





| ❤ |
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
صدای قدسی اشراق،
با عطر صلوات درآمیخته است.
تولد گلهای محمدی، رویشی از مهتاب را
سر باغچه لحظه ها ریخته است.
زمین، حق دارد در خود نگنجد
از این بشارت حجیم!!
مژده امروز، چونان چشمه ای از امید،
در همه جا جاری است.
کاخهای هراس، به خاکستر شومی خویش نشسته اند.
لرزه بر طاقت طاق کسرا افتاده است.
آتشکده فارس، مرده ای بیش نیست؛
مقابل خورشید لایزال حجاز.
نسیم بهاری، لابه لای درختان اندیشه
وزیدن گرفته است.
قلم، با طرز دیگری از عشق روبه رو شده است.
سلام است و جلوه های سپید در زمین، ترنم رونق گرفته است.
صدای شادی و صلوات، به موازات خرد شدن بتهای جاهلی، شنیده میشود.
نیکخویی و پارسایی،
به زوایای مختلف زندگی کشیده میشود.
تکرارهای هوس آلود مشرکان، درهم شکسته میشود.
عمری بود که رنج های بشر از بیهودگی زندگی، از شماره گذشته بود.
سالها زور و جهل، بندگان را در کام خویش فرو میکشید.
امروز اما، روز رهایی از یوغ تاریکی شبهای یلدا است.
برخیزیم؛ ما نیز با نقل و صلوات، به استقبال امروز برویم!
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
پابه پای میلاد سبز اولین فرستاده
صدای قدسی اشراق، با عطر صلوات درآمیخته است.
تولد گل های محمدی، رویشی از مهتاب
را سر باغچه لحظه ها ریخته است.
زمین، حق دارد در خود نگنجد از این بشارت حجیم.
مژده امروز، چونان چشمه ای از امید، در همه جا جاری است.
کاخ های هراس، به خاکستر شومی خویش نشسته اند.
لرزه بر طاقت طاق کسرا افتاده است.
آتشکده فارس، مرده ای بیش نیست؛
مقابل خورشید لایزال حجاز.
نسیم بهاری، لابه لای درختان اندیشه وزیدن گرفته است.
قلم، با طرز دیگری از عشق روبه رو شده است.
سلام است و جلوه های سپید در زمین، ترنم، رونق گرفته است.
صدای شادی و صلوات، به موازات خرد شدن بت های جاهلی، شنیده می شود.
نیک خویی و پارسایی، به زوایای مختلف زندگی کشیده می شود.
تکرارهای هوس آلود مشرکان، درهم شکسته می شود.
عمری بود که رنج های بشر از بیهودگی زندگی، از شماره
گذشته بود. سال ها زور و جهل، بندگان را
در کام خویش فرو می کشید.
امروز اما، روز رهایی از یوغ تاریکی شب های یلدا است.
برخیزیم؛ ما نیز با نقل و صلوات، به استقبال امروز برویم!
محمدکاظم بدرالدین
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
تا نام تو برده میشود، چراغهای صلوات،
در جان لحظه ها فروزان میشوند.
تا فضیلتی از تو گفته میشود،
دلها از بوی گل محمدی زنده میشوند.
یاد نویدبخش تو،
دربهای صبح را به رویِ ما میگشاید.
قرآن تو، نزدیکترین راه رهایی است
و نهج الفصاحه ات، پاکترین مبحث بندگی.
قرآن، معجزه ای است که از دستهای روشن تو
به ما رسید و مرهمی شد بر داغهای همه روزه بشریت.
نهج الفصاحه،
سرزمین پهناور دوستی است،
زمزمه های بهاری گنجشکان بر درخت است
که روبه روی لحظات خستگی انسان، قد میکشد.
دنیا، شاداب و جوان میماند؛
اگر سطری از اندرزهای تو را به کار بندد؛
همچنانکه منبر و مسجد و مأذنه
از ذکر و نام تو فعال مانده اند.
تو را نشناختیمیا رسول اللّه صلی الله علیه وآله ،
تو را نشناخته ایم و فقط میدانیم که نامت
بر همه کائنات ترجیح دارد.
چگونه میتوان شعاع دایره خوبیهایت را ترسیم کرد؟
«مدینه» با آن عظمتش، هیچگاه ادعا نمیکند که تو را شناخته است.
چگونه در خیال خام دنیا،
رفتاری برای همه اعصار میگنجید؟
یا نبی اللّه صلی الله علیه وآله !
مگر میتوان بر سنت شریف تو بوسه نزد؛
حال آنکه پاسخگوی تمام نیازهای روز است؟!
این درست که تو را نشناخته ایم،
اما همه هستی ما از احترام به نامت میگوید
که بیت بیت، قصیده های روشن در دلها میکاری
و نور میپاشی در چشمهای خاک.
محمدکاظم بدرالدین
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************



| ❤ |
![]()
![]()
مهربان بود و صبور
در نگاهش هاله نور
در صدایش نوید
در لبخندش امید
حبیب خدا بود و
طبیب دل دردمندان
همسفره فقیران
هم کلام بینوایان
فضای مکه معطر بود به حضورش
دل می برد از همه گفت و شنودش
در یک کلام پبامبر رحمت بود
منادی حق و حقیقت بود
میلاد خجسته رحمت للعالمین ، محمد مصطفی
صلوات الله علیه و آله و سلم برمسلمین مبارک



| ❤ |
صدای قدسی اشراق،
با عطر صلوات درآمیخته است.
تولد گلهای محمدی، رویشی از مهتاب را
سر باغچه لحظه ها ریخته است.
زمین، حق دارد در خود نگنجد
از این بشارت حجیم!!
مژده امروز، چونان چشمه ای از امید،
در همه جا جاری است.
کاخهای هراس، به خاکستر شومی خویش نشسته اند.
لرزه بر طاقت طاق کسرا افتاده است.
آتشکده فارس، مرده ای بیش نیست؛
مقابل خورشید لایزال حجاز.
نسیم بهاری، لابه لای درختان اندیشه
وزیدن گرفته است.
قلم، با طرز دیگری از عشق روبه رو شده است.
سلام است و جلوه های سپید در زمین، ترنم رونق گرفته است.
صدای شادی و صلوات، به موازات خرد شدن بتهای جاهلی، شنیده میشود.
نیکخویی و پارسایی،
به زوایای مختلف زندگی کشیده میشود.
تکرارهای هوس آلود مشرکان، درهم شکسته میشود.
عمری بود که رنج های بشر از بیهودگی زندگی، از شماره گذشته بود.
سالها زور و جهل، بندگان را در کام خویش فرو میکشید.
امروز اما، روز رهایی از یوغ تاریکی شبهای یلدا است.
برخیزیم؛ ما نیز با نقل و صلوات، به استقبال امروز برویم!



| ❤ |
وحدت در قرآن کریم
قال الله تعالی جل جلاله :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ
جز اين نيست كه همه مؤمنان با هم برادرند،
پس در تمام اختلافات ميان دو فرد يا دو گروه برادرانتان اصلاح نماييد، و
از خدا پروا كنيد شايد مورد ترحم قرار گيريد
حجرات / آیه 10



| ❤ |
ای سپید بزرگ آیین! آمدی
و دندانهای سیاهی را در هم شکستی.
آمدی و آفتاب، باطن شکوهمندت را
در آسمان نبوت، برای همیشه گستراند.
آمدی و طاق کسرای ظلم فرو ریخت.
آمدی و رودخانه های تباهی، در بستر سیاهشان خشکیدند.
آمدی وبه یمن آمدنت آتشکده ها
به خاموشی تن دادند.
ای پیام آور آسمانهای وسیع!
پرندههای دلمان را به تو سپرده ایم
و آیین سپیدت را عاشقانه به ترنم آمده ایم.
نفسهای زلالت که بر پنجرههای زمین پاشید،
گلدانهای یگانه پرستی بر تاقچه های جهان به گل نشست.
آمدی و رشته های بت پرستی،
با دستهای عادلت، پنبه شد.
آمدی و کوچه های تیره و تارمکه را
باران ستاره های نور فراگرفت.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)