صفحه 26 از 27 نخستنخست ... 16222324252627 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 251 تا 260 , از مجموع 263

موضوع: ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞

  1. Top | #251

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    10,368
    تشکر
    5,962
    مورد تشکر
    12,350 در 5,666
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 30 )۞۩۞



    حکایت آن سیب بهشتى


    بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرببلااااااا

    فتال نیشابورى گفته است : ام سلمه گوید: پیامبر صلى الله علیه و آله نزد من بود. جبرئیل نازل شد.
    آن دو با هم گفتگو مى كردند كه حسن بن على علیه السلام در زد.
    رفتم تا در را باز كنم .
    دیدم حسین علیه السلام هم با اوست .
    هر دو وارد شدند.
    چون چشمشان به جدشان پیامبر خدا افتاد،
    جبرئیل در نظرشان مانند دحیله كلبى آمد.
    دور او مى چرخیدند.
    جبرئیل علیه السلام گفت :
    یا رسول الله !
    دو كودك را نمى بینى كه چه مى كنند؟
    فرمود:
    تو را همچون دحیه كلبى دیده اند.
    او زیاد سراغ این دو مى آید و هرگاه مى آید هدیه اى برایشان مى آورد. جبرئیل شروع كرد به اشاره كردن با دستش ، مثل كسى كه چیزى را مى گیرد. ناگهان در دستش یك سیب و گلابى و انار بود. آنها را به امام حسن علیه السلام داد، همان گونه با دستش اشاره كرد و به حسین علیه السلام هم داد.
    هر دو خوشحال و خندان شدند.
    نزد جدشان شتافتند. پیامبر، سیب و انار و گلابى را گرفت و بویید، سپس آنها را همان طور به هر یك از آن دو داد و فرمود: با آنچه دارید نزد مادرتان بروید و اگر ابتدا پیش پدرتان بروید بهتر است
    . آن دو طبق دستور پیامبر خدا رفتند و چیزى از آنها را نخوردند تا پیامبر نزدشان برود. سیب و میوه هاى دیگربه همان حال بود. فرمود:
    یا على!
    چرا از میوه نخوردى و به همسر و فرزندانت ندادى و ماجرا را فرمود.
    پس پیامبر و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام از آن خوردند و به ام سلمه هم دادند.
    انار و گلابى و سیب به همان حالى باقى بود و هر چه از آن خورده مى شد باز به حالت اول بر مى گشت تا آنكه رسول خدا صلى الله علیه و آله از دنیا رفت . امام حسین علیه السلام گوید:
    در دوران فاطمه علیهاالسلام هم تغییر و كاهشى در آنها پیش نیامد.
    چون فاطمه علیهاالسلام شهید شد، گلابى هم ناپدید شد و سیب به همان حالت نزد امام حسن علیه السلام باقى بود كه تا آنكه مسموم و شهید شد.
    سیب باقى بود تا وقتى كه در محاصره و بى آبى قرار گرفتم .
    هرگاه تشنه مى شدم آن را كه مى بوییدم ،
    شدت عطشم فرو مى نشست .
    چون تشنگى ام افزون شد،
    بر آن دندان زدم و دیگر یقین به مرگ داشتم .
    امام سجاد علیه السلام گوید:
    این سخنان را ساعتى پیش از شهادتش از آن حضرت شنیدم .
    چون به شهادت رسید، بوى آن سیب از قلتگاهش مى آمد.
    در پى آن سیب بودند و اثرى از آن دیده نشد،
    ولى بوى سیب پس از حسین علیه السلام هم باقى ماند:
    قبر او را زیارت كردم ،
    دیدم بوى آن سیب از قبر او به مشام مى رسد.
    پس هر كس از شیعیان ما كه زائران قبر او باشند بخواهند آن بو را استشمام كنند، هنگام سحر دنبال آن روند. اگر مخلص باشند، آن را خواهند یافت .
    ابن حمزه گوید:
    از ابى محیص روایت است كه گویدن در كربلا با عمر سعد ملعون بودم . چون عطش بر حسین علیه السلام روى آورد، آن سیب را از درون جامه خویش در آورد و بویید و دوباره به جایش گذاشت . چون شهید شد، گشتم ولى آن را نیافتم ، ولى صدایى شنیدم از سوى مردانى كه آنان را مى دیدم ولى نمى توانستم به آنان برسم كه : فرشتگان هنگام طلوع سپیده و بر آمدن روز،
    كنار قبر آن حضرت از بوى آن لذت مى برند.



