صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 44

موضوع: حسین علیه السلام: شهید آگاه و رهبر نجات بخش اسلام

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    3. امام، عليه السلام، و تأسيس حكومت اسلامي

    تأسيس حكومت حق و عدالت اسلامي از اهداف عاليه دعوت اسلام و از عناصر عمده و مهم اجتماع اسلامي است كه در هر عصر مسلمانان وظيفه دارند آنرا در جبهه برنامه‎هاي اصلاحي و اسلامي خود قرار داده، و در تأسيس آن كوشا باشند. اين منطق كه دين از دنيا و سياست از روحانيت و دولت از ديانت جدا است، و منطقه حكومت نظام شرعي از مرز منطقه حكومت نظام عرفي بيرون است منطق خيانتكاران باسلام و حربه دشمنان قرآن است در اسلام دين از سياست و حكومت و اجتماع جدا نيست، و ماوراء اسلام هيچ قاون و رژيمي اعتبار ندارد. هدف اسلام حكومت خدا، و حكومت احكام خدا در زمين و از ميان بردن استعباد هر حكومت و حزب و قانون و رژيم غير اسلامي است به نظر ما اين آيه روشنگر اساس و پايه حكومت اسلامي است.
    تَعَالَوا اِلي كِلِمَة سَواء بَيْنَنا وَ بَيْنَكُم اَن لا نَعْبُدَ اِلاّ الله وَ لانُشْرِكَ بِهِ شَيئْاً وَ لايَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً اَرْباباً مِنْ دُونِ الله.
    بنابراين يقين است كه قيام امام براي تأسيس حكومت اسلامي با مساعد بودن شرايط، و اوضاع لازم و واجب است و اگر كسي بگويد هدف قيام تأسيس حكومت نبود مقصودش اين نيست كه تأسيس حكومت اسلامي در شأن امام نيست، و اگر كسي هم بگويد قيام امام سياسي نبود غرضش اين نيست كه سياست به معني مداخله در امور و نظارت در اجراء احكام و برقراري حكومت اسلامي كار امام نيست بلكه منظورش نفي سياست باصطلاح زور و جاه‎طلبي و استثمار فردي يا جمعي است.
    چنانچه اين هم صحيح نيست كه چون سياست از ديانت جدا است پس مرد خدا و روحاني نبايد در امور سياسي مداخله كند. زيرا مرد خدا كسي است كه در امور مداخله نمايد و به هر مقدار مي‎تواند در حسن جريان امور اهتمام كند و امر به معروف و نهي از منكر نمايد و با شجاعت وارد ميدان خدمت باسلام و جامعه شود و اين سياست عين ديانت است و از مهمترين تكاليف اسلام است كه هيچ گونه مسامحه‎اي در آن روا نيست.
    اسلام شامل تمام مسائل زندگي اجتماعي و فردي است،و براي همه، دين، عقيده، وطن، حكومت، قانون، روحانيت، سياست، صلح، جنگ و همه چيز است و هر كسي غير از اين گمان كند به حقيقت دين ارشاد نشده و مفاهيم عالي اسلامي را از قرآن و سنت نگرفته و در گمراهي و ضلالت افتاده است.
    حكومت اسلامي اگر تأسيس مي‎شد مردم طعم آزادي را مي‎چشيدند حقوق پامال شده ضعفا و طبقه سوم احيا مي‎گرديد، و نظامات عدالت پرور و قوانين جهاني مترقي اسلام، و اصول صحيح مساوات و برابري و برادري طبق تعاليم قرآن حكومت مي‎يافت، و مردم از اينكه محكوم به حكم عنصر جنايت و فسق و فحشا و ميگساري و سگبازي مانند يزيد باشند نجات مي‎يافتند، و در حكومت قرآن، و فرمان خدا و قوانين خدا وارد مي‎شدند، و حكومت فردي و بشرپرستي، و اختلافات به خداپرستي، و اتحاد، و برادري ديني، و همرنگي، و الغاء امتيازات قبيله‎اي و قومي، و جغرافيايي و...تبديل مي‎گشت، و حكومت جهاني اسلام كه به هيچ كس و هيچ قوم و ملت و هيچ شهر و كشور جز به خدا انتساب ندارد ارتق و فاتق امور مي‎شد و حق و عدالت و فضيلت حاكم و مضمون (اِنِ الحُكْم اِلاّلله) عملي و آشكار مي‎گشت.
    بني‎اميه احكام خدا را بازيچه و مسخره كرده و هر طور مي‎خواستند رفتار مي‎كردند، و تغيير و تبديل مي‎دادند حتي در احكام عبادات اسلام نيز بدون پروا تصرف مي‎نمودند و مانند نماز جمعه را در روز چهارشنبه خواندند، و رسماً عرفه را در روز ترويه و مراسم عيد اضحي را در روز عرفه برگزار كردند
    (وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما اَنْزَلَ اللهُ فَاُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ).
    حكومت اسلامي وقتي تأسيس باشد دست‎هاي ناپاك زيادها، و ابن زيادها، و مغيرة بن شعبه‎ها، و مسلم بن عقبه‎ها، و شمرها، و خولي‎ها از خيانت و جنايت و تصرف در بيت المال مسلمين و تجاوز بنفوس و اعراض قطع و دست‎هاي پاك افرادي مانند ابوذر، و مقداد، و سلمان، و عمار، ميثم، و رشيد، و قيس بن سعد، و حجر بن عدي، و مسلم بن عوسجه، و حبيب بن مظاهر مصدر كار مي‎گردند.

    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    يقيناً تحقق اهداف اسلام بنحو كامل جز در سايه حكومت اسلامي امكان‎پذير نيست، و فقط حكومت اسلامي مجري تمام عيار احكام خدا و محقق هدف‎هاي قرآن است.
    لذا امام حسين، عليه السلام، كه از هر كس بيشتر به هدف‎هاي اسلام آگاه بود وظيفه داشت مرد مرا بتأسيس چنين حكومتي دعوت فرمايد، و آنها را از مسامحه‎اي كه در اين موضوع دارند و سبب اين همه انحطاط و عقب ماندگي و فقرا اخلاقي و مادي شده بترساند، و از آنها بخواهد با همكاري يكديگر بپاخيزند، و حكومت ستمگر را ساقط كنند، و آمادگي خود را كه از هر كس باتفاق آراء واقعي عمومي مسلمانان، و بنص و تعيين پيغمبر، صلي الله عليه و آله و سلم، شايسته‎تر براي زمامداري و اجراء طرح‎هاي عالي برنامه‎هاي الهي اسلامي بود اعلام كند، و از مسلمانان بخواهد كه وظايف خود را در اين هنگام كه ناپاكي مثل يزيد حكومت يافته انجام دهند و حقوق خود را بگيرند.
    امام اين كار را كرد، و حجت را بر مردم تمام فرمود. با نامه‎ها، و خطبه‎ها و سخنان رسا وظيفه خود را انجام داد ـ
    لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيّنَةِ، وَ يَحْيي مَنْ حَي عَنْ بَيّنُة.
    اما اين موضوع ابلاغ و ارشاد، و اتمام حجت، و اعلان بطلان حكومت يزيد و لزوم قيام براي بركنار كردن آن، و دعوت از عموم براي احياء نظام حكومت اسلامي اگر چه يكي از جزئيات برنامه قيام امام بود ولي تأسيس حكومت اسلامي را نويد نمي‎داد و اميدواري به آنكه مسملانان قيام و جنبش عمومي نمايند و حكومت يزيد را ساقط كنند نبود. علاوه بر علم امام و اخبار پيغمبر اكرم، صلي الله عليه و آله و سلم، اوضاع و احوال هم نشان مي‎داد كه اين مقصود حاصل نخواهد شد، و امام بايد شخصاً وظايفي را كه دارد و، تعهداتي را كه در برابر اسلام و آئين قرآن وجداناً و شرعاً و برحسب مقام امامت دارد به نحو اوفي و اكمل انجام دهد، و خطرات حكومت يزيدي را تا حد امكان دفع كند و افكار را روشن سازد.

    بررسي اجمالي و مختصر در كتب حديث و اخبار شيعه، و دقت در مضامين عبارات زيارات، و احاديثي كه راجع به علوم ائمه، عليهم السلام، رسيده، و اينكه خداوند علم پيغمبر، صلي الله عليه و آله و سلم، را به آنان عطا فرموده است ثابت و آشكار مي‎سازد كه امام از آينده‎اي كه در جلو داشت آگاه بود، و تأسيس حكومت اسلامي، و پيروزي نظامي و ظاهري را پيش‎بيني نمي‎فرمود.
    مع ذلك ما براي اين كه اين موضوع را از مجراي كتب تاريخ مخصوصاً اهل سنت نيز بررسي كرده باشيم بر اساس تواريخ معتبره شيعه و اهل سنت مانند ارشاد و اعلام الوري، و كامل ابن اثير و تاريخ طبري، و يعقوبي، و اخبار الطوال اين بحث را دنبال مي‎كنيم.


    امضاء


  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    4. شرايط مساعد نبود

    از نظر اوضاع و احوال عصر قيام چنانچه يادآور شديم اگر امام زمينه را مساعد مى يافت در تأسيس حكومت اسلامى با جديت اقدام مى فرمود.
    ولى آيا شرايط و اوضاع مساعد بود؟
    آيا تأسيس حكومت اسلامى امكان داشت؟
    آيا براى امام نيروى نظامى قابل توجهى كه بتواند حكومتى را كه چنگال هاى استبداد و ستم خود را در اعماق كشورهاى اسلامى فرو برده بود ساقط سازد واقعاً فراهم مى شد؟
    آيا به عهد و پيمان مردم كوفه با آن سوابق گذشته و با آن همه تشتت و پراكندگى، و با نفوذ دستگاه وحشت و ارعاب و تطميع و رشوه بنى اميه جاى اطمينان و اعتماد بود؟ آيا اوضاع اجتماعى كوفه عوض شده بود، و آن مردمى كه على، عليه السلام، از دستشان شكايت ها داشت و به آنها خطاب مى فرمود:
    يا اشْبَاهَ الرّجالِ و لَا رِجالَ. حُلُومُ الْاطْفَالِ وَ عُقْولُ رَبَّاتِ الحِجالِ
    لَوَدِدُتُ أَنّى لَمْ أَرَكُم وَ لَم أَعْرِفْكُمْ مَعْرِفَةَ وَ اللَّهِ جَرَّتْ نَدَماً وَ اعْقَبَتْ سَدَماً قاتَلَكُمُ اللَّه لَقِدْ مَلَأتُمْ قَلْبِى قِيْحاً، وَ شَحَنْتُم صَدْرِى غَيْظاً الخ 18]
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 50
    عوض شده بودند.

    امضاء


  5. Top | #24

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    آيا حسين، عليه السلام، از پدر بزرگوارش نشنيده بود در آن موقعى كه بيشتر كشورهاى اسلامى در تحت فرمانش بود و زمامدار رسمى مسلمانان بود كه به اين مردم خطاب مى كرد:
    ايُّها النَّاسُ الْمُجْتَمَعَةُ أَبْدَانُهُمْ. المُخْتَلِفَةُ أَهْواؤُهُم
    تا سخن را به اينجا مى رساند كه مى فرمايد:
    اصْبَحْتُ وَ اللَّهِ لا اصَدِقُ قَولَكُم، وَ لااطمَعُ فِى نَصْرِكُمْ، وَ لاأوعِدُ العَدُوَّ بِكُم.[19]
    آيا نشنيده بود كه به آنها خطاب مى فرمود:
    ايُّها القومُ الشاهِدَةُ أَبدانُهُم. الغائِبَة عَنهُم عُقُولُهُمْ المُخْتَلِفَةُ أَهْواؤُهُم (الى ان قال) لَوَدِدتُ و اللَّهِ مُعاوِيَةَ صارِفَنِى بِكُم صَرفَ الدّينارِ بِالّدِرْهَمْ فِأَخَذَ مِنّى عَشَرَةً مِنْكُم وَ اعْطَانِى رَجُلًا مِنْهُمْ (الى ان قال) يا أَشْباهَ الإِبِلِ غَابَ عَنها رُعَاتُها.[20]
    آيا اين مردم تغيير رويه داده بودند يا تنزل و انحطاط فكرى و اخلاقى آنها بيشتر شده بود؟ آيا بقول و بيعت و وعده اين مردم امام اعتماد داشت؟
    آيا اوضاعى كه جلو آمد نشان نداد كه اين مردم جز معدودى همان جمعيت منافق و دنياپرست سابق هستند؟
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 51
    آيا اگر امام وارد كوفه مى شد به همان سرنوشت جناب مسلم گرفتار نمى گشت؟
    آيا اگر كوفه هم فرضاً با ترور ابن زياد مسخر مى شد پيروزى امام قطعى بود و سپاه كوفه شام را فتح مى كرد؟
    آيا پس از مرگ يزيد و ضعف شديد و تزلزل حكومت بنى اميه كه عبداللَّه زبير بواسطه مساعدت اوضاع و عكس العمل شهادت امام قوت گرفت. و در
    كوفه و عراقين و حجاز و قسمت هاى مهم بلاد اسلامى رسماً خليفه گرديد سرانجام مغلوب نشد؟
    آيا رجال سياسى و آگاه مانند ابن عباس، و ابن عمر و عبداللَّه بن جعفر و محمد حنيفه، و جابر انصارى، و ابوسعيد، و ابوواقدليثى و عمر بن عبدالرحمان و عبداللَّه بن مطيع كه عقيده داشتند در تأسيس حكومت بدعوت مردم كوفه و اظهار علاقه آنها نمى توان اعتماد كرد همه اشتباه مى كردند؟!
    و آيا پيش بينيآنها خطاب از آب در آمد؟
    و آيا آنها از اين نامه ها و فرستادگانى كه از كوفه مى آمدند و اظهار علاقه هاى آنها بى اطلاع بودند؟
    امضاء


  6. Top | #25

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    پاسخ اين گونه پرسش ها از نظر اهل تاريخ و اطلاع و جامعه شناس هر چه باشد اينرا تأييد مى كند كه اوضاع و احوال به هيچ وجه با تأسيس حكومت اسلامى مساعد نبود و امام هم چنين هدفى نداشت.
    در اين زمينه در آينده نيز توضيحات منطقى بنظر خوانندگان عزيز مى رسد، و خلاصه سخن اين است كه با فراهم نبودن شرايط تأسيس حكومت اسلامى، و وجود موانعى كه رفع آنها در آن اوضاع امكان نداشت تأسيس حكومت اسلامى نمى تواند هدف قيام باشد، و بزرگان و سران وارد به امور سياسى در اين رأى يعنى ممكن نبودن پيروز نظامى متفق الكلمه بودند، و شهادت امام را پيش بينيمى كردند و امام هم در پاسخ آنها اصل رأى و نظر آنان را رد نمى فرمود بلكه تأييد مى كرد و گاهى آنها را به خوابى كه ديده بود قانع مى ساخت با اين حال كه ما اگر از نظر احاطه علم امامت ملاحظه كنيم امام آينده را مى ديد، و اگر به طور عادى هم موضوع را بررسى نماييم پيش بينيو آگاهيش از اوضاع از
    ديگران كمتر نبود و مانند سايرين اوضاع را
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 52
    بررسى و آينده را پيش بينى مى فرمود چگونه ممكن است بقصد تأسيس حكومت اسلامى قيام كرده باشد؟ و چگونه مى شود امام كه شايسته ترين فرد براى زمامدارى سياسى، و اجتماعى، و روحانى بود در چنين موضوع سياسى اشتباه كند، او حقايق اوضاع بر او پوشيده بماند، و بوعده هاى مردم كوفه با آن سوابق اعتماد كند، و با يك نيروى فرضى و وعده اى نقشه ساقط كردن حكومتى را كه تمام نيروهاى مادى را قبضه كرده طرح كند؟
    امضاء


  7. Top | #26

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    باور كردنى نيست كه امام چنين برنامه اى داشته است زيرا در چگونگى و كيفيت علم امام هر گونه رأى و نظرى باشد در خصوص امام حسين، عليه السلام، يقين است كه از شهادت خود در كربلا بدست بنى اميه خبردار بوده است، و نظر به اخبار بسيار كه از جد و پدرش رسيده ميدانسته تأسيس حكومت اسلامى در برنامه كار امامان باستثناء مدت خلافت ظاهريه حضرت اميرالمؤمنين و حضرت مجتبى، عليه السلام، فقط در برنامه حضرت قائم آل محمد مهدى، عليه السلام، گذاشته شده است و همين خبرهايى كه از شهادت آن حضرت در كربلا رسيده بود براى اينكه پيش بينى ابن عباس و ديگران را تأييد و قطعى سازد كافى بود.
    امضاء


  8. Top | #27

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    به نظر ما همين موضوع كه پيغمبر مكرر از شهادت حسينش خبر داد و گريه ها كرد و دختر محبوبه اش زهرا را در مصيبت او تسليت مى داد و از اينكه حسين حكومت اسلامى را تأسيس كند سخنى نفرمود و با آن همه خبرهايى كه از آينده فرزندانش مى داد در اين موضوع چيزى نفرمود دليل اين بود كه
    تأسيس حكومت اسلامى بدست او انجام نخواهد گرفت، و كار و برنامه او همان قيام و شهادت است اگر امام چنين برنامه مسرت بخشى داشت جد بزرگوارش كه مكرر خبر غم انگيز شهادت فرزند عزيزش را داد و فاطمه زهرا افسرده و اندوهناك شد اين خبر نشاطانگيز را هم باو مى داد تا مژده اين فتح آرام بخش دل دخترش گردد.
    پس چگونه پيغمبر كه از جهاد على، عليه السلام، با ناكثين و قاسطين و مارقين و از صلح
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 53
    امام حسن، عليه السلام، و شهادت على و حسن و حسين و از وفات دخترش فاطمه و كشته شدن زيد بن على و حسين شهيد فخ 21] و ديگران از اهل بيت و ذريه اش خبر داد اين موضوع را نفرمود؟ آيا علتى غير از اين داشت كه اين موضوع در برنامه زندگى امام حسين، عليه السلام، گذاشته نشده بود و شرايط آن مساعد نبود؟
    آقاى عزيز چطور اين نظر پذيرفته مى شود كه امام حسين از شهادت خود خبر نداشت و از پايان اين قيام ناآگاه بود، و هدفش تأسيس حكومت اسلامى بود با اينكه نه شرايط مساعد بود و نه جاى اعتماد به قول و وعده مردم كوفه بود و علاوه اين همه ادله و امارات كه در كتب شيعه و اهل سنت بيش از حد احصا است بطلان اين نظر را اكيداً روشن مى سازد انصاف اين است كه شما پس از هفت سال به قول خودتان رنج و زحمت بايد قبول كنيد كه بيهوده رنج برده اى شما نمى توانيد تمام اين كتاب ها و اين اماراتى را كه بطور قاطع
    نظر تأسيس حكومت اسلامى و مساعد بودن شرايط آن را باطل مى كند رد نماييد.
    فرضاً كتاب لهوف را تضعيف كرديد يا تاريخ ابن اعثم را نپذيرفتيد تواريخ معتبر و مستند و كتب و جوامع حديث را كه نمى توانيد انكار كنيد.
    امضاء


  9. Top | #28

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اكنون نظر يك دانشمند معاصر از اهل سنت را بشنويد او مى گويد امام عازم بر بيعت نكردن با يزيد بود هر چند براى ترك بيعت او را شهيد نمايند زيرا براى او بيعت با يزيد جايز نبود و تا اينكه مى گويد. بيرون شدن امام از مكه بسوى كوفه نه براى جاه و دنيا بود و نه براى تشكيل خلافت اسلامى بلكه امام مى خواست احكام خدا را كه بدون شك مورد تجاوز و حمله واقع شده بود برپا بدارد و در اين قيام نداى ايمان را پاسخ داد.[22] در جاى ديگر پس از تشريح اين موضوع كه امام نقشه محكمى را براى رسيدن به هدف هاى خود در آينده اجرا مى كرد مى گويد:
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 54
    اينكه بگوييم حركت امام بر اساس نيل به اين هدف ها و كوشش براى حصول اين نتايج بوده است صحيح تر از اين است كه حركت امام را از نظر نيروى انتظامى بررسى كنيم زيرا اگر امام خواهان فتح و پيروزى نظامى بود بايد از حجاز براى خود نيرو و سپاه تهيه بيند و با ياوران خود بيرون آمده باشد، و بعيد است كه حسين، عليه السلام، فتح و پيروزى نظامى خود را پيش بينيكرده باشد بيش از آنچه شهادت را پيش بينى مى نمود با آنكه پيروزى نظامى براى پدرش و برادرش هم فراهم نشد در حالتى كه اوضاع در زمان
    آنها براى پيروزى مساعدتر بود.
    و معقول نيست كه امام به اهل عراق با اطلاعى كه از مكر و بى وفايى آنها داشت اعتماد كند تا اينكه مى گويد:
    «فَضْلًا عَنِ انّ خُرُوجَهُ عَلى يَزيدِ لَم يَكُنْ هُناكَ مَحيضٌ عَنْهُ لِما فِى بَيعَةِ يَزيد مِنَ الإِثْمِ لاتُبْرِرُهُ تَقيّةٌ، وَ لايَشْفَع لَه عُذْر»[23]
    و در صفحه ديگر پس از اينكه پاسخ خاورشناسان گمراه را مى دهد مى گويد:
    حسين، عليه السلام، با عزم اكيد عازم برقيام بود، و شكست نظاميش بر او پوشيده نبود.[24] (8)
    حسين عليه السلام، شهيد آگاه و رهبر نجات بخش اسلام، ص: 55



    امضاء


  10. Top | #29

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    5. امام، عليه السلام، آگاه بود

    مدارك، و مصادر معتبر تاريخى دلالت دارد بر آنكه امام از شهادت خود و حاصل نشدن پيروزى نظامى علم و آگاهى داشت، و مى دانست كه شرايط تأسيس حكومت اسلامى فراهم نيست پس هدف آن حضرت از قيام اعلان بطلان حكومت يزيد، و احياء دين، و رفع اشتباهات و انحرافات فكرى و نجات نظام حكومتى اسلام، و دفع ضربات كشنده حكومت يزيد از دين بود.
    جمع آورى ادله و مدارك نامبرده محتاج به تتبع فراوان و تأليف يك كتاب جداگانه است. فقط ما براى اينكه معلوم باشد تأسيس حكومت اسلامى هدف قيام امام نبوده است چند مورد را از خلال جريان نهضت امام و حواشى آن يادآور مى شويم.
    1. به عبدالللَّه بن زبير در مكه فرمود: و اللَّه اگر من كشته شوم، و يك وجب از مسجد الحرام بيرون باشم دوستر دارم از اينكه در آن كشته شوم، و اگر دو وجب از آن دورتر باشم و كشته شوم خوشتر مى دارم:
    وِ ايِم اللَّه لَو كُنتَ فِى حُجْرِ هامَةٍ مِنْ هذِه الهَوام لَاسْتَخرَجُونِى حَتّى يَقْضُوا بِى حَاجَتَهُمْ، وَ اللَّهِ لَيَعْتَدُنَ بِى كَمَا
    اعتَدَتِ اليَهود فِى السَبْتِ.
    به خدا سوگند اگر من در هر پناهگاهى باشم مرا بيرون مى آورند تا مقصود خود را انجام دهند بخدا سوگند در تجاوز به من از حد بگذرند چنانچه يهود در مورد شنبه از حد گذشتند (و احترام شنبه را از بين بردند)[25] ما داورى را براى شما خوانندگان عزيز مى گذاريم و مى پرسيم آيا مى شود كسيكه در هنگام رفتن به كوفه اين گونه با سوگند و تأكيد سخن مى گويد و از شهادت خود خبر ميدهد به تأسيس حكومت، و ساقط كردن بنى اميه اميدوار باشد؟
    امضاء


  11. Top | #30

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    May 2020
    شماره عضویت
    13829
    نوشته
    787
    تشکر
    759
    مورد تشکر
    988 در 339
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    2- كانَ الحُسينُ يَقُولُ وَاللَّهِ لايَدَعُونِى حَتّى يَستَخْرِجُوا هذِهِ الْعَقَلَةَ مِنْ جَوفِى فَاذا فَعَلُوا سَلَطَّ اللَّهُ عَلَيْهِم مَنْ يْذّلُهُم حَتّى يَكونُوا اذَلَّ مِن فرامِ الامَة. وَ (الفرام) خرقة تَجُعُلُها المِرأةُ فِى قُبُلِها اذا حاضَتْ 26]
    يعنى امام حسين، عليه السلام، مى فرمود به خدا سوگند مرا رها نمى كنند تا خون قلبم را بيرون آورند پس وقتى چنين كردند مسلط مى سازد خدا بر آنها كسى را كه آنان را ذليل نمايد كه از خرقه كنيز هم خوارتر گردند.
    آيا كسيكه اين كلام را بر زبان داشت، و چنانچه ظاهر جمله (كان الحسين) است آنرا مكرر مى فرمود پيروزى نظامى خود و شكست دشمن را پيش بينى مى كرد؟
    3. وقتى عبداللَّه بن جعفر، و يحيى بن سعيد برادر استاندار مكه معظمه اصرار در منع امام از رفتن به عراق كردند جواب فرمود:
    «انّى رَأَيْتُ رُؤيا رَأَيْتُ فيها رَسْولُ اللَّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم، وَ امِرْتُ فِيها بِامرٍ اناماضٍ لَهُ عَلَىّ اولِى فَقالا: ما تِلْكَ الرُّويا قال: ماحَدَّثُت بِها احَدَاً وَ ما مُحَدّثُ بِها احَداً حَتّى القَى رَبِىّ»[27]

    يعنى من رسول خدا، صلى اللَّه عليه و آله و سلم، را در خواب ديدم و به كارى مأمور شده ام كه آنرا انجام مى دهم خواه بزيانم باشد يا به سود گفتند: اين خواب چيست؟!
    فرمود: آنرا براى كسى نگفته ام و براى كسى نخواهم گفت تا پروردگارم را ملاقات كنم. شما پس از واقعه كربلا و مصيبات جانكاهى كه بر امام وارد شد، و اسارت اهل و عيال آنحضرت، و آن صبر و استقامت و شجاعت و فداكارى كه از امام ظاهر شد غير از اين مى فهميد كه اين خواب راجع به پايان اين سفر، و دستورالعمل هايى در مورد اين امتحان بى نظير و آزمايش عظيم بوده است به نظر ما حوادثى كه بعد رويداد همه روشنگر اين خواب و تعبير آن بود.


    امضاء


صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi