39 - اللهم فاعطنا فى هذه العشية ما سئلناك واكفنا ماستكفيناك فلا كافى لنا سواك...
اللهم فاعطنا فى هذه العشية ما سئلناك واكفنا ماستكفيناك فلا كافى لنا سواك و لا رب لنا غيرك نافذ فينا حكمك محيط بنا علمك عدل فينا قضاؤ ك اقض لنا الخير و اجعلنا من اهل الخير اللهم اوجب لنا بجودك عظيم الاجر و كريم الذّخر و دوام اليسر واغفرلنا ذنوبنا اجمعين و لا تهلكنا مع الهالكين و لا تصرف عنا راءفتك و رحمتك يا ارحم الراحمين .اللهم اجعلنا فى هذا الوقت ممن سئلك فاعطيته و شكرك فزدته و تاب اليك فقبلته و تنصل اليك من ذنوبه كلها فغفرتها له يا ذالجلال و الاكرام اللهم و نقّنا و سدّدنا واقبل تضرّعنا يا خير من سئل و يا ارحم من استرحم يا من لا يخفى عليه اغماض الجفون و لا لحظ العيون و لا ما استقرّ فى المكنون و لا ما انطوت عليه مضمرات القلوب الاكلّ ذلك قد احصاه علمك و وسعه حلمك .
(( خداوندا، در اين موقع كه روز به پايان خود نزديك مى شود، آنچه را كه از بارگاهت مساءلت نموديم بر ما عنايت و آنچه را كه كفايت آن را از تو طلب كرديم ، كفايت فرما، زيرا براى ما جز تو كسى كفايت كننده و پرورنده اى وجود ندارد.حكم تو درباره ما نافذ و علم تو احاطه بر وجود ما دارد. قضاى تو عدل محض است . با قلم قضايت براى ما خير و كرامت را مقرر فرما و ما را از اهل خير قرار بده .آفريدگارا، با وجود و بخشش الهى خود، پاداش بزرگ و ذخيره كرامت و دوام سهولت در كارها را براى ما تثبيت فرما و همه گناهان ما را ببخشا و ما را از هلاك شوندگان محسوب مفرما.اى مهربان ترين مهربانان ، راءفت و رحمتت را از ما بر مگردان .خداوندا، ما را در اين موقع از آن گروه مورد لطفت قرار بده كه اگر مساءلت كرد، عطايش فرمودى ؛ به نعمت هايت شكرگزارى نمود، براى او افزودى ؛ به سوى تو توبه كرد، آن را پذيرفتى ؛ از همه گناهانى كه مرتكب شده بود، تبرى جسته و يكسره به سوى تو پناهنده شد، همه آنها را بخشيدى .اى خداوند صاحب جلال و عظمت ! ما را براى همه كارهاى نيك و مورد رضايت ، موفق و مؤ يد بفرما. تضرع و ناله هاى ما را به درجه قبولى برسان ، اى بهترين كسى كه مورد مساءلت قرار مى گيرد و اى مهربان ترين كسى كه طلب رحمت از او نمايند.اى خداوند، اى داناى مطلق كه بر هم زدن پلك ها و نگاه پنهانى از گوشه چشم ها، براى او پوشيده نيست و هر آنچه كه در نهانخانه درون مستقر مى شود و در لابه لاى دل ها مى پيچد و مخفى مى گردد، براى تو پوشيده نيست . قطعى است كه همه اين نهانى ها و مكنونات براى تو آشكار و حلم تو فراگير و علم تو بر همه آنها محيط است .))
40 - سبحانك و تعاليت عما يقول الظالمون علوا كبيرا تسبح لك السموات السبع و الارضون و من فيهن
و ان من شى ء الا يسبح بحمدك فلك الحمد و المجد و علوا الجد يا ذالجلال و الاكرام و الفضل و الانعام و الايادى الجسام و انت الجواد الكريم الرئوف الرحيم اللهم اوسع علىّ من رزقك الحلال و عافنى فى بدنى و دينى و امن خوفى و اعتق رقبتى من النار اللهم لا تمكر بى و لا تستدرجنى و لا تخدعنى وادرء عنى شرّ فسقه الجن و الانس .
((پروردگارا، تو پاك تر و بسيار بالاتر از آن هستى كه ستمكاران درباره تو مى گويند. آسمان هاى هفت گانه و زمين ها و هر آنچه كه در آنها است تسبيح تو مى گويند، بلكه هيچ موجودى نيست ، مگر اين كه براى حمد و ستايش مقام ربوبى تو، تسبيح گويانند. پس حمد و عظمت و علو مقام از آن توست اى صاحب جلال و بزرگى و فضل و انعام و احسان هاى بزرگ ، تويى خداوند بخشايشگر و كريم و رؤ وف و مهربان .اى خداوند رزاق ! از روزى حلال خود براى معيشت من وسعتى عنايت فرما و بدن و دينم را از اخلال ها ايمن بدار، و از ترس و هراس در امانم نگه دار، و گردنم را از آتش دوزخ آزاد فرما.خداوندا، با علم و قدرت تصرف در همه امورى كه دارى ، گرفتارم مساز؛ و مرا به حال خودم وامگذار و رسوايم مفرما و شر تبهكاران جن و انس را از من دور فرما.))
در اين جملات از نيايش ، روزى حلال براى معيشت خويشتن از خدا مساءلت مى نمايد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روزى در حال دعا چنين عرض كرد:
اللهم بارك لنا فى الخبز فانه لو لا الخبز ما صلّينا و لا صمنا و لا اءدّينا فرائض ربنا.
((خداوندا نان ما را مبارك فرما، زيرا اگر نان نباشد، نه نماز مى گذاريم و نه روزه مى گيرم و نه ساير واجبات پروردگارمان را به جاى مى آوريم .))
آيات و احاديث شريفهبه طور فراوان ، ضرورت تنظيم معاش را گوشزد فرموده است . مگر نه اين است كه نخست حيات طبيعى بايد جريان خود را دريافت كند، سپس حيات روحى ؟ مطلب بسيار با اهميت ديگرى كه در جملات فوق بايد تفسير شود، اين است كه :
(( خداوندا، مرا به حال خود واگذار مكن .))
بشر امروزى از آن هنگام كه به جنون خودخواهى و خودكامگى مبتلا گشت ، اولين ضرر غيرقابل جبران كه بر خودش وارد ساخت ، احساس رهايى مطلق از همه اصول انسانى و ارزشها بود كه پوچى را براى او به ارمغان آورد.
احساس رهايى و پوچى ، به ظاهر دو معلول يك علت به نظر مى آمد. در صورتى كه ، پوچى معلول احساس رهايى ، و احساس رهايى معلول خودخواهى بود كه قربانى شدن حيات زير پاى وسايل حيات را هم به همراه داشت .
آنگاه ، آن نور ديده على بن ابى طالب عليهماالسلام سر را بلند و ديده خود را به سوى آسمان دوخت و در حالى كه سيل اشك از چشمان مباركش سرازير مى شد، با صداى بلند چنين نيايش نمود:





نقل قول
