صفحه 26 از 26 نخستنخست ... 162223242526
نمایش نتایج: از شماره 251 تا 253 , از مجموع 253

موضوع: انسان از مرگ تا برزخ

  1. Top | #251

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض

    خطاب على با پيامبر موقع دفن زهرا عليهاالسلام

    بعد از درگذشت پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ، موضوع غسل آن حضرت پيش آمد و طبق وصيت او كه نزديكترين فرد او را غسل دهد، اميرمؤ منان عليه السلام غسل دادن آن جناب را به عهده گرفت . بعد از تمام شدن غسل ، سه روز بدن پيامبر صلى الله عليه و آله روى زمين ماند. در اين مدت گاهى اوقات حضرت على عليه السلام خود را روى آن حضرت خم مى كرد و درد دلهاى خود را با او بيان مى نمود.
    از جمله مطالب و درد دلهاى على اين بود كه مى گفت : اى پيامبر خدا! پدر و مادرم به فدايت باد. با مرگ تو رشته نبوت قطع گرديد، با مرگ تو چيزى قطع شد كه با مرگ پيامبران ديگر قطع نشد و آن نبوت و وحى الهى و اخبار و آگاهى از آسمانها بود.
    يا رسول الله ! اگر مرا، امر به صبر نكرده و از بى تابى منع ننموده بودى ، آن قدر در فراق تو گريه مى كردم و اشك مى ريختم تا اشكم تمام و سرچشمه آن خشك شود. اين درد جانكاه و حزن و اندوه ، دائما باقى است و تازه اين ها در مصيبت تو كم است ، اما حيف كه نمى توان مرگ را بازگرداند و آن را دفع كرد و جز اين چاره اى نيست .
    يا رسول الله ! پدر و مادرم به فداى تو باد! ما را سراى ديگر و در پيشگاه پروردگارت ياد كن ، به فكر باش و هرگز ما را فراموش ‍ نكن .(٣٣١)
    اميرالمؤ منين عليه السلام مانند زمان حيات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با آن حضرت صحبت مى كند و او را مورد خطاب قرار مى دهد.
    چه جمله اى از اين بالاتر و روشن تر كه امام مى گويد: يا رسول الله ! ما را پيش پروردگار، در سراى ديگر ياد كن و به خاطر بسپار.
    آيا يك انسان عاقل و خردمندى ، به خود اجازه مى دهد كه بگويد: امام اين جمله را به عنوان تسكين دل مى گفت و پيامبر حرفهاى او را نمى شنيده است .

    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 07-06-2026 در ساعت 23:04
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #252

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض

    خطابات ديگر على عليه السلام

    بعد از آن كه حضرت فاطمه زهرا (س ) دختر گرامى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، از رنج ها و اندوه هايى كه مانند پاره هاى شب تاريك ، آسمان زندگى او را فراگرفته بود آزاد گرديد و به پدر بزرگوار خود پيوست .
    اميرالمؤ منين ، او را در دل شب غسل داد و كفن نمود و در موقع دفن و خاك سپارى ، كنار قبر آن ((بى بى )) اين طور با پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله سخن مى گفت و راز و نياز مى كرد: گويا شخص آن حضرت را مخاطب قرار داده است و با او صحبت مى كرد و چنين مى گفت :
    اى رسول خدا! از فراق دختر برگزيده و پاكت ، پيمانه صبرم لب ريز شد، طاقتم از دست رفت و پوستم نازك شد. ولى با ياد آوردن عظمت جدايى و شدت مصيبت درگذشت تو، براى من تسلى خاطر پيدا مى شود؛ زيرا مصيبت تو جانگدازتر است .
    يا رسول الله ! با دست خود ترا در لحد گذاشتم و هنگامى كه سر نازنينت در روى سينه ام بود روح پاكت پرواز كرد (چاره اى ندارم جز اين كه صبر كنم و بگويم :) ((انا لله و انا اليه راجعون )) من مملوك و تسليم خدا هستم و به سوى او باز مى گردم .
    يا رسول الله ! امانتى كه به دستم سپرده بودى به تو بازگشت و پس گرفته شد و آن يادگارى كه از طرف تو داشتم به خودتان برگرديد.
    يا رسول الله ! اندوه من جاودانى و بيدارى من در شبها دائمى است ! تا آن دم كه خداوند متعال سر منزل ترا كه در آن اقامت گزيده اى براى من هم انتخاب كند.
    اى پيامبر خدا! دخترت ((فاطمه )) ترا، از اجتماع امت ، بر پايمال كردن حقوق او آگاه مى كند و از فشارهاى خورد كننده اى كه به وى دادند براى تو سخن مى گويد. با فشار و اصرار از او بپرس ! از احوال او جويا شو (اين ظلم و ستم ها موقعى انجام گرفت ) كه هنوز از رفتن تو چندان وقتى نگذشته و ياد تو فراموش نشده و از بين نرفته است .
    يا رسول الله ! و يا فاطمه ! سلام و درود من به هر دوى شما باد! سلام وداع كننده ، نه سلام كسى كه خشنود و يا خسته دل باشد. از خدمت تو باز مى گردم و اين بازگشت از روى ملامت نيست ! اگر در كنار قبرت اقامت گزينم نه به خاطر سوءظنى است به آنچه كه خدا به صابران وعده داده است .(٣٣٢)
    آيا مى توان صراحت مذاكره على عليه السلام با پيامبر صلى الله عليه و آله را نكار كرد؟ خطاب اميرالمؤ منين عليه السلام با رسول خدا صلى الله عليه و آله يكى دو تا نيست ، امام نه تنها سخن مى گويد، بلكه نكته اى را يادآور مى شود و به آن حضرت مى فرمايذ: يا رسول الله ! زهراء به اين زودى ترا از ستمى كه بر او شده است آگاه نمى كند، بلكه بايد اصرار كنى و از او مطالبه نمايى و جدا بخواهى تا برايت بگويد.

    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 12-06-2026 در ساعت 22:25
    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






  4. Top | #253

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,559
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,657
    مورد تشکر
    206,252 در 64,529
    وبلاگ
    244
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض

    خطاب حضرت على عليه السلام به كعب

    هنگامى كه آن حضرت از جنگ جمل كه در بصره روى داد فارغ شد. سوار مركب گرديد و در ميان صفهاى لشكر حركت كرد تا به ((كعب بن سورة )) رسيد.
    (كعب از طرف عمربن خطاب قاضى بصره بود او از زمان خلافت عمر و عثمان در بصره به قضاوت مشغول بود، هنگامى كه در بصره فتنه اهل جمل ، عليه امير المومنين عليه السلام بر پا شد ((كعب )) قرآنى بر گردن خود حمايل كرد و با تمام زن و فرزند و اهل خود براى جنگ با آن حضرت خارج شد، (و همگى آنها كشته شدند.)
    آن حضرت بر جنازه ((كعب )) عبور كرد در حالى كه او در ميان كشتگان افتاده بود. حضرت على در آنجا درنگ كرد و فرمود: ((كعب )) را بنشانيد، او را بين مردگان نشاندند.
    فرمود: اى ((كعب )) بن سوره ! آن چه پروردگار به من وعده داده بود يافتم كه تمامش حق بود، آيا تو هم وعيدهاى پروردگارت را كه به تو داده بود حق يافتى ؟ سپس فرمود: او را بخوابانيد.

    خطاب على عليه السلام به طلحه

    عد از خاتمه يافتن جنگ جمل و پيروزى حق بر باطل حضرت على عليه السلام در ميان كشته ها حركت كرد تا رسيد به ((طلحة بن عبدالله )) كه آن هم در ميان كشتگان افتاده بود. فرمود: او را بنشانيد وقتى نشاندند همان خطاب را به طلحه كرد و پس از آن گفت : ((طلحه )) را بخوابانيد.
    يكى از اصحاب عرض كرد: اى اميرالمؤ منين ! در گفتار شما با اين دو مرد كشته شده (كعب و طلحه ) كه كلامى را نمى شنوند چه فايده داشت و نتيجه آن چه بود؟ فرمود: اى مرد! سوگند به خدا، آنها كلام مرا شنيدند همان طور كه اهل (چاه بدر) كلام رسول خدا را شنيدند.(٣٣٣)

    اموات جواب على عليه السلام را دادند

    نه اين كه مردگان فقط حرفهاى زندگان را مى شنوند بلكه گاهى بعضى از آنان ، جواب هم مى دهند. نقل شده است :
    روزى اميرالمؤ منين عليه السلام داخل قبرستان شد و اهل را ندا كرد و فرمود:
    يا اهل قبور من المؤ منين و المومنات السلام عليكم و رحمة اله و بركاته
    ((اى صاحبان قبرها! (اى زن ها و مردهاى ) مومن ! سلام و درود و بركات خداوند بر شما باد.))
    راوى مى گويد: ناگهان صدايى شنيديم كه گفت :
    ((و عليكم السلام و رحمة الله و بركاته يا اميرالمؤ منين ))
    حضرت فرمود: آيا ما به شما خبر دهيم يا شما به ما خبر مى دهيد؟ اهل قبور گفتند: شما اخبار خود را براى ما بيان كنيد و ما را آگاه گردانيد.
    فرمود: بدانيد كه زنان شما را تزويج كردند، وارثين اموال شما را تقسيم نمودند، اولاد شما در زمره يتيمان ديگر قرار گرفتند، منازل و كاخهايى كه پايه و بنيان آنها را محكم كرده بوديد دشمنان شما تصرف كردند و در آنها مسكن گزيدند.
    بعد فرمود: اخبارى كه پيش شماست براى ما بيان كنيد تا از وضعيت شما اطلاع پيدا كنيم ؟ در اين بين ندايى از جانب قبرستان بلند شد و گفت : يا على ! كفنهاى ما پوسيده و موهاى ما پراكنده و پوست بدن ما قطعه قطعه و پاره پاره شده است . چشمهاى ما از حدقه بيرون آمده ، لبها و دهان و بينى ما پر از چرك و خون شده و خون از آنها جارى است .
    بعد گفت : اما چيزهايى كه ما جلوتر از خود فرستاده بوديم ، اين جا بدون كم و كاست يافتيم و آن چه را كه در دنيا انفاق كرده بوديم سود برديم و آن چه كه بعد از خود براى زن و فرزندانمان گذاشتيم ضرر كرديم . ما الان در گروى اعمال خود هستيم و از خداوند اميد عفو و غفران و طلب آمرزش ‍ داريم .(٣٣٤)

    خطاب سلمان با اهل قبور

    نه تنها پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و على بن ابى طالب عليه السلام با مردگان تكلم مى كردند و جواب مى شنيدند. بلكه عده اى از مؤ منان هم با مرده ها صحبت كردند و جواب شنيدند. از جمله آنها سلمان فارسى است كه چندين مرتبه با مردگان صحبت كرد و از آنان جواب شنيد. يك مرتبه در زمان سلامتى ، خود و صحبت او از اين قرار است .
    نقل شده است : روزى سلمان به قبرستانى عبور كرد و گفت :
    ععع السلام عليكم يا اهل الديار من المومنين و المسلمين يا اهل الديار هل علمتم ان اليوم جمعة
    ((سلام بر شما اى اهل ديار از مؤ منين و مسلمين ! اى اهل ديار خاموشان ! آيا مى دانيد كه امروز، روز جمعه است )).
    بعد از اين صحبت به سوى منزل حركت كرد و خوابيد. وقتى چشمش به خواب رفت كسى به او گفت : ععع ((و عليكم السلام يا ابا عبدالله )) با ما صحبت كردى و ما هم شنيديم ، بر ما سلام نمودى و ما جواب داديم .
    بعد از آن گفتى : اى اهل قبور، آيا مى دانيد كه امروز، روز جمعه مى باشد؟ بلى ، مى دانيم كه روز جمعه است و حتى مى دانيم كه پرندگان در اين روز چه مى گويند و ذكرشان چيست و منطقشان چگونه است .
    سلمان پرسيد: پرندگان در روز جمعه ذكرشان چيست ؟ آن شخص گفت : ذكر آنها ((سبوح قدوس رب الملائكة و الروح يا قدوس ربنا الرحمن الملك است )).
    بعد از آن گفت : خدايا! رحمت تو بر غضبت سبقت گرفته است : نشناخته ترا كسى كه به نام تو قسم دروغ بخورد.(٣٣٥)

    فصل نهم : ناراحتى اموات
    مقدمه


    اموات در عالم برزخ اعمال و كردار بازماندگان را مى بينند و از آنها اطلاع پيدا مى كنند. اگر آنان عمل نيكى انجام داده اند اموات مسرور مى شوند و خوشحالى خود را اظهار مى دارند و اگر كار زشت و زننده اى انجام داده باشند ناراحت مى شوند و آن را بيان مى كنند، حتى اگر صدقه براى آنان به نحو زننده اى داده شود از دست صدقه دهنده گلايه مى كنند و براى آن پيام مى دهند و با خبرش مى سازند. به چند داستان در اين باره توجه فرماييد.

    آلبالو پلو در طشت حمام

    از مرحوم آية اله حاج آقا بزرگ تهرانى رحمة اله عليه (صاحب كتاب الذريعة ) نقل شده است كه ايشان فرمود: در ايامى كه طفل بودم ، مادربزرگ ((مادر پدر)) من از دنيا رفت . بعد از مجلس ترحيم و گذشتن چند روز از فوت آن مرحومه .
    يك روز مادر من ، آلبالو پلو پخته بود. هنگام ظهر فقيرى در كوچه ها سئوال مى كرد و از مردم چيزى مى گرفت . مادر من هم كه در مطبخ مشغول كار بود صداى آن را شنيد و براى خيرات و صدقه به روح مادر شوهرش ‍ كه تازه از دنيا رفته بود، مى خواست مقدارى از غذا به سائل بدهد ولى ظرف تميز در دسترس نبوده ، براى آن كه سائل از در منزل رد نشود، با عجله مقدارى از آلبالو پلو را در طشت حمام كه در دسترس بود ريخت و به سائل مى داد و از اين موضوع كسى هم خبر نداشت .
    نيمه شب ، پدر من از خواب بيدار شد و مادرم از خواب بيدار كرد و گفت : امروز چكار كرده اى ؟ مادرم گفت : نمى دانم (مگر چه شده است )؟
    پدرم گفت : الان مادرم را در خواب ديدم كه گفت : از عروس خودم گلايه دارم . امروز آبروى مرا نزد مردگان برد، غذاى مرا در طشت حمام فرستاد. مگر امروز چه عملى انجام دادى و چكار كرده اى ؟
    مادرم مى گفت : هر چه فكر كردم چيزى به نظرم نيامد. ناگهان متوجه شدم كه روز گذشته مقدارى آلبالو پلو به سائل دادم و چون به قصد هديه و صدقه براى روح تازه گذشته داده ام در عالم برزخ ، همان غذاى او بوده است و آن را به همان طريق در عالم ملكوت براى مادر شوهرم برده اند و او از اين كارش گلايه مند است .
    او شكوه دارد، چرا غذاى مرا كه آلبالو پلو است و صورت ملكوتيش طبق نور مى باشد كه براى روح متوفى مى برند در طشت حمام ريخته است و اهانت به سائل ، اهانت به روح متوفى است . (٣٣٦)

    با عجله از كنار قبر پدر و مادر گذشت

    نقل شده است : بزرگى عادت داشت هر وقت به قبرستان مى گذشت قبر والدين خود را زيارت مى كرد. روزى با عجله از قبرستان گذشت و قبر پدر و مادر خود را زيارت نكرد. هنگامى كه شب شد پدر را در خواب ديد بر او سلام كرد ولى پدر جواب نداد و روى خود را از او گردانيد. گفت : اى پدر! مگر چه كرده ام كه جواب سلام مرا نمى دهى و روى خود را از من مى گردانى .
    گفت : اى فرزند! مگر نمى دانى ، اگر كسى بر قبر پدر و مادر گذر كند و آنها را زيارت ننمايد عاق والدين مى شود. وقتى تو از خانه به سوى قبرستان مى آيى خوشنود مى شويم كه ما را زيارت مى كنى . آيا روا باشد كه ما را نااميد گردانى و از محرومين قرار دهى .(٣٣٧)

    چند شب غذاى من را نفرستادى

    در رابطه با ارتباط داشتن ارواح با بازماندگان و شكايت كردن از آنان و بيان نمودن ناراحتى خود را از ايشان ، داستانى را بيان مى كنيم : به آن توجه فرماييد.
    در سال ١٣٦٤ هجرى قمرى مرحوم آية اله آقا ميرزا محمد نجم الدين تهرانى كه از علماى بزرگ و با اخلاص و محل اقامتشان در سامرا بود با تمام خويشان خود به قصد زيارت حضرت ثامن الائمه على بن موسى الرضا عليه السلام به سوى ايران حركت مى كنند و در تهران در منزل آية اله محمد صادق تهرانى كه آن هم از علماى برجسته تهران بود وارد مى شوند.
    هر روز، جماعتى از علماى تهران و محترمين از تجار و اصناف بازار به ديدن ايشان مى آمدند و منزل دائما پر از جمعيت بود و تا آخر شب در حال رفت و آمد بودند.
    چند نفر هم ، مخصوص پذيرايى از واردين هر روز اول وقت مى آمدند و تا آخر شب مشغول پذيرايى بودند و بعد از صرف شام به منزل خودشان مراجعت مى كردند.
    چند روزى از اين قضيه گذشت ، يك روز آقا ميرزا محمد كه ايشان هم از علماى بزرگ بود متوجه آقاى سيد محمدرضا كه جزو پذيرايى كنندگان بود شد و گفت : ديشب مادرتان را در خواب ديدم كه به من گفت : به فرزندم سيد محمد رضا بگو: چرا چند شب است غذاى ما را نفرستاده اى ؟
    سيد محمدرضا مى گويد: تعبير خواب ميرزا محمد نجم الدين را پيدا كردم .
    بعد مى گويد: سى سال است هر شب بعد از نماز مغرب و عشاء دو ركعت نماز براى والدين خود مى خوانم و ثوابش را به روح آنان هديه مى كنم . در اين مدت كه مشغول پذيرايى از ميهمانان بودم نتوانستم آن نماز را بخوانم و ثوابش را به روح آنان هديه كنم .
    روى همين جهت است كه مادرم به خواب ميرزا محمد نجم الدين آمده و از من گلايه كرده است كه چرا غذاى ملكوتى او را نفرستادم .(٣٣٨)



    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************






صفحه 26 از 26 نخستنخست ... 162223242526

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi