
| ❤ |
هرگز نگیرد تا ابد آقا کسی جای تو راهرگز مخواه از کف دهم عشق و تولای تو را
این مرده دل این خسته جان دارد تمنای تو را
این سینه ی پر سوز ما خواهد تسلای تو را
*خادمه رقیه خاتون(س)* (29-01-2015), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (29-01-2015), مولاتی یا فاطمه الزهرا(س) (29-01-2015), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (29-01-2015), یاس بهشتی* خادمه باب الحوائج جواد الائمه (ع)* (28-01-2015), شهاب منتظر (29-01-2015)

| ❤ |
هرگز نگیرد تا ابد آقا کسی جای تو راهرگز مخواه از کف دهم عشق و تولای تو را
این مرده دل این خسته جان دارد تمنای تو را
این سینه ی پر سوز ما خواهد تسلای تو را
*خادمه رقیه خاتون(س)* (29-01-2015), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (29-01-2015), عمار رهبری (29-01-2015)



| ❤ |
«ابومحمد» میآمد
تا تبسم را به انسان تعارف کند.
«ابومحمد» میآمد تا تردید در خاک خیال تاریخ ریشه ندوانَد
که روشنی اولین اصلِ حقیقی زیستن است.
«ابومحمد» میآمد تا «معتمدها» را
به تماشای فروپاشی شیطان و عصیان دعوت کند.
«ابومحمد» میآمد تا پشت میلههای زندان را خم کند.
میآمد تا خمی به ابرو نیاورد.
میآمد تا تمام سیاه چالها را
در معرض تابش آفتاب سیمای خویش قرار دهد،
میآمد تا زنبقها در تاریکترین لحظهها برویند.
میآمد تا پشت میلههای زندان را خم کند،
میلههایی که هیچ زمانی آسمان را درک نمیکنند
و چشمه را نمیفهمند.
«ابومحمد» میآمد تا حقارت به اوج تاریخ رسیده را خط بطلانی بکشد.
«ابومحمد» میآمد تا زمینه ساز طلوع فراگیر زندگی باشد.
از پشت پرده با خلق سخن میگفت
تا نقش پرده غیبت را بر ضمیر روشن دلان هوشیار، حک کند.
از پشت پرده با خلق سخن میگفت تا غربت خویش را بپوشاند
و زمینه ساز غیبت آخرین حجت خداوندی باشد.
«ابومحمد» میآمد تا هزار توی دلهره و هراس را
با گامهای استوار خویش به لرزه درآورد.
میآمد تا تشنهترین مدارهای مداوم را
اسیر جاذبه کهکشانی خویشتن سازد.
«ابومحمد» میآمد پا به پای ذوالفقار علی علیه السلام میرفت
شانه به شانه قافله سالار کربلا و میماند پهلو به پهلوی فاطمه علیهاالسلام
همیشه پا در رکاب انتظار بود و چشم انتظار پا در رکابترین لحظهها.
سینهاش موج خیز التهاب بود و شانهاش، تبعیدگاه زنجیرها،
آن قدر زلال بود که در حسرت تمام رودها جاری بود.
آن قدر آرام میشکست که قلبش بدون صدا ترک برمیداشت.
آن قدر ستاره بود که تمام شبها، رؤیایش را به خواب میدیدند
و آن قدر «محمد صلی الله علیه و آله» که «ابو محمد» شد.
"محمد کامرانی اقدام"
ویرایش توسط نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* : 13-01-2016 در ساعت 10:03
♥اَلـــلّـــ♥ـهـُـــ♥ـمَّ عَـــ♥ـجِـّــ♥ـلْ لِــ♥ـوَلــ♥ـیـــِّکَ ♥الــــْفــ♥ــَرَجْ♥
♥اَلـــلّـــ♥ـهـُـــ♥ـمَّ عَـــ♥ـجِـّــ♥ـلْ لِــ♥ـوَلــ♥ـیـــِّکَ ♥الــــْفــ♥ــَرَجْ♥
*خادمه رقیه خاتون(س)* (30-01-2015), mahdy30na (30-01-2015)






| ❤ |
میپیچد عطر حضور فرشتهها،
در دهان «مدینه النبی».
کوچههای مدینه دوباره عطر یاس گرفتهاند
و صدای بال فرشتگان، روی شانههای شهر جاری است.
خانه، خانه هادی امت است.
«حَسن»، به حُسن ازلی و تبسم نبوی، چشم میگشاید.
میآید تا تداومبخش چشمهسارهای زلال زمزم پیامبر باشد.
میآید تا وامدار کرامت و احسان حسنی باشد.
میآید تا شانههایش، ادامه پرچم خونین حسینی باشد.
میآید تا تداوم سجدههای طولانی سجاد(ع) باشد.
تا وارث بلاغت علوم باقری باشد.
تا مدرس منابر «حکمت» صادقی و «مذهب» جعفری باشد.
تا تداعی رنجهای دیرینه امام کاظم و آینه بیبدیل صبر و استقامت باشد.
تا طلیعه غربت و همدم تنهایی رضوی باشد.
میآید تا سینهاش مالامال از جود و سخاوت امام جواد(ع) و دستهایش،
نشانههای نورانی هدایت امت موحد باشدکه از پدر به ارث برده است.
میآید تا چلچراغ عشق و سکان کشتی دین را
به دست کسی بسپارد که از صلب مطهر او خواهد آمد.
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
*خادمه رقیه خاتون(س)* (30-01-2015), mahdy30na (30-01-2015), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (29-01-2015)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)