جلسه دوم
اگر خوب بودن را درست ترجمه کنیم
دیگر لازم نیست انقلابی بودن یا سیاسی بودن را در کنار آن جداگانه تعریف کنیم.
دیگر لازم نیست بگوییم «فلانی هم شخصاً آدم خوبی است
و هم تفکر انقلابی صحیحی دارد یا در عرصۀ سیاسی درست رفتار میکند».
مانند این میماند که بگوییم «فلانی هم آدم خوبی است و هم اخلاق خوبی دارد»!
چون خوب بودن چیزی غیر از اخلاق خوب داشتن نیست.
اینکه بگوییم یک نفر هم شخصاً آدم خوبی است و هم از نظر انقلابی و اجتماعی
و سیاسی آدم خوبی است، علیالقاعده سخن اشتباهی است چون
نشان میدهد ما خوب بودن را درست معنا نکردهایم.
وقتی خوب بودن را درست معنا کنیم، معلوم میشود که بین خوب بودن شخصی
و خوب بودن اجتماعی انسان اصلاً فرقی نیست.
جدا کردن خوب بودن فردی از خوب بودن اجتماعی و سیاسی،
علامت این است که در تعریف شما از خوب بودن
اشکال ایجاد شده است.




نقل قول
