صفحه 27 از 33 نخستنخست ... 17232425262728293031 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 261 تا 270 , از مجموع 330

موضوع: نکات و سخنان گهربار از آیت الله امجد حفظه الله

  1. Top | #261

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    جوان بودیم و با آقای بهاء الدینی ، آشنا نبودیم ، چون هنگامی که ما به قم آمدیم ،تماماً به دنبال درس و بحث بودیم و با آیت الله بهاء الدینی هیچ ارتباطی نداشتیم .


    ایشان به نام حاج آقا رضای آقا سید صفی معروف بودند . چون پدر ایشان ، آقا سید صفی بود ، به این نام شهرت یافت .
    خود و دوستانشان در پایین شهر ،زندگی می کردند ، معروفیت آن چنانی نداشتند که ما بخواهیم ایشان را بشناسیم .
    و ایشان از اساتید پُر کار قم بودند که بسیاری از مراجع فعلی ، شاگرد ایشان بودند .
    من گاهی ایشان را می دیدم و بسیار از ایشان خوشم می آمد. سلام می کردم و ایشان لبخندی می زدند .
    .



    من درس های علمای بسیاری را رفته ام ؛ درس ایشان را دو سه جلسه رفتم و دیدم خیلی خوشم آمد .گفتم این درس را دیگر برویم .


    یک شب ایشان افتتاحاً شروع کرد . بسیار خوشم آمد . من از درس های لُبّی خوشم می آمد . دوست داشتم ، لُبّ کلام را بگویند . خیلی حوصله ی بحث و قیل و قال را نداشتم .


    یک بار ، ایشان گفتند : " شما کرمانشاهی هستید ؟ " و تا این را گفت ، مثل دو رفیق چندین ساله شدیم .


    گاهی ، صبح ها درس می دادند ؛ من حتی در برف هم ، سر ِ درس ایشان رفته ام .
    گاهی فقه می گفت ، گاهی اصول ؛ جلسه ای بسیار باصفا و خوبی بود .
    هیچ نقصی هم نداشت . مطلب را عنوان می کردند و نظرشان را صاف و شفاف می گفتند ؛ سخن علماء را بیان می کردند و بعد می فرمودند : فکر کنید .


    این بود که ارتباط ما با آقای بهاء الدینی ، بسیار صمیمی شد . یعنی ما با هیچ عالمی این طور نبودیم که به مسافرت و گردش برویم . با آقا به جلسه می رفتیم و ایشان خیلی آزاد بودند و از بازیگری بدش می آمد .


    ما با هم مثل دو رفیق 80 ساله بودیم ، با هم این طرف و آن طرف می رفتیم ، حتی شبی ، عیالش - که خدا رحمت کند - گفت : این امجد کیست که آقا را 10 شب ، 10 شب ، می برد ؟


    عظمت ایشان ، همیشه ، همه را می گرفت .
    حریم خود را نگه می داشتند .
    ایشان ،مظهر رفاقت ، لطافت روح و صفا بودند
    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  2. تشكر

    شهاب منتظر (24-07-2013)


  3. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  4. Top | #262

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شما به خاطر ارتباط نزدیکی که با ایشان داشتید ، یک سری خاطرات دارید ؛ اگر امکان دارد برخی از آن ها را که فکر می کنید برای ما دانشجویان مفید است ، بیان فرمایید .
    من به عنوان یک طلبه ی جوان و نادان - بالاخره ممکن است یک غروری ایجاد شود - وقتی می رفتم خدمت ایشان ،همین که می رسیدند می فرمودند : " حیف است آدم برای غیر خدا کار کند " .
    با این حرف ، همه ی دنیا ، برای من کوچک شد .
    آن جا آمدیم تا خدمت کنیم ، نه پُز بدهیم و از عنوان ها ، استفاده کنیم و دنبال عبارت باشیم .
    خلاصه ی حرف این بود : " حیف آدم !" .



    یعنی اگر موقعیت پیدا کردی ،برو برای خدا ،کارت را بکن ، اشکال ندارد ، اما اگر می خواهی از این عنوان استفاده کنی و ارتقای مقام بگیری ... همه ی این ها برای من پوچ شد .

    یک خاطره ای که خود ،شخصاً دارم ، راجع به کسالت ِ عیال بود .
    همسرم مرض سختی گرفته بود ؛ راجع به ایشان ختم صلوات گرفتیم .

    حاج آقا حمید ،پسر ایشان بود - که خیلی گرم و صمیمی بود و با ما خیلی رفیق بود - حاج حمید نیز که کسالتش سخت بود ، حاج آقا فرمودند : " یک ختم صلوات راجع به ایشان بگیرید " . گفتم چشم .گفت : " عیال تو خوب می شود اما حاج حمید خوب نمی شود ."
    به کرمانشاه رفتیم و هنگامی که برگشتیم ،حاج آقا حمید فوت شده بود؛ تسلیت گفتیم .

    **********
    متاسفانه ، شناخت اشخاص بسیار مشکل است ، هر کسی نمی تواند افراد را بشناسد . ما نتمی دانیم کی به کی است .
    می گویند قلندری به عالِمی رسید .این به آن گفت : که هستی ؟
    گفت ولگردم!
    دیگری گفت : حالا سرده ، بیا زیر کرسی بنشین .
    بُردش زیر کرسی و گفت : می خواهی به قم برویم ؟
    گفت : توی این سرما ؟!
    دیدم در حرم حضرت معصومه هستیم . یک باره مُهر از لباس در آورد و گفت : تهران ، یکباره دیدم در تهران هستیم و در زیر کرسی نشسته ایم !
    گفته بود من ولگردم !

    واقعا کسی کسی را نمی شناسد !

    ****
    من سعی کردم در مشهد خدمتگزار ایشان ( آقای بهاء الدینی ) باشم .
    دستم درد گرفته بود و من هم طبعاً اهل بگو بخند بودم ، به خیال خود ،فکر کردم ایشان اطلاع ندارند ! دستم درد می کرد و کارها را می کردم ولی با بگو بخند .
    آخر شب ،ایشان فرمودند : خیلی درد می کند؟
    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  5. تشكر

    شهاب منتظر (24-07-2013)

  6. Top | #263

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    یک بار هم راجع به بمباران قم بود .
    ایشان گفتند : " دو حدیث کساء بخوان " .
    شب در خواب دیدم عده ای به من حمله ور هستند .همسایه ای داشتیم ،خیلی غیور ؛ که با ما رفیق بود ؛ حاضر نبود کسی به ما بگوید بالای چشمت ابروست ! در خواب دیدم یک عده اشرار ، به ما حمله کردند و این آدم می ترسد !

    گفتم : نترس ! اگر این ها بفهمند که ما ترسیده ایم ،کارمان تمام است .
    دستم را بردم طرف سردسته شان .مچش را گرفتم ، چاقویش افتاد و همه شان در رفتند .

    این خواب من بود که در عالم معنا دیده بودم . و بدون این که خواب را برای آقا بگویم ، گفتند : " بلا از قم رفت " .
    حالا نه این که من حدیث کساء را خواندم ،نه ! خود ِ حدیث ِ کساء ، این کار را می کند .
    ایشان ،این روحیات را داشتند که گفتند برای این بلا ، این کار را بکنید

    - توجه ایشان ( آقای بهاء الدینی ) در زندگی ، به وجود مقدس حضرت مهدی (عج) چه مقدار بود ؟



    ایشان اهل تظاهر نبودند ،اما بی ارتباط هم نبودند ؛ ولی این که ارتباطات رؤیا بود یا مکاشفه ؟ من این ها را نمی دانم !






    ولی خیلی ها می گویند ما خدمت حضرت می رسیم ؛ علامت دروغ گویی شان این است که سر کوچه و بازار می آیند و می گویند .
    این ها دروغ گوئی است یا خیال بافی .
    کسی ، سرّی داشته باشد که نمی آید سر کوچه بگوید که ما با امام زمان (ع) شب نشینی کردیم !












    من ماه رمضان به گرمسار رفته بودم ،برگشتم ،فاصله شده بود ،خواستم دست اقای بهاء الدینی را ببوسم؛ قبل از انقلاب ،ایشان در این مورد می فرمود : می خواهی رابطه ی ما قطع شود؟
    جرأت نکردم دست آقای بهاء الدینی را ببوسم .تا بعد از انقلاب ،ما در کرمانشاه ،مسئولیتی پیدا کردیم و بعد فرماندهان سپاه ، با ما خدمت ایشان می آمدند و گفتند ما می خواهیم دست آقا را ببوسیم اما جرأت نکردیم .
    به خود آقا گفتیم این ها می خواهند دست شما را ببوسند ، آقا گفت : " ما مانع نمی شویم " . فهمیدیم زیر زبانشان یک چیزی هست ؛ قبلاً می گفتند : " این بازی را کنار بگذارید ،این چه کاری است ؟ " خیلی خشن می شدند ، اما این بار نرم بودند ؛ بعداً پرسیدم چه طور ؟ فرمودند : " من می خواستم دست حضرت را ببوسم ،ایشان نگذاشت ،فرمود : چون تو نمی گذاری! "



    من بعداً در غیاب ِ بقیه ، دست ایشان را بوسیدم .







    اگر کرامتی به کسی عنایت شود ، (مثلا از دیوار برایش پول بریزد یا ... ) چنان چه به دیگران بگوید ، از او سلب می شود .



    سرّی در کار است که اگر بگویند ، سلب می شود . ولی مرحوم آقای بهاء الدینی ، می گفتند و سلب نمی شد . ایشان بالاتر از این حرف هاست
    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  7. تشكر

    شهاب منتظر (24-07-2013)

  8. Top | #264

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    - توصیه ای برای جوانان و دانشجویان ؟

    آقای بهاء الدینی ، می فرمود : ابتدا ، ارتباط با خدا .
    بعد هم حرفش این بود که بازیگری نکنید .
    ارتباط با خدا ، با بازیگری نمی سازد!

    البته این را به ما که در لباس روحانیت هستیم ، گفتند ،که اهل بازیگری نباشیم .





    آقای بهاء الدینی ، همه ی زندگی اش ، در خواب و بیداری ، با اولیاء ی خدا بود ؛ یعنی اگر در خواب ، با حضرت ابراهیم و ائمه و علما ء بودند ، بیدار هم که بودند ، از بالای عینک ، تماشا می کردند و سیر می کردند .






    توصیه ی فعلی آقای بهاء الدینی ، خیلی قوی بود ، به دستگاه خدا ، خیلی اعتقاد داشت .
    ایشان همه ی شاگردانش اهل رساله شدند .
    این در عالم آخوندی خیلی مهم است که کسی استاد این ها باشد و رساله ننوید!
    نمی دانم شوخی ، یا جدّی ، ( به ایشان ) گفتند : شما چرا رساله نمی نویسید ؟
    ( آقای بهاء الدینی ) گفتند : " ما در همان قرآن مانده ایم ، رساله بنویسیم ؟! "




    منبع : غریب ره عشق / ویژه نامه بزرگداشت آیت الله بهاء الدینی / اردیبهشت 1388
    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  9. تشكر

    شهاب منتظر (24-07-2013)

  10. Top | #265

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    آیت الله محمود امجد:
    تو عدالت را در جامعه برقرار کن بی حجابی نمی یابی




    - اگرکسی اخلاقش خوب نباشد ، در برزخ مشکل دارد.



    - قطعا اگر کسی " شرح لمعه " را بفهمد ، مجتهد است.


    - از امام پرسیده بودند : بدترین لحظه تان کی بوده ؟ گفته بودند : وقتی که از مردم خبر نداشتم ! در سرمای نوفل لوشاتو ( آنجا ییلاق است) در زمستان ، امام دستور تحریم نفت داده بود ، هیچ وسیله گرمایشی نداشت ،حتی یک لامپ صد وات یا کمتر که گرم شود ؛ می خواسته ببیند می تواند تحمل کند که مردم ، در سرما نفت نمی خرند ؟



    - از صاحب " شرایع الاسلام " پرسیدند : تربیت فرزند ، چطور است ؟ گفته بود : وقت تربیت فرزند ، از 20سال قبل از ازدواج است .


    - آن چه مهم است ، نیت است ؛ کسی که نیتش درست است ، با یک ساعت مطالعه ، به کلی معارف می رسد ، و الا ، هرچه قدر هم تلاش کند ، با ابزار ، کامپیوتر و اینترنت به نتیجه نمی رسد.


    - چهار دسته اند ، اگه خوب باشند ، همه خوبند ، اگه فاسد شوند ، همه فاسد اند ؛ اول: علما ، دوم: حکام ، سوم : تجار و چهارم: عبّاد وزهّاد.



    - متاسفانه ، بعضی ها الکی ، اعتبار خودشان را از بین می برند ؛ اگر یک بار اعتبار فرد از بین رفت ، دیگر رفت .



    - آقا نگویید نصیحت خوب نیست ! [ بلکه ] نصیحت بکنید ؛ [ چون ] ممکن است بیست سال دیگر ، بفهمد و اثر بگذارد ؛ ممکن است الان نفهمد ، ولی بیست سال دیگر بفهمد .

    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  11. تشكر

    شهاب منتظر (24-07-2013)

  12. Top | #266

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    • به خدا ، اگر تمام عالم را بگردی ، یکی مثل این ادعیه مفاتیح الجنان پیدا نمی کنی : دعای توسل ، جامعه کبیره ، عشیره و...

    • یک جمکران رفته بودیم ، آن وقت که معنویت داشت ؛ این اواخر یک جمکران رفتیم ، چند هزار نفر آدم بود ، ولی یک ذره بوی معنویت از آن جمع نمی آمد!

    • در جمکران نشسته بودم ، جوانی آمد گفت : استخاره ؛ گفتم چشم ؛گفت یکی دیگر ؛ [ گفتم ] چشم ، یکی دیگر ، چشم ، یکی دیگر ... گفتم : آقا برای چه می خواهی؟ گفت : تو بیکاری ، منم بیکارم ! گفتم استخاره بگیرم ! بعداً معلوم شد پای منبر محروم کافی چنین چیزی رخ داده ، این هم فکر کرده کار خوبیست ، آمده بود انجام دهد.

    • کسی را ماه رمضان در حال ِ خوردن گرفتند ، بردند حد بزنند ؛ پرسیدند : چرا داری می خوری ؟ گفت : این قیسی است ؛ گذاشته ام گوشه ی دهانم ، خیس بشود برای افطار!

    • درسوره " ص " ، که گفته داوود ، زود قضاوت کرد ، [ این امر ] در عالم مثال ، رخ داده است.

    • نگاه حضرت رسول به همه ی عالم و هرکس ، مثبت و خیر بوده است ؛ البته از ارتباط با آن انسان های رذل و کثیفی که اطراف ایشان بودند ، یک گَردی در دل حضرت می نشسته ، که برای رفع آن ، استغفار می کردند ؛ و الا ، نگاه حضرت ، همان " مارأیت الّا جمیلا " بوده است .

    • مرز و اساس اسلام ، " اخلاق " است ؛ [ پیامبر فرمود : ] « بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق» . اگر اخلاق نباشد ، فقه عبادت نیست ؛ و الّا ظواهر ، فراوان است.

    • اگر من گناه کنم ، ملائکه اذیت می شوند ، امام زمان (عج) خجالت می کشد.

    • تا نفسانیت هست ، فرد نمی تواند اسلام حقیقی داشته باشد ! نمی تواند به حقیقت ، بگوید یاعلی ، یاحسین.




    • زمان حجاج ، زندان یکی بود، هارون الرشید زندان ها را متعدد کرد و با اینکار هارون می خواست اسلام را در جهان پیاده کند ! ولی چه اسلامی؟ اسلامی که موسی بن جعفر 14سال برود به زندان ، 14سال درست است اول تحت نظر بود بعداً از این زندان به آن زندان ، 4 سال آخر در ظلم تمام ، پله می خورد میرفت پایین نه هوا بود و نه نور ، الان کشف کردند کنده اند وپیدا کرده اند این زندان ها را.

    • مقام معظم رهبری ، به بنده گفتند جوان ها شما را خیلی دوست دارند ؛ من گفتم سراسری است (کل ایران) ، ایشان گفتند چه بهتر ، گفتم خوب ، آخر کاری نمی توانم برایشان بکنم ! گفتند : یک کلمه به آنان بگویید ، بس است . این سخن حکیمانه است ! واقعاً " یک کلمه " زندگی کسی را گاهی ، متحول می کند.



    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  13. تشكر

    شهاب منتظر (24-07-2013)

  14. Top | #267

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    • جامعیت و مدیریت آقای بهشتی را هیچ کس نداشت .




    · من معتقدم باید یک توفیق عمومی شود و الّا خطرات بزرگی ما را تهدید می کند ؛ من خیلی نگران و مضطرّم .



    · من خودم از همه بدتر هستم ، ولی این بلایی که بعضی از این نشناس ها بر سر این مردم می آورند ، من تحمّل نمی کنم.



    · شما عدالت را در جامعه برقرار کن ،[ آن وقت ] من می توانم ، توان این کار را دارم که کاری کنم که یک تار موی هیچ زنی در مملکت بیرون نباشد ! عدالت کو؟ اول شما عدالت را برقرار کن . امروز ، ما فقط می توانیم توسر مظلوم بزنیم ؛ اگر این کار در مملکت نباشد ، خیلی کارها می توان کرد.







    · مرحوم مجلسی معروف است ؛ کارهای بزرگی هم کرده ؛ بحارالانوار 110 جلدش چاپ شده ؛ باقی اش هم در بیروت چاپ شده ، که بهتر بود با اوضاع این روزها چاپ نمی شد ؛ مربوط به مسائل خاصی است . او هزار شاگرد هم داشته که بعضی شان از خود او بالاتر بودند ؛ پدر مجلسی، از خود او خیلی بالاتر بوده است.



    ·بعضی ها ، با دروغ ، منبرشان گرفته است ، من یک کتابهایی می دانم ،بلدم ، [ که ] شماها نمی دانید ! اگر مطالب آنها را بیایم و در منبر بگویم ، مثل مور و ملخ در خیابان و اطراف ، آدم می آید پای منبرم!

    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  15. تشكر

    شهاب منتظر (24-07-2013)

  16. Top | #268

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    می گویند ملا محسن فیض ، اخباری است ! آقا ، فیلسوف و شاگرد ملاصدرا اخباری می شود؟! اخباری یعنی نفهم ، اخباری با عقل سازگاری ندارد.

    · مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی ، در نماز مغرب بوده ، سر پسرش را بریدند ؛ بین دو نماز ایشان فهمید . مرحوم بهلول می گفت که " در نماز عشاء ، ذره ای صدایش نمی لرزید ! " من عکس ایشان را دیدم خیلی فرد متشخصی بود.



    · حدیث ، از قرآن مشکل تر است ! چیزی که معقول نیست ، نباید گفت . بعضی چیزها هم که سنگین است ، طرحش سخت است.

    · مشکل ما خودخواهی است ، همین خودخواهی است که عاشورا را ، درست کرد ؛ همه این فسادها ، از خودخواهی است.

    · آدم ، باید ، حرف طرف را بفهمد ،بعد ، قبول یا رد کند ، ما حرف طرف را نمی فهمیم ، بعد نفهمیده ، شروع به نقد می کنیم یا قبول .

    · ابتداءً نباید سوء ظن داشت ؛ ولی در مقام عمل ، سوء ظن لازم است ؛ در معامله، ازدواج و... باید سوء ظن داشت.

    · آزادی تاجایی خوب است که مزاحم آزادی دیگران نشویم
    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  17. تشكر

    شهاب منتظر (24-07-2013)

  18. Top | #269

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    اما آقای بهجت ، البهجه و ماادراک مالبهجه . ایشان هیچ داعی نداشت . اگر آدم یک داعی داشته باشد ، خطرناک است ! خوب ما 50 سالی بود که ایشان را می شناختیم ؛ من نمی گویم شاگرد ایشان بودم ! چون بگویم شاگرد ایشان بودم ، ایشان را کوچک کردم ، برای ایشان بد است که برای بالا بردن خود ، ایشان را پایین بیاورم ! من خیلی ناراحتم از این مسئله (فوت آقای بهجت ) امام که فوت کرد ، گفتیم آقای بهاء الدینی را داریم . آقای بهاء الدینی که فوت کرد ، گفتیم آقای بهجت هست ؛ حالا کو بهجت کو؟ شما بهجت به من نشان بده .







    · اگر کسی گفت من آقای بهجت را می شناسم ، باور نکنید.



    · مردم باید تابع حکّام باشند ، حکّام باید تابع علما باشند ، علما هم ورثه الانبیاء هستند ، عالم هم ، عمامه به سر نیست!



    · عمامه وقتی عمامه است ، که شمشیر حق باشد.



    · من ، نه به شخصی وابسته ام و نه به گروهی ، من آزادم.



    · بزرگترین ظلم به جامعه ، خالی کردن آن از محتوا می باشد.



    · مولوی دُرّپاش است و حافظ دُرّ تراش است.



    · بعضی از این وعّاظ ، نمی دانم ابروهایشان را چکار می کنند ، فکر می کنند اگر به وضع ظاهریشان خیلی بپردازند ، می توانند تبلیغ کنند ! ولی این نیست !]بلکه ] تبلیغ با پاکی و صفای درونی است.



    · مشکل مردم ، بیم جان و غم نان است ؛ اگر کسی بداند اینها دست خداست ، مشکلات حل می شود.

    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  19. تشكر

    شهاب منتظر (24-07-2013)

  20. Top | #270

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    October 2009
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آیت الله امجد:
    مکتب علی (ع) مکتب خشونت نیست


    آدم باید مستقل باشد واز تنهایی نترسد یکنفره برسر حق بایستد حال می خواهند بکشندش / اگر منیت ها و غرورها نبود ما این اسلام را بوسیله تلویزیون به عالم می شناساندیم / جامعه ای که در آن عدالت نباشد معنویت در آن جامعه ساقط می باشد / آدم یا خر نشه یا اگر خر شد بلد باشد جفتک بیاندازد ، یک خر آزاد / اگر بخواهیم سلیقه ی دینی خودمان را به جای دین مطرح کنیم همه را از دین زده می کنیم / غیر معصوم قابل انتقاد است / بنده مستقلم ، زیر خط هیچ کس نیستم که پسرم بخواهد به بنده خط بدهد تا وقتی تابع منطق وعقل است حمایتش می کنم و الّا اولین دشمنش من هستم / این کلاسها و درسهای اخلاق باید تعطیل بشود جامعه اشباع شده است/ بزرگترین ظلم ، خالی کردن جامعه ازمحتوا است / خدا باید آدم را عزیز کند خودمان که نمی توانیم خودمان را به زور عزیز کنیم / غیراز اهل بیت کسی در این عالم الگو نیست / مکتب علی مکتب ایثار و محبت و گذشت است ، مکتب خشونت نیست ،این همه خشونت چیه ؟
    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  21. تشكر

    شهاب منتظر (24-07-2013)

صفحه 27 از 33 نخستنخست ... 17232425262728293031 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi