1- آدم باید فراقت داشته باشد.خدا خواه باشد.انسان باید فکر بکند.ما (به جای فکر) توهم می کنیم خیال می کنیم و می گوییم فکر کردیم.باید فکر کرد. اگر فکر کنیم نتیجه می دهد. بیش از 300 آیه ی قرآن اشاره به تفکر دارد.
2-قرآن کتاب تربیت است و چون کتاب تربیت است همه قرآن را می فهمند ولی همه ی قرآن را اهل بیت می فهمند. باید زیاد قرآن خواند تا آدم باورش بیاید.
3-آیه ی ((وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِـباً فَـظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادی فِی الظُّـلُماتِ أَنْ لا إِلـهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِـینَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَـجَّیْناهُ مِنَ الغَمِّ وَکَذ لِکَ نُـنْجِی المُـؤْمِنِـینَ)) گفته شده که اگر گرفتگی باشه موجب گشایش است. اثرش هم فوری است.البته شرطی هم دارد که دل هم (با زبان) بگوید.
4-درس آقای بهجت یک کلمه بیش تر نبود و آن اینکه به علمتان عمل کنید.(ولی) الان یک نفر شاگرد ندارد.این کراماتی که برای آقای بهجت می گویند که مثلا پشت سرش را می دید برای ایشان چیزی نیست. بزرگترین کرامت آقای بهجت این بود که بنده ی خدا بود. بزرگترین کرامت ایشان این بود که کراماتش را پوشاند.حالا الان بعضی ها کرامات خود را می نویسند.آقای بهجت رفت و همه چیز را هم با خودش برد.
5-این روز ها خیلی از مردم و بسیاری از نسل جوان از همه چیز اعتقادشان رفته. از اسلام و دین هم اعتقادشان دارد می رود.