    منبع: مقتل امام حسین (علیه السلام )
    گردآورنده : گروه حدیث پژوهشكده باقرالعلوم، ترجمه : جواد محدثى
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكرها 3



  3. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  4. Top | #252

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    10,368
    تشکر
    5,962
    مورد تشکر
    12,350 در 5,666
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 30 )۞۩۞



    در ستایش امام حسین علیه السلام




    اى كه به عشقت اسیر خیل بنى آدمند
    سوختگان غمت با غم دل خرمند
    هر كه غمت را خرید عشرت عالم فروخت‏
    با خبران غمت بى خبر از عالمند
    در شكن طره‏ات بسته دل عالمى است
    و آن همه دل بستگان عقده گشاى همند
    یوسف مصر بقا در همه عالم توئى‏
    در طلبت مرد و زن آمده با درهمند
    تاج سر بوالبشر خاك شهیدان تست
    كاین شهدا تا ابد فخر بنى آدمند
    در طلب اشك ماست رونق مرآت دل‏
    كاین درر با فروغ پرتو جام جمند
    چون به جهان خرمى جز غم روى تو نیست‏
    باده كشان غمت مست شراب غمند
    عقد عزاى تو بست سنت اسلام و بس‏
    سلسله كائنات حلقه این ماتمند
    گشت چو در كربلا رایت عشقت بلند
    خیل ملك در ركوع پیش لوایت خمند
    خاك سر كوى تو زنده كند مرده را
    زانكه شهیدان او جمله مسیحا دمند
    هر دم از این كشتگان گر طلبى بذل جان
    در قدمت جان فشان با قدمى محكمند
    سرّ خداى ازل غیب در اسرار تست
    سرّ تو با سرّ حق خود ز ازل توأمند
    محرم سرّ حبیب نیست به غیر از حبیب‏
    پیك و رسل در میان محرم و نامحرمند
    در غم جسمت «فؤاد» اشك نبارد چرا

    كاین قطرات عیون زخم ترا مرهمند

    "فؤاد كرمانى"‏
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. تشكرها 3


  6. Top | #253

    عنوان کاربر
    مديرکل سايت
    تاریخ عضویت
    August 2009
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    111,501
    صلوات
    32803
    دلنوشته
    77
    تقدیم به مادرم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    تشکر
    79,636
    مورد تشکر
    206,231 در 64,523
    وبلاگ
    243
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 30 )۞۩۞




    السلام علیک یا اباعبدلله


    این

    "هوای تنگ دل"

    در این آخرین غروب محرّم،

    این ... غروب چهارشنبه،

    چقدر آشناست!

    می‌بینی،

    درست عین آخرین غروب رمضان،.

    همان دلهره و تردید،

    همان دلگیری و دلتنگی،

    همان افسوس و حسرت ،

    و همان سئوال :

    مـُحرّم تمام شد ...؟

    شدی منتظر ِ مـَحرَم ... ؟


    نی لبکي از نیستان


    امضاء








    *******************************

    سکوت
    خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت

    *******************************
    و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
    که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...

