نکته : کلام امام «علیه السلام» یا حمل بر تقیّه میشود و یا آنکه واقعاً، بر اثر گریۀ زنها و هیجان مجلس ، فرزند خردسالی غش کرده باشد.
3-سید اسماعیل حمیری
او بر امام صادق«علیه السلام» وارد شد. حضرت دستور داد پردهای آویختند وزنها پشت پرده نشستند، آنگاه به «اسماعیل حمیری» فرمودند اشعاری را در
ص: 18
1- جامع الرواة أردبیلی، 1/ 367، اعیان ، 7/ 268
مرثيۀ جدم حسین«علیه السلام» بخوان :
اُمرُر عَلی جَدَثِ الحُسَینِ***فَقُل لِأَعظُمِهِ الزَّکِیَّةِ
يا أعظُماً لازلتِ من*** وَطْفاءَ ساكبةٍ رَوِيَّهْ
وإذا مَررتَ بقبرهِ*** فأطِلْ بهِ، وقِفِ المِطَّيَّهْ
ما لَذَّ عَیشٌ بَعدَ رَضِّ***کِ بِالجِیادِ الأعوَجِیَّه (1)
«هنگامی که بر بدن حسین «علیه السلام»عبورت افتاد، به استخوانهای پاکش بگو:».
«پیوسته از اشك چشمان سیراب خواهی بود».
«هنگامی که بر قبرش گذر کردی ،مرکبت را مدت زیادی نگه دار و بگو :» .
«پس از آنکه بدنت را با سُمّ ستوران خرد کردند ، زندگی لذت ندارد».
اشکهای امام صادق«علیه السلام» جاری شد و صدای گریه و شیون از پشت پرده بلند شد که کوچه های مدینه را پر کرد، حضرت که چنین دید فرمود: بس است.
4-جعفربن عفّان طائی
«زید شحام» می گوید: خدمت امام صادق«علیه السلام» نشسته بودیم که «جعفر بن عفان» نابینا وارد شد. حضرت خطاب به او فرمود:«شنیده ام دربارۀ امام حسین«علیه السلام» خوب شعر می گویی».
گفت : آری حضرت فرمود: «بخوان».
«جعفر» شروع کرد به خواندن اشعار . امام و اطرافیانش بسیار گریستند بعدحضرت فرمود: به خدا سوگند! فرشتگان مقرب خدا حضور یافتند و اشعارت را شنیدند و مانند ما گریه کردند. و خداوند تو را آمرزید و بهشت را بر تو واجب کرد».
ص: 19
1- الغدير . 235،2.
واما اشعاری که در مجلس امام صادق«علیه السلام» سروده این است:
غَداةَ حُسَینٌ لِلرِّماحِ دَرِیَّةً ***وقَد نَهَلَت مِنهُ السُّیوفُ وعَلَّتِ
وغودِرَ فِی الصَّحراءِ لَحماً مُبَدَّداً*** عَلَیهِ عِناقُ الطَّیرِ باتَت وظَلَّتِ(1)
«روزی که نیزه ها پیکر حسین «علیه السلام» را شکافتند و شمشیرها از خونش سیراب شدند».
«بدن قطعه قطعه حسین را در بیابان سوزان کربلا رها کردند تا مورد نوازش مرغان هوایی قرار گرفت و بر آن سایه افکندند».
5-ابو هارون المكفوف
وی خدمت امام صادق«علیه السلام» شرفیاب شد، حضرت فرمود: از حسین «علیه السلام» برایم شعر بخوان، ابو هارون شروع به خواندن شعر کرد ولی
حضرت آن سبک را نپسندید و فرمود: همانطوریکه در کنار قبر حسین«علیه السلام»شعر میخوانید، بخوان، لذا ابوهارون به همان روش چنین خواند:
اُمرُر عَلی جَدَثِ الحُسَینِ***فَقُل لِأَعظُمِهِ الزَّکِیَّةِ
با شنیدن این شعر حضرت گریست، لذا ابوهارون توقف کرد، ولی حضرت فرمود، ادامه بده، شاعر چنین ادامه داد:
یا مَرْیَمُ قُومی وَانْدُبِی مَوْلاکِ*** وَ عَلَی الْحُسَینِ فَاسْعَدی بِبُکاکِ
که در اثر گريه امام«علیه السلام» و زنها، مجلس منقلب شد.(2)
ص: 20
1- بحار 286/45 اعیان 128/4 ، معجم رجال الحدیث 81/4 سفینه ، «جعفر» با استفاده از شاگردان مکتب ائمه «علیهم السلام».
2- کامل الزیارات باب 106/33 ، بحار 287/44.



نقل قول
