عارفه» شدی.

    در عصر زعامت آفتاب و درخشش مهتاب، برای زنان کوفه تفسیر
    نور داشتی و قندیل بلور در دلشان می گذاشتی.


    ای مفسّر قرآن و معلّم عرفان!
    مصر نجابتی و خلف یوسف عفاف که همسایه خاکی ات حتّی، یک بار
    تو را ندید و صدایی از تو نشنید؛ شگفتا از تو و اللّه اکبر.


    همراهِ آن بی اندازه فلک پرواز، قربانی عظیم خداوند، آن لاله لاله پرو
    ر و آن مه جبینِ سپهر نشین، به سفر آسمان تن سپردی و پروانه
    شمع برادر به آتش نینوا می غنودی!


    مرحبا و مریزاد!
    در کشتی شکسته توفان کربلا، چه نیک پرستاری کردی از
    معجزه بی دریغ حضرت سبحان و امانت ارجمند حسین؛

    یعنی سلامت خلفِ امامت؛ آن هم در خیمه نیم گداخته آذرین.
    خوش آمدی، ای بهوَرزِ ساقه های شکسته کربلا!

    بیا تا شفق گرفته آسمان، یتیمان جگر سوخته را گِرد آوری و خار مغیلان
    از دامن و پایشان بچینی و دست ناز به نیازِ سرو رویشان کشی و
    زنان مویه کُنِ موی کَن را دل آرام گردی و سنگ صبور.

    ای عزیز خاندان هاشم، «عقیله» بانو!
    ای مرهم مهر، پر شکیب! ایّوب زخم از بردباری تو در شگفت است.

    ای سرپرستِ اسارت! چه بودی که سیاه دلان خون ریز کوفه در
    کویر عقل و عاطفه، از زمرّد احساس و درّ نجف بلاغت و عقیق عشق
    و فیروزه آرامشت، در جاری کربلا و چهل منزل کوفه و شام، انگشت
    به دهان ماند و مبهوت شد؛ «فَبُهِتَ الَّذی کَفَرَ»!


    صاحب کرامتی، ای صاعقه قهر خداوند بر پیر زن ناصبی شام!
    صاحب کرامتی، ای لاجوردی پوش حیات و شفا
    بر لاعلاج کور، ای بانوی صبور!


    صاحب کرامتی

    از آبی زلال اطلسی ات، از سرخ فام مهرت و از
    عطر یاسِ انفاس قدسی ات، سرشارمان کن!


    امضاء

  6. Top | #15

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,898
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,779
    مورد تشکر
    206,427 در 64,579
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    خوش آمدی


    خانه ای ساده و گلی، با کم ترین وسایل زندگی
    در لفافه ای از نور پیچیده شده است.


    زهرا(س) چشم به راه تولد نوزادی است.
    هاله ای از نور خدا را در برگرفته است.

    فرشتگان در هلهله اند و نور معطر بال هایشان از آسمان
    تا زمین جاده ای از نور کشیده است.


    غنچه ای آرام شکفته می شود با غنچه ای از جنس نور، از تبار یاس.
    بوی عطری خوش عالم را پر می کند. تمام گل های عالم

    از این عطر مبارک، لب به خنده می گشاید.
    زینب متولد می شود، چشم می گشاید و خانه را صفایی تازه می بخشد.


    خوش آمدی ای نوگل زهرا(س)، ای غنچه نوشکفته علی(ع)
    ای زینب حسن و حسین(ع).


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  7. Top | #16

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,898
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,779
    مورد تشکر
    206,427 در 64,579
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض








    و در دست هایش ودیعه ی خورشید است؛
    گرمی و مهربانی؛ صمیمیت و اخلاص.

    در چشم هایش حس مادرانه ی زمین می درخشد
    و عطوفت می تاباند.


    بی خوابی و خستگی زانو می زند در
    برابر استقامت آسمانی اش.

    در چشمانش آرامش موج می زند و رنجوران
    را میهمان نوازشش می کند.


    او درد را خوب می شناسد و رنج تنهایی را حس می کند.
    همراهی و همدردی پیشه ی همیشه ی اوست.

    «پرستار» است و عشق را می پرستد و
    خدای عاشق را، خدای رئوف را.


    پرستار است و از بزرگ پرستار تاریخ،
    «زینب»(س)، الهام می گیرد.

    آیینه و آفتاب در دل دارد؛
    ایثار در عمق جانش و گهواره ی یاری در دستش.


    با ناله ی بیماران اشک می ریزد و آهش همصدای آه دردمندان
    است اما چون کوه استوار و چون خورشید امیدوار
    ایستاده است و زندگی می پراکند.

    در سینه اش پرنده ایست که با آواز آسمانی اش خواب
    را از چشمش می گیرد و خستگی را از تنش.

    ای پرنده ی عشق، پرنده ی ایثار
    روزت مبارک



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  8. Top | #17

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,898
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,779
    مورد تشکر
    206,427 در 64,579
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض







    بیا زینب، ای دختر آسمانی من، بیا ای روح ملکوتی، بیا که مادر سخت
    چشم به راه تو است. بیا که فاطمه(س) را با تو کارهاست.

    بیا که مادرت فاطمه(س) را با تو کارهاست.
    بیا که مادرت فاطمه(س) را با تو سخن هاست.

    تو را در کودکی تنها خواهم گذاشت و تو در
    کودکی پرستارم خواهی شد.

    زینبم، به نگاه های کودکانه، اما مهربان و پرمعنایت سخت محتاجم.
    بیا مهربانِ مادر که در این نبود یار و مددکار، تو برایم گوهری خواهی بود.


    دختر دردانه علی(ع) امروز چشم می گشاید و دل مولا
    به آمدنش گرمی تازه می گیرد.

    چه لذت بخش است آمدنت دخترم، دردانه من، آرام دلم.
    چه لذت بخش است دیدن تابش نور معرفت از چشم های کودکانه ات
    و چه روح افزاست شنیدن عرفان از لب های کوچکت.


    پدر می گوید بگو «یک» و زینب(س) با لحن شیرین کودکانه تکرار می کند
    «یک». پدر می گوید بگو «دو» و زینب(س) که از جویبار مهر

    خدا آب معرفت نوشیده است، زینب(س) که به سرچشمه زلال وحی
    متصل است، زینب(س) که در دامن خداشناسی فاطمه(س) رشد کرده است،


    هرچند کودک است اما «دو» نمی گوید و چرای پدر را پاسخ می دهد
    که «زبانی که به یک گشوده شد به دو باز نمی شود».

    سلام بیکران خدا بر تو ای دردانه ولی خدا



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  9. Top | #18

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,719
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,122
    مورد تشکر
    4,210 در 1,911
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض






    گاهِ کثرت برکت، در خانه است؛

    همان خانه بی زوالی که ریشه در کوثر دارد

    و بر ستون های کسا، تکیه داده است.


    شب تکثیر رحمت، در خانه ای است که

    اهل آسمان برای ورود به آن، اذن می گیرند.


    شب لبخند فاطمه علیهاالسلام و علی علیه السلام است؛


    شب تبسم خدا و جبرئیل.

    ولی مردم چه می دانند، این قنداقه کوچک،

    استقامت کوه ها را به سُخره خواهد گرفت

    و ارتفاع شکیبایی را به زانو درخواهد آورد؟


    مرم چه می فهمند که خدا،

    کوثری از صبر را به اهل بیت عطا کرده است

    تا بار دیگر، ابتریت شیطان را در زمین امضا کرده باشد

    و معصومیت این خاندان را گواهی باشد!




    امضاء

  10. Top | #19

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,719
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    5,122
    مورد تشکر
    4,210 در 1,911
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    زینب ای آئینه زهرا نما
    زینت وجه علی مرتضی


