در اين ميان سخن قاضى عياض و ابن حجر بسيار عجيب است؛ چون آنها افراد ذكر شده را به ديدۀ كسانى مى نگرند كه اسلام به دست آنها عزت يافته و نيرو گرفته است؛ درحالى كه ميان آنان شخص دائم الخمر و بى بندوبارى چون يزيد بن معاويه وجود دارد كه تارك الصلاۀ هم بوده است. او به اين مقدار هم بسنده نكرد و كعبه را به منجنيق بست و پس از قتل حسين بن على (ع) (فرزندزادۀ پيامبر (ص)) و برادران و فرزندان و بهترين يارانش و به اسارت بردن زنان و فرزندانشان از كربلا به شام، مدت سه روز مال و جان و آبروى مردم مدينه را مباح ساخت. كاش مى دانستيم كه اينان سنت نبوى را با كدام معيار، تفسير مى كنند؟ ! به راستى كه آفتاب حقيقت، دروغ بودن همۀ عقايد و سخنان صريحشان را برملا ساخته و خواهد ساخت!
آيا اسلام به وسيلۀ عبدالملك عزت يافته است؟ ! مگر او نبود كه حجاج را بر عراق گماشت و حَجاج نيز شمار بسيارى از صحابه و تابعان را كشت؛ موضوعى كه بر همه روشن است.(2)
1- فتح البارى فى شرح صحيح البخارى، ج١٣، ص٢١٣؛ نيز ر. ك. تاريخ الخلفاء، ص١١.
2- تاريخ الخلفاء، ص٢5٠ و غيره.
ص:38
چگونه دين به وسيلۀ وليد بن يزيد بن عبدالملك عزت يافته است؟ ! او حرمت هاى الهى را هتك مى كرد. او كسى بود كه وقتى تصميم گرفت بر بام كعبه شراب بنوشد، قرآن كريم را گشود و چون اين آيۀ شريفه آمد كه وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ؛ «پس طلب فتح كردند و هر جبار و ستيزه جويى نوميد شد» ، قرآن را به كنارى افكند و آن را با تير نشانه رفت و چنين سرود:
تهددنى بجبّار عنيد
مرا چون ستمگرى ستيزه جو تهديد مى كنى، آرى، منم ستمگر ستيزه جو. هنگامى كه روز رستخيز پروردگارت آمد، بگو پروردگارا! وليد مرا پاره پاره كرد.



نقل قول
