از اين پس، تلاش اين گروه ها معطوف به بازسازي آن آرمانشهر از طريق تزريق شرايط گذشته به زمان حال است. آنها حتي با عينك آن دوره به تحليل شرايط جديد مي پردازند، ضمن آن كه به جذب اعضا و نيروهاي جديد نيز توجه خاصي دارند. كوشش براي بازسازي فضاي گذشته موجب مي شود كه ملاك ها و معيارهاي تقسيم بندي در زمان جنگ
بار ديگر به ميان آيد. براي نمونه، شهر و جبهه به منزله دو نمونه ايده آل در مقابل يكديگر قرار مي گيرند [4] شهر چون زندان مخوف و خفقان آوري توصيف مي شود كه در فضاي آن، تنفس امكان پذير نيست و هم زمان براي سنگرهاي در معنا نوراني [5] اظهار دلتنگي مي شود. پس در اين جا شاهديم كه شهر - و در واقع، هويت و ارزش هاي دوره بعد از جنگ - به منزله مظهر پليدي و انحراف توصيف و جبهه به عنوان آرمانشهر و نماد همه پاكي ها تلقي مي گردد. طرح چنين توصيفاتي، يعني آن كه نمي توان اين دو را با هم جمع كرد. از اين رو تلاش گروه هاي مزبور به صورت مرحله ديگري از جنگ و مبارزه درمي آيد.



نقل قول