    *******************************







  7. Top | #254

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    10,368
    تشکر
    5,962
    مورد تشکر
    12,350 در 5,666
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 30 )۞۩۞



    کشتی شکست خورده‌ی طوفان کربلا
    در خاک و خون طپیده میدان کربلا


    گر چشم روزگار به رو زار می‌گریست
    خون می‌گذشت از سر ایوان کربلا

    نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک
    زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا

    از آب هم مضایقه کردند کوفیان
    خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

    بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکند
    خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

    زان تشنگان هنوز به عیوق می‌رسد
    فریاد العطش ز بیابان کربلا

    آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
    کردند رو به خیمه‌ی سلطان کربلا

    آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
    کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد



    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكر


  9. Top | #255

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اهل بیت علیهم السلام
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    21,145
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    45,384
    مورد تشکر
    50,634 در 16,255
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 30 )۞۩۞




    خود را چو ز نسل نور می نامیدند

    رفتند و به کوی دوست آرامیــدند

    سیراب شدند زان که در اوج عطش

    آن حادثـه را ، به شـوق آشامیــدند

    مرحوم قیصر امین پور


    امضاء


  10. Top | #256

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    10,368
    تشکر
    5,962
    مورد تشکر
    12,350 در 5,666
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 30 )۞۩۞



    اي كاش اين غزل و غمش ابتدا نداشت
    جغرافيا براي زمين كربلا نداشت
    اين شعر داغ زد به دلم تا نوشته شد
    اين بيت ها مرا به چه رنجي كه وا نداشت
    فرمان رسيده بود كماندار را و بعد
    تير از كمان رها شد و طفلي كه نا نداشت
    قصد پسر نمود و به قلب پدر نشست
    تيري كه قدر يك سر سوزن خطا نداشت
    اكنون حسين مانده كه ديگر به پيكرش
    جايي براي بوسه ي شمشيرها نداشت
    بر سينه اش نشست و خنجر كشيد و ... نه!
    ديگر غزل تحمل اين صحنه را نداشت
    اين جنگ و سرنوشت غريبش چه آشناست
    قرآن دوباره جز به سر نيزه جا نداشت
    تنها سه سال آه سه سال عمر كرده بود
    اما كسي به سن كمش اعتنا نداشت
    با چشمهاي كوچك خود ديد آنچه را
    گرگ درنده هم به شكارش روا نداشت
    پايان گرفت جنگ و به آخر رسيد ... نه!
    اين قصه از شروع خودش انتها نداشت




    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  11. تشكر


  12. Top | #257

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اهل بیت علیهم السلام
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    21,145
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    45,384
    مورد تشکر
    50,634 در 16,255
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 30 )۞۩۞



    امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید:
    خداوند به هر کس راستگویی و نیکخویی و پاکدامنی
    وپاک‌خوری روزی کند خیر دنیا و آخرت را ویژه او ساخته است.



    امضاء

  13. تشكر


  14. Top | #258

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اهل بیت علیهم السلام
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    21,145
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    45,384
    مورد تشکر
    50,634 در 16,255
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee اول صفر ؛ ورود اسرای کربلا به سرزمین شام





    شمع 1اول صفر ؛ ورود اسرای کربلا به سرزمین شام شمع 2

    خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: پس از آن که امام حسین(ع) و یاران باوفای آن حضرت در صحرای کربلا به دست لشکریان سفاک عمر بن ‏سعد به شهادت رسیدند، خانواده آنان به اسارت درآمده و در روز یازدهم محرم آنان را از کربلا به کوفه و سپس شام منتقل کردند.
    عبیدالله‏ بن ‏زیاد که استاندار کوفه و بصره و عامل یزید بن ‏معاویه در عراق و فتنه‏گر اصلى واقعه کربلا و از دشمنان سرسخت اهل‏بیت(ع) بود، دستور داد اسیران را با همان حالت اسارت و در پوشش نامناسب وارد مجلس کنند تا به خیال خود خدشه ای به جایگاه والای اهل بیت وارد کند .
    پس از چند روز اقامت اسیران در کوفه آنان را روانه شام کردند تا در مجلس یزید بن ‏معاویه حاضر کنند.
    کاروان اسرا هنگام حرکت به سوى شام از شهرها و روستاهای بسیاری عبور کردند و در بسیارى از این مناطق مردم به محض باخبر شدن از شهادت امام حسین(ع) و اسارت خانواده آن حضرت سوگوارى و قاتلان آن حضرت را لعنت می کردند.
    اول ماه صفر سال 61 هجرى قمرى، اسیران و سرهاى شهیدان واقعه کربلا وارد دمشق، مقر حکومت یزید بن ‏معاویه شدند.
    مدتى که اسیران در شام اقامت داشتند رویدادهاى گوناگونى براى آنان به وقوع پیوست که از همه مهمتر درگذشت دختر خردسال امام حسین(ع) در خرابه شام، مناظره حضرت زینب(س) و دیگر افراد خانواده سیدالشهدا با یزید و خطبه به یادماندنى امام سجاد(ع) در حضور یزید، درباریان و اهالى دمشق در مسجد اموى بود.
    این افشاگریها و مبارزه‏هاى پنهان و آشکار اهل‏بیت در حالت اسیرى، یزید را نزد مسلمانان بى‏مقدار و بى‏اعتبار کرد و پس از مدتى، وضعیت شام را بر ضد یزید و به هوادارى از امام حسین(ع) تغییر داد.
    یزید ناچار شد به جرم و جنایت خود و سپاهیان و عاملان جنایت پیشه اعتراف کرده، از امام زین‏العابدین(ع) عذرخواهى و پس از مدتى آنان را آزاد و با احترام و عزت به مدینه منوره عودت دهد.
    ...................................
    الارشاد (شیخ مفید)، منتهى‏الآمال (شیخ عباس قمی)، زندگانى چهارده معصوم (ع) ترجمه اعلام‏الورى و لهوف ‏سید بن‏ طاووس

    منبع:


    ویرایش توسط نرگس منتظر : 06-01-2011 در ساعت 14:58
    امضاء


  15. Top | #259

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    January 1970
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    19,207
    تشکر
    4,048
    مورد تشکر
    5,951 در 2,419
    وبلاگ
    85
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 30 )۞۩۞

    بشیر بن جذ لم می گوید: چون (با کاروان اسرا از شام) به نزدیک مدینه رسیدیم علی بن الحسین (علیه السلام) پیاده شد و خیمه را برپا کرد و زنان خاندان را پیاده نمود.
    >
    >آنگاه فرمود: ای بشیر خدا بیامرزد پدرت را که مردی شاعر بود آیا تو نیز می توانی شعر بگویی؟ گفتم: آری ای پسر پیغمبر! من هم شاعر هستم. فرمود: به مدینه داخل شو و خبر شهادت اباعبدالله را به اطلاع مردم برسان.
    امضاء



    رفتن دلیل نبودن نیست


    من در جستجوی قطعه ای از آسمان پهناور هستم

    که از تراکم اندیشه های پَست، تهی باشد .





  16. Top | #260

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    May 2010
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    10,368
    تشکر
    5,962
    مورد تشکر
    12,350 در 5,666
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    khmgin پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 30 )۞۩۞



    یاس می گوید
    حسیــــن....


    احساس می گوید حسیــــن

    ساقی لب تشنگان عباس می گوید
    حسیــــن

    مست می گوید حسیــــن

    سر مست می گوید
    حسیــــن

    ساقی کرب و بلا تا هست می گوید
    حسیــــن

    تیر می گوید حسیــــن

    شمشیر می گوید
    حسیــــن

    کودک لب تشنه ی بی شیر می گوید
    حسیــــن

    آب می گوید
    حسیــــن

    مهتاب می گوید
    حسیــــن

    زاده ی ام البنین بی تاب می گوید
    حسیــــن

    لاله می گوید حسیــــن

    آلاله می گوید
    حسیــــن

    ساقی اهل حرم با ناله می گوید
    حسیــــن



    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  17. تشكر


صفحه 26 از 27 نخستنخست ... 16222324252627 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi