صفحه 3 از 10 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 96

موضوع: تسبیح موجودات

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حقيقت تسبيح

    آنچه از تحقيق و تتبع در مجموع آيات و روايات راجع به تسبيح ، بيانات مفسران و اهل تحقيق ، كلمات اهل عرفان و كشفيات اهل مكاشفه برمى آيد آن است كه تسبيح موجودات ، كلام و بيانى ارادى و اظهارى حقيقى است كه اين موجودات به آن ، حق تعالى را يادآور مى شوند.
    آراى مفسران ، عرفا و اهل تحقيق در حقيقت تسبيح موجودات
    آنچه از تتبع در كلمات و بيانات مفسران و اهل تحقيق و عرفان استفاده مى گردد دو بيان در حقيقت تسبيح موجودات است :

    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بيان اول در حقيقت تسبيح

    بيان اول نمايانگر آن است كه تسبيح ، آنجا كه به آدمى و ملايك نسبت داده شده است ، در حقيقت معناى خود استعمال شده است ، زيرا كه تسبيح يعنى منزه دانستن حق تعالى از نقايص و اين معنى ، امرى ارادى و از روى شعور و آگاهى است كه در آدمى و ملايك محقق و مشهود است .
    اما آنجا كه در مورد جمادات و حيوانات بكار رفته و به آنها نسبت داده شده است در معنى حقيقى خود بكار نرفته بلكه بطور مجاز استعمال شده است ، زيرا در جمادات و حيوانات تعقل و شعور نمى باشد تا آنكه ذكر حق تعالى گويند و با ذكر خود به ثواب و نفعى و اصل گردند.
    مراد از تسبيح جمادات و حيوانات همان دلالت ذاتى و طبيعى و به عبارت ديگر دلالت علت و معلولى آنها بر وجود و تنزه حق تعالى است ، زيرا همگى آنان آيات و نشانه هاى حضرت حقند و جملگى آنان چون معلول و مخلوقند، سراسر نقصند و بر وجود خالق خود و بى نيازى او گواهند. اين دلالت ذاتى ، خود بمنزله تسبيح آنان است و چه بسا دلالت آن بر منزه بودن حق تعالى قوى تر از تسبيح لفظى هم باشد چون دلالت ذاتى اقوى از دلالت لفظى است .
    بنابر اين تسبيح آنان زبان حالشان است نه زبان قال . ذات و چهره اين موجودات ، سراسر بگونه اى است كه گويا تسبيح حق نموده و زبان به تنزيه او گشوده اند هر چند كه اين معنى را همه كس ادراك نمى كند.
    اين معنى از تسبيح موجودات در ظاهر بى شعور، از كلمات بسيارى از مفسران بدست مى آيد. اينك چند نمونه از اين دست كلمات را نقل مى نماييم :
    كلام علامه طبرسى در مجمع البيان
    علامه طبرسى (ره ) در تفسير گران سنگ خود در ذيل آيه شريفه ((و ان من شيى ء الا يسبح بحمده )) مى گويد:
    ((معنى التسبيح ها هنا الدلالة على توحيد الله و عدله و انه لا شريك له فى الالهية . و جرى ذلك مجرى التسبيح باللفظ و ربما يكون التسبيح من طريق الدلالة اقوى لانه يؤدى الى العلم .
    (و ان من شيى ء الا يسبح بحمده ) اى ليس شيى ء من الموجودات الا و يسبح بحمدالله تعالى من جهة خلقته . اذ كل موجود سوى القديم حادث يدعو الى تعظيمه ، لحاجته الى صانع غير مصنوع فهو يدعو الى تثبيت قديم غنى بنفسه عن كل شيى ء سواه ، و لا يجوز عليه ما يجوز على المحدثات ...
    (و لكن لا تفقهون تسبيحهم ) اى لاتعلمون تسبيح هذه الاشياء حيث لم تنظروا فيها فتعلموا كيف دلالتها على توحيده )).(39)
    معنى تسبيح در اينجا همان دلالت بر وحدانيت و عدالت خداوند است و اينكه او در الهيت شريكى ندارد. همين دلالت ، جايگزين تسبيح لفظى گرديده و چه بسا تسبيح به اين معنى از طريق دلالت قوى تر از تسبيح لفظى باشد، چون اين موجب علم و يقين مى گردد.
    (و هيچ چيزى نيست مگر بحمد خدا تسبيح مى كند) يعنى هيچ موجودى نيست مگر اينكه از ناحيه خلقتش به حمد خداوند تسبيح مى گويد، چون هر موجودى بجز قديم ، حادث است كه خود به تعظيم او ندا مى كند، چون حادث به صانع و سازنده ى كه ساخته نشده باشد محتاج است ... پس ‍ حادث ، خود به اثبات قديمى كه بى نيازى از غيرتش باشد ندا مى دهد و آنچه كه بر محدثان جايز است بر قديم جايز نيست .
    (و ليكن شما تسبيح آنانرا نمى فهميد) يعنى شما تسبيح اين اشيا را نمى دانيد چون در آن تدبر ننموده ايد تا دلالتشان را بر توحيد بفهميد.
