صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 61

موضوع: شیعه در گذر تاریخ

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در اين ميان سخن قاضى عياض و ابن حجر بسيار عجيب است؛ چون آنها افراد ذكر شده را به ديدۀ كسانى مى نگرند كه اسلام به دست آنها عزت يافته و نيرو گرفته است؛ درحالى كه ميان آنان شخص دائم الخمر و بى بندوبارى چون يزيد بن معاويه وجود دارد كه تارك الصلاۀ هم بوده است. او به اين مقدار هم بسنده نكرد و كعبه را به منجنيق بست و پس از قتل حسين بن على (ع) (فرزندزادۀ پيامبر (ص)) و برادران و فرزندان و بهترين يارانش و به اسارت بردن زنان و فرزندانشان از كربلا به شام، مدت سه روز مال و جان و آبروى مردم مدينه را مباح ساخت. كاش مى دانستيم كه اينان سنت نبوى را با كدام معيار، تفسير مى كنند؟ ! به راستى كه آفتاب حقيقت، دروغ بودن همۀ عقايد و سخنان صريحشان را برملا ساخته و خواهد ساخت!
    آيا اسلام به وسيلۀ عبدالملك عزت يافته است؟ ! مگر او نبود كه حجاج را بر عراق گماشت و حَجاج نيز شمار بسيارى از صحابه و تابعان را كشت؛ موضوعى كه بر همه روشن است
    .(2)


    1- فتح البارى فى شرح صحيح البخارى، ج١٣، ص٢١٣؛ نيز ر. ك. تاريخ الخلفاء، ص١١.
    2- تاريخ الخلفاء، ص٢5٠ و غيره.
    ص:38
    چگونه دين به وسيلۀ وليد بن يزيد بن عبدالملك عزت يافته است؟ ! او حرمت هاى الهى را هتك مى كرد. او كسى بود كه وقتى تصميم گرفت بر بام كعبه شراب بنوشد، قرآن كريم را گشود و چون اين آيۀ شريفه آمد كه وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ؛ «پس طلب فتح كردند و هر جبار و ستيزه جويى نوميد شد» ، قرآن را به كنارى افكند و آن را با تير نشانه رفت و چنين سرود:
    تهددنى بجبّار عنيد
    مرا چون ستمگرى ستيزه جو تهديد مى كنى، آرى، منم ستمگر ستيزه جو. هنگامى كه روز رستخيز پروردگارت آمد، بگو پروردگارا! وليد مرا پاره پاره كرد.


    امضاء



  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    براى پى بردن به جنايات اين مرد و خويشاوندان و اجدادش بايد حافظه تاريخ را گشود كه جز سياهى، چيزى از آنان در خويش ندارد. هيچ چيزى نمى تواند كارهاى زشت آنان را بپوشاند و فقط انسان هاى ابله و ساده لوح از اين شياطين غافل هستند.
    نويسندۀ چيره دست، سيد محمدتقى حكيم، دربارۀ اين احاديث سخنى دارد كه نقلش در اينجا خالى از لطف نيست. او مى گويد:
    ازاين روايت ها استفاده مى شود كه:
    - شمار اميران (خلفا) از دوازده تن - كه همه از قريش هستند- فراتر نمى رود.
    - اين اميران مطابق نص تعيين شده اند و اين مقتضاى تشبيه آنها به
    ص:39
    نقيبان بنى اسرائيل است. خداى متعال دربارۀ آنان مى فرمايد: «به يقين خداوند از بنى اسرائيل پيمان گرفت و ما دوازده نقيب را از ميان آنها مبعوث كرديم
    » .(1)
    - اين روايت ها فرض را بر اين گرفته است كه آنان تا هنگامى كه اسلام باقى باشد يا تا برپايى قيامت، باقى هستند. آن چنان كه مقتضى روايت مسلم است كه مى گويد: «اين امر از ميان نمى رود تا آنكه دوازده خليفه در ميان ايشان بيايند» . روشن تر از آن روايت ديگرى است كه در همان باب آمده است و مى گويد: «اين امر همچنان در ميان قريش مى ماند تا آن هنگامى كه دو تن از مردم باقى باشند» .
    اگر چنين برداشتى درست باشد، جز با مبناى اماميه - دربارۀ تعداد امامان و بقايشان و مورد اشاره قرار گرفتن آنها از سوى پيامبر (ص) - سازگار نيست. همچنين اين برداشت، با حديث ثقلين و بقاى آن دو (قرآن و عترت) تا وارد شدن بر پيامبر (ص) بر سر حوض هماهنگى بسيارى دارد.
    البته درستى اين برداشت موقوف به اين است كه مقصود از باقى ماندن امر در ميان آنها، باقى ماندن امامت و خلافت به استحقاق باشد، نه به سلطۀ ظاهرى؛ زيرا خليفۀ شرعى قدرتش را از خداوند مى گيرد كه در چارچوب قدرت تشريعى است، نه تكوينى. بنابراين اين نوع سلطه، به مقتضاى مأموريت آنان، همچون يك تشريع كننده است و با اين مسئله كه سلطۀ خارجى در دست آنها نباشد و ديگران بر آنها سلطه داشته باشند،


