خروج امام حسين (عليه السلام ) از مدينه
خارج شدن آن حضرت از مدينه به مكه معظم 28 رجب بوده دو روز بآخر ماه رجب مانده بود امام حسين (عليه السلام ) از مدينه خارج شدند
شب جمعه سوم ماه شعبان وارد مكه معظمه شدند اهل مكه و جمعى كه از اطراف به عمره آمده بودند - با خبر شدند كه حضرت ابا عبد الله الحسين (عليه السلام ) وارد مكه شده است به خدمت آن حضرت مبادرت نمودند و هر صبح و شام به ملازمت آن ضحرت مى شتافتند.
امام حسين (عليه السلام ) تا آخر شعبان و ماه رمضان و شوال و ذى قعده در مكه بودند در اين بين از ميان همه افراد كه براى گفت و گو با امام حسين (عليه السلام ) نزد آن حضرت مى آمدند عبد الله بن عباس (ره ) و عبد الله بن زبير (ره ) خدمت امام حسين (عليه السلام ) شرفياب شدند و از آن حضرت تقاضا نمودند كه از مسافرت (به عراق ) خود دارى نمايد
امام (عليه السلام ) فرمودند اين فرمان رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است و من بايستى كه از آن عمل نمايم ابن عباس تا اين كلام را شنيد از نزد امام (عليه السلام ) خارج شد در حالى كه (از شدت غم و اندوه ) فرياد واحسينا مى كرد
پس از اين عبد الله بن عمر نزد امام حسين آمد و به آن حضرت عرض نمود كه با اين مردم گمراه صلح نما و خود را از جنگ دور نگاه دار.
امام (عليه السلام ) فرمونداى ابا عبدالله در پستى و بى ارزشى دنيا نزد خداوند همين بس است كه سر بريده يحيى پسر حضرت زكريا را به عنوان هديه نزد ستمگرى از ستمگران بنى اسرائيل فرستادند. (در حالى كه منظور آن پيامبر نهى از منكر) بود و آيا نمى دانى كه بنى اسرائيل در زمان اندك بين طلوع صبح تا صلوع آفتاب هفتاد پيامبر راكشتند و پس از آن به طور عادى گويا كه هيچ جنايتى را مرتكب نشده اند.
((لهوف سيد بن طاووس ، ص 55))
در روايت دارددر يك رزو ششصد نامه از كوفه آمده و پس از آن نامه هاى ديگر پى درپى مى آمد تا آن كه تعداد اين نامه ها به دوزاده هزار نامه رسيد.
عبارت يكى از آن نامه ها پس از سلام اى پسر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مردم منتظر قدوم شمايند آن ها راءى تو ندارند پس به سوى ما بشتاب كه بوستان هايمان سرسبز و ميوه هاى درختانمان رسيده پس اگر تصميم گرفتيد به سوى ما بياييد لشگر آماده مقدم تو را گرامى خواهند داشت .
((لهوف ، ص 59)).



نقل قول