    نظر شيخ طوسى (ره ) در تفسير شريف تبيان نيز، همان است كه در كلام علامه طبرسى آمده است .
    كلام فخر رازى در تسبيح موجودات
    فخر رازى در تفسير آيه فوق مى گويد:
    (((تسبح له السموات السبع و الارض و من فيهن )
    و فيه مسألتان : المسألة الاولى : اعلم ان الحى المكلف يسبح الله بوجهين : الاول بالقول كقوله باللسان : سبحان الله . والثانى بدلالة احواله على توحيد الله تعالى و تقديسه و عزته . فاما الذى لايكون مكلفا مثل البهائم و من لايكون حيا مثل الجمادات ، فهى انما تسبح الله بالطريق الثانى ، لان التسبيح بالطريق الاول لايحصل الامع الفهم و العلم و الادراك و النطق و كل ذلك فى الجماد محال فلم يبق حصول التسبيح فى حقه الا بالطريق الثانى ...))(40).
    در اين آيه دو مسأله است مسأله اول : بدانكه انسان زنده صاحب تكليف ، خداوند را به دو گونه تسبيح مى كند: اول تسبيح به گفتار، همانند آنكه با زبان بگويد: سبحان الله . دوم به دلالت احوال بر توحيد و تقديس و عزت خداى تعالى . اما آنكه مكلف نيست ، همانند چهارپايان و آنكه حياتى ندارد مثل جمادات ، تسبيحش به روش دوم است ، چون تسبيح به روش اول حاصل نمى گردد مگر با فهم و دانش و شعور و نطق و تمامى اينها در مورد جمادات مى باشد، پس باقى نمى ماند در جمادات مگر تسبيح به روش ‍ دوم .
    كلام زمخشرى در تسبيح موجودات
    علامه زمخشرى در تفسير كشاف ، ذيل آيه فوق مى گويد:
    ((و المراد انها تسبح له بلسان الحال ، حيث تدل على الصانع و على قدرته و حكمته ، فكأنها تنطق بذلك و كانها تنزه الله عزوجل مما لايجوز عليه من الشركاء و غيرها. فان قلت : فما تصنع بقوله ((ولكن لاتفقهون تسبيحهم )) و هذا التسبيح مفقوه معلوم ؟ قلت : الخطاب للمشركين و هم و ان كانوا اذا سئلوا عن خالق السموات و الارض قالوا: الله ، الا انهم لما جعلوا معه آلة مع اقرارهم ، فكأنهم لم ينظروا و لم يقروا، لان نتيجة النظر الصحيح و الاقرار الثابت خلاف ما كانوا عليه ، فاذا لم يفقهوا التسبيح و لم ستوضحوا الدلالة على الخالق . فان قلت : من فيهن ، يسبحون على الحقيقة و هم الملائكة و الثقلان و قد عطفوا على السموات و الارض فما وجهه ؟
    قلت : التسبيح المجازى حاصل فى الجميع فوجب الحمل عليه و الا كانت الكلمة الواحده فى حالة واحدة محمولة على الحقيقة و المجاز)).(41)
    مراد از تسبيح موجودات آن است كه آنان با زبان حال تسبيح مى گويند آنجا كه دلالت بر وجود صانع خويش و قدرت و حكمت او مى نمايند. پس آنان گويا تسبيح مى گويند و گويا كه تنزيه خداوند عزوجل را از شريكان و غير آن كه بر او روا نمى باشد مى نمايند.
    اگر بگويى : معنى ((ولكن لاتفقهون تسبيحهم )) (ليكن شما تسبيح آنان را نمى فهميد) چيست ؟ زيرا اين نحو از تسبيح مورد فهم و علم همگان مى باشد.
    مى گويم كه خطاب در اين آيه با مشركان است ، آنان اگر چه وقتى از خالق آسمانها و زمين پرسيده شوند، در جواب نام خداوند را به زبان مى آورند ليكن چون با خدا در عمل شريك نيز قرار داده اند، گويا كه تدبر ننموده و اقرارى نكرده اند، زيرا نتيجه انديشه صحيح و اقرار ثابت خلاف آن چيزى است كه آنان بدان عمل نموده اند، بنابراين آنان تسبيح را نفهميده و دلالت بر وجود خالق را به وضوح ندانسته اند.
    اگر بگويى جمله ى ((من فيهن )) كه مراد ملائكه و جن و انس است ، حمل بر حقيقت مى گردد در حاليكه همان جمله عطف بر آسمان و زمين شده است و تسبيح آسمان و زمين مجاز شمرده مى شود.
    لازمه اين معنى آنستكه تسبيح در يك بخش مجاز و در بخش ديگر آيه حقيقت باشد و جمع بين استعمال مجازى و حقيقى در يك جمله روا نمى باشد.
    گوئيم كه : در تمامى موارد، حمل بر تسبيح مجازى مى گردد، زيرا اين معنى در همگان حاصل مى باشد و حمل بر غير معنى مجازى موجب استعمال يك كلمه در يك حالت بر دو معنى حقيقت و مجاز مى گردد كه جايز نمى باشد.




    امضاء

  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بيان دوم در تسبيح موجودات

    بيان دوم كه از گفتار بسيارى از حكماى الهى و عرفا و اهل كشف و شهود بدست مى آيد و ادله بسيار و قراين بى شمارى از آيات و روايات بر آن گواه مى باشد اين است كه :
    تسبيح موجودات عبارت از تنزيه قولى و كلامى است و حقيقت كلام اظهار ما فى الضمير به نحوى از انحاء است كه اين اظهار بر آن ما فى الضمير دلالت مى كند.
    اين كشف از ما فى الضمير در انسانها بوسيله الفاظ و علايم و اشارات و گاهى هم به كتابت صورت مى گيرد و در ساير موجودات ممكن است به صور گوناگونى تحقق يابد كه از اين جمله خارج شدن صدايى مسموع و حركتى محسوس و مشاهَد مى باشد.
    در نظام عالم هستى كه تمامى موجودات و ذرات آن ، بهره اى از ساحت وجود برده و به حقيقت هستى متلبس شده اند، لاجرم به كمالات وجودى به اندازه وسعت و ظرفيت خود متكامل گشته اند.
    آنان چون نقص خود را دريافته و كمال مطلق را مشاهده كرده اند، مدام در برابر عظمت او خاضع بوده و اين حقيقت را به مقدار توان خود اظهار ميدارند.
    از ديدگاه قرآن تمامى موجودات ناطقند و به حمد خداوند تسبيح مى گويند.
    ((قالوا انطقنا الله انطق كل شيى ء)).(42)
    گفتند - اعضاى بدن - ما را خداوندى كه همه چيز را به سخن آورده ، ناطق نموده است .
    مسموع و مفهوم نبودن نطق يك موجود براى موجودى ديگر دليل بر فقدان آن نيست ، همان گونه كه دليل بر حمل مجازى آن نمى باشد.
    در پهنه وجود هر ذره اى كه از حالى به حال ديگرى مى گرايد و هر گياهى كه از دل خاك سر كشيده و جوانه مى زند، هر پرنده اى كه در آسمان طبيعت بال مى گشايد و هر رعد و برقى كه بر سر آدمى نهيب مى زند و خلاصه هر شجر و مدرى كه از رويى به رويى ديگر گشته و وجود خود را نمايان مى سازد، تسبيح خدايش را مى گويد و با زبان و نطقى كه هر كسى را فهم آن نيست حمد و تسبيح مى نمايد.
    نواى خوش تسبيح در دل هر ذره غوغايى آفريده كه گوش دل اهل معرفت بدان انس مى گيرد، محرمان عالم اسرار الهى با اين حقيقت آشنا و نامحرمان از رسيدن به كنه و حقيقتش محرومند.

    امضاء

  5. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    كلام مفسر كبير، علامه طباطبايى در الميزان
    علامه طباطبايى (ره ) در تفسير مشهور الميزان ذيل آيه (44 سوره اسراء) در بيان حقيقت اين تسبيح كلامى دارد كه به ترجمه آن اكتفا مى شود:
    ((به هر حال گفتار خداى متعال (تسبح له السموات السبع و الارض و من فيهن ) تسبيح را براى اجزاى اين عالم مشهود، ثابت مى نمايد و اين اجزاى عالم ، خداوند را از آنچه كه مشركان مى گويند و به او نسبت مى دهند منزه و پاك مى شمرند.
    تسبيح ، تنزيه و تبرئه گفتارى و كلامى است . حقيقت كلام ابزار و اظهار آنچه در درون است مى باشد كه بنوعى از اشاره و دلالت بر آن ، صورت مى گيرد. آدمى چون راه تكوينى براى ابراز اراده و نيات درونى اش پيدا نكرده است به بكارگيرى الفاظ پناه برده است .
    الفاظ صداهايى است كه براى مفاهيمى قرار داده شده است تا دلالت بر اراده پنهان انسان نمايد. به همين سبب ، راه تفهيم و تفهم در انسانها به الفاظ صورت مى گيرد و چه بسا كه انسان براى تعبير از مقاصدش به اشاره با دست و يا سر و يا غير آن دو، متمسك شود و چه بسا هم نوشتن يا قرار دادن يك علامت را براى اين مقصود وضع نمايد.
    بهر حال آنچه از معنى و مراد انسان حكايت مى كند، قول و كلام نام دارد و هر چيزى كه اينگونه كشف از مقصود نمايد گفتار و تكليم ناميده مى شود اگر چه با صداى مسموع و لفظ قراردادى نباشد. دليل بر اين امر آياتى از قرآن است كه كلام و قول و امر و وحى و نحو آن را به خدا نسبت مى دهد و مراد از آنها كشف مقاصد الهى است ولى از قبيل قول و كلام معروف نزد بشر نمى باشد و خداوند آنرا قول و كلام نام نهاده است .
    چه بسا در بين اين موجودات مشهود، همانند آسمان و زمين و آنچه در آن است برخى به صراحت و وضوح گواهى بر وحدانيت خداوند داده و او را از هر نقص و عيبى پاك مى دانند، بنابراين آنان تسبيح خداى را مى شمارند.
    بيان اين امر آنستكه اين موجودات بجز نيازمندى و فقر چيزى نيستند. نيازمندى آنان در ذات و صفات و حالاتشان است . اين نيازمندى قوى ترين كاشف و دليل بر وجود آنكه به او وابسته اند مى باشد، ذاتى كه او را بوجود آورده و سراسر بى نيازى و تمام و كمال مى باشد... نظام عام و جارى در موجودات كه همگى را جمع نموده و بهم گره زده است كشف از وحدانيت سازنده و خالق آنان مى كند.
    بنابراين هر يك از اين موجودات با نيازمندى و نقص خود، كشف از پاكى پروردگارش از نقص و نياز مى نمايد، حتى جاهلى كه براى پروردگارش ‍ شريك قرار داده يا كسيكه به او نسبت نقص و عيب مى دهد با اين عمل خويش برائت خداى را از شريك و نقص ثابت مى نمايد، زيرا همان معنى كه در نهان اين انسان تصور مى گردد و لفظى كه بر زبانش جارى مى شود و آنچه كه در اداى اين مقصود بكار مى گيرد، همگى موجوداتى هستند كه با نيازمندى در وجودشان دلالت بر خداى واحدى كه شريك و نقصى ندارد مى نمايند.

    ویرایش توسط نصرالله عاشق خداومولا : 06-03-2025 در ساعت 20:13
    امضاء

  6. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اگر بگويى كه : كشف و دلالت به تنهايى بر پاكى و بى عيبى خداوند مادامى كه همراه قصد و اراده نباشد، تسبيح ناميده نمى شود قصد و اراده مبتنى و متوقف بر حيات است و اكثر اين موجودات همانند زمين و آسمان و جمادات فاقد آنند، پس چاره اى نيست بجز اينكه تسبيح اين گونه موجودات را حمل بر معنى مجازى نماييم . بنابراين تسبيح آنان دلالت وجودشان بر تنزه خداوند ميباشد.
    در جواب گوييم كه : كلام خداى تعالى دلالت دارد كه علم و شعور در موجودات سارى و جارى مى باشد. هر مخلوقى بمقدار وسعت وجوديش ‍ بهره اى از علم برده است و لازمه اين سخن آن نيست كه همه موجودات از حيث دانش مساوى بوده يا همگى از يك نوع علم و آگاهى برخوردار باشند و يا اينكه همان علم و شعور انسان را دارا بوده و يا اينكه انسان علم آنان را بفهمد.
    خداوند در حكايت از اعضاى انسان مى فرمايد:
    (قالوا انطقنا الله الذى انطق كل شيى ء)(43).
    آنان گفتند كه ما را خدايى كه همه چيز را به نطق آورده نطق داده است .
    و نيز مى فرمايد:
    (فقال لها و للارض ائتيا طوعا او كرها قالتا اتينا طائعين )(44).
    خداوند به آسمان و زمين گفت كه از روى رغبت يا اكراه بياييد. آن دو گفتند كه از روى رغبت آمديم .

    امضاء

  7. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آيات در اين مغنى بسيار است .
    بنابراين هيچ موجود آفريده اى نيست مگر آنكه نوعى از شعور و ادراك را دارا مى باشد. او با وجود خويش دو چيز را اراده مى كند: نمايان نمودن احتياج و نقص خود و ديگر بى نيازى و كمال خداوند خويش را و اينكه غير از او خدايى در جهان نيست . پس او تسبيح خداى مى كند و او را از شريك و نقصى مبرا مى شمارد.
    با اين بيان واضح شد كه هيچ وجهى براى معنى مجازى تسبيح در آيه شريفه نمى باشد، زيرا كه مجاز در صورتى صحيح است كه حمل بر معنى حقيقى امكان پذير نباشد.
    همچنين كلام آنان كه گفته اند: تسبيح براى برخى از موجودات همانند ملائكه و انسان هاى مؤمن گفتارى و حقيقى است و تسبيح برخى همانند جمادات حالى و مجازى است و لفظ تسبيح در آيه ، در جميع موارد بنحو مجاز استعمال شده است ، وجهى ندارد.
    حق آنستكه تسبيح در تمامى مخلوقات حقيقى و گفتارى است ولى گفتارى بودن مستلزم آن نيست كه با الفاظى قراردادى و اصواتى شنيدنى باشد)).(45)
    از اين بيان علامه كه بطور تفصيل ترجمه و گاهى هم تلخيص گرديد نكات ذيل بدست مى آيد:
    1- اين آيه شريفه تسبيح را براى همه اجزاى عالم ثابت مى نمايد.
    2- تسبيح موجودات عبارتست از تنزيه گفتارى و كلامى و مراد از كلام ابراز قصد و اراده درونى بنحوى از انحاء است . اين اظهار درونى در انسان بگونه اى و در ساير موجودات به صورتهاى ديگر تحقق مى يابد.
    3- كلام موجودات ، نماياندن وجود خود بصورت نقص و فقر مى باشد و اين نمايش ، وجود خداوند غنى على الاطلاق را ثابت مى نمايد.
    4- هر يك از موجودات بمقدار وسعت وجودى خود بهره اى از شعور و آگاهى برده اند و به همان شعور و ادراك خداوند را تسبيح مى گويند.
    5- حمل تسبيح در آيه بر معنى مجازى صحيح نمى باشد و تسبيح موجودات در مفهوم حقيقى آن بكار رفته است .

