یک مرتبه سربازان خبیری فریادی زدند و عقب نشینی کردند و علتش این بود که ارابه های جنگی ما توانستند صفوف آنها را بشکافند و خود را به خیمه ها برسانند و آنجا را آتش بزنند.
زندگی نامه سینوهه ( جنگ )
خبیری ها وقتی دیدند که زنها و اطفال و گاوها و گوسفندهای آنها در معرض خطر قرار گرفته برای نجات آنها به طرف خیمه ها دویدند و همین موضوع سبب محو آنها گردید .
زیرا ارابه های ما به طرف آنها برگشتند و سربازان ما هم از عقب رسیدند و خبیری ها بین دو دسته مهاجم قتل عام شدند به طوری که با همه شجاعتی که داشتند آنها که زنده ماندند گریختند که جان سالم به در ببرند.
هر سرباز خبیری که به قتل میرسید تفتیش قرار میگرفت و سربازان ما هر چه را که قابل استفاده بود از وی می ربودند و یک دستش را هم می بریدند تا اینکه بعد از خاتمه جنگ در اردوگاه مصریها مقابل جایگاه فرمانده قشون روی هم بریزند.
بعد از اینکه محقق شد که خبیری ها شکست خورده قادر به مقاومت نیستند خشم آدم کشی بر سربازان ما غلبه کرد و هر جنبنده ای را به قتل میرسانیدند و حتی مغز اطفال را با گرز متلاشی میکردند و گاوها و گوسفندها هم از آسیب آنها مصون نبودند.


نقل قول