    1- مائده: ١٢ .
    ص:40
    منافاتى ندارد. شايد بتوان گفت كه اگر روايت ها بر اين معنا حمل نگردند، همچنان بى تفسير باقى مى مانند؛ زيرا افراد بى شمارى از قريش به سلطنت ظاهرى دست يافته اند و دولت هايشان نيز منقرض شده و اين در حالى است كه به اتفاق همۀ مسلمانان هيچ نصى بر سلطنت بنى اميه و بنى عباس نداريم.

    امضاء


  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شايان ذكر است كه اين روايت ها پيش از تكميل شمار امامان، در برخى كتاب هاى صحيح و مسند نقل شده است. بنابراين احتمال جعل احاديث پس از تكميل آنان، منتفى است. راويان اين احاديث، اهل سنت و كسانى هستند كه نزد آنها موثق مى باشند. شايد سرگردانى بسيارى از عالمان در توجيه اين احاديث و تلاش براى سازگار ساختن آنها با واقعيت تاريخى، منشأ ناتوانى آنها در تكذيب روايات بوده است. ازاين رو گفته هاى گوناگونى در توجيه و بيان مقصود اين احاديث مشاهده مى كنيم كه به يارى يكديگر آمده اند.
    4. سيوطى پس از نقل سخنان عالمان دربارۀ اين احاديث مشكل، نظر بسيار عجيبى را ارائه مى كند. طبق نظر وى آن دوازده نفر عبارت اند از: چهار تن از خلفاى راشدين، [امام] حسن، معاويه، ابن زبير و عمر بن عبدالعزيز كه در ميان بنى اميه بوده است و مهتدى و ديگرى «الظاهر» است به دليل عدالتى كه داشت. دو فرد ديگر هم، منتظر هستند؛ يكى مهدى است، چون از اهل بيت پيامبر (ص) است و منتظر ديگر را بيان نكرده است. خداى رحمت كند كسى را كه دربارۀ سيوطى گفته است: «او شبانه هيزم گرد مى آورد» .
    ص:41
    امضاء


  5. Top | #24

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    از حديث ثقلين امور مهمى استفاده مى شود كه اگر همۀ امت به آنها اهتمام مى ورزيدند و بر گرد اهل بيت (ع) حلقه مى زدند، از ديگران بى نياز مى شدند. آن امور عبارت اند از:
    ١. قرين بودن عترت پاك پيامبر (ص) با قرآن كريم، اشاره به اين دارد كه حقيقت قرآن نزد آنهاست.
    ٢. تمسك به كتاب و عترت، نجات دهنده و بازدارنده از گمراهى هاست و هيچ يك جاى ديگرى را نمى گيرد.
    ٣. پيشى جستن از عترت، حرام است؛ همان گونه كه دورى جستن از آنها.
    4. عترت از كتاب جدا نمى شود و اين دو، تا روز قيامت باقى هستند.
    اكنون آيا با وجود اين موارد صريح و روشن، دورى از عترت و پيوستن به ديگران درست است؟
    دربارۀ سفارش هاى پيامبر خدا (ص) در حق على و اهل بيت (عليهم السلام) ، به همين سه حديث بسنده مى كنيم و سفارش هاى ديگر همچون حديث «يوم الانذار» و حديث «غدير» را در فرصت ديگرى بيان مى كنيم.
    پس از آشنايى با احاديثى كه بر لزوم پيروى از اهل بيت (عليهم السلام) تأكيد مى ورزند، نوبت به آن مى رسد كه به تعدادى از صحابه و تابعان كه از امام على (ع) پيروى مى كردند و در پرتو هدايت او راه مى جستند، اشاره كنيم. در اين باره تنها به كسانى كه در آن سده همچون پيش گامان تشيع شهرت داشتند -در مبحث آينده- بسنده مى كنيم.
    ص:42
    ص:43