    ویرایش توسط نصرالله عاشق خداومولا : 13-03-2025 در ساعت 15:13
    امضاء

  8. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    كلام عارف ميبدى در كشف الاسرار

    عارف ميبدى در تفسير (كشف الاسرار و عدة الابرار) در تفسير آيه ((تسبح له السموات السبع و الارض و من فيهن )) مى گويد:
    ((و المعنى : قامت السموات و الارض بالدلالة على قدرته و الالاحة الى حكمته فصار قيامها للصانع تسبيحا، ثم هى سبحت له ، ناطقة بكلمات التسبيح ، انطقها الله عزوجل بها، مقتدرا على انطاقها، نطقا مويسا للعقول عن فهمها...
    معنى آيه آنست كه آسمانها و زمين بر دلالت بر قدرت حق تعالى و نمايش ‍ حكمت او قيام نموده و اين قيام آنان براى سازنده خويش تسبيح گشته است ، سپس آن آسمان و زمين به ذكر تسبيح ناطق گشته اند.
    خداوند تعالى كه قدرت بر انطاق آنان دارد به سخنشان آورده ، سخنى كه عقلها را از فهمش قاصر و نوميد كرده است .
    (و ان من شيى ء الا يسبح بحمده ) قومى گفتند اين در حيوانات كه ذوات الارواحند مخصوص است و قول درست آن است كه عام است در حيوانات و ناميات و جمادات ، همه ، الله را مى ستايند و تسبيح مى كنند و به پاكى وى سخن مى گويند و آدمى را به دريافت آن راه نه ، و بدانستن به خود، هيچ سامان نه ، اينست كه رب العزة گفت : (و لكن لاتفقهون تسبيحهم ) لانه بغير لسانكم و لغتكم )).(46)

    امضاء

  9. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    نقل كلامى از تفسير اثنى عشرى

    حسن به احمد حسينى شاه عبدالعظيمى در تفسير اثنى عشرى ، در ذيل آيه (44 سوره اسرا) تحقيقى دارد كه شايسته نقل مى باشد وى مى گويد:
    ((در تسبيح موجودات ، علما و مفسرين را دو قول است :
    1- تسبيح حالى و وجودى ، يعنى هر ذره از ذرات موجودات به لسان حال ، ندا كنند در عالم بر وجود صانع حكيم كه ايجاد و ابداع فرموده آنها را و به زبان بى زبانى فقر ذاتى خود و غناى ذاتى خالق را گويا هستند.
    و ايضا نقصانات خلايق دالند بر كمال خالق و كثرات و اختلافات مضادة آنها شواهدى هستند بر وحدانيت او و نفى شرى و ندّ و ضد از او سبحانه ، چنانچه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمايد: به شعور دادن مشاعر شناخته شود كه مشعرى ندارد و مانند موجودات زنده داراى حواس ‍ معمولى نيست ...

    ویرایش توسط نصرالله عاشق خداومولا : 02-04-2025 در ساعت 21:27
    امضاء

  10. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    حاصل آنكه جميع مصنوعات و ممكنات به صفات و لوازم و آثارشان دالند بر صانع و خالق ايشان و تنزيه او از صفاتى كه مستلزم عجز و نقصان است . پس سكون زمين ، خدمت و تسبيح او است و برودت و جريان آب تسبيح و طاعت او است و قيام درختان و نباتات و نمو آنها و جريان بادها و سقوط ابنيه و سوزندگى آتش و صوت صاعقه ، هر يك تنزيه نمايند خالق را از صفات امكانى و حدوث .

    دل هر ذره را كه بشكافى آفتابش در ميان بينى
    و فى كل شيى ء له آيه تدل على انه واحد
    عياشى از زراره روايت نموده كه : سؤال نمودم حضرت باقر عليه السلام را از اين آيه ، فرمود:
    ما مى بينيم كه شكستن ديوار تسبيح آن است .
    ايضا از آن حضرت سؤال شد آيا تسبيح كند درخت خشك ؟ فرمود: بلى ، آيا نشنيدى چوب خانه چگونه شكسته شود و اين تسبيح آنست .
    مراد آنكه شكستن ديوار و چوب بواسطه حدوث تغيير در آن و فناى آن ، ندايى است به لسان حال بر موحد و مبقى و تنزيه او از عوارضات و حوادث و تغييرات .
    قول 2: تسبيح مقالى و ارادى ، آنكه هر طبقه از حيوان و نبات و جماد داراى شعور و ادراك و هر دسته به لغتى تسبيح كنند ذات احديت الهى را و ما نمى فهميم ، چنانچه بسيارى از كلام مردم را كه لغات آنها را هيچ ندانيم ، گمان كنيم مانند صداى طيور است و تعجب داريم از فهميدن آنها كلام يكديگر را.

    به ذكرش آنچه بينى در خروش است دلى داند در اين معنى كه گوش ‍ است
    و ايضا اگر مراد تسبيح حالى بود، هر آينه آيه ((لاتفقهون تسبيحهم )) محتاج نبودى .
    و ايضا اعجاز تسبيح سنگريزه در دست مبارك ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله و سلم ، نه به سبب تسبيح بودى ، بلكه از جهت شنوانيدن صحابه خرق عادت گشتى كه حاضرين شنيدند آنرا و الا هميشه در تسبيح الهى باشند.
    و ايضا قضيه هدهد و مورچه با حضرت سليمان اقوى شاهدى است .

    امضاء

  11. Top | #30

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    September 2009
    شماره عضویت
    11032
    نوشته
    16,393
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    تقدیم به روح پاک شهیدان
    تشکر
    1,307
    مورد تشکر
    1,852 در 1,089
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    تنقيح مرام

    ممكن است التزام به هر دو قول . اما تسبيح حالى كه ظاهر است .
    و اما تسبيح مقالى محال عقلى نيست تا ممتنع باشد بلكه ممكن و ظهور آن در بعضى اوقات كاشف است از استمرار و رفع استبعاد. و آيات و اخبار دلالالت واضحند بر اين معنى . از جمله :
    آيه (لاتفقهون تسبيحهم )(47) به ضمير عقلا ذكر فرموده ، دال است بر شعور و ادراك تمام اشياء، هر يك به استعداد خود.
    (اولم يروا الى ما خلق الله من شيى ء يتفيؤا ظلاله عن اليمين و الشمائل سجدا لله و هم داخرون ).(48)
    قوله : (الم تر ان الله يسبح له من فى السموات و الارض و الطير صافات كل قد علم صلاته و تسبيحه ).(49)
    و قوله : (علمنا منطق الطير).(50)
    و قوله : (يا جبال اوبى معه و الطير).(51)
    و قوله : (انا سخرنا الجبال معه يسبحن بالعشى و الاشراق ).(52)
    سليمان عليه السلام را علم نطق حيوانات و پرندگان و داود عليه السلام را فضلى كه وقتى زبور تلاوت مى نمود، چرندگان و درندگان و پرندگان و كوهها با او به تسبيح مى آمدند، و تكلم سوسمار و سنگ و ستون حنانه حضور نبوى صلى الله و اله و سلم مشهور و بر ادراك و شعور آنها.
    1- ولايت آل محمد عليه السلام را به آسمان و زمين و كوه و آب و ميوه جات عرض كردند، هر كدام قبول كرد پاكيزه و شيرين شد، و آنچه قبول نكردند خبيث و تلخ گردند.
    2- احاديثى وارد شده در مدح اجناس طيور و بهائم مانند كبوتر و بلبل و دراج و قبره قيز و حجل و امثال اينها، و تعليل فرموده به آنكه اينها ناطقند به ثناى بر خدا و اولياى او.
    3- در عيون از اميرالمؤمنين عليه السلام قال : سمعت رسول الله يقول : تختموا بالعقيق فانه اول جبل اقر بالله بالوحدانية ولى با لنبوة و لك يا على بالوصية . فرمود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم : انگشتر عقيق به انگشت نماييد زيرا اول كوهى است كه اقرار نمود به وحدانيت خدا و رسالت من و به ولايت تو يا على .
    4- در بحار روايتى از خرايج نقل نموده از حضرت سيدالشهدا اباعبدالله الحسين عليه السلام در حال كوچكى - زيرا از شرايط امام آنكه عالم باشد به جميع لغات حتى صداى حيوانات - حضرت صوت عده بسيارى از پرندگان را بيان و در آخر فرمايد:
    ما خلق الله من شيى ء الا و له يسبح بحمد ربه ، ثم تلا هذه الايه : ((و ان من شيى ء الا يسبح بحمده و لكن لاتفقهون تسبيحهم )).
    و ساير احاديثى كه در اين باب وارد، تمام دلالت دارد و ادراك جماد و نبات ، چه برسد به حيوان .
    بعلاوه بالاترين دلايل براى امكان چيزى وقوع آنست ، و آيه (18 سوره ص ) صريحا اخبار فرمايد تسبيح كوه را با داود عليه السلام .

    امضاء

صفحه 3 از 10 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi