بگوش دل رسد آواى حيدر
سراحمد بود بر پاى حيدر
****
چنان زهرا غريبانه بنالد
فتاده لرزه بر اعضاى حيدر
****
رود اما دوچشمش سوى زهراست
نگاه آخرش بر روى زهراست
****
امان از آن نگاه حسرت او
كه سوى دست و هم پهلوى زهراست
بگوش دل رسد آواى حيدر
سراحمد بود بر پاى حيدر
****
چنان زهرا غريبانه بنالد
فتاده لرزه بر اعضاى حيدر
****
رود اما دوچشمش سوى زهراست
نگاه آخرش بر روى زهراست
****
امان از آن نگاه حسرت او
كه سوى دست و هم پهلوى زهراست
جهان در حسرت آيينه مانده ست
گرفتار غمي ديرينه مانده ست
شب سردي ست بي تو بودن ما
بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (04-02-2011), مدير اجرايي (08-01-2013), شهاب منتظر (08-01-2013)
آه و ناله و فریاد در محیط تكوین است
كعبه را سزد امروز رو نهد به ویرانی
ز آنكه چشم زمزم را سیل اشك خونین است
صبح آفرینش را شام تار باز آمد
تیره اهل بینش را دیده جهان بین است
رایت شریعت را نوبت نگونساری است
روز غربت اسلام روز وحشت دین است
شاهد حقیقت را هر دو چشم حق بین خفت
آه بانوی كبری همچو شمع بالین است
هادی طریقت را زندگی به سر آمد
گمرهان امت را سینه پر از كین است
شاهباز وحدت را بند غم به گردن شد
كركس طبیعت را دست و پنجه رنگین است
شد همای فرخ فر بسته بال و بیشهپر
عرصه جهان یكسر صیدگاه شاهین است
خاتم سلیمان را اهرمن به جادو برد
مسند سلیمانی مركز شیاطین است
شب ز غم نگیرد خواب، چشم نرگس شاداب
لیك چشم هر خاری شب به خواب نوشین است
پشت آسمان شد خم زیر بار این ماتم
چشم ابر شد پر نم در مصیبت خاتم
جهان در حسرت آيينه مانده ست
گرفتار غمي ديرينه مانده ست
شب سردي ست بي تو بودن ما
بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (04-02-2011), مدير اجرايي (08-01-2013), نرگس منتظر (02-02-2011), شهاب منتظر (08-01-2013)
پایان شب آخر ماه صفر است این
یا آنكه زنو ماه محرّم شده امشب
مهتاب، رخ خویش نهان كرد زماتم
چون رحلت پیغمبر خاتم شده امشب
از داغ جگر سوز نبى سیّد ابرار
نخل قد زهرا و على خم شده امشب
شد كار فلک، خون جگر خوردن از این غم
گردون، ز محن با رخ درهم شده امشب
جهان در حسرت آيينه مانده ست
گرفتار غمي ديرينه مانده ست
شب سردي ست بي تو بودن ما
بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (04-02-2011), مدير اجرايي (08-01-2013), نرگس منتظر (02-02-2011), شهاب منتظر (08-01-2013)



| ❤ |
شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند
و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
امام خمینی (ره)
╬♥╬╬♥╬-زندگينامه شهدا╬♥╬╬♥╬-
╬♥╬╬♥╬-وصيت نامه شهدا╬♥╬╬♥╬-
شهدا شرمنده ایم
http://www.ayehayeentezar.com/galler...6595422563.gif
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (04-02-2011), مدير اجرايي (08-01-2013), خادمه زینب کبری(س) (02-02-2011), شهاب منتظر (08-01-2013)
ای شهر نشسته در غم
ای زمزمه نشسته بر اندوه!
ای زمزم گریسته بر خلوت غبار!
ای نالههای فروخفته در نای لحظهها؛ اندوهتان بلند!
هان بگویید، اینک این رستخیز نا به هنگام، از پی چیست؟!
این که بنشاندهست بر آیینه دلها، غبار؟!
این که برده از دل پیروجوان، اینک قرار؟!
ترجمانِ داغِ عالم سوز کیست؟!
ای مدینه!
اینک تو و این سکوت مُصحف!
اینک تو و این غم مضاعف! ای شهر نشسته در غم یار!
با رفتن آفتاب مگذار! از خاطرهها رود حضورش! آیینه حق نمای نورش!
ای مدینه!
بشتاب که میرود امیدت!
امیّد همیشه رو سفیدت!
بشتاب که میشود فراموش!
در خاطر روزهای عیدت!
اینک تو و این غم مضاعف!
ای مدینه!
سرد است نگاه مسجد امروز!
آیینه دل نشسته در سوز!
بغضی به گلوی خسته دارم!
آتش به دلم بیا، بیافروز!
اینک تو و این غم مضاعف!
ای خانه وحی یاریام کن!
پروانه وحی، یاریام کن!
سرمایه رحمت جهان رفت!
آن نورِ زمین و آسمان، رفت!
آیینه، غبار غم به دامان!
گرید به هوایِ روی جانان!
گوید به زبان بی زبانی!
شاید به اشارهای بدانی.
ای شهر نشسته در غم یار!
با رفتن آفتاب مگذار!
از خاطرهها رود حضورش!
آیینه حق نمای نورش!
ـ ای خانه وحی، کو محمد صلیاللهعلیهوآلهوس م ؟
آیینه حق نمای سرمد!
فرزند حجاز کو، نیامد!
آن روح نماز کو، نیامد!
محراب نهاده سر به زانو!
گر مرثیهخوان و گه سبب جو!
آکنده دل از غم صدایش!
گوید به میانِ نالههایش: ای شهر نشسته در غم یار!
با رفتن آفتاب مگذار!
از خاطرهها رود حضورش! آیینه حق نمای نورش!
ـ ای خانه وحی، داغ بابا!
آشفته اگرچه قلب زهرا علیهاالسلام !
ما را به شرارهای بسوزان!
با مرثیه وارهای بسوزان!
شاید به زبان بیت الاحزان!
نالیم، که در فراق جانان: ای شهر نشسته در غم یار! با رفتن آفتاب مگذار
از خاطرهها رود حضورش!
آیینه حق نمای نورش!
ای زمزمه نشسته بر اندوهم!
ای کعبه برده از دلم آرامش! ای گریه آسمانی جبراییل علیهالسلام ! ای ناله نای تنهاییها! بغضی به گلوی خسته دارم!
آن روز در آن غروب غمگین
با رفتن آفتاب دیدم.
در چهره عاشقانِ توحید، غم بود و...
جهان در حسرت آيينه مانده ست
گرفتار غمي ديرينه مانده ست
شب سردي ست بي تو بودن ما
بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (04-02-2011), مدير اجرايي (08-01-2013), نرگس منتظر (21-01-2012), شهاب منتظر (08-01-2013)






| ❤ |
رکن آرامش شکسته ..
شب هجر رسول وحى آمد
شب قطع نزول وحى آمد
فلك را ركن ارامش شكسته
زمین از اشك غم ، در گل نشسته
ملائك جمله در جوش و خروشند
خلایق جمله از ماتم خموشند
كنار بستر باباست زهرا
ز غم دامانش چون دریاست زهرا
به یكسو سر به دامن بوتراب است
ز دیده اشك باران چون سحاب است
به سویى مجتبى در شور وشین است
دو دستش حلقه بر دوش حسین است
نگاه مهر و ماه و هر دو كوكب
شده خیره به حال زار زینب
همه حالى غمین دارند امشب
ز دیده اشك مى بارند امشب
ولى در این میان زهراى اطهر
بود بیش از همه دل ناگران تر
تو گویى اشك او پایان ندارد
به سینه دل ، به پیكر جان ندارد
پیام اور كه عقیده در گلو داشت
هماره گوشه چشمى به او داشت
ستوده اشك از چشم ترش كرد
به حسرت سر به گوش دخترش كرد
زاسرار نهانى پرده برداشت
پیامش مژده صبح و سحر داشت
پس از ان فاطمه از گریه كم كرد
تبسم كرد و ترك رنج و سحر داشت
چو پیغمبر ز گیتى دیده پوشید
فلك در خون نشست و دل خروشید
به گریه عقیده دل باز كردند
ز زهرا پرسش ان راز كردند
كه اى تقوا و عصمت زا تجسم
چه بد ان گریه ها و ان تبسم