    امضاء


  6. Top | #25

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    شيعه در سخنان مورخان و فرقه شناسان

    واژۀ شيعه پس از روزگار رسول خدا (ص) بر كسانى اطلاق مى شد كه پيرو على و اهل بيتش (عليهم السلام) بودند و به امامت و وصايت آنان اعتقاد داشتند. اين موضوع ميان سخنان مورخان و نويسندگان كه نام برخى از آنها را ذكر مى كنيم، به خوبى مشاهده مى شود:
    ١. مسعودى در حوادث بعد از رحلت پيامبر (ص) نقل مى كند كه «امام على و شيعيانش پس از بيعت با ابوبكر در خانه ماندند» .
    ٢. ابومخنف مى گويد:
    شيعيان در خانۀ سليمان بن صرد، گرد آمدند و از هلاكت معاويه ياد كردند و ما خداوند را از اين بابت ستايش كرديم. او گفت: «معاويه مرد و حسين از مردم بيعت مى گيرد. او به مكه رفته است و شما شيعيان او و پدرش هستيد
    »(1)ى، ص١٢١.


    1- مقتل الإمام الحسين، ابومخنف، صص١5 و ١6.
    ص:44
    ٣. محمد بن خالد برقى (متوفاي٢٧4ه. ق) مى گويد:
    ياران على بر چند قسم هستند: اصحاب، برگزيدگان، اوليا و پس از آن شرطۀ خميس. . . از برگزيدگان، سلمان فارسى، مقداد، ابوذر، عمار، ابوليلى، شبير، ابوسنان، ابوعمره، ابوسعيد خدرى، ابوبرزه، جابربن عبدالله، براء بن عازب و طرفه ازدى بودند
    .(1)
    4. «نوبختى» (متوفاي٣١٣ ه. ق) مى گويد:
    نخستين فرقۀ شيعه، يعنى فرقۀ على بن ابى طالب، كسانى بودند كه در روزگار پيامبر (ص) و پس از وى به اين نام خوانده مى شدند؛ و مشهور بود كه با او همراهند و به امامت وى معتقدند
    .(2)
    5. ابوالحسن اشعرى مى گويد: «ازاين رو به آنان شيعه گفته شده است كه از على پيروى كردند و او را بر ديگر اصحاب پيامبر (ص) مقدم داشتند
    » .(3)
    6. شهرستانى مى گويد: «شيعه، كسانى هستند كه به ويژه از على پيروى كردند و به نص و وصيت، قائل به امامت وى گشتند
    » .(4)
    امضاء


  7. Top | #26

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    ٧. ابن حزم گفته است:
    هر كس با شيعه، در اين باره كه على برترين مردم پس از رسول خدا (ص) مى باشد و او و فرزندانش از ديگران به امامت


    1- الرجال، برقى؛ ر. ك. فهرست ابن النديم، ص٢6٣، با عبارتى نزديك به عبارت برقى.
    2- فرق الشيعۀ، ص١5.
    3- مقالات الإسلاميين، ج١، ص65.
    4- الملل و النحل، ج١، ص١٣١.
    ص:45
    سزاوارترند موافق باشد، شيعه است
    .(1)
    اين مشتى است از خروار و اندكى است از بسيار كه در سخنان مورخان و نويسندگان بيان شده است. همين مقدار اندك شاهدى است بر اينكه گروهى از امت در روزگار پيامبر (ص) و پس از آن تا روزگار خلفا و نيز در زمان هاى بعد، به پيروى از على (ع) مشهور بودند. بنابراين واژۀ شيعه را نخستين بار پيامبر (ص) به كار برد و امت در اين باره از ايشان پيروى كرد.

    امضاء


  8. Top | #27

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اگرچه امام على (ع) ، بنا بر مصالحى، در گرفتن حق خويش تسامح و تساهل ورزيد، ولى اينكه او جانشين به حق پيامبر (ص) است، به صورت يك نظريۀ ثابت اعتقادى درآمد و در وجود مردم جاى گرفت. با گذشت روزگار، بر شمار مؤمنان و پيروان آن حضرت افزوده شد و بسيارى از مسلمانان به گذشتۀ نزديك خويش باز گشتند و دوباره اذهانشان به مواضع پيامبر (ص) درباره امامت على (ع) معطوف شد. همان مطالبى كه پيامبر (ص) گاهى به صراحت و گاهى به كنايه، بر جانشينى على (ع) پس از خود ابراز مى كرد. البته كسانى هم بودند كه از همان ابتدا گرد على (ع) جمع شدند و از وفاداران ايشان در همۀ حوادث محسوب مى شدند.
    تشيع پيوسته در حال گسترش بود و همگام با ورود اسلام به نقاط عالم بين مسلمانان، انتشار مى يافت. اين حقيقت، در خلال كاربست عملى اين جانشينى و در دوران كوتاه حكمرانى امام على (ع) -پس از قتل عثمان بن عفان - استحكام بيشترى يافت و در نتيجه احاديث جانشينى ايشان ميان مردم رواج يافت؛ از سيره و زهد و حكمت ايشان چيزى را دريافتند كه صحت آن منقولات را تأكيد مى كرد و آن اينكه


    1- الفصل فى الملل و النحل، ج٢، ص١١٣.
    ص:46
    على (ع) كسى بود كه براى رهبرى امت و حمايت از قرآن و نشر تعاليم و اصول آن برگزيده شده بود
    .(1)
    امضاء


  9. Top | #28

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بنابراين اگر عنصر اصلى در به كارگيرى واژه شيعه، در وهلۀ نخست پيروى از امام على (ع) پس از پيامبر (ص) در زعامت و وصايت، و در وهلۀ دوم پيروى عملى از فرامين و نواهى باشد، غير منطقى خواهد بود كه بخواهيم براى تكوين اين فرقه، علل اجتماعى، سياسى يا كلامى بتراشيم.
    در اينجا به نام برخى از كسانى كه در گذشته هاى دور و نزديك به دوران پيامبر (ص) ، در زمرۀ شيعيان على (ع) بودند، اشاره مى كنيم. آنها به حق، نخستين كسانى بودند كه مزين به اين نام مبارك شدند و كسى كه جوياى تفصيل باشد، بايد به كتاب هايى كه در اين باره نوشته شده است، مراجعه كند كه در پايان بحث به برخى از اين كتاب ها اشاره خواهيم كرد.


    1- الشيعة بين الأشاعرة و المعتزلة، صص٢٨ و ٢٩.
    ص:47

    امضاء


  10. Top | #29

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    پيش گامان تشيع در روزگار پيامبر (ص)

    براى شناخت پيش گامان تشيع، رجوع به كتاب هايى كه در اين زمينه نوشته شده، خالى از دشوارى و پيچيدگى نيست و ممكن است موضوع به شمارى از مقاصد و مناقشات كشيده شود. در نتيجه ما نام شمارى از صحابيانى را كه به تشيع شهرت داشته و به آن منسوب بودند، در اينجا ذكر مى كنيم:
    ١. عبدالله بن عباس
    ٢. فضل بن عباس
    ٣. عبيدالله بن عباس
    4. قثم بن عباس
    5. عبدالرحمان بن عباس
    6. تمام بن عباس
    ٧. عقيل بن ابى طالب
    ٨. ابوسفيان بن حرث بن عبدالمطلب
    ص:48
    ٩. نوفل بن حرث
    ١٠. عبدالله بن جعفر بن ابى طالب
    ١١. عون بن جعفر
    ١٢. محمد بن جعفر
    ١٣. ربيعۀ بن حرث بن عبدالمطلب
    ١4. طفيل بن حرث
    ١5. مغيرۀ بن نوفل بن حارث
    ١6. عبدالله بن حرث بن نوفل
    ١٧. عبدالله بن ابى سفيان بن حرث
    ١٨. عباس بن ربيعۀ بن حرث
    ١٩. عباس بن عتبۀ بن ابى لهب
    ٢٠. عبدالمطلب بن ربيعۀ بن حرث
    ٢١. جعفر بن ابوسفيان بن حرث
    افرادى كه نام آنها ذكر شد، از سرشناسان بنى هاشم هستند؛ نام شمار ديگرى از شيعيان كه از طايفۀ بنى هاشم نيستند، به اين قرار است:
    ٢٢. سلمان محمدى
    ٢٣. مقداد بن اسود كندى
    ٢4. ابوذر غفارى
    ٢5. عمار بن ياسر
    ٢6. حذيفۀ بن اليمان
    ٢٧. خزيمۀ بن ثابت
    ص:49
    ٩. نوفل بن حرث
    ١٠. عبدالله بن جعفر بن ابى طالب
    ١١. عون بن جعفر
    ١٢. محمد بن جعفر
    ١٣. ربيعۀ بن حرث بن عبدالمطلب
    ١4. طفيل بن حرث
    ١5. مغيرۀ بن نوفل بن حارث
    ١6. عبدالله بن حرث بن نوفل
    ١٧. عبدالله بن ابى سفيان بن حرث
    ١٨. عباس بن ربيعۀ بن حرث
    ١٩. عباس بن عتبۀ بن ابى لهب
    ٢٠. عبدالمطلب بن ربيعۀ بن حرث
    ٢١. جعفر بن ابوسفيان بن حرث
    افرادى كه نام آنها ذكر شد، از سرشناسان بنى هاشم هستند؛ نام شمار ديگرى از شيعيان كه از طايفۀ بنى هاشم نيستند، به اين قرار است:
    ٢٢. سلمان محمدى
    ٢٣. مقداد بن اسود كندى
    ٢4. ابوذر غفارى
    ٢5. عمار بن ياسر
    ٢6. حذيفۀ بن اليمان
    ٢٧. خزيمۀ بن ثابت
    ص:50
    4٩. ابان بن سعيد بن عاص
    5٠. زيد بن صوحان عبدى
    اين پنجاه نفر، صحابه اى هستند كه طبقۀ نخست شيعه را تشكيل مى دهند. كسانى كه مى خواهند با زندگى و چگونگى شيعه شدن اين اصحاب بيشتر آشنا شوند، مى توانند به كتاب هاى رجالى مراجعه كنند، كه البته بايد در اين زمينه بصيرت كافى داشته باشند.
    امضاء


  11. Top | #30

    عنوان کاربر
    همكار انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2010
    شماره عضویت
    10294
    نوشته
    16,677
    صلوات
    626
    دلنوشته
    6
    یا صاحب الصلوات ادرکنی
    تشکر
    13,374
    مورد تشکر
    14,509 در 4,741
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    در پايان، سخنى از «محمد كردعلى» نقل مى كنيم كه در كتاب «خطط الشام» چنين نوشته است:
    شمارى از صحابيان بزرگ در روزگار پيامبر (ص) به دوستى على (ع) شهرت داشتند؛ مانند سلمان فارسى كه مى گفت: «ما با پيامبر (ص) بيعت كرديم كه خيرخواه مسلمانان و دوستدار على (ع) باشيم» . ديگرى ابوسعيد خدرى است كه مى گويد: «مردم به انجام پنج كار فرمان يافتند كه چهارتاى آن را انجام دادند و يكى را وانهادند» . چون از آن چهارتا از وى پرسيدند، گفت: «نماز، زكات، روزۀ ماه رمضان و حج» . پرسيدند آنكه وانهاده شد چه بود؟ گفت: «ولايت على بن ابى طالب» . گفتند: «آيا اين هم در شمار آن چهار واجب بود؟» گفت: «بلى، اين هم مثل آنها واجب بود» .
    از ديگر شيعيان على (ع) ، ابوذر غفارى، عمار بن ياسر، حذيفۀ بن اليمان، ذوالشهادتين خزيمۀ بن ثابت، ابوايوب انصارى، خالد بن سعيد و قيس بن سعد بن عباده بودند
    .(1)


    1- خطط الشام، ج5، ص٢5١.
    ص:51

    امضاء


صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi