12. عرفان و شناخت عمیق از دین
برای شناختن پایه عرفان و معرفت عمیق بانوی نمونه، کافی است که پیش درآمد
خطبهآن حضرت را در نظر آوریم(1).
دخت گرامی پیامبر صلی الله علیه وآله در این خطبه که به عنوان استیضاح خلیفه صورت
گرفت در محورهای مختلفی سخن گفته است که مجال بازگویی فهرست آنها نیست و ما از
میان این محورها، سخنان کوتاه او درباره توحید را انتخاب میکنیم تا به پایه معرفتی آن
حضرت اشاره ای کرده باشیم.
او در خطبه خود در خصوص این محور، جمله هایی بس زیبا، در نهایت فصاحت و بلاغت
و در عین حال ایجاز دارد که به تدریج به توضیح آنها میپردازیم:
«و أشهد أن لا إله إلاّ اللّه لا شریک له کلمةٌ جُعِلَ الإخلاص تأویلها».
«گواهی میدهم که جز خدای یکتا، خدایی نیست، این کلمه، کلمهای است
که اخلاص، تأویل آن میباشد».
دخت گرامی پیامبر صلی الله علی هوآله در این عبارت، به یکتایی ذات اقدس الهی گواهی
میدهد. ذاتی که برای آن، همتایی در ذات و صفات نیست؛ ولی اعتقاد به یکتایی خداوند را در
مقام عمل، اخلاص موحد میداند و آن این که همه نعمتها را از جانب خدا بداند و همه کارها
را برای او انجام دهد، چنان که خداوند میفرماید:
«قُلْ إنَّما أعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أنْ تَقوموا لِللّهِ مَثْنی و فُردی(2)».
«بگو من شما را به یک چیز انذار میدهم و آن اینکه دو نفر دو
نفر یا به تنهایی برای خدا قیام کنید».
تأویل در اصطلاح دانشمندان، این است که سخنی که ظاهری دارد، آن را بر غیرظاهر
خود حمل کنیم و لذا میگویند سخن فلانی را تأویل کرد؛
یعنی آن را برخلاف ظاهرش حمل نمود. تأویل به این معنی از اصطلاحات متأخّران است
و در عصر نزول، این اصطلاح وجود نداشت.
تأویل در قرآن به معنای عاقبت و بازگشت چیزی به واقعیّت پنهان آن است،
و لذا در سوره اسراء در مورد ادای حق پیمانه، میفرماید:
«و أوفوا الکَیْلَ إذا کِلْتُمْ وَزِنوا بِالقِسْطاسِ المُسْتَقیم ذلِکَ خَیْرٌ و أحْسَن تأویلاً(3)».
«حق پیمانه را ادا کنید و با ترازوی درست وزن کنید،
این برای شما بهتر و عاقبتش نیکوتر است».
تأویل در این آیه، به معنی عاقبت و سرانجام رعایت عدالت در معامله است؛
زیرا گذشته از سعادت اخروی، رعایت عدالت اجتماعی، مایه سعادت آن جامعه است،
درحالی که تجاوز به حقوق، مایه هرج و مرج و انهدام نظام است و قرآن میفرماید:
«رعایت حق پیمانه، عاقبت بسیار خوبی دارد».
و نیز در سوره یوسف، لفظ تأویل در بیان واقعیّت پنهان خواب به کار رفته است و
در این سوره در موارد ششگانه(4) لفظ تأویل به کار رفته که مقصود، واقعیّت پنهان خواب
است؛ زیرا در رؤیاهای صادقه که روح، واقعیتی را مشاهده میکند، نفس انسانی در حالت
خواب در آن تصرّف مینماید و سرانجام واقعیّت خواب، پنهان میشود.
تعبیرکننده دانا میتواند از علم موهبتی خود، تأویل و واقعیت خواب را به دست آورد.
مثلاً آنگاه که یوسف در عالم رؤیا مشاهده میکند که آفتاب و ماه به ضمیمه یازده ستاره
بر او سجده میکنند و خواب خود را به پدر بزرگوار خود یادآور میشود، پدر؛
او را از بازگویی خواب خود بازمیدارد و یادآور میشود که یکی از نعمتهای خدا این
است که دانش تعبیر خواب را به تو خواهد آموخت، چنان که میفرماید:
«و کذلک یَجْتَبیکَ رَبُّکَ و یُعَلِّمُکَ مِنْ تَأْویلِ الأحادیثِ(5)».
«بدینگونه پروردگارت تو را به پیامبری برمیگزیند و
دانش تعبیر خواب را به تو می آموزد».
در حقیقت یوسف، سجده پدر و مادر و یازده برادر خود را در عالم رؤیا
مشاهده کرده بود ولی تا بیدار شود، واقعیت خواب به صورت سجده آفتاب
و ماه و یازده ستاره جلوه کرده بود.
در این جمله کوتاه «جُعل الاخلاص تأویلها»،
دخت گرامی پیامبر صلی الله علیه وآله برای توحید، دو مرحله معرفی میکند:
مرحله اعتقادی و این که همه انسانها از روی اعتقاد بگویند:
«لا إله إلاّ اللّه وحده لا شریک له» و مرحله دیگر مرحله عملی و رفتاری است
و این که زندگی آنان تجسّمبخش توحید باشد؛ زیرا اعتقاد به وحدانیّت خدا، و این که همه چیز
از جانب او سرچشمه میگیرد و همه چیز از آن اوست، سبب میشود که ما نیز رفتار و گفتار
خود را در هالهای از اخلاص قرار داده و قیام و قعود ما برای او باشد، چنان که میفرماید:
«قُلْ إنَّما أعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أنْ تَقوموا لِللّهِ مَثْنی و فُردی(6)».
«بگو من شما را به یک چیز انذار میدهم و آن اینکه دو نفر دو نفر یا به تنهایی
برای خدا قیام کنید».
بنابراین اخلاص در عمل، تجسم توحید در رفتار و کردار است.
![]()





نقل قول