چه رازى در پیام حضرتش بود
بگفتا: ان امام الرحمه فرمود:
مباش افسرده خاطر از جدایى
تو پیش از دیگران پیش من ایى
ترا در خلوت ما راه باشد
ترا عمر كم و كوتاه باشد
رسولا، احمد، امت نوازا
ز رحمت بر سر این نكته بازا
كه چون دادى به زهرا وعده وصل
به او گفتى ز سوز و سردى فصل ؟
به او گفتى در این ایوان نیلى
كه نیلوفر ندارد تاب سیلى ؟
به زهرا گفته اى این راز یا به
چون گل پرپر شود با تازیانه ؟
تو كه بر فاطمه دادى بشارت
به زخم سینه اش كردى اشارت ؟
در سوگ امام حسن علیه السلام
آنشب مدینه شاهد سحر بود
ماه صفر آماده از بهر سفر بود
آنشب شقایق خون به جام لاله مى ریخت
از ابشار دیده خود ژاله مى ریخت
آنشب سپیده جامه بر تن چاك میكرد
از روى لاله گرد غربت پاك میكرد
آنشب زمان از پرده دل داد میزد
مرغ حق از بیداد شب فریاد میزد
آنشب دل از داغ غم جانانه مى سوخت
برگرد شمعى بیمه جان پروانه مى سوخت
ام المصائب از مصیب دیده تر بود
در پیش او طشتى پر از لخت جگر بود
آنشب برادر نیشها را نوش میكرد
از حق سخن مى گفت و خواهر گوش میكرد
آنشب حسن بهر حسینش راز مى گفت
شرح بلا و كربلا را باز مى گفت
آنشب حسن را سینه بودى پر شراره
چشم حسینش بود و قلب پاره پاره
آنشب سرشك از دیده عباس مى ریخت
خون حسن از سوده الماس مى ریخت
آنشب دل قاسم خدا را یاد میكرد
فریاد از بى رحمى صیاد مى كرد
آنشب حدیث درد را با اه مى گفت
از روز عاشورا به عبد الله مى گفت
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مدير اجرايي (21-01-2012), نرگس منتظر (21-01-2012), شهاب منتظر (08-01-2013)






| ❤ |
هنگامه غم ...
هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب
گریان، زغمى دیده عالم شده امشب
آهنگ سرشكم، كه رسد بر لب مژگان
با این دل سودا زده همدم شده امشب
پایان شب آخر ماه صفر است این
یا آنكه زنو ماه محرّم شده امشب
مهتاب، رخ خویش نهان كرد زماتم
چون رحلت پیغمبر خاتم شده امشب
از داغ جگر سوز نبى سیّد ابرار
نخل قد زهرا و على خم شده امشب
شد كار فلك، خون جگر خوردن از این غم
گردون، ز محن با رخ درهم شده امشب
سیماى جهان، غرقه خون دل «یاسر»
در سوگ رسول اللّه اعظم شده امشب
(محمود تارى «یاسر»)
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مدير اجرايي (21-01-2012), نرگس منتظر (21-08-2012), شهاب منتظر (08-01-2013)






| ❤ |
شب هجر رسول وحى آمد
شب قطع نزول وحى آمد
فلك را ركن ارامش شكسته
زمین از اشك غم ، در گل نشسته
ملائك جمله در جوش و خروشند
خلایق جمله از ماتم خموشند
كنار بستر باباست زهرا
ز غم دامانش چون دریاست زهرا
به یكسو سر به دامن بوتراب است
ز دیده اشك باران چون سحاب است
به سویى مجتبى در شور وشین است
دو دستش حلقه بر دوش حسین است
نگاه مهر و ماه و هر دو كوكب
شده خیره به حال زار زینب
همه حالى غمین دارند امشب
ز دیده اشك مى بارند امشب
ولى در این میان زهراى اطهر
بود بیش از همه دل ناگران تر
تو گویى اشك او پایان ندارد
به سینه دل ، به پیكر جان ندارد
پیام اور كه عقیده در گلو داشت
هماره گوشه چشمى به او داشت
ستوده اشك از چشم ترش كرد
به حسرت سر به گوش دخترش كرد
زاسرار نهانى پرده برداشت
پیامش مژده صبح و سحر داشت
پس از ان فاطمه از گریه كم كرد
تبسم كرد و ترك رنج و سحر داشت
چو پیغمبر ز گیتى دیده پوشید
فلك در خون نشست و دل خروشید
به گریه عقیده دل باز كردند
ز زهرا پرسش ان راز كردند
كه اى تقوا و عصمت زا تجسم
چه بد ان گریه ها و ان تبسم
چه رازى در پیام حضرتش بود
بگفتا: ان امام الرحمه فرمود:
مباش افسرده خاطر از جدایى
تو پیش از دیگران پیش من ایى
ترا در خلوت ما راه باشد
ترا عمر كم و كوتاه باشد
رسولا، احمد، امت نوازا
ز رحمت بر سر این نكته بازا
كه چون دادى به زهرا وعده وصل
به او گفتى ز سوز و سردى فصل ؟
به او گفتى در این ایوان نیلى
كه نیلوفر ندارد تاب سیلى ؟
به زهرا گفته اى این راز یا به
چون گل پرپر شود با تازیانه ؟
تو كه بر فاطمه دادى بشارت
به زخم سینه اش كردى اشارت ؟
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
مدير اجرايي (21-01-2012), نرگس منتظر (21-01-2012), شهاب منتظر (08-01-2013)



| ❤ |
کم گریه کن که گریه امانت بریده است
گویا که وقت رفتن بابا رسیده است
حق داری از غمش به سرو سینه می زنی
چون مثل او کسی به دو عالم ندیده است
در روز آخرش چه شده این چنین نبی
جز اهل بیت تو زهمه دل بریده است
بر روی سینه اش حسنین ناله می زنند
اشکش بر ای هر دو زغم ها چکیده است
برگو که مرتضی چه شنیده کنار او
رنگش چنین زطرح مسائل پریده است
اینجا همه برای شما گریه می کنند
چون از سقیفه بوی جسارت وزیده است
این روزها به پشت در خانه ات مرو
گویا عدو که نقشه ی قتلت کشیده است
جان حسین و جان حسن جان مرتضی
کم گریه کن که گریه امانت بریده است
سروده ی کمال مومنی
شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند
و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
امام خمینی (ره)
╬♥╬╬♥╬-زندگينامه شهدا╬♥╬╬♥╬-
╬♥╬╬♥╬-وصيت نامه شهدا╬♥╬╬♥╬-
شهدا شرمنده ایم
http://www.ayehayeentezar.com/galler...6595422563.gif
مدير اجرايي (08-01-2013), شهاب منتظر (08-01-2013)



| ❤ |
داغ جگر سوز
هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب
گریان، زغمى دیده عالم شده امشب
آهنگ سرشكم، كه رسد بر لب مژگان
با این دل سودا زده همدم شده امشب
پایان شب آخر ماه صفر است این
یا آنكه زنو ماه محرّم شده امشب
مهتاب، رخ خویش نهان كرد زماتم
چون رحلت پیغمبر خاتم شده امشب
از داغ جگر سوز نبى سیّد ابرار
نخل قد زهرا و على خم شده امشب
شد كار فلک، خون جگر خوردن از این غم
گردون، ز محن با رخ درهم شده امشب
سیماى جهان، غرقه خون دل «یاسر»
در سوگ رسول اللّه اعظم شده امشب
شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند
و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
امام خمینی (ره)
╬♥╬╬♥╬-زندگينامه شهدا╬♥╬╬♥╬-
╬♥╬╬♥╬-وصيت نامه شهدا╬♥╬╬♥╬-
شهدا شرمنده ایم
http://www.ayehayeentezar.com/galler...6595422563.gif
مدير اجرايي (08-01-2013), شهاب منتظر (08-01-2013)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)