
او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم
هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم
یوسف زهرا (28-11-2013)

این مثال هم اگر در خلوت باشد یا منظور انسان ریاکاری نباشد و عادت همیشگی اش باشد به نظر مورد اشکال است. چون درست است که باید خضوع باطنی رعایت شود اما حضور قلب در نماز به تمام معنایش کار ساده ای نیست از طرفی ظاهر را هم باید رعایت کرد همانطوری که در حضور بزرگان ادب را رعایت میکنیم
او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم
هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم



| ❤ |
سلام و عرض ادب
با تشکر از حضور سبزتان
بله طبق فرمایش سرکار ،حدیثی داریم مبنی بر اینکه اگر بردبار نیستی بردباری را به خود تحمیل کن.اما آن حدیث با این فرمایش بلند و اخلاقی استاد اخلاق ،مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی منافاتی ندارد ،چرا که ،مبنا در آن حدیث آگاهی به این وضع است که ملکه حلم را ندارم ولی حسب الامر به خود تحمیل کرده ام .(آگاهی به این مطلب نتایجی دارد که با نتایج دروغ متفاوت است.)
اما در بحث دروغ ،این اگاهی نیست و صرف این که نماى انسانى سنگين و با وقار را به خود بگيرد،برایش کافی است و آگاه از این دروغ و تظاهر خویش نیست و گرفتار آثار شوم دروغ خواهد شد.



| ❤ |
بله ،بنا به فرمایش شما کار ساده ای نیست ولی اگر انسان آگاه ازین حقایق نباشد ،به همین مقدار که چون بدست آوردن آن حضور قلب سخت است ،پس همین مقدار کافیست و به آن بسنده می کنیم.
اما اگر بفهمیم که این نوع رعایت در نظر علمای بالله دروغ محسوب میشود ،بعد از توبه ازین عبادات خویش سعی در بدست آوردن اخلاص می نماییم .
گرچه این حقیقت از چو منی دورست اما بنظرم بدانم ،امیدی برای بدست آوردنش هست.
اللهم ارزقنا و ایّاکم

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما
البته همینطوره ولی شما از یک دید به مساله نگاه میکنید بنده از یک دید دیگر.
به این معنا که اگر انسان به هیچ عنوان نتوانست حضور قلب به تمام معنا را در نماز داشته باشد، صرف اینکه اگر به ظاهر آن را رعایت کند اینکار دروغ محسب میشه نباید ترکش کند. چه بسا اینکار باعث شود خضوع و خشوع واقعی را درک کند
و به نظر میاد این مورد از مواردیه که فرمودند حسنات الابرار سیئات المقربین.
او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم
هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم
مولاتی یا فاطمه الزهرا(س) (28-11-2013)



| ❤ |
امير مؤ منان على (عليه السلام ) نيز فرموده است :
اوصانى رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) حين زوجنى فاطمه (سلام الله عليها) فقال اياك و الكذب فانه يسود الوجه و عليك بالصدق فانه مبارك و الكذب شوم (135).
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) هنگام ازدواج من با فاطمه (سلام الله عليها) فرمود: از دروغ بپرهيز كه چهره را سياه مى كند، و بر تو باد راستى كه مبارك است ، و دروغ ، شرمندگى است .
از رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيز نقل شده است :
اجتنبوا الكذب و ان رايتم فيه النجاه فان فيه الهلكة (136).
از دروغ بپرهيزيد؛ اگر چه در آن راه نجات خود را ببينيد؛ پس همانا در آن چيزى جز نابودى نيست .
آيات و روايات به خوبى نشان مى دهد دروغ - همان گونه كه از سوى عقل مورد نكوهش قرار گرفته - از نظر شرع نيز فعلى حرام و سرزنش شده است .
بنابر عقيده و نظر فقيهان ، دروغ ، هم از ديد عقل و هم از ديد شرع ، عملى زشت و ناشايست است و دليل هاى چهار گانه ، يعنى ((قرآن )) ((سنت معصومان عليهم السلام )) ((اجماع و اتفاق نظر فقيهان )) و ((عقل ))، حرمت آن را ثابت مى كند.
بيش تر فقيهان معتقدند كه حرمت دروغ به اندازه اى آشكار است كه از جمله ((ضروريات (137))) به شمار آمده و به دليل نياز ندارد.
همان گونه كه وجوب نماز و روزه از ضروريات دين است ، حرمت دروغ نيز از ضروريات دين به شمار مى رود و هيچ شك و شبهه اى در آن نيست ؛ البته حكم حرمت ، فقط به برخى از اقسام دروغ در تقسيم دانشمندان اخلاق مربوط مى شود و برخى ديگر از آن ها حرام نيستند؛ اگر چه تمام اقسام دروغ از ديد دانش اخلاق ، ناپسند و نازيبايند؛ چنان كه تمام اقسام دروغ در تقسيم فقيهان ، حرامند.
سابحات (04-12-2013)



| ❤ |
از آن جا كه محور اصلى اين گفتار، مباحث اخلاقى است ، توجه به برخى نكات اهميت دارد كه از جمله مى توان به موارد ذيل اشاره كرد:
الف : دروغگويى بدون شنونده
همان طور كه پيش از اين اشاره شده ، دروغ به معناى خبر مخالف با واقع است . حال چنان چه شخصى در تنهايى و پنهانى و بدون داشتن مخاطب يا با وجود مخاطبى ناشنوا و گنگ كه حرف هاى او را نمى شنود يا زبانش را متوجه نمى شود، دروغ بگويد، مرتكب عمل دروغ شده است ؛ اما چون ((خبر دادن ))، قيد حرمت دروغ است ، و در وضعيت موجود، به دليل نبودن شنونده ، هيچ جنبه اخبارى وجود ندارد، از ديد فقيهان ، عمل حرامى انجام نشده ؛ ولى از بعد اخلاقى رفتارى انجام گرفته است كه باعث تنزل روحيات والاى انسانى مى شود.
ب : خبر دادن از امور غير قطعى
يكى از مهم ترين مسائل اين گفتار، به خبر دادن از امور مشكوك مربوط مى شود. هرگاه انسان از چيزى كه به آن آگاهى ندارد، خبر دهد، از ديد شرع و عقل مرتكب رفتارى نادرست شده است ؛ زيرا چنان چه خبر او با واقعيت مطابقت كند مشكلى پديد نمى آيد(138)؛ اما اگر با واقعيت مطابقت نكند، مرتكب عملى حرام شده و مستحق مجازات است ؛ بنابراين ، عقل انسان ، چنان چه يكى از دو احتمال خبر دادن را حرام بداند، به حكم ((لزوم دفع ضرر محتمل (139)))، آن را جايز نمى شمارد؛ به طور مثال اگر دو كاسه وجود داشته باشد كه در يكى سمى مهلك ، و در ديگرى آب گوارا باشد، اما انسان نداند كدام زهر و كدام آب گوارا است ، به حكم عقل خويش ، از هر دو پرهيز مى كند.
از بعد شرعى ، روايات بسيارى وجود دارد كه به برخى از آن ها اشاره مى شود.
سابحات (04-12-2013)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)