    دلربائیت جهان را کرده مات

    زائر رویت دو چشم مصطفی


    چهره زهرائیت چون فاطمه

    چشمه نور جمال کبریا


    تا که نقاش ازل نقشت کشید

    بعد از آن عشق آمد و شد مبتلا


    گر نبودی عشق هم هرگز نبود

    جلوه ای از یک ظهورت کربلا


    مستی آمد تشنه جام تو شد

    نی ز نای حنجرت دارد نوا


    روز میلادت نمی یابی قرار

    جز به روی دست یار آشنا


    آشنایی دل و دلبر رواست

    بوده از روز ازل حکم قضا


    حک شده بر صفحه قلبت حسین

    عشق او در سینه ات چون کیمیا


    پا به پایش بوده ای و تا ابد

    کی شوی از دلبرت هرگز جدا


    گوئیا رفتی تو هم تا قتلگاه

    راس تو با او جدا شد از قفا


    هم به دیر و تشت زر ، کنج تنور

    بوده ای بر نی چو یارت هر کجا


    سنگ دشمن روی نیزه بشکند

    هم سر او را و هم قلب تو را


    هر که یک بار و تو اما زینبا

    کشته عشق حسینی بارها




    امضاء

  11. Top | #20

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    November 2012
    شماره عضویت
    11038
    نوشته
    12,096
    صلوات
    1396
    دلنوشته
    5
    ادرکنا یا سیدالشهدا
    تشکر
    2,614
    مورد تشکر
    2,578 در 1,409
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    عطر آسمانی فرشتگان در فضا منتشر است.

    آسمان، ستاره باران عشق است.

    شب، لبریز از جرعه‌های ناب مناجات، سرود بی‌قراری را

    در دست افشانی عرش و فرش می‌سراید.

    زمین، سوره آفرینش معرفت و ایمان را

    در روح زمان تلاوت می‌کند

    و تبسم شادمانه ماه، زمین و آسمان را

    آیه آیه نور کرده است.

    نبض ثانیه‌ها بی‌قراری می‌کند

    و ساعت مضطرب زمان

    نفسش به شماره افتاده است.

    صدای هلهله فرشتگان و زمزمه عرشیان

    و ترانه زلال اذان، شهر را پر کرده است

    و شراره اشتیاق در کوچه های مهتابی مدینه زبانه می کشد.

    مدینه، بهار در بهار است

    و لبریز شوق انتظار و غرق تمنای دیدار.

    همه در انتظار تولد خورشید

    و طلوع با شکوه صبح و خنده طلایی آفتابند

    و بی تابانه، لحظه تولد بانوی صبر و عشق را

    به شوق نشسته‌اند.

    فاطمه علیهاالسلام در حالی که در آغوش سحرگاه،

    بر سجاده عشق، ترانه نیایش و حمد می‌سراید،

    عطر حضور خدا را در قنوت نمازش، نفس می‌کشد

    و لحظه‌های چشم انتظاری را

    با طراوت مناجات و اشک، سپری می‌کند.

    لحظه موعود، فرا می‌رسد

    و غنچه قداست علی و زهرا علیهاالسلام

    به شکوفه می‌نشیند.

    دردی خوش که وجود نازنین

    بانوی آب و آفتاب را در برگرفته است،

    با شهد شیرین گریه‌ی هدیه‌ای الهی تسکین می‌یابد

    و فصل سبز زندگی اسوه صبر و نجابت

    در گهواره سبز زمین،

    با بهار خنده‌اش آغاز می‌شود.

    شوقی در رگهای خاک می‌دود

    و خنده‌ای بر لبهای تاریخ شکوفا می‌شود.

    نوری پیچیده در حریر سبز نجابت و عصمت،

    دست به دست آسمانیان، می‌چرخد

    و وقتی پلک می‌گشاید،

    بزم شادمانه ملائک به اوج می‌رسد.

    خانه زهرا و علی علیهما السلام ،

    فانوس باران اشک شادی می‌شود.

    پیامبر خدا شادمان است.

    پیام آور عشق محمدی، در گوش طفل،

    اذان و در قلبش ترانه محبت زمزمه می‌کند.

    پیکی آسمانی، نام او را از عرش می‌آورد

    و او «زینب» می‌شود؛

    نخستین سراینده غزل صبر و بردباری،

    زینت و مونس تنهایی پدر

    و سنگ صبور غربت زهرا،

    همنوا با مظلومیت حسن

    و خطبه خوان رشادت حسین

    و شهامت عباس؛

    همدم لحظه‌های بی‌کسی

    و مرهم زخمهای دلواپسی

    کبوتران پر و بال شکسته کربلا.

    زینب است

    و بانوی همیشه نجیب تاریخ.








    امضاء



صفحه 2 از 7 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi